نعمت احمدی
روز سهشنبه هفته جاری به مناسبت دهمین سال حماسه دوم خرداد بزرگداشتی در مجتمع ورزشی اریکه ایرانیان برگزار شد، به یقین میگویم که سالن این مجتمع هیچگاه شاهد چنین جمعیتی آنهم از طیفهای مختلف نبود وزرا و نمایندگان سابق و بعضاً فعلی که بر روی زمین نشسته بودند و دایره جمعیت پشت سن سخنرانی که هر لحظه تنگتر میشد و سخنران سیدمحمد خاتمی که در تاریک روشنای نورپردازی سالن مورد هجوم انواع و اقسام دوربین و موبایل دوربیندار قرار گرفته بود. جمعیتی انبوه به دیدار مردی آمده بودند که بعد از ریاست جمهوری چه در داخل و چه در خارج محبوبتر شده است دیگر کسی دوربین و موبایل را از افراد نمیگرفت که مبادا اتفاقی برای سیدمحمد خاتمی بیفتد. در نوشته حاضر بنا دارم حاشیه شنیدههای جلسه را تکرار کنم در حاشیه نشست سهشنبه صحبت از کاندیداتوری خاتمی برای مجلس بود. عدهای باور و حتی تأکید داشتند که باید سیدمحمد خاتمی با توجه به محبوبیت خود برای انتخابات مجلس از تهران کاندید شود و باور داشتند لیستی که رأس آن با نام سیدمحمد خاتمی مزین میشود قطعاً رأی خواهد آورد و با حضور خاتمی در شهرستانها هم اصلاحطلبان انگیزه پیدا خواهند کرد و از هر حوزه انتخابیه چندین نفر اصلاحطلب اسم خواهند نوشت تا اگر با ریزش نیروهای اصلاحطلب در مرحله تأیید صلاحیت روبرو شدیم چند نفری باقیمانده و این چند نفر هم از ابتدا شرط کنند که در حوزه انتخابیه فقط به تعداد نمایندگان مورد نیاز در لیست باقی بمانند و با انتشار اعلامیه سایر افراد تأیید صلاحیت شده به نفع کاندیدای اصلح تأیید صلاحیت شده کنار بروند و با این سناریو با تکیه بر حضور سیدمحمد خاتمی و محبوبیت روبه افزایش هر روزه او فتح مجلس هشتم کاری آسان خواهد بود و با فتح مجلس راهکار اعتدال دولت مهیا خواهد بود هم میتوان با درخواست یک چهارم نمایندگان رییسجمهور را به مجلس فرا خواند و حتی رأی موردنظر استیضاح چه اعضاء دولت چه رییسجمهور فراهم خواهد آمد. متفکرانه به این سناریو گوش دادم عجب به خوبی مهرهها چینش میشوند دیگری وارد بحث شد و گفت این کافی نیست آقای خاتمی با ورود به مجلس کرسی ریاست را به دست خواهد گرفت، حد فاصل شروع مجلس با شروع ریاست جمهوری بعدی یازده ماه میباشد باید آقای خاتمی از ریاست مجلس که با حضور ایشان کمیسیونها تشکیل شده و در واقع مجلس در اختیار نیروهای اصلاحطلب است وقتی مجلس را سروسامان داد خود را مهیای ریاست جمهوری دهم بنماید.
مگر آقای هاشمی رفسنجانی از مجلس به ریاست جمهوری نرفت، آقای ناطق نوری و آقای کروبی هم همین قصد را داشتند اما تفاوت آقای خاتمی با این دو بزرگوار در این است که آقای خاتمی حتماً رأی میآورد مهمتر اینکه همانگونه که در انتخابات مجلس باعث تحرک اصلاحطلبان و آرامش اردوگاه اینان و کسب کرسیهای مجلس شده است. فضای جامعه را هم فضایی متناسب حضور خود در کرسی ریاست جمهوری نموده از جناح اصلاحطلب با حضور آقای خاتمی کسی کاندیدای ریاست جمهوری نخواهد شد و این اردوگاه مقابل است که یک رییسجمهور مشغول به خدمت و چندین کاندیدای تصدی پست ریاست جمهوری را خواهد داشت و حتی بعض از اصولگرایان به این اعتبار که آقای خاتمی کاندیدای ریاست جمهوری شده است وارد عرصه انتخابات خواهند شد تا به زعم خود باعث شکست آقای خاتمی بشوند اما در اصل باعث ریزش آراء آقای احمدینژاد خواهند شد و این بهترین حربه است، ساکت و آرام به تئوریهای خلقالساعه گوش میدهم و بلندگو، تن صدای گیرای خاتمی را در فضای سالن پخش میکند تن صدایی که هوای کرسی ریاست مجلس و تصدی پست ریاست جمهوری را ندارد اگر چه او در جواب خبرنگاری میگوید برای انتخابات پیر است اما سید جوان و پرخروش به احساسات پاک مردمی که او را دوست دارند جواب میدهد. به باور من خاتمی بزرگتر از آن است که او را تا حد یک کاندیدا پایین بیاوریم. گفتهام این نیست که خدای ناکرده پست نمایندگی مجلس یا ریاست آن و یا ریاست جمهوری کوچک است که هر سه پست عناوینی مهم در قوانین ما میباشند رییس مجلس مسوول قوه مقننه است که در رأس امور است و رییسجمهور بعد از مقام رهبری اولین مقام اجرایی مملکت است. اما خاتمی دوم خرداد 1386 دیگر خاتمی دوم خرداد 1376 نمیباشد اما ثمره تعادل انقلاب است او نماد و چهره زیبای امیال و آرزوهای ملتی است که دست خالی انقلاب 22 بهمن را آفریدند و با همدلی حماسه دوم خرداد را، خاتمی از چهاردیواری مرزهای طبیعی کشور گذشته او نه اینکه قاصد و پیامآور ایران است بلکه نماد اسلام در کل جهان میباشد سفرهای خاتمی بعد از ریاست جمهوری به کشورهای خارجی بیش از سفرهای او در دوره ریاست جمهوری است او را دیگر نباید در سیمای رییسجمهور یا رییس مجلس درگیر مسایل اجرایی کرد او ذخیرهایست که حاصل 28 سال انقلاب است. او نه اسطوره است نه لباس تقدس به تن کرده و نه در ورای خط قرمز نشسته است او سیدمحمد خاتمی است که از مسجد اسلامی هامبورگ تا روزنامه کیهان و از روزنامه کیهان تا نمایندگی مجلس و از وزارت فرهنگ تا ریاست کتابخانه ملی را در کارنامه خود دارد او وقتی به ریاست جمهوری رسید میلیونها چشم از خوشحالی گریستند و میلیونها قلب با امیدی تازه به دنیا نگاه کردند. او وقتی کاخ ریاست جمهوری را ترک کرد حتی ساختمانی برای ملاقات دوستان و علاقمندان خود نداشت و آنقدر کم توقع بود که به گفتهای از سعدآباد بیرون آمد. او از صفر شروع کرد و مجموعه باران را پیافکند تا دوباره آسمان را ابری و زمین عطشزده را سیرآب کند اما خود به سان نمادی از آرزو و همت برکنار باشد خاتمی از محدوده جغرافیایی ایران بزرگ و بزرگتر شده است اما به عنوان یک ایرانی مسلمان روحانی، سفیر کشور ایران است که همانند عالیترین مقام رسمی یک کشور از او در دیگر کشورها پذیرایی رسمی میشود. زمانیکه با پاپ بند کیت شانزدهم که به گفتههای خود زخمی بر پیکره اسلام وارد آورده بود رودررو میشود با اینکه میهمان پاپ است از بیان تلخ آن حادثه به عنوان متفکری اسلامی ابا ندارد و کلام او آنچنان گیرا و از دل برآمده است که دوست و دشمن آنرا قبول دارند. خاتمی ماندنی در ذهن مردم و نشانهای متعادل در جهان نسبت به دولتمردان ایرانی است. بگذارید همین جایگاه را داشته باشد. شاید بتوان با حضور خاتمی تناسب کرسیهای مجلس را برهم زد و به اصطلاح مجلسی دیگرگونه ساخت به یقین اگر خاتمی وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری بشود معادله دو دور ریاست جمهوری پیدرپی در ایران را بهم خواهد زد و دوباره بر کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهد زد. اما خاتمی سفیر صلح ایران و اسلام و پشتوانه آرزوها و امیال میلیونها نفر را چگونه میتوان در دو شخصیت، یکی رییس مجلس یا رییسجمهور جستجو کرد. به اعتقاد من خاتمی هنوز موتور محرکه مردم است، این ودیعه الهی را در جاده ریاست مجلس یا ریاست جمهوری منحصر نکنید. خاتمی با گذر از رنجها و مرارتها و گذاشتن از وادیهای پرخطر، امروزه به وادی ایمن بسیاری از مردم تبدیل شده است. بگذارید این درخت سایهگستر همچنان بر بار و برگ خود بیفزاید و سایهگستر شود. بگذارید از ایران هم چهره مقبولی جهانی را تحویل جامعه جهانی بدهیم. بگذارید خاتمی نماد اعتدال ایرانی باشد، بگذارید سفرهای مکرر خاتمی به عنوان فردی فراملی ادامه یابد و در داخل هم کوشش کنیم اعتماد خاتمی را کسب کنیم. وقتی خاتمی از جریان یا گروهی که با روش و منش خاتمی همسو باشد حمایت کند. مردم از این جریان حمایت میکنند. بگذارید تا تمرین تحزّب کنیم حال که احزاب سیاسی به معنای واقعی و مردمی در ایران نداریم، نقش شخصیتها در جریانات عمومی را تمرین کنیم و خاتمی در جایگاهی بنشیند که هماکنون نشسته و شایسته اوست.