* آقای مطهرنیا! آیا اصولاً میتوان رابطه ما با ونزوئلا را رابطهای استراتژیک دانست؟
** اصولاً در مورد رابطه ما با کشورهای آمریکای لاتین واژه استراتژیک دارای بار معنایی خاصی است.
براساس اصول ناظر بر ارتباطات استراتژیک باید بر این نکته پافشاری کرد که مؤلفههایی مانند قرابت در جغرافیای سیاسی، نزدیکی ایدئولوژیکی از منظر قدرت نرمافزاری و نیز تلاقی معنادار اهداف و مصالح ملی در حوزه مسایل بینالمللی، میتواند زمینه بروز روابط استراتژیک میان کشورها باشد. با توجه به این مؤلفههای سهگانه باید گفت، مثلث روابط استراتژیک ایران با کشورهای آمریکای جنوبی تنها در یک ضلع یعنی در حوزه داشتن رقیب استراتژیک واحد تا حدی به هم نزدیک میشود.
از اینرو نمیتوان بر رابطه ایران و آمریکای لاتین از جمله ونزوئلا برپایه روابط استراتژیک و به همان اندازه روابط تاکتیکی صحه گذاشت. البته نمیتوان انکار کرد که وجه مشترک یاد شده میتواند سطحی از روابط استراتژیک را در یک بافت موقعیتی شناخته شده در این حوزه تعریف کند، اما این رابطه استراتژیک به تعبیری سایهگونه است.
* با این حال تلاش مجدانهای برای توسعه سطح روابط در حوزههای مختلف اقتصادی، ایدئولوژیک و عملیاتی میان دو کشور مشهود است، تا زمینههای اشتراک در اصول رابطه استراتژیک را توسعه دهد آیا این مسیر میتواند به عبور از مرحله سایهگونه در روابط استراتژیک کمک کند؟
** در اینباره باید به یک نکته توجه کرد، اینکه سطوح روابط یاد شده در پیوندی معنادار با هم قرار میگیرند و میتوانند تحکیم بخش روابط سیاسی و دیپلماتیک باشند. اما از منظر هویتشناسی روابط فنی و اقتصادی در کشور باید گفت: ایران و ونزوئلا در سطح همسانی قرار دارند و نمیتوان رابطه اقتصادی دو کشور را استراتژیک تعریف کرد، اگرچه میتواند تعمیق بخش همکاری شبه استراتژیک ما باشد.
* آمریکای لاتین در تقسیمبندی نظامی سیاسی بینالمللی همواره حیات خلوت ایالات متحده بوده است و سیاست تغلیظ شده ایران در ایجاد نفوذ معنوی و نرمافزاری در این حوزه از نظر برخی کارشناسان آلترناتیوی در برابر سیاست گسترش نفوذ و حضور آمریکا در خاورمیانه و مجاورت ما به شمار میرود. آیا این دیدگاه را میتوان پذیرفت!
** در چشمانداز تحرکات سیاسی سه عنصر اساسی وجود دارد. عنصر ناظر بر نیت واقعگرایانه، یعنی اغراض، نیات و اهداف، عنصر ناظر بر زمینه عمل از اخلاقیات و قوانین سیاسی و اجتماعی ناظر بر ارتباطات و سرانجام عنصر ناظر بر فیزیک عمل یعنی سیاستهای اتخاذی و به اجرا گذاشته شده. به نظر میرسد نیت بازیگران این عرصه یعنی ایران و آمریکا، مبتنی بر یک مبارزه جدی با یکدیگر در وضعیت بینالمللی است.
ایران امروز یک نگاه استراتژیک به آمریکای لاتین دارد که برپایه دشمن مشترک ایجاد شده است. در حالی که اخلاقیات و قوانین و حتی اعتقاد موجود در دو کشور متفاوت است. آنها دیدگاهی چپگرایانه دارند و ما از اصول مکتبی الهی پیروی میکنیم. بنابراین در حوزه معنا و ایدئولوژی همخوانی کاملی با یکدیگر نداریم. در حوزه فیزیک عمل یعنی سیاستها هم اگرچه با یکدیگر همخوانی داریم، اما همهویت نیستیم.
از اینرو باید در عین این که از این وضع به عنوان فرصت استفاده میکنیم مراقبت جدی در این زمینه را هم به عمل آوریم.