تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۶۵۱۸
برخورد با اسلام‌گرایان

پاشنه آشیل سیاست خارجی آمریکا


جان ال.اسپوزیتو/ مترجم: ابوذر رفیعی قهساره

همچنان که اهمیت احزاب اسلام‌گرا در سرتاسر جهان در حال افزایش است، سیاستگذاران بایستی بیاموزند که بین گروه‌های مختلف تمایز بگذارند و رهیافت‌های متفاوتی برای سیاستگذاری در قبال گروه‌های متفاوت اتخاذ کنند. (این امر نیازمند فهمی عمیق‌تر از عوامل برانگیزاننده و آگاهی‌‌دهنده گروه‌های اسلام‌گرا و حمایت‌هایی است که آنها دریافت می‌کنند.) همچنین شامل شناخت طرقی می‌شود که برخی از سیاست‌های آمریکا به طور ناخواسته باعث تقویت جنبش‌های اسلام‌گرای رادیکال و افراطی می‌شود در حالی که جذب جمعیت مسلمان به گروه‌های میانه‌رو را تضعیف می‌کند. این امر همچنین نیازمند اراده سیاسی برای اتخاذ رهیافت‌های مداخله و مذاکره است. این مساله به ویژه در جاهایی که اسلام سیاسی دارای ریشه‌های به مراتب عمیق‌تری از صرف ضدیت با آمریکاست و همچنین در جاهایی که اسلام سیاسی به شیوه‌هایی غیرخشونت‌آمیز و دموکراتیک تجلی یافته اهمیت می‌یابد. پیروزی حیرت‌آور حماس در رقابت انتخاباتی فلسطین و شیعیان در عراق، ظهور اخوان‌المسلمین در مصر به عنوان یک گروه مخالف پارلمانی و جنگ اسرائیل با حماس و حزب‌الله در بطن مسائلی چون دموکراسی، تروریسم و صلح در خاورمیانه قرار می‌گیرد.

به رغم پیروزی حماس در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک، ایالات متحده و اروپا از به رسمیت شناختن و حمایت کامل این حزب خودداری کردند. در روابط بین غرب و جهان اسلام، عباراتی نظیر برخورد تمدن‌ها یا برخورد فرهنگ‌ها، بارها تکرار شده‌اند، همچنان که این اتهام که اسلام و دموکراسی با هم ناسازگارند یا اینکه اسلام، دینی نظامی و خشونت‌طلب است مکررا مطرح می‌شوند. اما آیا مساله اصلی مذهب و فرهنگ است یا سیاست؟ آیا علت اصلی رادیکالیسم و غرب‌ستیزی مخصوصا آمریکاستیزی، الهیات افراطی است یا اینکه این امر نتیجه سیاست‌های بسیاری از حکومت‌های غربی و اسلامی است؟ یک مطالعه جهانی که اخیرا توسط موسسه کالوپ صورت گرفته به طور قاطع عامل دومی را تایید می‌کند. این نظرسنجی ما را به فراتر رفتن از تحلیل‌های متناقض متخصصان و برداشت‌های گزینشی از جوامع عرب قادر می‌سازد. این نظرسنجی‌ به ما امکان می‌دهد تا به خواست‌های یک میلیارد مسلمان از مراکش تا اندونزی گوش دهیم و به ما نشان می‌دهد که سیاست‌های آمریکا و نه ارزش‌ها، عامل اصلی خشم جهان عرب و اسلام است.

اسلام سیاسی: برگه رای یا گلوله؟

تاریخ آشکار می‌سازد که اسلام سیاسی هم دارای گروه‌های افراطی و هم‌ دارای گروه‌های میانه‌رو است. در یک طرف، افغانستان، طالبان و اسامه بن‌ لادن و القاعده به علاوه تروریست‌هایی که از مراکش تا اندونزی در کشورهای اسلامی پراکنده‌اند، قرار دارند که از یک اسلام انقلابی مبتنی بر خشونت و ترور حمایت می‌کنند و در سوی دیگر، بسیاری از جنبش‌های سیاسی و اجتماعی اسلام‌گرا در سرتاسر جهان اسلام قرار دارند که در چارچوب نظام سیاسی مشغول به فعالیت هستند. از اواخر قرن بیستم کاندیداهای انتخاباتی و احزاب سیاسی دارای تمایلات اسلامی در الجزایر، تونس، مراکش، مصر، لبنان، ترکیه، اردن، کویت، بحرین، پاکستان، مالزی و اندونزی به جای گلوله، برگه رای را انتخاب کرده‌اند. آنها به گونه‌ای موفقیت‌آمیز با سایرین رقابت کردند و کرسی‌های شهرداری و پارلمان را به دست آورده‌اند، در کابینه دولت‌ها عضویت یافتند و موقعیت‌ها و پست‌های عالی نظیر نخست‌وزیری ترکیه و عراق و ریاست جمهوری اندونزی را به دست آورده‌اند. انتخاباتی که از اواخر سال 2001 به بعد در کشورهایی نظیر پاکستان، ترکیه، بحرین و مراکش و همچنین فلسطین، عراق، کویت، عربستان سعودی و مصر برگزار شد، اهمیت نقش اسلام در سیاست‌های کشورهای اسلامی در قرن بیست و یکم را تقویت کرده است. در  مواجهه با اسلام سیاسی میانه‌رو یا افراطی، سیاستگذاران نیازمند فهمی بهتر در مورد این هستند که اکثریت جهان اسلام چگونه به جهان می‌نگرند. به ویژه اینکه نظرشان در مورد ایالات متحده چیست. این سوال که «چرا آنها از ما متنفرند؟» بلافاصله پس از حوادث 11 سپتامبر و به وقوع پیوستن حملات تروریستی متعاقب آن و رشد شگفت‌انگیز آمریکا ستیزی مطرح شد. یک پاسخ رایج به این سوال که از سوی برخی از سیاستمداران و کارشناسان داده شد این بود که «آنها از شیوه زندگی ما، آزادی ما، دموکراسی و موفقیت ما متنفرند.» با توجه به گستردگی آمریکا ستیزی که نه فقط در میان افراطیون بلکه همچنین در میان اکثریت عظیمی از میانه‌روها در جهان اسلام (و در واقع در کل جهان) وجود دارد پاسخ بالا راضی‌کننده نیست. هر چند در جهان اسلام نارضایتی‌ها و دردهای مشترک بسیاری وجود دارد، اما آیا افراطیون و میانه‌روها در طرز فکر و تلقی‌شان نسبت به غرب تفاوت‌هایی دارند؟ با تمرکز بر روی طرز فکر و تلقی افرادی که دیدگاه افراطی دارند و مقایسه آن با دیدگاه اکثریت میانه‌رو نتایج شگفت‌انگیزی به دست خواهد آمد. هنگامی که از آنها سوال شده که آنها چه چیزهایی از جهان غرب را بیشتر تحسین می‌کنند، هم افراطیون و هم میانه‌روها به طور مشابه سه گزینه زیر را در صدر انتخاب‌هایشان قرار داده‌اند: 1) تکنولوژی 2) نظام ارزشی غرب، سختکوشی، مسوولیت‌پذیری، حکومت قانون، همکاری و 3) نظام سیاسی عادلانه‌اش، دموکراسی، احترام به حقوق بشر، آزادی میان و برابری جنسیتی. درصد بسیار بالاتری از کسانی که احتمال افراطی شدن آنها می‌رود نسبت به میانه‌روها (50 درصد در مقابل 35 درصد) معتقدند که «حرکت به سوی دموکراسی حکومتی» پیشرفت در جهان عرب را تسریع خواهد کرد، این افراد حتی بیشتر از میانه‌روها (58 درصد در مقابل 45) معتقدند که ملت‌های عربی- اسلامی مایل به داشتن روابط بهتر با غرب هستند. در حالی که بسیاری معتقدند علت آمریکا ستیزی یک تنفر بنیادی از غرب و تفاوت‌های عمیق مذهبی و فرهنگی بین غرب و شرق است، اطلاعات و داده‌های بالا خلاف این را نشان می‌دهد. به علاوه، ارزیابی مسلمانان از کشورهای غربی به طور منفرد نشان می‌دهد که مسلمانان، همه کشورهای غربی را به یک دیده نگاه نمی‌کنند. عقاید نامطلوب در مورد ایالات متحده و بریتانیا مانع از ایجاد طرز تلقی و نگرش مثبت به سایر کشورهای غربی نظیر فرانسه یا آلمان نشده است.

استثنا در روند ترویج دموکراسی

علت اصلی طرز تلقی و دیدگاه نامطلوب نسبت به ایالات متحده چیست؟ یک عامل اصلی آن چیزی است که از آن تحت عنوان «استانداردهای دوگانه» ایالات متحده در پیشبرد و ترویج دموکراسی یاد می‌شود. عناصر کلیدی این مفهوم شامل سابقه طولانی آمریکا در حمایت از رژیم‌های خودکامه در جهان عرب و اسلام و عدم تلاش برای پیشبرد دموکراسی در این کشورها، همانند سایر کشورهای جهان پس از سقوط اتحاد شوروی است. بنابراین، هنگامی که سلاح‌های کشتار جمعی در عراق یافت نشد، هیات حاکمه آمریکا گستاخانه اعلام کرد که حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام حسین با هدف آوردن دموکراسی به خاورمیانه طراحی شده بود. ریچارد هاس، مقام ارشد در وزارت خارجه آمریکا در دولت جورج دبلیو بوش در یک سخنرانی مهم اعتراف کرد، هم دولت‌های دموکرات و هم دولت‌های جمهوریخواه در آمریکا آنچه را که او «استثنا قائل شدن در روند ترویج دموکراسی» می‌نامد در جهان اسلام اعمال کرده‌اند: یعنی اهمیت فرعی و ثانوی داشتن دموکراسی نسبت به سایر منافع ایالات متحده نظیر دستیابی به نفت، مهار اتحاد شوروی و پرداختن به نزاع اعراب اسرائیل. در حالی که گسترش دموکراسی هدف اعلام شده ایالات متحده بوده، اکثریت افرادی که به وسیله نظرسنجی گالوپ مورد پرسش قرار گرفته‌اند معتقد نیستند که ایالات متحده به طور جدی در پی ایجاد نظام‌های دموکراتیک در منطقه است. برای مثال فقط 24 درصد در مصر و اردن و تنها 16 درصد در ترکیه موافقند که ایالات متحده به طور جدی در پی ایجاد نظام‌های دموکراتیک در منطقه است.

ایالات متحده پس از غزه و لبنان

تصور و درک مسلمانان از نقش و مسوولیت ایالات متحده در قبال جنگ‌های اسرائیل در غزه و لبنان بایستی در چارچوب وسیع و گسترده جهان اسلام و غرب نگریسته شود. نظرسنجی جهانی گالوپ نشان می‌دهد که از شمال آفریقا تا جنوب شرقی آسیا اکثریت عظیمی از افراد (95- 91درصد) معتقدند که رفتار ایالات متحده قابل اعتماد و دوستانه نیست و آمریکا با سایر کشورها به گونه‌ای محترمانه رفتار نمی کند. همچنین این کشور به وضعیت حقوق بشر در سایر کشورها توجهی ندارد؛ (80 درصد). جهت‌گیری‌ها و واکنش‌های ایالات متحده در قبال مسائل غزه و لبنان هم اعتبار رئیس‌جمهور و هم اعتبار جنگ علیه تروریسم را به شدت کاهش داد. حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از اسرائیل این کشور را از نگاه بسیاری به شریک اسرائیل، نه فقط در عملیات نظامی علیه حماس و حزب‌الله، بلکه در جنگ علیه دولت حماس در فلسطین و حکومت لبنان که برای مدت‌ها متحد آمریکا بود، تبدیل کرده است. اولین قربانیان در غزه و لبنان صدها هزار غیرنظامی بی‌نگاه بودند نه تروریست‌ها. در جنگ سال گذشته لبنان 500 نفر کشته، دو هزار نفر زخمی و 800 هزار نفر آواره شدند. ارتش اسرائیل زیر ساخت‌های غیرنظامی غزه و لبنان را تخریب کرد. سازمان‌های بین‌المللی نظیر سازمان ملل، عفو بین‌المللی و دیده‌بان حقوق بشر از اسرائیل به خاطر تجاوز و تخطی از حقوق بین‌الملل انتقاد کردند. این وضعیت به خاطر خودداری آمریکا و اتحادیه اروپا از احترام گذاشتن به انتخاب دموکراتیک فلسطینی‌ها و همراهی و حمایت پنهان و آشکار آنها با اسرائیل در جنگ غزه و لبنان تشدید شده است. حماس و حزب‌الله تبدیل به نمادهای مقاومت شده‌اند و حمایت از آنها افزایش یافته است چنانکه در گذشته در اکثر جهان اسلام غیرقابل تصور بود. کشورهای اروپایی زمانی از اعتبار زیادی در خاورمیانه بهره‌مند بودند، اما اگر این روند ادامه یابد، توانایی اروپا برای تاثیر گذاشتن بر اوضاع خاورمیانه به گونه موثر، تحلیل خواهد یافت. بسیاری از متحدان آمریکا و اروپا در جهان عرب- اسلام، تهدید اسلام‌گرایان افراطی و جنگ علیه تروریسم را بهانه‌ای برای افزایش اقتدارگرایی و ظلم قرار داده و حمایتشان از آمریکا را با صرف‌نظر کردن این کشور از تلاش برای ایجاد دموکراسی مبادله کرده‌اند. نتایج ناخواسته حمایت بدون قید و شرط ایالات متحده و اروپا از جنگ گسترده اسرائیل بهانه خوبی به دست بن‌لادن‌های جهان داده است. چالش اصلی در دنیای امروز، تمایزگذاری بین گروه‌های میانه‌رو و افراطی و همچنین همکاری با اسلام‌گرایانی است که به طور دموکراتیک انتخاب می‌شوند. هیات حاکمه ایالات متحده و بسیاری از حکومت‌های اروپایی اغلب می‌گویند که آنها بین گروه‌های میانه‌رو و افراطی تمایز می‌گذارند با وجود این، در اغلب اوقات آنان چنین نکرده‌اند و هنگامی که رژیم‌های خودکامه در الجزایر، تونس، مصر و سایر کشورها گروه‌های اسلام‌گرای میانه‌رو را مورد تهدید و تعدی و تجاوز قرار داده‌اند و در چند دهه گذشته کوشیده‌اند تا پیروزی آنها در انتخابات را نادیده بگیرند، به صورتی غیر از آنچه اعلام می‌کنند عمل کرده‌اند. این چالش به ویژه در ارتباط با جنبش‌های مقاومت نظیر حماس و حزب‌الله وضعیت به مراتب پیچیده‌تری پیدا می‌کند. ایالات متحده و اروپا بایستی با مقامات به طور دموکراتیک انتخاب شده این گروه‌ها رابطه برقرار کرده، اما در عین حال هر گونه حرکت تروریستی که از سوی شاخه‌های نظامی این گروه‌ها صورت می‌گیرد را به شدت محکوم کنند کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، آلمان و نروژ حضور طولانی در خاورمیانه داشته و از اعتبار زیادی در این منطقه برخوردارند، آنها به اندازه آمریکا و انگلیس در حمله به عراق و اشغال آن مسوولیت و نقش نداشته‌اند و به عنوان دولت‌هایی از آنها یاد می‌شود که دارای استقلال بیشتر از دولت بوش هستند. این موارد می‌تواند نقشی پراهمیت و سازنده را  برای آنها در خاورمیانه رقم زند. مساله و مشکل دیگر این است که ایالات متحده و اروپا بایستی نشان دهند که حمایت آنها از اسرائیل دارای قید و شرط و محدودیت‌های آشکاری است. آنها بایستی آماده باشند تا استفاده نامناسب اسرائیل از زور، اعمال مجازات جمعی و تخلف این کشور از حقوق بین‌الملل را محکوم کنند. نهایتا، مهمترین و اساسی‌ترین مساله، درک این موضوع است که آمریکا ستیزی گسترده در میان مسلمانان و اسلام‌گرایان میانه‌رو  نتیجه فعالیت‌های آمریکا، سیاست‌ها و اعمالش، است و نه ناشی از شیوه زندگی، مذهب با فرهنگ این کشورها.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات