جمیله کدیور
حوزه سیاست حوزه محاسبه تدبیر و استفاده بهینه از عقلانیت است. پیشبرد اهداف این حوزه مستلزم یک نگاه برنامهریز، به روز و محاسبهگر میباشد. عرصه سیاست خارجی نیز از این قاعده مستثنی نیست. مضاف بر اینکه در حوزه سیاست خارجی محاسبه عملکرد بازیگر ملی با توجه به نقش محیط پیرامون خارجی پررنگتر میشود. به عبارتی سیاست خارجی را براساس عملکرد یک بازیگر در برابر محیط و سایر بازیگران ارزیابی میکنند. بر همین مبنا در یک فضای در حال تغییر و سیال (محیط پیرامون) اگر بازیگر ملی دیدگاه و یا مواضعی ثابت و غیرمنعطف اتخاذ کند، منجر به عقب ماندن و یا در حاشیه عرصه سیاستهای جهانی قرار گرفتن میشود. با عنایت به همین مهم است که گرایش به همگرایی و رفع اختلافات تاریخی یکی از دغدغهها و دلمشغولیهای اساسی کشورهای مختلف طی سالهای اخیر شده است. اگر دشمنان قدیمی دیروز به متحدین جدید امروز تبدیل شدهاند و با کنار گذاشتن اختلافات گذشته که منجر به جنگهای خونین نیز شده، امروز با تاکید بر مشترکات و منافع ملی نگاه به آینده دوختهاند، صرفا به همین دلیل است که با درک قواعد بازی در جهان امروز، بقای خود را در گروه همگرایی بیشتر میدانند.
در حالیکه نگاه اکثر کشورهای جهان به این سمت میباشد، متاسفانه این رویکرد در بین برخی کشورهای اسلامی ضعیف است. مصداق روشن این امر دو کشور ایران و مصر هستند که علیرغم همسویی در بسیاری از مسایل مهم جهانی و منطقهای و بینالمللی ثابت کرده که ایران و مصر در زمینههای مختلف میتوانند همکاریهای مثبتی داشته باشند، ولی مطلقنگری نسبت به پدیدههای مختلف از زاویه منافع یا نظام ارزشی خود و تحلیل امور و وقایع براساس محاسبات صرف سیاسی و امنیتی و یا تاثیر برخی کانونهای قدرت داخلی و یا خارجی موجب گردیده تاکنون دو کشور نتوانند روابط دوجانبه خود را از سربگیرند. به این ترتیب در حالیکه مصلحتها، یخهای روابط ایران و بسیاری از کشورهای جهان را که بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی و برخی اتفاقات بینالمللی سرد کرده بود، ذوب کرده؛ دولتمردان دو کشور در تجدید رابطه با همدیگر همچنان دچار تردیدند. نگاه امنیت- سیاسی داشتن به روابط طرفین موجب بیتوجهی به ابعاد دیگر رابطه شده است. تجربه سالهای اخیر نشان داده علیرغم فعالیتهای متقابل علمی- فرهنگی و تجاری- اقتصادی و تلاشهایی که در جهت توسعه روابط در این دو حوزه مشخص از سوی محافل علمی، مطبوعاتی، اقتصادی، فرهنگی و برخی سازمانهای غیردولتی صورت گرفته، به دلیل نبود رابطه سیاسی؛ روابط در این حوزههای غیرسیاسی با مشکلات عدیده مواجه شده است. دشواری و یا قریب به محال بودن اخذ روادید و ویزا در شرایطی که بسیاری از کشورهای دنیا در حال برداشتن مرزهای بین خود هستند، به عنوان نمادی روشن از رویکرد حاکم بر دولتمردان در رابطه با متقاضیان دیدار از کشور مقابل میباشد.
تردیدی نیست که استقرار ثبات سیاسی در خاورمیانه بدون برقراری دوباره روابط بین ایران و مصر ایجاد نمیشود. این امر به معنی نفی اختلافات نیست. باید دید دو کشور در چه زمینههایی باهم اتفاقنظر دارند تا بتوانند همکاریهای دوجانبه را در موارد مشترک و متفقالنظر گسترش دهند و تعمیق بخشند و بعد براساس اعتمادسازی متقابل، گامبهگام که بعد از نزدیک سه دهه بدگمانی به یکدیگر حاصل میشود، درصدد رفع اختلافات فیمابین برآیند. و این ممکن نمیشود مگر اینکه به عنوان اولین گام رابطه دو کشور از سر گرفته شود. رابطهای که چندینبار طی سالهای گذشته حتی زمان از سرگیری آن اعلام شد و به دلیل ناهمراهی طرف مصری عملا این مهم محقق نشده است. گویی به نظر میرسد طرف مصری از برگ قطع رابطه با ایران بیشتر بهره میبرد تا برقراری رابطه. وگرنه در برابر چنین اظهارنظر غیردیپلماتیکی از سوی رییسجمهور مبنی بر آمادگی از سرگیری روابط و اعزام سفیر در مدتی کمتر از 24 ساعت و منوط دانستن از سرگیری رابطه به پاسخ قاهره در این رابطه، یک سیگنال مثبت غیر از اظهارنظرهای تکراری گذشته از خود نشان میداد.