در حالی که در جهان عرب زنان به طور سنتی حضوری کمرنگ در عرصههای اجتماعی دارند زنان الجزایر را در همه جا میتوان دید. آنان راننده اتوبوس و تاکسی هستند، در پمپبنزینها کار میکنند و در رستورانها به عنوان پیشخدمت مشغول فعالیت میشوند.
اگرچه مردان کماکان همه سطوح رسمی قدرت را در قبضه خود دارند و زنان تنها 20 درصد نیروی کار کشور را تشکیل میدهند اما همین میزان دو برابر سهمی است که زنان الجزایری یک دهه پیش از فعالیتهای مولد اجتماعی داشتند و به نظر میرسد آنان بیش از هر زمانی در گذشته به در دست گرفتن ماشین دولت رغبت نشان میدهند.
داهو جیران، سردبیر و ناشر «نقد» که مجلهای اقتصادی اجتماعی است، میگوید: اگر این روند ادامه پیدا کند ما شاهد پدیدهای خواهیم بود که در قالب آن زنان گام به گام مدیریت امور کشور را نیز در دست خواهند گرفت.
این تحولات به ظاهر توجه الجزایریها، که سالهاست روی منازعه بین حزب حاکمی که سعی دارد قدرت را حفظ کند و اسلامگرایی که مترصد دستیابی به قدرت هستند، متمرکز بودهاند را نیز جلب کرده است.
آمارهای منتشر شده پیرامون نقش زنان در جامعه الجزایر خیلیها را شگفتزده کرده اما گمان میرود این شرایط تا حدودی تابع سیستم آموزشی و بازار کار این کشور باشد. مدارک دانشگاهی دیگر مسیر قابل اتکا برای رسیدن به شغلی مناسب یا دستیابی به قدرت مالی تلقی نمیشود و به همین دلیل مردان در گردونه رقابت با زنان جا میمانند و به کارهای غردولتی یا جلای وطن روی میآورند.
هیورا برتس، مورخ و مدیر پروژه آفریقای شمالی گروه بینالمللی بحران میگوید: تحصیلات دانشگاهی بستری مناسب را برای زنان فراهم آورده تا از خانه خارج شوند و نقش پررنگتری در جامعه ایفا کنند. میافزاید: منافع این تحول و مشارکت بیش از آن که در قالب عواید شغلی برای افراد ظاهر شود به همه اجتماع خواهد رسید.
این نسل از زنان الجزایری مذهبیتر از نسل قبلی هستند اما به اعتقاد جامعهشناسان به همان اندازه اجتماعیتر نیز شدهاند. آنان میگویند با حفظ حجاب توانستهاند خود را از پیشداوریها و محدودیتهایی که از سوی مردان به آنها تحمیل شده است، رها سازند. و فی فتحه 44 ساله، اولین راننده اتوبوس زن در الجزیره، پایتخت الجزیره میگوید: هیچکس از من انتقاد نمیکند مخصوصا وقتی میبینند محجبه هستم.
تأثیر این حضور عمیق و گسترده بوده است. در برخی مناطق نرخ زاد و ولد به شکل محسوسی کاهش یافته و به تبع آن تعداد شاگردان کلاسهای مدارس ابتدایی تا نصف کاهش یافته است. زنان ازدواج او به تأخیر میاندازند تا تحصیل را به پایان ببرند. اگر چه بیکاری شایع هم در بالا رفتن سن ازدواج بیتأثیر نبوده است.
در گذشته دختران جوان به طور میانگین در 17 یا 18 سالگی ازدواج میکردند در حالی که امروز میانگین سن ازدواج به 29 افزایش یافته است و در اکثر ازدواجها این مردان هستند که از سطح تحصیلات پایینتری برخوردار هستند.
این مسأله به واقعیت اجتماعی تلخی بدل شده که زنان باید بپذیرند.
خالده رحمان وکیل است. او که 32 ساله است پنج ماه قبل با مردی که نگهبان شبانه محلات است، ازدواج کرد. همسرش دوست برادرش بود که یک روز سروکلهاش به عنوان خواستگار پیدا شد و او بلافاصله جواب مثبت داد. خالده زندگیاش را اینگونه توصیف میکند: هر وقت از او جدا میشوم بهسان یک مرد رفتار میکنم و هر وقت به خانه میرسم وظایف همسریام را انجام میدهیم.
محققان میگویند این تحولات ربطی به مسائل جمعیتی و ترکیب جمعیتی زن و مرد در جامعه الجزایر ندارند. جمعیت زنان تنها اندکی بیشتر از مردان الجزایری است. به واقع اشتیاق زنان به دانش سهمی برابر با مردان علت اصلی بر هم خوردن قواعد قدیمی اجتماع در این کشور است.
مردان جوان الجزایری ترجیح میدهند خیلی زود درس و تحصیل را رها کرده و وارد بازار کار شوند. آنان به کارهای واسطهگری روی میآورند، توان خود را روی خرج از کشور متمرکز میکنند و البته بخشی هم به خیل بیکاران میپیوندند. به این گروه سایهنشینها میگویند. این اصطلاح به کسانی اطلاق میشود که روزها از فرط بیکاری برای گذران زمان در سایه دیوارها ساعات متوالی را سر میکنند. مردم به شکل رو به تزایدی اعتماد خود به دولت را که 5 دهه پیش قدرت را در دست گرفته است از دست میدهند. میزان مشارکت در آخرین انتخابات پارلمانی بسیار اندک بود و 970 هزار رأی سفید و مخدوش که آراء اعتراضی بودند به صندوقها ریخته شد و تنها 3/1 میلیون نفر به نفع دولت کنونی رای دادند.
وقوع اعتراضات آرام و گاه خشونتآمیز در الجزایر امری کاملا متعارف است. مردم از فساد حاکمیت و نابرابریهای اقتصادی ناراضی هستند. در این هنگامه زنان به عنوان نیروی تأثیرگذار بالقوهای برای ایجاد تغییرات اجتماعی ظاهر شدهاند. آنان با حضورشان در ساختار بوروکراتیک کشور و در خیابان نقش قابل توجهی در نوسازی ساختار جامعه ایفا میکنند.