نویسنده : دکتر سیدرضا میرطاهر
عربستان سعودی در یکی دو سال اخیر رویکرد منطقهای خود را به نحو مشخصی تغییر داده است. هدف عربستان افزایش نفوذ و تأثیرگذاری این کشور در فرایندهای منطقهای و جهت دادن به این تحولات در راستای اهداف و منافع خود بوده است. در این راستا عربستان به دخالت فعال در بحرانهای منطقهای پرداخته و در عین حال به دنبال تشکیل اتحادیه نظامی در سطح کشورهای شورای همکاری خلیجفارس بوده است. همچنین عربستان به شدت به دنبال تقویت توانمندیهای نظامی خود و به ویژه کسب توانمندی هستهای از طریق پاکستان است.
همکاری عربستان و پاکستان
1- دیدار سلمانبن عبدالعزیز ولیعهد و وزیر دفاع عربستانسعودی از پاکستان از رویدادهای مهم در مسیر تحولات جدید در زمینه گسترش دامنه همکاریهای ریاض و اسلامآباد است. سلمانبن عبدالعزیز شنبه 26 بهمن 1392 (15 فوریه2014) سفر سه روزهای را به پاکستان انجام داد. تمرکز این سفر بر افزایش همکاریهای دفاعی و امنیتی میان دو طرف بود. با وجود تکذیب پاکستان، طبق گزارشها هدف ولیعهد و وزیر دفاع عربستان از سفر به پاکستان، امضای یک توافقنامه هستهای است. در واقع سلمانبن عبدالعزیز، درصدد است با استفاده از وابستگی نواز شریف، نخستوزیر پاکستان به ریاض، توافقنامه هستهای میان دوکشور را که از دوره پرویز مشرف رئیسجمهوری پیشین پاکستان به سردی گراییده بود، احیا کند.
عربستان همچنین در تلاش است فناوری هستهای را که بعد از فروپاشی شوروی به پاکستان منتقل شده بود، کسب کند. قرار است یک توافقنامه هستهای تحتپوشش کشاورزی و تجاری بین اسلامآباد و ریاض منعقد شود. بر این اساس عربستان قرار است زمینهای زیادی را در منطقه میانوالی در جنوب ایالت پنجاب اجاره کند و علاوه بر به دست آوردن سنگ سیاه که در پروژههای هستهای مورد استفاده قرار میگیرد، یکسری فعالیتهای هستهای نیز با مشارکت متخصصان پاکستانی انجام دهد. در عین حال وزیر دفاع عربستان در این سفر پروژههای نظامی از قبیل ساخت تانک و غیره را نهایی کرد. سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان اعلام کرد اسلامآباد علاقهمند به فروش تسلیحات به عربستان از جمله جنگنده جی اف- 17 تاندر که به طور مشترک توسط پاکستان و چین تولید میشود و همچنین هواپیماهای آموزشی «موشک» و دیگر تجهیزات نظامی است.
2- در واقع عربستان همزمان با دارا بودن زرادخانه موشکی، به دنبال کسب کلاهکهای هستهای برای آنها است که مسیر کوتاهتری برای دراختیار داشتن توانمندی هستهای محسوب میشود. سابقه پروژههای عربستان سعودی، از جمله برنامه تهیه موشکهای دور برد قادر به حمل کلاهکهای هستهای به چند دهه پیش بازمیگردد. در اواخر دهه ۱۹۸۰، عربستان مخفیانه دهها موشک بالستیک سی اس اس - 2 از چین خرید. بسیاری از کارشناسان اعتقاد داشتند که دقت این موشکها برای استفاده در سلاحهای متعارفی ناکافی است.
این موشکها ۲۰ سال پیش در ارتش عربستان به کار گرفته شد. اخیراً وجود سومین پایگاه مخفی موشکهای بالستیک میانبرد عربستان در حدود ۲۰۰ کیلومتری جنوب غربی ریاض نیز فاش شد. طبق گزارشها، عربستان پایگاه جدیدی را با این موشکها و سکوهای پرتاب آنها مجهز کرده و این موشکها را بهسمت اسرائیل و ایران هدفگیری کرده است. این در حالی است که عربستان سعودی کمکهای مالی سخاوتمندانهای در اختیار صنایع دفاعی پاکستان قرار داده و به گفته کارشناسان غربی، از جمله به آزمایشگاههای ساخت تجهیزات موشکی و هستهای این کشور کمک کرده است. همچنین گزارشهایی درباره تحویل موشکهای بالستیک شاهین (منهای کلاهک هستهای آن ) از سوی پاکستان به عربستان سعودی درز کرده است. این گزارشها هنوز تأیید نشده، اما در صورت صحت به آن معناست که توانایی استقرار سلاحهای اتمی در خاک عربستان وجود دارد و عربستان میتواند با سرعتی بیش از آنچه برخی تحلیلگران قبلاً تصور میکردند، کلاهکها را بر یک سیستم موشکی کارآمد و مدرن سوار کند.
در مورد جدی بودن تهدید عربستان به استفاده از توافق هستهای خود با پاکستان، به گفته برخی کارشناسان ارشد غربی «سعودیها درباره ایران و موضوعات هستهای کاملاً جدی حرف میزنند. آنها سر این مسئله بلوف نمیزنند.»
3- تمام شواهد و گزارشها از تلاش جدی عربستان سعودی برای کسب و تجهیز خود به سلاحهای هستهای به ویژه کلاهکهای هستهای که قادر به نصب روی موشکهای سی اس اس - 2 باشند حکایت دارد. هدف عربستان از چنین اقدامی به گمان خود کسب یک نیروی بازدارنده قدرتمند در برابر ایران و دستیابی به همپایگی استراتژیک در قبال ایران است. با اینکه جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده اقدامات هستهای آن صرفاً در راستای اهداف صلحآمیز است و حتی به اذعان آژانس بینالمللی انرژی اتمی انحرافی در فعالیتهای هستهای ایران به سمت اهداف نظامی مشاهده نشده است، اما رژیم سعودی با بدگمانی تمام تحولات هستهای ایران را دنبال کرده و بسیار بدان مشکوک است. به نظر میرسد با توجه به این ملاحظات، فعالیتهای موشکی سعودیها و محل استقرار سایتهای موشکی آنها با دقت رصد شده و آمادگی کافی برای مقابله با آنها در صورت وقوع هرگونه درگیری احتمالی در خلیجفارس ایجاد گردد.
عربستان به دنبال ایجاد اتحادیه همکاری خلیجفارس
1- عربستان اولین بار در سال 2011 با ادعای مقابله با چالشهای منطقهای و تهدیدهای فرارو، پیشنهاد تبدیل شورای همکاری خلیجفارس به اتحادیه همکاری را به اعضای این شورا داد. این پیشنهاد ملک عبدالله پادشاه عربستان، بار دیگر در نشست سران شورای همکاری خلیجفارس در ریاض مطرح شد و سعودیها خواستار افزایش سطح ارتباط اعضای شورای همکاری خلیج فارس، از همکاری به اتحاد شدند. در واقع مقامات سعودی ضرورتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه را مورد نظر قرار داده و بر این امر اصرار میکنند که باید شورای همکاری از مرحله همکاری به مرحله اتحاد پیش برود. براساس این طرح شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس دارای وزارت خارجه، وزارت دفاع و وزارت نفت مشترک خواهند شد و به گونهای هماهنگ در این زمینه عمل میکنند.
2- به نظر میرسد عربستان سعودی تلاش میکند از راه اتحاد، توان نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس و سیاست خارجی آنها را تحتتأثیر خود قرار دهد. از این منظر سیاست دفاعی و خارجی اعضا باید با هم هماهنگ گردد. به عبارت دیگر عربستان سعودی میخواهد از سوی شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس سخن بگوید و با توجه به سخنگویی از جانب این شش کشور، جایگاه بالایی را در معادلات منطقهای برای خود رقم زند. به نظر میرسد افزایش تنشها در خلیج فارس و همچنین تلاش عربستان برای کسب موقعیت رهبری کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس موجب شده تا ریاض تلاش کند تا با ارتقای شورای همکاری خلیجفارس به یک اتحاد، جایگاه بهتری در منطقه به دست آورد. عمان و قطر با این ایده به شدت مخالفت کردند. امارات متحده عربی درباره این پیشنهاد ابراز تردید کرد. با این وجود، کویت و بحرین از پیشنهاد تشکیل این اتحادیه حمایت کردند. شش کشور، عربستان، امارات، قطر، کویت، عمان و بحرین عضو شورای همکاری خلیجفارس هستند.
عربستان و نیروی نظامی مشترک
1- پس از شکست طرح عربستان برای تبدیل شورای همکاری خلیجفارس به اتحادیه و پیگیری طرح جدید ریاض برای تشکیل نیروی مشترک این شورا، منابع عربی اعلام کردند، عربستان فرماندهی این نیروها را بر عهده گرفته است. پس از فشارهای عربستان بر شورای همکاری خلیجفارس برای تشکیل نیروی نظامی مشترک، این شورا با پذیرش ریاست عربستان بر این نیرو، موافقت کرد تشکیلات این نهاد نظامی نیز در ریاض پایتخت عربستان مستقر شود. هرچند هنوز از تعداد نیروهای هر کشور شورای همکاری خلیجفارس در این نهاد نظامی و چگونگی کارکرد آن خبری منتشر نشده است اما گزارشها حاکی از آن است که پس از تصویب طرح پیشنهادی عربستان درباره تشکیل نیروی نظامی مشترک بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس در نشست 20 آذر 1392(11 دسامبر2013) این شورا در کویت، فرماندهی این نیروها در اختیار ریاض قرارگرفته است. مسئله ریاست عربستان بر نیروی نظامی مشترک شورای همکاری خلیج فارس درحالی صورت گرفت که شاهزاده «متعببن عبدالله» فرمانده گارد ملی و فرزند پادشاه عربستان چندی پیش اعلام کرده بود ریاض در حال بررسی تشکیل یک ارتش ۱۰۰ هزار نفری با مشارکت کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس است.
2- عربستان پس از شکست طرح تبدیل شورای همکاری خلیجفارس به اتحادیه در نشست اخیر کویت، با هدف دخالت و نفوذ بیشتر در امور این شورا، طرح تشکیل نیروی نظامی با مشارکت کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس را در دستور کار خود قرار داد. تلاش برای تشکیل نیروی مشترک نظامی منطقهای ازسوی عربستان درحالی پیگیری میشود که نیروی مشترک «سپر جزیره» که پیش از این به عنوان نیرویی برای حمایت از کشورهای عربی حوزه خلیجفارس در مقابل تهدیدهای خارجی تشکیل شده بود، درحال حاضر با حضور گسترده نظامیان عربستانی در بحرین، سرگرم سرکوب تظاهرات مسالمتآمیز مردم این کشور است.
شورای همکاری خلیج فارس که در سال 1981 تشکیل شد تا سال 2011 عملکرد خاصی نداشت و بیشتر نهادی تشریفاتی بود، اما در سال 2011 عربستان با هدف دخالت در بحرین و سرکوب اعتراضهای ضدحکومتی و به بهانه طرح سپر جزیره، به بحرین لشکرکشی کرد، درحالی که طرح سپر جزیره برای مقابله با تهدیدهای خارجی تشکیل شده و بحرین درگیر اعتراضهای داخلی است. در این شرایط به نظر میرسد ریاض با توجه به گسترش اعتراضات داخلی و منطقهای سعی دارد به بهانه تشکیل نیروی نظامی مشترک و فرماندهی این نیرو، ضمن آمادگی برای رویارویی با قیامهای مردمی در منطقه، دخالت نظامی خود در کشورهای کوچک عضو شورای همکاری خلیجفارس از جمله بحرین را مشروع جلوه دهد.
جمعبندی:
1- به نظر میرسد عربستان سعودی شرایط کنونی منطقه را یک فرصت تاریخی برای دستیابی به برتری در خاورمیانه میداند و بنا بر تصور کسانی مانند بندربن سلطان رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان، موقعیت فعلی ایران که تحت فشار تحریمها قرار دارد و تحولات مصر به ویژه خارج شدن اخوانالمسلمین از گردونه حکومت در مصر، چنین فرصتی را به عربستان داده است. رفتار پرخاشگرانه و سیاست بیثباتساز عربستان نشانگر آن است که این کشور به دنبال ایجاد بیثباتی فراگیر از عراق گرفته تا سوریه و لبنان است. رهبران سعودی از این هراس دارند که در صورت نوعی توافق هستهای بین غرب و ایران، ضمن افزایش قدرت و نفوذ منطقهای ایران، متحدان منطقهای ایران از رژیم سوریه گرفته تا گروههایی مثل حزبالله لبنان تقویت شوند. برخی از مقامات عربستان حتی در مصاحبههای علنی خود چنین نگرانی را بیان کرده و میگویند بهبود مناسبات بین تهران و واشنگتن ممکن است به قیمت تضعیف کشورهای عربی و به خصوص کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تمام شود.
2- در واقع سیاست خصمانه عربستان نسبت به ایران به خصوص بعد از تحولات منطقه و انقلابهای عربی سال 2011، تشدید شده است. انقلابهای عربی، ریاض را در وضعیتی چالشی قرار داد و این کشور در وضعیتی قرار گرفت که بیم سرایت اعتراضات به داخل مرزهایش میرفت. با این حال، تحولات یک سال اخیر در کشورهایی مانند مصر و تضعیف وضعیت اخوانالمسلمین و وجود فرصت مناسب برای مداخله در سوریه، لبنان و عراق از طریق گروههای تروریستی تکفیری، عربستان را یک بار دیگر وارد متن تحولات خاورمیانه کرد. عربستان در کشوری مانند سوریه به شدت فعال شد و ظرفیت نفوذ خود بر گروههای سلفی را به نحوی کمسابقه در خدمت اثرگذاری بر تحولات خاورمیانه گذاشت. چنین روندی منجر به این شد که ریاض دستور کار علنی کردن رویارویی با ایران و گسترش نفوذ خود را در پیش بگیرد. در این راستا اقداماتی مانند فرماندهی نیروی مشترک نظامی شورای همکاری خلیجفارس، گسترش دخالت در کشورهای منطقه به ویژه سوریه و عراق، خریدهای نظامی هنگفت دهها میلیارد دلاری و نیز پیشنهاد ناکام تشکیل اتحادیه همکاری خلیجفارس از سوی عربستان صورت گرفته است.