کریم جعفری
جنگ در لبنان تمام شد، اولین جنگی که در آن ارتش لبنان با یک گروه شبه نظامی مسلح درگیر شد و آنچه که پیداست در این راه موفقیتی کسب نکرد. ارتش 70 هزار نفری لبنان در حالی به جنگ 500 شبه نظامی مسلح فتحالاسلام رفت که 50 درصد از توان خود را در مرزهای جنوبی کشور با فلسطین اشغالی متمرکز کرده است، حاصل جنگ برای ارتش نه چندان حرفهای و مجهز لبنان 35 کشته و دهها زخمی بود.
اما اینکه چرا جنگ در اطراف اردوگاه فلسطینی نهرالبارد باید بدینگونه ادامه مییافت و تا این اندازه تلفات برجای میگذاشت، سوالی مبهم است که برای روشن شدن آن باید اندکی به روند حوادث پرداخت. بعدازظهر روز شنبه از بانکی در شهر طرابلس سرقتی صورت میگیرد و دوربینهای مداربسته با رصد شماره خودروی دخیل در دزدی، باعث کشف سریع آن در نزدیکیهای اردوگاه میشوند. آنگونه که منابع لبنانی میگویند پس از نزدیک شدن نیروهای امنیتی به این خودرو، به سمت آنها تیراندازی میشود و سارقان به سرعت به داخل اردوگاه فرار میکنند. در این زمان است که بلافاصله سنیوره به عنوان نخستوزیر به همراه دیگر سران جریان موسوم به 14 مارس به ارتش اختیارات کاملی میدهند که با سرعت و شدت هر چه تمامتر به مقابله با سارقان مسلح! بپردازند. از همین جاست که سوالات متعددی به ذهن متبادر میشود که در ورای حادثه، توطئهای نهفته است. اینکه چرا باید ارتش لبنان به مقابله با چند سارق بپردازد و در کاری که وظیفه پلیس و نهادهای امنیت داخلی است مشارکت کند، نشاندهنده عزم جریان 14 مارس برای خلق حادثهای جدید است.
حسابگری این جریان برای سرکوب گروه فتحالاسلام خیلی زود به جواب منفی خود رسید، این گروه سال گذشته نیز با دادن آدرس غلط به مقامات اسرائیلی جنگ 33 روزه را شروع کرد که نتیجهاش شکست ارتش این رژیم و آغاز بنبست سیاسی در لبنان بود.
با نگاهی به حوادث روی داده در یک سال گذشته راحتتر میتوان حادثه اردوگاه نهرالبارد را توجیه و تفسیر کرد. ابتدا باید گفت دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و فرانسه به صورت مستقیم پشت این حادثه قرار داشتهاند و بسیاری از سران و رهبران عرب نیز به خوبی از آن آگاه بودهاند.
سال گذشته بود که در پی جنگ 33 روزه مشخص شد ارتش لبنان ضعیف است و هیچ توانایی عملیای ندارد و تنها هزاران سرباز وظیفه را زیر پرچم خود جمع کرده است. سنیوره نخستوزیر به بهانه تقویت ارتش لبنان صدها میلیون دلار از خارج کمک گرفت تا بلکه بتواند حاشیه امنیتی برای خود دست و پا کند ولی افسران ارتش لبنان نشان دادند هیچ از تاکتیکهای رزم آگاه نیستند. روز دوشنبه و در دومین روز رسمی درگیری، سنیوره به سرعت از کشورهای عربی خواست تا مهمات و تدارکات جنگی به ارتش لبنان برسانند، اینکه سنیوره امروز درخواست مهمات جنگی میکند هیچ بعید نیست فردا از کشورهای دیگر بخواهد تا نیروی بیشتری به لبنان اعزام کنند. ارسال مهمات و گسیل نیرو میتواند برای فشار به حزبا... لبنان صورت میگیرد، در حالی که همین امر میتواند با درخواست سریع دولت سنیوره از آوارگان فلسطینی برای خلع سلاح، از افراد مسلح در محیط لبنان بکاهد.
ولید جنبلاط، سمیر جعجع و سعدالحریری از سران جریان 14 مارس، سوریه را مقصر اصلی حوادث روی داده در لبنان میدانند و اگر دو اتفاق ذکر شده در بالا رخ دهد، میتوان آن را فشار مضاعف بر سوریه برشمرد که از حامیان اصلی حزبا... لبنان است.
از جانب دیگر گلولهباران شدید اردوگاه آوارگان فلسطینی نهرالبارد که طی آن دهها فلسطینی بیگناه کشته و زخمی شدند، میتواند پیامی باشد بر آغاز اسکان اجباری آوارگان فلسطینی با حمایت آمریکا، اروپا و برخی از کشورهای ثروتمند عربی؛ طرحی که در بوسنی و هرزگوین جواب داد و چندی قبل نیز توسط برخی از کارشناسان اسرائیلی و آمریکایی برای حل نهایی موضوع آوارگان طرح شده بود.
باز هم در خبرهای مربوط به درگیریهای لبنان آمده بود که شبه نظامیان مسلح وابسته به گروه 14 مارس به سرعت خود را به ورودی اردوگاه آوارگان نهرالبارد رساندند و با گشودن آتش به روی افراد عادی و بدون سلاح، تعداد زیادی از آنها را کشته و زخمی کردند. بعید نیست که حادثه اردوگاه آوارگان فلسطینی در شمال لبنان تمرینی باشد برای هماهنگی و میزان آمادگی شبه نظامیان مسلح 14 مارس برای ورود به مرحله بعدی فتنهها در لبنان. چندی پیش دیوید ولش مشاور وزیر امور خارجه آمریکا با سفر به بیروت از دولت سنیوره خواست به هر ترتیب ممکن خود را از شر شبه نظامیان مسلح رها کند.