دکتر حسین روحانی / استاد علومسیاسی دانشگاه اصفهان
از فردای پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، خیل عظیمی از رسانه های شفاهی و مکتوب در داخل و خارج کشور، به فراخور مختصات فکری و یا خویش، وجهه همت خویش را بر روی تنقیح و ایضاح مفهوم اعتدال و تعاریف و تفاسیر مترتب بر آن قرار دادند. ناتوی فرنگی دشمن که علی رغم تبلیغات پردامنه و دود و دم های بسیار نتوانست در هدف استراتژیک و غایی خویش که همانا استقبال سرد قاطبه مردم از فرایند انتخابات بود موفق عمل نماید اینبار سعی نمود با همراهی و همیاری ستون پنجم خویش در ایران- بخوانید روزنامه ها و سایت های زنجیرهای- این تصور را در اذهان عمومی جا بیندازد که تو گویی رای مردم به کاندیدای جریان اعتدال، نوعی دهن کجی به نظام و آرمان های اعلامی و اعمالی آن می باشد.
رسانه های برون مرزی با دعوت از کارشناسان دست چندم و حق العمل کار، تمامی تلاش خویش را به کار بستند تا از طریق متشبث شدن به عملیات روانی و مشاطه گری سیاسی، پیام اصلی انتخابات را که همانا تأیید و تکریم عملکرد انقلاب اسلامی از ناحیه مردم آن هم برای چندین بار متوالی بود به حاشیه برانند و با تأویل من عندی، رای مردم را به نفع اقلیت افراطی مدعی اصلاح طلبی مصادره کنند. جریان موسوم به اصلاح طلبی که ید طولایی در تحریف، تقطیع و قلب واقعیات جامعه ایران دارد و به خوبی از جایگاه نازل و رو به زوال خویش در میان اکثریت مردم ایران آگاه است گریز و گزیری از این ندارد که از طریق متوسل شدن به شانتاژ رسانه ای در داخل و خارج کشور، خود را برنده انتخابات 92 جا بزند و از این رهگذر فضای روانی و عملیاتی لازم را برای سهم خواهی و تحت فشار قرار دادن دولت آقای روحانی فراهم کند.
حاجتی به گفتن نیست که اصلاح طلبان، دولت فعلی را به مثابه سکوی پرتابی جهت فتح کرسیهای مجلس آینده و به تبع آن انتخابات ریاست جمهوری دوره بعدی می بینند و دقیقاً از این روست که علی الدوام سعی در تعریف و تفسیر مفهوم اعتدال آن هم به فراخور فضای گفتمانی و فکری خویش دارند. از منظر رویکرد اصلاحطلبانه، عناصر و دقایق سازنده گفتمان اعتدال در پرتو شناسههایی چون تعامل با آمریکا، پیوستن به قطار اقتصاد جهانی و وانهادن ارزشهای انقلابی و آرمانی تعریف و صورتبندی می شود و تحلیل محتوای روزنامه های زنجیره ای به وضوح مبین و مؤید این امر است که مفهوم اعتدال، پوششی بیش جهت ریشه دواندن ارزش های سکولاریستی و اومانیستی نیست.
گفتمان اعتدال که اصلاح طلبان سعی در تفسیر به رأی آن دارند در قلمروهای گونه گون نمود و جلوه پیدا می کند. در ساحت سیاسی، اصلاحطلبان عزم آن دارند که با غسل تعمید دادن تعامل و همدلی با آمریکا و ترویج سیاست تساهل و تسامح که از دیرباز جزو مولفه های اساسی شان بوده است نیات براندازانه خویش را محقق کنند. در ساحت اقتصادی، تقویت کمی و کیفی طبقه متوسط جدید، تشویق سرمایهگذاری خارجی، حمایت تام و نمام از اقتصاد جهانی و رو آوردن به مدل های اقتصادی غربی، جملگی جزو اهداف نظری و عملی جریان اصلاح طلبی به شمار می آید. در ساحت فرهنگی، بازگشایی خانه سینما، حمایت بی قید و شرط از هنرمندان حامی فتنه سبز، اشاعه و ترویج فیلم فارسی و گستراندن ادبیات پوچ گرایی و لذتگرایی در فضای فکری و فرهنگی جامعه، حمایت تمام قد از آثار منتشره نویسندگان سکولار و دست آخر سیاست غربی سازی فرنگ، هنر و ادبیات جزو اصول لایتخلف و خدشهناپذیر مانیفست اصلاحطلبان به شمار می آید.
محمود سریع القلم از اساتید اصلاحطلب دانشگاه در مصاحبه های متعدد و مکرر خویش با رسانه ها بر این نکته تاکید می ورزد که تنها راه توسعه در ایران، زد و بند با قدرت های جهانی و پذیرفتن بی قید و شرط مناسبات زورگویانه بین المللی است. این استاد دانشگاه شهید بهشتی در سخنانی توهین آمیز خطاب به ملت ایران این سخن را به میان می آورد که مردم ایران به لحاظ فرهنگی و شخصیتی در سطح نازلی قرار دارند و این نخبگان هستند که می باید از طریق اجماع بر سر اصول و مبانی کلان حاکمیتی، شرایط را در جهت ریشه دواندن مدرنیته در ایران هموار کنند.
محمدرضا تاجیک نیز که یکی از عناصر تئوری پرداز جریان اصلاح طلبی به شمار می آید در مصاحبه های خویش بر این نکته اصرار میورزد که دولت اعتدال، دولت گذار به شمار میآید که می تواند به مثابه روزنه ای جهت فعالیت اصلاح طلبان مفید فایده باشد. مدلول این سخن تاجیک بدان معناست که اصلاح طلبان به دولت اعتدال نه به مثابه یک هدف بلکه به عنوان یک ابزار می نگرند. ابزاری که می تواند راه را برای قدرت گیری و برکشیدن اصلاح طلبان در آیندهای نه چندان دور هموار کند. اینکه، فردی چون سید محمد خاتمی، مرتباً و علی الدوام سوژه خبری رسانههای زنجیره ای می شود و این رسانه ها با آب و تاب، آراء او را منتشر می کنند و از این رهگذر سعی در اعمال بر فشار بر دولت و سهم خواهی از کابینه آقای روحانی دارند همه و همه گویای این نکته است که اصلاحطلبان خواب های تیره و تاری برای دولت روحانی دیده اند و مفهوم اعتدال تبدیل به مستمسکی شده است که از طریق آن صدای هر منتقد دلسوزی را که از سر صدق و خیرخواهی، در صدد اصلاح عملکردهای غلط دولت می باشد در نطفه خفه کنند. با برداشتی آزاد از آموزه های رهیافت تحلیل گفتمان، می توان این سخن را به میان آورد که اعتدال به مثابه یک دال تهی است که در گفتمان های مختلف معانی و تعابیر خاص و ویژهای پیدا می کند.
فلذا، با توجه به آشفتگی وسرگشتگی در باب تعریفی مشخص و متعین از مفهوم اعتدال، ضروری و مبرم است شخص رئیس دولت به لحاظ انفسی و آفاقی، گام های جدی و بنیادینی جهت تعریف و تفسیر صحیح و تخلف ناپذیر مفهوم اعتدال بر دارد تا ازاین رهگذر زمینه ها و بسترهای لازم برای برداشتهای انحرافی وناصواب ازمفهوم اعتدال رابخشکاند. گماشتن فردی افراطی به عنوان سرپرست بر راس یکی از وزارتخانه های کلیدی کابینه و رویکردهای افراطی این شخص در عزل و نصب مدیران وزارت علوم و به تبع آن برخی موضع گیری ها و عملکردهای نسنجیده دولتمردان در عرصه سیاست خارجی، همه و همه علائم و سیگنال های هشدار دهنده ای میباشد که می تواند در میان مدت و بلند مدت، ضربات جبران ناپذیری بر پیکره حاکمیتی و حکومتی کشور وارد کند.
بر رئیس جمهور محترم و منتخب فرض است همچون عملکرد درخشان خویش در سالیان گذشته که در برابر فتنه گران و ساختار شکنان قدم علم می کرد این بار نیز، تمامی تلاش خویش را جهت دور نمودن عناصر افراطی ازحلقه اطرافیان خویش به کار بندد و رویکردهای افراطی و ساختار شکنانه را که هراز چند گاهی، خاطر امت حزب الله را می آزارد به انزوا بکشاند. شعار اعتدال، شعار بجا و شایسته و بایسته ای است که می باید حول گرانیگاه اصل مترقی ولایت فقیه تعریف و صورتبندی شود. نمی توان به نام اعتدال، کام افراطیون اصلاح طلب را شاد نمود و با مطرح نمودن ادعاهای درشت و بی مایه ای چون حذف شعار مرگ آمریکا، آب به آسیاب دشمنان نظام ریخت.
تعبیر نرمش قهرمانانه که از جانب مقام معظم رهبری مطرح شد ارتباط وثیقی با مسلمات و محکمات انقلاب اسلامی من جمله سیاست استکبار ستیزی و مبارزه با آمریکای جهان خوار دارد و هر گونه تخلف و تخطی از این اصل خدشه ناپذیر، خیانتی آشکار و نابخشودنی درحق اسلام و مسلمین به شمار می آید. واقع امر این است که نمی توان با سیاست فرار به جلو، قیافه حق به جانب گرفتن و چنگ زدن به استدلالهای مخدوش، آمریکا را سفید نمود و به این فسیل زنده، تنفس مصنوعی داد. گفتمان اعتدال می باید با توشهگیری از عناصر و مولفه های هویتی اسلامی و ایرانی، به مثابه الگویی مطرح شود که شعارهای خویش را در تناظر و هم عنانی بی کم و کاست با مقومات و مسلمات انقلاب اسلامی تعریف کند.