سعدالله زارعی
سخنان دقیق و حکیمانه حضرت امام خامنهای- دامت برکاته- در افتتاحیه اجلاس اخیر «علمای دین و بیداری اسلامی»، ابعاد، رویکردها، فرصتها و خطرات پیش روی جریان بیداری اسلامی منطقه را- در اندازهای که در یک سخنرانی امکانپذیر است- با هوشمندی تمام تبیین فرمودند. ایشان «مرجعیتهای نامطمئن» و «تلاش قارونهای شهوتران» را دو تهدید پیش روی خیزشهای کنونی منطقه برشمردند. این قلم در این یادداشت، به اندازهای که میسر باشد، ابعاد این دو موضوع را مورد اشاره قرار میدهد.
1- خیزشهای اسلامی در منطقه از اعماق اعتقادات دینی مردم برخاسته است. مساجد، نمازهای جمعه، احزاب و گروههای مذهبی، رخدادهای تاریخی که هویت مذهبی داشتهاند، آمال و مطالباتی که جز از مجموعههای دینی به سامان مناسب نمیرسند، رخدادهای پیروزمندانه مهم منطقهای که جز محصول تلاش گروهها و تودههای عمیقا دینی نبوده و چندین مقوله دینی دیگر. اگر کسی نخواهد این حقیقت به روشنی آفتاب را بپذیرد و دنبال «شاخص» برای قبولی باشد میگوییم بسمالله چه شاخصی برجستهتر از نتایج انتخاباتی در سه کشوری که بعد از تحولات اخیر برگزار شده است.
71درصد کرسیهای پارلمان مصر در انتخابات آذر و دی 1390 به جریانات اسلامگرا تعلق گرفت و در تونس اکثریت نسبی کرسیهای پارلمان به جریان اسلامگرای «النهضه» رسید. در لیبی اگرچه اوضاع به سامان روشنی نرسیده است ولی در عین حال اسلامگراها به حدود 40درصد کرسیهای پارلمان دست پیدا کردند کما اینکه در بحرین هم اگر انتخابات واقعی برگزار شود، تقریبا همه کرسیهای پارلمان به احزاب و شخصیتهای دینی میرسد و نیز هیچکس تردید ندارد که انتخاب اول یمنیها «اسلامگراها» هستند.
اما به موازات حرکت جامعه به سمت ارزشهای دینی و شخصیتهای مذهبی، دشمن دست بکار نسخه «بدلی» شد، نسخهای که با زحمت فراوان میتوان برای آن ریشه و سرچشمه تاریخی پیدا کرد. نسخه بدلی از دین و پیامبر آن و یک سربند سرقتی با عبارت «محمد رسولالله» و ریشی بلند دارد و برای آیات فراوانی که در آن روابط مومنین با یکدیگر را به روشنی ترسیم کرده و به رفق با آنان دستور داده است، اهمیتی قایل نیست.
نسخه بدلی دشمن را در درون خانه جستجو میکند و چشم خود را بر حرامیان و دشمنان واقعی بیرونی بسته است. در پاکستان نسخه بدلی چندان کاری به پهپادهای متجاوز و ستونهای زرهی ناتو ندارد و در پشت صحنه با آنان به «نقطه مشترک» هم میرسد کما اینکه اینها حدود دو ماه پیش به همراه حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف و عربستان با سازمان سیا و پنتاگون در دوحه نشستند و توافقات امنیتی امضا کردند.
اما همینها در پاکستان صفوف عزاداران حسینی(ع) در روز عاشورا را تحمل نمیکنند و صدها نفر از برادران دینی خود را به شهادت میرسانند. اینها در سوریه با سازمانهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا، فرانسه، انگلیس، ترکیه، عربستان و قطر به راحتی همکاری میکنند و در واقع به ابزار دست این سازمانها تبدیل میشوند ولی همراهی یک روحانی برجسته- شهید «سعید رمضان البوطی»- با دولت را تحمل نمیکنند و به خود اجازه میدهند او را به همراه 50 انسان بیگناه نمازگزار دیگر با بمب به شهادت برسانند!
و این صحنه در عراق به گونهای دیگر هر روزه تکرار میشود، در لیبی این روند ضمن آنکه استقلال و موجودیت کشور را به خطر انداخته، زندگی را نیز از مردم سلب کرده است و شما میتوانید نمونههای دیگری از آن را در بسیاری از کشورهای مسلمان منطقه مشاهده کنید.
آمریکا و متحدانش با تبلیغات گسترده اصرار دارند که این جریان را متن و اصل اسلام و مسلمانان معرفی کنند و اقدام خود در اعمال فشار و اشغال و محدودیت به جهان اسلام را «ناگزیر» و ضروری جلوه دهند.
2- یک روی سکه تلاش«قارونهای شهوتران» برای لکهدار کردن چهره اسلام و تشدید تقابل و درگیری خونین درجهان اسلام است. بدون هیچ تردیدی برای به وجودآمدن خشونت، خونریزی و کشتار بیگناهان، دستهای جنایتکار و خدانشناسی عوامل مستقیم جنایت کفایت نکرده و به نتیجه نمیرسد، همراه با عوامل کینهتوز، جیبهای پشتیبان هم ضرورت دارد. نقش صاحبان این جیبها از نقش دستهای خونریز با اهمیتتر است چرا که آنکه در نقطه طراحی و تصمیم نشسته، نوعا همان صاحبان جیبهایی است که مستقیما یا بنا به دستور دستهای بالاتر در آنجا حضور دارند.
جنایات همه روزه در سوریه را به عنوان یک سوژه درنظر بگیرید. حقوق یک افسر سوریه با حدود 20 سال سابقه کار چیزی در حدود 600 دلار در ماه است، حقوق متوسط یک نفر از تروریستهای عادی مورد حمایت عربستان، قطر و ترکیه دستکم 1200 دلار در ماه میباشد این در حالی است که به این تروریستها انواعی دیگر از خدمات از قبیل درمان، اسکان در خارج از کشور و گذراندن دورههای تخصصی هم داده میشود و بعد با احتساب همه اینها هزینههای دیگری که برای فعال بودن یک نفر تروریست در سوریه از قبیل مجهز کردن به انواع موشکها، تفنگها و سایر ادوات رزمی و پوششهای گرانقیمت اطلاعاتی و ارائه سرویسهای ویژه مخابراتی- نظیر تلفن ماهوارهای- نیاز است برای هر نفر دستکم 10 برابر مجموع حقوق و هزینههای درمانی و... میباشد حالا شما این عدد را در تعداد تروریستهای مستقر در سوریه- بین 30 تا 50 هزار نفر- ضرب کرده و حاصل آن را در عدد 25 ماه- دوره زمانی فعالیت تروریست ها در سوریه- ضرب کنید ببینید چه عددی میشود؟
خب آیا عناصر تروریست خود این ثروت را دارند که هزینه جنگ با دولت کنند؟ آیا از راههای عادی چنین هزینهای قابل دستیابی است؟ اگر یک محاسبه سرانگشتی داشته باشیم میتوانیم با قاطعیت بگوییم هزینه جنگ در سوریه تاکنون حتما از چند ده میلیارد دلار فراتر رفته است. هیچکس تردید ندارد که دو کشور عرب یعنی عربستان و قطر این هزینهها را میپردازند کما اینکه ملک عبدالله حدود یک سال پیش با صراحت و در یک اظهار نظر رسانهای اعلام کرد که ساقط کردن دولت سوریه اگر به 200 میلیارد دلار هم نیاز داشته باشد من آن را تقبل میکنم و رسانههای قطر به نقل از حمدبن جاسم امیر قطر اعلام کردند که قطر تاکنون بیش از 6 میلیارد دلار به معارضه سوریه کمک کرده است جدا از اینکه میتوانیم این سوال جدی را درباره انگیزههای پادشاهان عربستان و قطر بپرسیم و بطور طبیعی حکم کنیم که سقوط اسد برای کشور کوچک قطر و کشور عربستان سودی در بر ندارد و به ارتقاء موقعیت ژئوپلیتیک یا اقتصادی و یا سیاسی نمیانجامد و تنها به سود آن جبهه متجاوزی است که عربستان و قطر خود را وابسته به آن میدانند، در عین حال میتوانیم با قاطعیت بگوییم هر مسلمانی که در هر نقطهای از جهان اسلام به خاک و خون کشیده میشود، سند گویایی است از جنایات آل سعود و آلثانی چه در عراق باشد، چه در سوریه، بحرین، و یا در لیبی، چه در مصر باشد، چه در پاراچنار، چه در کابل باشد یا در هر جای دیگر که البته برای هر کدام اسناد جداگانهای هم وجود دارد.
اسناد میگویند بعد از امواج اسلامگرایانه منطقهای که رژیمهای وابسته در مصر و تونس را ساقط کرد، رژیمهای عربستان، قطر و اسرائیل بیش از بقیه نگران شدند و این زمزمه در میان آنان شکل گرفت که آنچه مبارک و بن علی را ساقط کرد به سراغ آنان نیز میآید. پس از آن سلسله نشستها و دیدارهایی میان مقامات سیاسی و امنیتی این سه کشور برگزار شد. نتیجه این دیدارها که حتی بعضی از موارد آن توسط روزنامههای سعودی هم منعکس شد این بود که عربستان و قطر سرمایه مالی و رژیم صهیونیستی سرمایه مخابراتی، جاسوسی و مراکز مطالعات استراتژیک خود را پای کار بیاورند و در یک پروسه 2 تا 5 ساله بر این خیزشها مسلط شوند.
اینک پس از حدود دو سال برای نشان دادن اسناد مشکلی وجود ندارد. پولهای قطر در لیبی که مقامات قطری یک سال پیش آن را 4میلیارد دلار اعلام کردند را همه میدانند و همین روزها شاهد تظاهرات علیه امیر قطر در طرابلس بودیم. آمار پولهایی که در مصر هم خرج شده کم و بیش به رسانهها راه یافته است کما اینکه آمار پولهای عربستان در عراق هم در رسانههای این کشور درج شدهاند، فتاوای قرضاوی مفتی قطر و الشیخ مفتی سعودی هم در روی اینترنت وجود دارند که در آنها با صراحت ریختن خون شیعیان را مباح اعلام کردهاند با این وصف این «قارونهای شهوتران» نقش اول را در این جنایات دارند و برای کوبیدن سر مار فتنه باید اول سراغ آنها رفت.
اما در عین حال همانگونه که روز دوشنبه، رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بیداری اسلامی فرمودند: «بیداری اسلامی، مبشر حقایق بزرگتری است که در آینده اتفاق خواهد افتاد» اقدامات مشترک گروههای تروریستی، قارونهای شهوتران و سرویسهای اطلاعاتی قادر نیستند اراده خداوند قاهر متعال در غلبه مومنین بر مستکبرین و منافقین را تغییر دهند یا با تاخیر مواجه نمایند.