13 آبان 1358 وقتی گروهی از دانشجویان پیرو خط امام از دیوار سفارت آمریکا بالا میرفتند تا با تسخیر آن، اعتراض خود را به سالها غارت و جنایت ایالات متحده در ایران نشان دهند، شاید فکرش را هم نمیکردند که با حجم عظیمی از اسناد محرمانه مواجه شوند؛ اسنادی که پس از انتشار بیش از 70 جلد کتاب هنوز هم بخش قابل ملاحظهای از آن منتشر نشده است.
آن روز دانشجویان حرکت اعتراضی خود را در روز یکشنبه برنامهریزی کرده بودند تا سفارت آمریکا خالی از کارکنان باشد اما پس از ورود با مأموران اطلاعاتیای مواجه شدند که پر جنب و جوش تر از یک روز کاری در تعطیلات آخر هفته کار میکردند. مأمورانی که هراسان از حضور دانشجویان، اسناد امنیتی را یکی پس از دیگری به دستگاه خردکن میسپردند. حالا دانشجویان نه با یک سفارتخانه بلکه با دفتر مرکزی سازمان اطلاعاتی آمریکا (CIA) در خاورمیانه مواجه بودند؛ جایی که نام آن را لانه جاسوسی گذاشتند.
به فراخور حال و هوای این روزهای دولتمردان کشورمان در بازگشایی خط تهران-واشنگتن و به اقتضای حسن نیت مثال زدنیشان در مواجهه با دولتمردان ایالات متحده نگاهی انداختیم به موضوع رابطه ایران و امریکا در اسناد لانه جاسوسی و اطلاعیههای دانشجویان پیرو خط امام تا شاید چشمهای هیجانزده و دهانهای آب افتاده از مذاکره با آمریکا راه اعتدال در پیش بگیرند!
در این اسناد ایالات متحده پس از انقلاب آن قدر در ایران منزوی شده که حتی بازرگانان ایرانی نیز پاسخ تلفن مأموران سفارت را نمیدهند و آمریکا نگران است، از این تیرگی روابط با ایران؛ اتفاقی که به گفته یکی از مأموران امنیتی CIA «منابع اطلاعاتی خوب آمریکا را از بین برده است»
اطلاعیه افشاگری شماره 16
بسماللهالرحمنالرحیم
آمریکای جنایتکار در ایران چه میکرده است؟ اطلاعات خود را از چه منابعی کسب مینموده است؟ این اطلاعات جاسوسی را در خدمت چه کسانی به کار میگرفته است؟ با افشاگریهایی که در طی انقلاباسلامیایران از ساواک جهنمی شاه خائن صورت گرفت، روشن شد که ساواک اطلاعات و خبرهای خود را از شبکهی منابع و خبرچینها و افرادش که در تمام قسمتهای مختلف مملکتی حضور داشتند دریافت مینموده است.
از آنجایی که ساواک دستپروردهی سازمان CIA بوده است، پیداست که سفارت آمریکا این مرکز جاسوسی سازمان سیا با همکاری ساواک دارای شبکههای جاسوسی و افراد خودی و وابسته و خبرچین و انواع و اقسام منابع خبری بوده است که اطلاعات جاسوسی و خبرهای دست اول را در اسرع وقت به سفارت میرساندهاند. مزدوران خائنی که به طرق مختلف درخدمت بیگانه و برعلیه ملت مسلمان ایران فعالیت میکردند ولی پس از انقلاب در مقابل مشت گره کرده و اراده آهنین خلق رزمنده و انقلابی ما عقب نشستهاند؛ اما هنوز از بین نرفتهاند. سند ذیل نشاندهندهی سردی روابط بین شبکهها و منابع جاسوسی با سفارت است
سند
محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهران
به: واشنگتن
موضوع: از بین رفتن منابع اطلاعاتی سفارت
1- کل مطلب محرمانه است.
2- خلاصه از نتایج تیرهشدن روابط میان ایران و آمریکا مشکلات مربوط به تمایل ایرانیان به ملاقات با کارمندان سفارت آمریکا است. این مشکلات همانطور که در تلگرافهای قبلی گفته شده رو به افزایش است. اصرار در مورد منصوب کردن (کاتلر) به عنوان سفیر آمریکا و اتهامات مداومی که به آمریکا و سازمان سیا در مورد دخالت در امور ایران میزنند ترس ایرانیان را از دیده شدن یا صحبت کردن با کارمندان سفارت به حد زیادی افزایش داده است تا جایی که این موضوع به نابودی زحمات ما در جمعآوری اطلاعات میانجامد.
3- عواقب نامطلوب تیرهشدن روابط ایران و آمریکا خیلی از منابع اطلاعاتی خوب ما را از بین برده است و بیعلاقه بودن عدهای از ایرانیان در برخورد و صحبت کردن با کارمندان سفارت آمریکا را افزایش داده است. این عکسالعملها از زمان تصمیم 17 ماه مه سنای آمریکا(محکومکردن اعدامهای دادگاه انقلاب) شروع شد و سپس با تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا در تاریخ 24 و 26 ماه مه و آنگاه نظرات یزدی دربارهی کاتلر در مطبوعات و حملهی شدید رسانههای گروهی اوج گرفت. این عمل موقعیت ما را بهطور قابل ملاحظهای متزلزل کرده است، حتی بدتر از اوایل انقلاب.
4- یکی از کارمندان قسمت اقتصادی که چهار سال سابقه تجربه کاری دارد میگوید خیلی از ایرانیانی که قبلاً با او در اداره شان قرار ملاقات میگذاشتند و یا تلفنی به تقاضاهایش پاسخ میدادند، حال حداکثر میتوانیم از ایشان تقاضای ملاقات خصوصی و یا مکالمه تلفنی در شب بکنیم.
آنها عموماً از صحبت کردن دربارهی مسائلی که شش یا هشت ماه پیش آزادانه با ما در میان میگذاشتند اکراه دارند. اگرچه تعدادی از آنها به واسطهی روابط گرم با ما خجالت میکشند که قرار ملاقاتهای تجارتی و معمولی را رد کنند. بنابراین مدام آن را به عقب میاندازند. یک کارمند فارسیزبان شرکت نفت که سه سال کارآموزی دیده عیناً مشکلات فوق را در مورد تماسهای زیادی که داشته گزارش میدهد. بعضیها دیگر دسترسی به منابع اطلاعاتی سابق را ندارند و تقریباً تمامی آنها از صحبت کردن با ما اکراه دارند.
5- تمامی کارمندان قسمت سیاسی همین پدیده را مشاهده نمودهاند. در خیلی از موارد منابع اطلاعاتی ما کشور را ترک کردهاند. حتی کسانی که مدت چهار سال دوستی نزدیک با کارمندان بخش سیاسی سفارت داشتهاند علاقهای به ملاقات با این کارمندان نشان نمیدهند؛ گرچه تعدادی از آنان به ملاقات خصوصی با کارمندان سفارت در منازل خود علاقهمندند. البته بعضی افراد هنوز مایل به ادامه ملاقات با کارمندان بخش سیاسی هستند ولی آنها کافی نبوده مضافاً بر اینکه این افراد کسانی نیستند که ما علاقهمند به ملاقات آنان باشیم. کارمندانی هم که مدت زیادتری در تهران بودهاند این واکنش را حتی از دوستان قدیمی خود دیدهاند.
6- کاردار در مورد تعدادی از سفرای قبلی ایران که او سابقاً با آنها در تماس بوده و آنها را میشناخته، میگوید هیچکدام از آنها بعد از برگشتن به ایران با ما تماس نگرفتهاند. یک سفیر بازنشستهی خبره به کارمند ما گفته است که خیلی از همکارانش تماس با سفارت را یک کار خطرناک در جمهوریاسلامیایران تلقی میکنند. باید دید بهجای کسانیکه با ما همکاری داشته و در ماه آینده ایران را ترک خواهند کرد، چه تعداد از ایرانیان با ما همکاری خواهند کرد.
7- تجربیات گذشته در بهدست آوردن اطلاعات از مسایل یهودیهای ایران یکی از بهترین موارد بوده است. ولی وقتی که ما به دنبال پیداکردن چند منبع اطلاعاتی بودیم تا به ما کمک کنند، آنها همگی از عواقب ناشی از تماس با آمریکا که متوجه آنان خواهد بود نگران بودند.
8- بعضی از منابع خبری در تهران اشاره کردهاند به اینکه سوءظن همکاران و دوستانشان نسبت به آنان رو به افزایش است. این حالت مخصوصاً در دانشگاهها به شکل حادّش بروز کرده است. جایی که افراطیون، روشنفکران را از مواضع ضدآمریکایی مورد حمله قرار میدهند. آنطور که یکی از منابع خبری گزارش میدهد حتی کسانی که بیشتر در جریان کار قرار دارند با این موج از بین میروند.
9- شک نیست زمینهای که در جریان این وقایع شکل میگیرد بهدست آوردن اطلاعات مورد نیاز ما را بسیارمشکل میکند؛ گرچه هنوز شرایط به سطح بعضی از کشورهای جهان سوم که آنها روابط کارکنان سفارت و مردم محلی را شدیداً تحت کنترل دارند نرسیده است ولی فشارهای چند هفتهی اخیر، ایران را بهسوی چنان موقعیتی سوق میدهد.
ناس
با توجه به سند بالا که گوشهای از روابط شبکههای جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا را در ایران مورد تأیید قرار میدهد آیا واشنگتننشینان، خصوصاً آقای کارتر، هنوز نمیخواهند باور کنند که اینجا جاسوسخانه بوده است؟
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
آن روز نیز عوامل آمریکایی به دنبال آن بودند تا رابطه ایران و امریکا در زمان حیات حضرت امام خمینی(ره) برقرار شود چرا که در غیر این صورت آن را محال تصور میکردند. مقدم مراغهای از جمله آنان بود؛ کسی که ارتباط ویژهای با سازمان اطلاعاتی آمریکا(CIA) داشت و اصرار میکرد تا دیر نشده و تا امام خمینی در قید حیات است رابطه میان ایران و آمریکا برقرار شود.
اطلاعیه افشاگری شماره 20
تاریخ: 1358/9/17
از ابتدای انقلاب دو جریان در بین نیروهای مطرح شده در جامعه مشخص بود. جریان اول که به انقلاب اسلامی تحت رهبری قاطعانه امام خمینی سخت وفادار بودند و تضعیف رهبری و تفرقه اندازی بین ملت را که یکپارچه به فرمان امام حرکت میکرد، اقدامی ضدانقلابی دانسته و با آن مبارزه میکردند. این گروه خطر عمده را برای انقلاب نه در دیکتاتوری و استبداد و ارتجاع، بلکه در افرادی میدید که هرگز عمق و عظمت انقلاب را درک نکرده و به اسلام به عنوان مکتبی که در هر دوره و زمانی میتواند جوابگوی مشکلات جوامع بشری باشد نمینگریستند.
افرادی که در مقابل فرهنگ و ظاهرفریبنده غرب و به خصوص آمریکا خود را باخته و تسلیم شده و تمام تلاش خود را در جهت حاکم کردن ارزشهای غربی به کار میبردند. این جریان هر چند خود را ملّی ، روشنفکر ، رادیکال و... قلمداد میکند در اصل وابسته به آمریکاست. آمریکا این شیطان بزرگ و دشمن شماره یک ملت ما ، در تمام این بیست و پنج سال که بر ایران حکومت میکرده از این روشنفکران غربزده و خودباخته به عنوان پایگاهی مطمئن استفاده مینموده است و این افراد نیز در بسیاری از موارد در راه خدمت به اجنبی تا حد خیانت به ملت خود، پیش میرفتهاند. از این روست که امام امت، خمینی بزرگ، نوک تیزحملات خود را متوجه این غربزدگانی می کند که به راحتی به ملت خود خیانت میکنند.
جریان دوم که از ابتدا با انقلاب اسلامی ایران مخالفت کرده ، به حرکت ملت اعتماد و اعتقادی نداشته و نوک تیز حمله خود را متوجه امام نموده بودند و در بسیاری موارد به تقویت روز افزون موقعیت روشنفکران غربزده میپرداختند زیرا آنها را نیز در نهایت با خود در یک خط و در مقابل انقلاب و ملت میدانستند. غربزدگان و عوامل آمریکا نیز از این موقعیت برای خدمت به اربابان خود استفاده کرده و با شعارهای تند وتیز و انقلابی هر روز سعی میکردند نیروهای مخالف بیشتری را پشت سر خود جمع کنند.
تجربههای این چند ماهه پس از انقلاب تا حدودی عناصر صادق انقلابی را از عناصر وابسته به امپریالیسم و نوکران آمریکا جدا کرده و چهره آنها را بر ملت آشکار ساخته است.اینک ما چهره آقای “مقدم مراغهای” یکی از این روشنفکران به ظاهر انقلابی را برای ملت مسلمان ایران روشن میکنیم. آقای “مقدم مراغهای” درصدد بوده است که به هر نحو شده پای آمریکای جنایتکار را که عمری در این مملکت به چپاول و غارت مشغول بوده و ملت به بهای خون دهها هزارشهید پای آن را از کشور کوتاه کرده، دوباره برگردانده و برمقدرات ملت حاکم کند.
آقای مراغهای آنچنان دلسوزانه به جاسوسان آمریکا توصیه میکند برای آنکه بتوانند درایران فعالیت کنند، با امام خمینی ملاقات کنند. هرفرد منصفی به خوبی در مییابد که ایشان به جای اینکه در راه منافع ملت خود گام بردارد، درجهت منافع دولت آمریکا خدمت مینماید. متأسفانه این خائن غربزده خود را منتسب به بزرگان دین هم میکند که این گناهش نیز نابخشودنی است.
سند
گزارش ملاقات با رهبر نهضت رادیکال ، مقدم مراغهای
1 - متن کامل
2 - خلاصه: رهبر جنبش رادیکال، مقدم، ضمن تماس با سرپرست دپارتمان، نظرات خود را در مورد مسایل جاری اظهار داشت و خیلی تأکید کرد که کاردار با خمینی تماس بگیرد که او ( خمینی) ایرانیها را متقاعد کند که دولت آمریکا انقلاب ایران را پذیرفته است. تمام
3 - مقدم مراغهای عضو مجلس خبرگان در بررسی قانون اساسی است. با او طی بحثهای گوناگونی که درباره مسایل مختلف در تاریخ سپتامبرداشتهایم، در پاسخ به این سؤال که آمریکا چگونه میتواند روابط خود را با ایران بهبود بخشد، گفت: کاردار آمریکا هر چه زودتر با خمینی تماس بگیرد. مقدم دلواپس به نظر میرسید که: آمریکا از ماه مه هیچ گونه تلاشی برای ملاقات نکرده است و تأکید کرد که مشکلات هر چقدر باشد باید فوراً تقاضای ملاقات بکند.
مقدم اشاره کرد اینکه شما میگویید وقتش نشده، وقت مناسب هیچ وقت دست نخواهد داد چرا که خمینی اکنون پیر است و کاملاًغیرقابل انعطاف. اگر خمینی ناگهان قبل از ملاقات آمریکا با او فوت کند حتی میانهروها که با خمینی کاملاً موافق نیستند آمریکا را مورد انتقاد قرار خواهند داد و خواهند گفت که عدم ملاقات آمریکا با ایشان، عدم پذیرش انقلاب بوده است و خیلیها آمریکا را مقصر مرگ خمینی خواهند دانست.
4 - مقدم درباره وضعیت سیاسی امیدوار بود ، بدون اینکه خوشبین باشد. او احساس میکند که خمینی در حال حاضر از پشتیبانی توده ها برخوردار است و در طول چند هفته گذشته پافشاری زیادی روی جمهوری اسلامی کرده است. او روشنفکرها را از خود دور میکند و به زودی متوجه این اشتباه شده و اوضاع را سر و صورت خواهد داد.
مقدم گفت که خمینی عقیده ولایت فقیه را تأیید میکند ولی معتقد است که فقیه نباید قدرت سیاسی داشته باشد. او می گوید قانون اساسی در 3 یا 4 هفته تمام میشود.
گفت که او با بهشتی در مورد تغییر احتمالی قوانین تصویب شده در پاسخ سؤال پرشت (Precht) صحبت کرده و بهشتی گفته است که در صورت هماهنگ و باثبات نبودن قوانین تصویب شده، آماده است که آنها را دوباره مرور کند. او گفت که بازرگان نیز قبلاً همین تقاضا را ازبهشتی کرده بود. او چندان امیدوار نیست که تغییری در فرم فعلی قانون اساسی داده شود. مقدم فکر نمیکند که با مشکلات فعلی در کردستان وقت مناسب برای رفراندم باشد. اگر متون اصلی، به خصوص شیعه و سنی عوض نشوند اوضاع رفراندم شاید برای دولت، مساعد پیش نرود.
5 - مقدم گفت که خیلیها از( آیت الله ) شریعتمداری به خاطر عدم رهبری انتقاد میکنند در صورتی که این انتقاد نابجاست و خمینی قدرتمندتر از آن است که شریعتمداری فعلاً بتواند با او مقابله کند؛ ولی البته وقتش خواهد رسید. او افزود که آذربایجان مترصد اشاره اوست.
6 - از مقدم درباره احتمال صلح در کردستان سؤال شد ، جواب داد در شرایط فعلی هیچ امکانی برای موفقیت مذاکرات صلح وجود ندارد. اگر دولت چنین اقدامی را شش ماه پیش میکرد امکان داشت ولی اکنون دیر شده است. او هیچ گونه پیشنهادی برای صلح نداشت.
7 - در پایانِ صحبت ، مقدم تأکید کرد که ملاقات کنندگان بیشتری به طور رسمی و غیر رسمی ، مانند رمزی کلارک و ریچارد کاتم ، برای جلب رضایت و قانع کردن ایرانیان در امور مختلف سیاسی به ایران بیایند.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
حالا میتوان با مسئولان آمریکایی دست داد و به آنها لبخند زد، میتوان تابلوهای صداقت آمریکایی را پایین کشید، میتوان شعار مرگ بر آمریکا را حذف کرد اما هیچکدام از این کارها خوی ظالمانه و خود برتربینی ایالات متحده را تغییر نمیدهد. دولتی که 99 کودک ایرانی را در پرواز شماره 655 به خاک و خون کشید با لبخند چند دیپلمات اتوکشیده دگرگون نمیشود.