* نگاه: اگر به روابط بینالملل نگاهی کلی داشته باشیم و مسائل امنیت ملی را در گستره فراتر و کلیتری طرح کنیم، مطمئناً، با این پرسش روبهرو میشویم که محیط امنیتی جهان پیش از دورۀ جنگ سرد و بعد از آن چه تفاوتهایی با هم داشته، چه روندهایی در آن دوره بوده و اکنون، چه روندهایی در محیط امنیتی نظام بینالملل وجود دارد؟
** دكتر متقي: بسماللهالرحمنالرحیم. شواهد موجود نشان میدهد که فضای سیاست بینالملل در سالهای گذشته بر نمادهایی از امنیتگرایی مبتنی بوده است. امنیتگرایی به منزلۀ ویژگی متمایز روابطی تلقی میشود که با وجود آن، الگوهای اقتصادی و همچنین، شکلبندیهای حقوقی، جایگاه محدودتری پیدا میکنند.
کشورها میکوشند تا اهداف و منافع ملی خود را از طریق ابزارهای نظامی پیگیری کنند. در این زمینه، پایگاههای اطلاعاتیشان را گسترش میدهند، ضمن آنکه از سوی دیگر، شاهدیم که منازعات در عرصههای منطقهای و بینالمللی در ابعاد گسترده پدید میآیند و روندی تصاعدی به خود میگیرند. بدین ترتیب، شکلگیری زمینه به منظور مداخله در عرصههای مختلف بینالمللی برای تأمین منافع ملی از طریق غیرساختاری، غیرنهادی و غیرحقوقی، شاهدی بر امنیتگرایی در سطح بینالمللی است؛ فضایی که در دهۀ 80 وجود داشت. در دوران جنگ سرد، شاهد بودیم که دو قدرت بزرگ جهانی رقابتهای خود را از طریق مسابقۀ تسلیحاتی پیگیری میکردند. هرچند در این دوران، درگیری نظامی شکل نگرفت، اما شواهد نشان میداد که بودجههای نظامی قدرتهای بزرگ افزایش یافت، نیروهای نظامیشان گسترش پیدا کرد و پایگاههای نظامی آنها تحرک و تنوع بیشتری یافت. همچنین، فضای ذهنی و نگاه استراتژیستهای آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بر مجادله، رویارویی و تضاد منافع مبتنی بود. درست مشابه چنین فضایی را ما در سالهای نخستین قرن بیست و یکم شاهدیم و همانگونه که جنگ جهانی اول چهارده سال پس از آغاز قرن بیستم شکل گرفت، جنگ جدید که جلوههای کاملاً توسعهیافتهای از آن جنگ بود، در سالهای اولیه قرن بیست و یکم شکل گرفت و نشان داد که فضا برای فعال شدن تفکر نظامی و همچنین، رویکردهای استراتژیک از سوی قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقهای فراهم شده است. این فضا به گونهای گسترش پیدا کرده که در آمریکا، در میان نامزدهای حزب دموکرات، که برای مشخص شدن چهرۀ نهایی و واقعی رقابت میکنند، ظهور چند فرد نظامی را شاهدیم. امروز، جان کری از اعتبار بسیار بالایی برخوردار است، طوری که در یک نظرسنجی، برای نخستین بار، آرای وی از آرای بوش بیشتر شده است. وی یکی از نظامیان شرکتکننده در جنگ ویتنام است. وسلی کلارک، نامزد دیگر حزب دموکرات، نیز نظامی بوده است. زمانی که محیط بینالملل امنیتی میشود، طبیعی است که نظامیان نقش فراگیرتر و گستردهتری را ایفا میکنند. نماد این امنیت و فضا را میتوانیم در محیط منطقهای و همچنین، در ساختار داخلی ایران مشاهده کنیم. برای نمونه، در انتخابات دورۀ هفتم مجلس شورای اسلامی، نظامیان ایران بیش از هر دورۀ دیگری مشارکت کردند و این نشان میدهد که فضای سیاست داخلی و سیاست خارجی، نه تنها در عرصۀ بینالمللی، بلکه در عرصۀ داخلی و منطقهای نیز از حوزههای غیرامنیتی خارج شده است؛ بنابراین، امروز، نمادهایی از امنیتگرایی را شاهدیم.
* نگاه: با توجه به موضوع بحث، این روند در دورۀ جنگ سرد، پس از آن و قرن بیست و یکم چه تفاوتهایی داشته است؟ آیا میتوانیم وجود فضای امنیتی داخل آمریکا را به کل نظام بینالملل تعمیم دهیم؟
** دكتر متقي: آمریکا یک قدرت بزرگ جهانی محسوب میشود و قدرتهای بزرگ به طور طبیعی، چترهای امنیتی خود را به محیط امنیتی و محیطهای منطقهای مختلف تعمیم میدهند. یکی از ویژگیهای قدرتهای بزرگ و یکی از شاخصهای قدرت مسلط فراهم آوردن شرایطی است که براساس آن بتوانند بر کنش بازیگران تأثیر بگذارند و از همه مهمتر، اینکه بتوانند حوادث منطقهای و بینالمللی را کنترل کنند؛ بنابراین، هنگامی که آمریکا در فضای امنیتی قرار میگیرد، طبیعی است که بتواند چنین نگاه و فضایی را به عرصههای مختلف نظام جهانی و محیطهای منطقهای تعمیم دهد. در شرایط موجود، در عرصهای که آمریکاییان به منزلۀ بازیگر اصلی در آن گام نهادهاند، کشورهای دیگر به صورتهای کاملاً متفاوتی با آن روبهرو میشوند. واکنش برخی از کشورها نسبت به سیاست امنیتی آمریکا مثبت و واکنش برخی نیز منفی و مقابلهجویانه است. هر دوی این واکنشها نشان میدهند که آمریکا توانسته است الگوی خود را به منزلۀ یک گفتمان جدید بینالمللی مطرح کند. گفتمانها زمانی ظهور مییابند که اندیشههای مربوط به آن حوزه را تحت تأثیر قرار دهند. برخی از بازیگران، نگاه حمایتگرانهای نسبت به گفتمان خواهند داشت و برخی دیگر نگاه و رویکردی مقابلهگرایانه خواهند داشت.
* نگاه: با توجه به توان بالای نظامی و تسلیحاتی آمریکا و در مقابل، ضعف نظامی کشورهای دیگر، به ویژه کشورهایی که حالت مقابلهجویانه دارند، آیا ورود کشورهای مقابلهجو در چنین گفتمانی میتواند برای آنها مفید باشد و منافع ملیشان را تأمین کند؟
** دكتر متقي: کشورها ناچارند نسبت به حوادثی که در اطرافشان شکل میگیرد، واکنش نشان دهند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و نمیتواند نسبت به محیط اطراف خود بیتوجه باشد. هنگامی که آمریکاییان در افغانستان درگیر یا نیروهای نظامی آنها در مناطق جنوبی مرزهای ایران مستقر میشوند یا واحدهای عملیاتی لشکر 101 این کشور در عراق به منازعه میپردازند، طبیعی است که واحدهایی همانند ایران به گونۀ اجتنابناپذیری درگیر موضوعی شوند که بخشی از منافع و امنیت آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. به عبارت دیگر، مسائل امنیتی قابل انتقال است و از یک عرصه به عرصۀ دیگر منتقل میشود و به گونۀ اجتنابناپذیری محیطهای اطراف خود را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بنابراین، هنگامی که ما در فضای جغرافیایی یا فضای روانی و امنیتیای قرار داریم که تحت تأثیر مؤلفههای امنیتی ناشی از کنش یک قدرت بزرگ جهانی است، به طور طبیعی، ناچاریم در فضای جدید ایفای نقش کنیم. بدین ترتیب، زمینه برای مشارکت کشورها در فضاهای امنیت منطقهای و بینالمللی فراهم میشود. هنگامی که حادثهای شکل میگیرد، به گونۀ اجتنابناپذیری محیط بینالملل را تحت تأثیر قرار میدهد؛ زیرا، سیاست بینالملل، یعنی تعدیل اهداف و منافع کشورهای متنوع و متفاوت، در یک منطقه متوقف نمیشود.
* نگاه: پس از فروپاشی شوروی با کاهش هزینههای نظامی در کل جهان و منطقه روبهرو میباشیم؛ کاهشی که در دهۀ 90، در کشورهایی، مانند آمریکا نیز وجود داشت و تا 11 سپتامبر نیز ادامه یافت. با توجه به اینکه شما هیچ تفاوتی بین فضای نظامی و امنیتی پیش و پس از جنگ سرد قائل نیستید، روند کاهش هزینههای نظامی را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا امروز نیز ما میتوانیم از ادبیات کنترل تسلیحات یا رقابت تسلیحاتی در حد دوره جنگ سرد سخن بگوییم؟
** دكتر متقي: به نظر بنده، در حال حاضر، شرایط کاملاً مشابه است. امروز هم واژههایی، همانند کنترل تسلیحاتی مطرح میشوند؛ البته، در ادبیات و یک فضای گفتمانی کاملاً متفاوتی. در دوران جنگ سرد، هر قدرت بزرگ جهانی وظیفه داشت تا نیازهای تسلیحاتی و امنیتی متحدان خود را تأمین کند، در حالی که در فضای موجود، یک قدرت بزرگ جهانی وجود دارد که به جای تأمین نیازهای تسلیحاتی، میکوشد تا موازنه و کنترل تسلیحات را به طور همزمان پیگیری کند. باید یادآور شد که کنترل تسلیحات با خلع سلاح کاملاً تفاوت دارد. کنترل تسلیحات بدین معناست که کشورها باید به میزانی از ابزارها و تسلیحات برخوردار شوند که تنها به امنیتسازی آنها کمک کند. اگر شرایطی ایجاد شود که تسلیحات به ظهور بحرانهای جدید منجر شود، میتوانیم به این جمعبندی برسیم که فضا برای توسعۀ گفتمان تسلیحاتی و کنترل تسلیحاتی کاملاً فراهم شده است. به هر حال، در شرایط موجود، ادبیات استراتژی بر کنترل تسلیحات تأکید دارد و فضا امنیتی است. در فضای امنیتی، قدرتهای جهانی درصددند تا فاصلهشان را با بازیگران دیگر کاملاً حفظ کنند. آنها قصد دارند بازیگران دیگر را از رسیدن به ابزارهای بازدارنده منع کنند. شما شرایط پس از جنگ جهانی اول یا دوم را در نظر بگیرید، ببینید که براساس کنفرانس پاریس، چه محدودیتهایی بر آلمان یا امپراتوری عثمانی اعمال شد یا در دوران پس از جنگ دوم جهانی، کشورهای آلمان و ژاپن با چه محدودیتهایی روبهرو شدند. واقعیت این بود که ساختار نظامی آنها با این واقعیت روبهرو شد که نمیتواند در کوتاهمدت، خود را بازسازی کند؛ فضایی که هماکنون، در ارتباط با کشورهایی همانند ایران، سوریه و بسیاری از واحدهای خاورمیانه دیده میشود.
مسئلۀ مربوط به کنترل تسلیحات را میتوانیم در الگویی که آمریکاییان با نام پی.اس.ای(1) مورد پیگیری قرار میدهند، مشاهده کنیم. پی.اس.ای ساختاری بود که در آغاز، بین آمریکا و استرالیا شکل گرفت و پس از آن، توسعه یافت و در شرایط موجود، یازده کشور در آن عضویت دارند. وظیفۀ اصلی این نهاد کنترل کشورهای مختلف از طریق زمین، دریا و هوا برای جلوگیری از ورود تجهیزات و تسلیحاتی است که توان ملی یک کشور را افزایش میدهد. پی.اس.ای نوعی ابتکار امنیتی است که در ارتباط با مسائل مربوط به تکثیر سلاحهای کشتار جمعی مطرح است. بدین ترتیب، همین گفتمان نشاندهندۀ این است که محیط بینالملل امنیتی است؛ قدرتهای بزرگ درصدد محرومسازیاند؛ توان بازدارندۀ کشورهای کوچک را برای خود مخرب تلقی میکنند؛ و از همه مهمتر در تلاشاند تا از ابزارهای نظامی و عملیاتی برای مقابله با کشورهای مختلف استفاده کنند. دیک چنی در 23 ژانویه 2004 گفته است که اصول سیاست دفاعی و امنیتی آمریکا بر این امر قرار دارد که اگر ابتکارات آنها برای کنترل محیطهای بحرانی یا کشورهای بحرانزا به نتیجه نرسد، آنها از ابزارهای نظامی استفاده خواهند کرد. این گفتار دیکچنی درست مشابه بحثی است که رامسفلد با نام Preventive یا عملیات پیشگیرانه مطرح کرد.
* نگاه: به نظر شما، برای کشورهایی که در مقابل این سیستم جدید قرار میگیرند، چه راهحلهایی وجود دارد؟ آیا آنها میتوانند به رقابتی تسلیحاتی وارد شوند یا باید سیستمهایی به صورت سیستمهای ملی منطقهای یا جهانی پدید آورند تا بتوانند از اعمال یک روند امنیتی از بالا به پایین و به صورت تکقطبی جلوگیری کنند؟
** دكتر متقي: بهرهگیری از الگوی موازنهگری بهترین الگو برای ایفای نقش کشورها چه در سطح منطقهای و چه در سطح قدرتهای بزرگ است. در شرایط موجود، کشورها میتوانند بدون اتکا به ابزارهای نظامی حساسیتزا محدودیتهایی را برای سیاست بینالملل ایجاد کنند. تجربۀ آمریکا در عراق نشان داد که ابزارهای نظامی نمیتوانند به منزلۀ پایان استراتژی تلقی شوند. در واقع، این ابزارها چالشهای جدیدی را برای کشورها پدید میآورد که حریم امنیتی آنها را با محدودیت و درگیریهای فزاینده روبهرو میکند. بدین ترتیب، در فضای سیاسی موجود، واحدهای منطقهای از طریق ائتلافسازی میتوانند به مقابله با سیاستهای یکجانبه مبادرت کنند. در فضای موجود، به طور طبیعی، کشورهایی که توان و اندیشۀ لازم را برای ائتلافسازی داشته باشند، میتوانند با هژمونی آمریکا مقابله کنند. به عبارت دیگر، زمانی که ارادۀ ائتلافسازی وجود نداشته باشد و ائتلافی ایجاد نشود، کشورها توانایی برقراری موازنۀ قدرت را با کشور هژمون نخواهند داشت. اکنون، چنین شرایطی در سطح بینالمللی وجود دارد؛ واحدهایی همانند روسیه، چین، آلمان و فرانسه با اینکه در مورد مسائل و موضوعات امنیتی جهان نگاه متفاوتی نسبت به آمریکا دارند، اما هیچگونه تمایلی برای ایجاد ائتلاف علیه سیاستهای آمریکا از خودشان نشان نمیدهند.
* نگاه: آقای دکتر، با توجه به اینکه ائتلافسازی در حوزۀ امنیتی معمولاً، در مقایسه با حوزۀ اقتصادی یا گمرکی مشکلتر است و در حوزۀ نظامی، به مراتب مشکلتر میشود، این کشورها باید در این فضا و گفتمان امنیتی چه رفتاری داشته باشند؟ آیا میتوانند از این فضا و گفتمان خارج شوند و در حوزهای قابل ائتلاف، به چالشهای موجود پاسخ دهند؟
** دكتر متقي: زمانی که فضا و محیط، امنیتی میشود، رفتارهای غیرامنیتی نمیتواند پاسخگو باشد، یعنی امنیت، گفتمان غالب و کنترلکنندۀ حوزههای غیرامنیتی است، به همین دلیل است که ما امنیت را در چهارچوب سیاست اعلا (2) مورد توجه و تحلیل قرار میدهیم، یعنی امنیت در سیاست عالیه قرار میگیرد. بدین ترتیب، هنگامی که فضا امنیتی میشود، گفتمانها ماهیت امنیتی پیدا میکنند و طبیعی است که سیاستها هم ماهیت و کارویژه امنیتی داشته باشند.
* نگاه: با توجه به اینکه امکان شکلگیری ائتلاف در حوزۀ امنیتی وجود ندارد و از طرفی هم، تکتک این کشورها به تنهایی، توانایی پاسخ نظامی لازم را ندارند، کدام استراتژی میتواند عملی و مناسب باشد؟
** دكتر متقي: طبیعی است کشورهایی همانند ایران انگیزۀ ائتلافسازی را داشته باشند، اما این انگیزهها، برای شکلگیری ائتلافسازی کافی نیست و واحدهای سیاسی به موازات انگیزه باید از ابزارهای لازم برای ائتلاف نیز برخوردار باشند. از سوی دیگر، کشورهایی، همانند کشورهای اروپایی، روسیه و چین ابزارهای ائتلافساز دارند، اما انگیزۀ ائتلاف در آنها مشاهده نمیشود. این در حالی است که کشورهایی، همانند جمهوری اسلامی انگیزۀ ائتلاف دارند، اما ابزارهای لازم را برای متقاعدسازی، حتی کشورهای منطقه و جهان اسلام نیز ندارند. در چنین شرایطی، طبیعی است که یک دوران رکود در برابر سیاستهای امنیتی آمریکا پدید خواهد آمد، اما این دوران رکود در درون خود چالشهای نهفتهای ایجاد میکند.
* نگاه: جایگاه رژیمهای امنیتی منطقهای را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا ما میتوانیم براساس همین رژیمهایی که در اطراف خودمان ایجاد میکنیم، از چالشهای امنیتی آمریکا بکاهیم؟
** دكتر متقي: رژیمهای امنیتی را بیشتر خود قدرتهای بزرگ طراحی میکنند. شما در نظر داشته باشید که ما چهار نوع رژیم بینالمللی امنیتی، محیطزیست، اقتصادی و حقوق بشر داریم. رژیمهای بینالمللی، ابزاری برای کنترل کشورهای جهان سوم محسوب میشوند و رژیمهای بینالمللی به منزلۀ نمادی از هماهنگسازی واحدهای در حال توسعه با اهداف قدرتهای بزرگاند. در چنین شرایطی، چارهای جز تلاش برای هنجارسازی در عرصههای امنیتی وجود ندارد، اما چه کسانی میتوانند هنجارساز باشند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت کسانی که قدرت نظامی داشته باشند، هزینههای پژوهشی بپردازند و ادبیات نظامی تولید کنند، کشورهایی که چنین قابلیتها و ابزارهایی داشته باشند، طبیعی است که توان هنجارسازی بیشتری خواهند داشت، اما در وضعیت موجود، کشورهای منطقه فاقد چنین قابلیتهاییاند. به همین دلیل است که رژیمهای بینالمللیای که از سوی قدرتهای بزرگ شکل میگیرند، در فضای روانی و فضای امنیتی کشورهای منطقه تأثیر خواهند گذاشت. تاکنون، ما ظهور و نهادینه شدن رژیمهای امنیتی با ماهیت منطقهای یا ماهیت اسلامی یا ماهیت جهان سومی را شاهد نبودیم. موضوع امنیت موضوعی کاملاً غربی است و کشورهای جهان سوم هنگامی که از امنیت ملی صحبت میکنند، به گونهای ناخودآگاه، گفتمانهای غربی امنیت را در ارتباط با رفتارهای منطقهای و بینالمللی تکرار میکنند.
* نگاه: مسائل امنیتی جهان سوم و جمهوری اسلامی در جای خودشان باقیاند. آنها با تهدیدهای خاص خودشان روبهرو میباشند و به نظر میرسد، باید راهحلی برای این تهدیدهای امنیتی پیدا کرد.
** دكتر متقي: تهدیدهای نرم و تهدیدهای ناشی از رژیمهای بینالمللی اصلیترین تهدیدهایی است که کشورهای جهان سوم با آن روبهرو میباشند. برای نمونه، طی چند سال گذشته، مسئلۀ مربوط به پروتکل الحاقی 2+93 اصلیترین موضوعی بوده که ساختار دفاعی و امنیتی ایران نسبت بدان حساسیت داشته است. ما باید اینها را به عنوان نمادی از رژیمهای امنیتی تلقی کنیم؛ زیرا، عرصۀ مربوط به فعالیتهای تکنیکی و فعالیتهای نظامی ما را کنترل میکند. بدین ترتیب، ممکن است ما در فضای تهدید قرار بگیریم، اما زمانی که رژیمهای بینالمللی مطرح میشوند، به صورت ناخودآگاه، برخی از تهدیدها را نادیده میگیریم و احساس میکنیم که ما هم با بسیاری از کشورهای دیگر نگاه و هنجارهای مشترک امنیتی داریم. این موضوع در یک دورۀ زمانی فضای بیثباتسازی امنیتی را برای کشورها پدید میآورد. در واقع، هرچند ممکن است در مقطع زمانی محدودی، بازتابهای امنیتی چندانی نداشته باشد، اما فضای آینده و فضای امنیتی سالهای بعد کلاً، چنین شرایطی را به منزلۀ یک تهدید درونی، به نمایش میگذارد. اینجاست که به طور طبیعی، طراحی الگوی امنیتی به گونهای همه جانبه امکانپذیر نخواهد بود.
* نگاه: امروز، ایران با تهدیدهای نظامی روبهروست. این کشور تجربۀ هشت سال جنگ با عراق را دارد و در سالهای اخیر نیز، سه جنگ در همسایگی آن رخ داده است. همچنین، این کشور همواره، از سوی رژیم صهیونیستی تهدید میشود. اخیراً نیز، با مجهز شدن اسرائیل به زیردریاییهای هستهای، سواحل جنوبی ایران در تهدید مستقیم این کشور قرار گرفته است. اینها تهدیدهای نظامیاند، نه تهدیدهایی که بگوییم از طریق رژیمهای کنترلی صورت میگیرد. آیا اکنون، ایران برای مقابله با چنین تهدیدهایی، میتواند از گفتمان امنیتی آمریکا استفاده کند یا اینکه در برخورد با چنین چالشهایی باید خرده گفتمان بومی خود را تولید کند؟ به نظر شما، چه راهحلهایی پیش روی ایران قرار دارد؟
** دكتر متقي: طیف تهدیدها متنوع است. همانطور که اشاره کردید برخی از رژیمهای امنیتی بینالمللی به منزله تهدید محسوب میشوند. برخی از تهدیدها در فقدان رژیمهای امنیتی منطقهای، برخی در سیاستهای کشورها و بعضی دیگر در نگرش، تفکر و ادراک آنهاست. برای نمونه، ادراک برخی از کشورهای غربی نسبت به ایران بدبینانه است؛ موضوعی که به صورت اجتنابناپذیری، نوعی تهدید برای ما محسوب میشود. هر چند این کشورها زیردریاییهایشان را علیه ما به کار نگرفتهاند، موشکهایشان را هم علیه ما عملیاتی نکردهاند، اما هنگامی که ذهنیتشان نسبت به ما بدبینانه باشد، نمادهایی از تهدید به گونۀ اجتنابناپذیری پدید میآید؛ بنابراین، همانگونه که امنیت را یک امر ذهنی و نسبی میدانم، تهدید را هم امری ذهنی و نسبی تلقی میکنم. البته، باید یادآور شد تهدیدها جلوههای مختلفی از جمله جلوۀ تصاعدی و گسترش یابنده یا ایستا دارند که برای کاهش آنها باید بر ادراک کشورها تأثیر گذاشت. باید یادآور شد که این تأثیرگذاری سه بعد روانی و گفتمانی، حقوقی و بینالمللی و ابزاری و عملیاتی دارد.
* نگاه: به نظر شما، با توجه به شرایط جمهوری اسلامی ایران، کدام یک از این سه شیوه در مقابل تهدیدهای منطقهای و تهدیدهای بالقوه آمریکا علیه ایران، مناسب است؟
** دكتر متقي: به همان صورتی که نمیشود تهدیدها را از یکدیگر تفکیک کرد، روشهای مقابله با تهدیدها نیز کاملاً به یکدیگر مرتبطاند. هنگامی که با تهدید مرکب روبهرو میباشیم، یعنی چند نوع تهدید منطقهای و بینالمللی هم زمان با یکدیگر در یک مقطع زمانی ظهور مییابند؛ بنابراین، طبیعی است که برای مقابله با آن هم باید هر سه الگوی مدیریت تهدیدها را مورد توجه قرار دهیم.
* نگاه: آیا تأثیر روی ادراکات کشورهای مقابل، به ویژه کشورهای منطقه نیازمند این است که زیاد وارد بحث محیط و فضای امنیتی نشویم؟
** دكتر متقي: به هیچ وجه اینگونه نیست؛ زیرا، آمریکاییان در چهارچوب دیپلماسی عمومی(3) درصددند که بر فضای ذهنی و ادراکی ایرانیان تأثیر بگذارند، در حالی که آنها هم در محیطهای منطقهای ایران حضور دارند و هم در موضوعات سیاسی و امنیتی ایران کاملاً با یکدیگر تأثیر گذارند. توجه کنید، واژههایی که بوش در آغاز سالهای مسیحی 2002 و 2004 به کار گرفت، کاملاً با یکدیگر متفاوت است. در سال 2002، بوش عبارت محور شرارت را به کار گرفت، در حالی که در سخنرانی 21 ماه ژانویه سال 2004، صرفاً یکبار از واژۀ محور شرارت استفاده کرد و آن هم در ارتباط با عراق و صدام حسین بود. هنگامی که بوش در مورد ایران صحبت کرد، در خطاب به مردم ایران واژۀ The Great Nation را به کار برد. این امر نشان میدهد که آنها در حوزۀ گفتاری میکوشند تا در ذهنیت و ادراک جامعۀ ایران تأثیرگذار باشند، تا در میان این مردم به منزلۀ کشوری که تحقیرکننده است، تلقی نشوند، بلکه آمریکا را به منزلۀ یک واحد سیاسی در نظر بگیرند که مطلوبیت و موقعیت ایران را مورد شناسایی قرار میدهد؛ بنابراین، میتوان بر ذهنیتها تأثیرگذار بود، البته، برای چنین اقدامی باید از قابلیتهای ابزاری، انسجام داخلی، استراتژی مدون و منسجم برخوردار باشیم.
* نگاه: از توضیحات شما سپاسگزاریم.