آيتاللههاشميرفسنجاني در بيانيهاي با تاکيد بر اينکه معتقدم که حضور همه سلايق در انتخابات، لازمه خلق حماسه سياسي است آورده است: آنچه مرا به ميدان آورد، نگراني از القاي ناکارآمدي دين در اداره جامعه، رکود توليد، بيکاري جوانان، اقتصاد بيمار، ايران هراسي همسايگان، تناقضات اخلاقي و فرهنگي و تحريمهاي بينالمللي است که ماحصل همه اينها، معضلات معيشتي جامعه است.
متن کامل بيانيه شماره 3 آيتالله هاشمي رفسنجاني بدين شرح است:
«وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَکَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ، هرگز نيکي و بدي در جهان يکسان نيست، هميشه بدي (خلق) را به بهترين شيوه (که خير و نيکي است پاداش ده و) دور کن تا همان کس که گويي با تو بر سر دشمني است دوست و خويش تو گردد.»( سوره مبارکه فصلت، آيه شريفه 34)
از 14 سالگي که به عنوان يک طلبه روستايي به قم آمدم و در کوچه يخچال قاضي با آيتالله روح الله خميني(ره) آشنا شدم تا زماني که در مسجد سلماسي پاي درس ايشان نشستم و بعدها که اين کوه صبر و بردباري؛ مرجع ديني و مبارزاتي علماي بلاد، روشنفکران ديني، جوانان غيور حوزه و دانشگاه و مردم متدين، براي مبارزه با دو لبه قيچي چپاول ملتها، يعني استبداد و استعمار، شدند ، هميشه «تلاش براي ساختن دنيا و آخرت مردم» و «پرهيز از رذيلههاي اخلاقي» را به عنوان امر به معروف و نهي از منکر در انديشههاي مديريتي و رهبري امام(ره) برجسته ميديدم و در اوج مبارزات نيز فراوان ديديم که راضي نبودند حتي براي تسريع فروپاشي رژيم پهلوي ؛مبارزين از منابر و تريبونها، دروغ بگويند، تهمت بزنند و يا مردم در مضيقه قرار گيرند. بردباري امام در برخورد با کساني که تدريس فلسفه ايشان را برنميتافتند؛
زبانزد است و بهترين گواه براي يادآوري مردمداري و مردمخواهي ايشان، حتي در زمان تبعيد، تشکيل کميته سوخت براي کم کردن زحمت مردم در اوج اعتصابات مبارزاتي کارکنان نفت در زمستان سرد 1357 بود . اگرچه آن اعتصاب کمر رژيم پهلوي را شکست و حاميان خارجياش را در حمايت تمامقد از اين رژيم مردد و سست کرد، اما امام با انتخاب اعضاي اين کميته که من هم عضو آن بودم و دستور اعزام آنها به مناطق نفتخيز تأکيد کردند که مبادا اعتصاب کارکنان در مبارزه ، عمل واجب رسيدگي به رفاه مردم را مخدوش نمايد. در بعد اخلاق انساني و اسلامي و تلاش براي نهادينه کردن مکارم اخلاقي در جامعه و پرهيز از رذيلتها، «صحيفه امام» ارزشمندترين آيينه صديق براي تطبيق رفتار و گفتارها با معيارهاي اسلامي است که گاه تشويق ايستادگي ملتهاي مسلمان در برابر استکبار، گاه تنبيهي مدبّرانه به
افراط کاريهاي سياسي در بيانيه معروف «اَيْنَ تذهبون؟!» و سرانجام دايرهالمعارفي بزرگ براي ترسيم بايدها و نبايدهاي زندگي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در همه اعصار است و شگفتا که 24 سال پس از کوچ آسماني ايشان، چنان است که انگار همين امروز براي ما زمينيها گفتهاند و يا نوشتهاند.
رهبانيتگريزي و عرفانگزيني و تلاش براي بهرهگيري از نعمتهاي خدا از سوي امام(ره) ، درسي بود که در مکتب«عدل و اعتدال علوي» آموخته بودند که: «کن لدنياک کانّک تعيش ابداً و کن لآخرتک کانّک تموتُ غداً، براي دنيا به گونهاي باش که گويي تا ابد زندهاي و براي آخرت به گونهاي زندگي کن که گويي لحظه مرگت نزديک است.» امام عزيز دراوج احساسات عاطفي حاصل از 8 سال دفاع مقدس و سنگرنشيني جوانان اين سرزمين ، با التفات به نيازهاي جامعه در زمان جنگ و صلح، دستور تدوين «سياستهاي بازسازي و سازندگي کشور» را براي آينده و آيندگان صادر کردند و در نخستين سالهاي پس از امام، با اينکه کوه فراقش بر دوش همگان سنگيني ميکرد، اما با تابلويي که از ايشان براي تصميمسازيها و تصميمگيريها در اداره جامعه داشتيم، وارد «دوران سازندگي» شديم.
اگرچه توسعه فضا ونرم افزار تعليم وتربيت و ساختن سد، نيروگاه، جاده، پالايشگاه، پتروشيمي، بندر، ايجاد اشتغال و توجه به همه زيرساختها و به خصوص توازن اجتماعي و منطقهاي، آبرو و اعتباري براي کشور به حساب ميآمد، اما بزرگترين دستاورد آن دوران، انسانسازي در ابعاد تعهد و تخصص بود که اگر با همان آهنگ ادامه مييافت، امروز مجبور نميشديم در مقام مقايسه زماني و مکاني حسرت بخوريم. مخصوصاً وقتي ميبينيم آن روزها براي شروع سازندگي، علاوه بر افسردگيهاي روحي و ويراني 5 استان اشغال شده کشور و خسارتهاي هزار ميليارد دلاري و عقبافتادگيهاي 8 سال جنگ تحميلي و عقبماندگيهاي تاريخي دوران حاکميت طاغوت و بيبرنامگي و روزمرگي؛ توانستيم نسبتاً موفق عمل کنيم.
ولي اين سالها، علاوه بر زيرساختهاي اقتصادي و انديشههاي متعهد و متخصص، برنامههاي پنج ساله، سياستهاي کلي، اصلاح اصل 44 قانون اساسي و سند چشماندار 20 ساله مصوب مقام ولايت که داشتيم و ميشد با افزايش قيمت نفت؛ نيازمند قرضهاي خارجي و تهاتر طرحها و پروژههاي بزرگ نباشيم و با اولويت بخشي به برداشت منابع از مخازن مشترک با همسايهها، شرکتهاي نفتي را محتاج و تسليم قراردادهاي خويش کنيم و با تقويت بخش خصوصي که ميتوانست به تعبير رهبرمعظم انقلاب، يک انقلاب اقتصادي باشد، با حرکتي متوازن به توسعه پايدار برسيم و نگذاريم سفرههاي مردم آلوده به بوي نفت شود و منابع فراوان انرژي را به عنوان سرمايه انقلاب براي نسلهاي آينده بگذاريم.امّا متاسفانه وضع کشور چنان است که نيازي به توضيح ندارد. در اين مقال بر آن نيستم که با يادآوري سوءمديريتها، خاطر مردم عزيز را در آستانه خلق حماسه سياسي مورد تأکيد رهبري که مطمئناً زمينهساز و نقطه آغاز خلق حماسه اقتصادي خواهد بود، مکدّرتر نمايم، بلکه ميخواهم به دوستان توصيه نمايم که مبادا گرد و غبار تخريبي بعضيها که متأسفانه عادتي زشت در رقابتهاي انتخاباتي شده؛ چشم انصاف و اخلاق را ببندد و شما نيز خرقه توهين و تهمت بپوشيد.
معتقدم که حضور همه سلايق در انتخابات، لازمه خلق حماسه سياسي است؛ ولي آنچه مرا به ميدان آورد، نگراني از القاي ناکارآمدي دين در اداره جامعه، رکود توليد، بيکاري جوانان، اقتصاد بيمار، ايران هراسي همسايگان، تناقضات اخلاقي و فرهنگي و تحريمهاي بينالمللي است که ماحصل همه اينها، معضلات معيشتي جامعه است که تلاش پيگير مسئولان سطوح مختلف کشور، با همراهي مردم از صبح فرداي پس از انتخابات را براي غلبه تدريجي بر اين مشکلات ميطلبد. نتيجه اينکه رقيب اصلي همه کانديداها؛ مشکلات جامعه است و بايد براي حل آن با کمک مردم و همکاري و همياري يکديگر؛فکري اساسي با توجه به شرايط زماني و امکانات داشت.
توجيهپذير نيست که با هدف آباداني دنياي مردم، آخرت خويش را با توسل به تخريب و تهمت و دروغ، خراب کنيم و بايد در مواجهه با بياخلاقيها، آيه 63 سوره مبارکه فرقان را تلاوت کنيم که « وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَي الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَاخَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا، و بندگان خاص خداي رحمان آنان هستند که بر روي زمين به تواضع و فروتني راه روند وهرگاه مردم جاهل به آنها خطاب (و عتابي) کنند با سلامت نفس (و زبان خوش) جواب دهند که يک بار ديگر در آيه 55 سوره مبارکه قصص دستور ميدهند که « وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلامٌ عَلَيْکُمْ لا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ، چون سخن لغوي (از دشمنان دين) بشنوند از آن اعراض کنند و گويند: اعمال ما از ما و اعمال شما از شما، برويد سلامت باشيد، که ما هرگز مردم (هرزهگوي) نادان را نميطلبيم.»
سيوطي در تفسير « الدرّ المنثور في التفسير الماثور» ذيل آيه 63 سوره فرقان آورده که کسي نزد پيغمبر(ص) به شخصي ناسزا گفت و آن شخص در جواب به او؛ سلام داد و رسول اکرم(ص) با شنيدن آن فرمودند:« أما إن ملکا بينکما يذب عنک کلّما شتمک هذا قال له: بل أنت وأنت أحق به وإذا قال له: عليک السلام قال: لا بل لک أنت أحق به،( فرشته در ميان دو نفري که در نزاع هستند؛ قرار دارد و به توهين کننده ميگويد: خود استحقاق اين صفات زشت را داري و نه فرد توهين شده و به اهانت شدهاي که با سلام جواب ميدهد؛ ميگويد: تو هستي که استحقاق دريافت سلام را داري.) و جان کلام را امام باقر(ع ) فرمودند که: «سِلاحُ اللِّئامِ قَبيحُ الکَلامِ، سلاح انسانهاي پست کلام زشت است.»
من نيز بايد براي اعتلاي نظام؛ نا ملايمات را تحمل کنم و نيم قرن است که اين سخنان را از مارکسيستها، سلطنت طلبها، منافقين، گروهکها و افراطيون جناحهاي سياسي در داخل و خارج ميشنوم و هميشه از خداوند متعال ميخواهم که توفيق رعايت اخلاق را از ما دريغ نفرمايد و گاهي که بي انصافيها به اوج ميرسد؛ همه زمزمه کنيم:
هر کس بد ما به خلق گويد ما چهره او نميخراشيم
باش همچون درخت سايه فکن هر که سنگت زند، ثمر بخشش
بدگويان و بدخواهان ما از نوع کساني نيستند که آنها را مستحق هر نوع مقابله به مثل بدانيم؛ بلکه مستحق آنند که برايشان دعا کنيم تا به راه حق پايبند باشند و اگر هدف دفاع از حق، اسلام، مردم و کشور را داريم، بايد از راه همدلي جامعه و تشکيل صفي چون بنيان مرصوص در مقابل دشمنان اسلام مقاومت کنيم؛ چون درشتگويي و برخورد خشن ما را از هدف دور ميکند و آيه 53 سوره مبارکه يوسف:« وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ، ؛ (و من خودستايي نکرده و خويش را از عيب و تقصير مبرّا نميدانم، زيرا نفس امّاره انسان را به کارهاي زشت و ناروا سخت وا ميدارد جز آنکه خداي من رحم کند،) درس خوبي براي راهروان راه حق است.