تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۶۵۳۵
گزارشی از مصاحبه جنجالی اولین مقام ایرانی با یک روزنامه اسرائیلی

دیپلمات پنهان


گروه سیاسی، ایرج جمشیدی: «اگر برای مصالح ملت لازم باشد، در قعر جهنم هم مذاکره می‌کنیم.»‌

شاید خیلی عجیب نباشد محمدجواد اردشیر لاریجانی بزرگ‌ترین تئوریسین جناح راست‌گرای نظام جمهوری اسلامی با اندیشه‌های جنجالی‌اش که گوشه‌ای از آن از جمله معروفش در بالا دیده می‌شود، خبر مصاحبه‌اش با روزنامه اسرائیلی جروزالم پست منتشر شود. مصاحبه‌ای که روزنامه کیهان آن را اولین مصاحبه یک مقام رسمی جمهوری اسلامی با یک روزنامه اسرائیلی دانست و از آن مهم‌تر محتوای مصاحبه هم بسیار بحث‌انگیز بود. زیرا در شرایطی که همگان از شکست تابوی مذاکره با آمریکا دم می‌زنند اما جواد لاریجانی پیشروتر از همگان، به گفت‌وگو با یک روزنامه اسرائیلی می‌نشیند و در پاسخی معنادار به خبرنگار روزنامه جروزالم پست درباره اینکه آیا روزی ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت، می‌گوید: این سوال زودهنگام است. و البته در همین مصاحبه لاریجانی توافق اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها را برای برقراری صلح مورد حمایت ایران هم می‌داند و قس علیهذا...

اما روزنامه اسرائیلی این گفت‌وگو را کم‌نظیر می‌داند و دفتر جواد لاریجانی در تهران اصل مصاحبه را دروغی بیش نمی‌داند و آن را تکذیب می‌کند. تکذیبی که چندان مورد قبول اصحاب رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد و صدای رسانه‌های دست راستی را در می‌آورد چرا که لاریجانی تنها سه روز پیش در اجلاس اقتصاد جهانی داووس در بحرالمیت اردن و در کنار مرزهای سرزمین‌ فلسطین اعلام کرد رئیس‌جمهور محمود احمدی‌نژاد هیچ وقت نگفته است اسرائیل را از روی نقشه جهان محو می‌کنیم و این موضوع ساخته و پرداخته رسانه‌های غربی است و از اساس دروغ است. اظهاراتی که بلافاصله با واکنش ارگان اینترنتی دولت احمدی‌نژاد یعنی سایت رجانیوز مواجه شد و این سایت نوشت: هنوز معلوم نیست جواد لاریجانی به موجب کدامین حکم یا مجوز به اظهارنظر از سوی رئیس‌جمهور می‌پردازد و یا سخنان اصولی و استراتژیک وی را تکذیب می‌کند؟

اما این سوال پیشاپیش پاسخ داده شده است؛ آن هم پاسخی که بیش از هر چیز نشان‌دهنده وجه دیپلماتیک سفرها، گفت‌وگوها و رایزنی‌های جواد لاریجانی با مقامات خارجی سایر کشورها است. اما مذاکراتی غیررسمی و تا حدودی پنهانی. در واقع به همان میزان که علی لاریجانی برادر جواد لاریجانی به دیپلمات آشکار نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است و در راس تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای قرار گرفته اما به همین میزان هم جواد لاریجانی در راس هیات پنهان دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی قرار جمهوری اسلامی قرار گرفته و از قضا جواد لاریجانی خود هم به آن معترف است. آنجا که وی در پاسخ به این مساله که از حضور غیررسمی‌اش در برخی مذاکرات ایران و آمریکا سوال به عمل می‌آید، می‌گوید: «من یک سرباز پا به خدمت این نظام هستم و هر کاری که برای منافع نظام ضروری باشد و از من بخواهند و من هم آن را بدانم، بی‌هیچ تردیدی آن را انجام خواهد داد. سابقه طولانی من در امر دیپلماسی گاهی کارایی‌هایی دارد، طبیعی است من از همه امکاناتم در دولت جدید هم استفاده می‌کنم.» لاریجانی سپس به ذکر برخی فعالیت‌های دیپلماتیک غیررسمی و پنهانی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید:‌ «در این دوره جدید از مذاکرات ایران و آمریکا هم تا حدی از من خواسته‌ شد، مثل مذاکراتی که با چینی‌ها و بعضی دول اروپایی داشتم.» لاریجانی سپس تاکید می‌کند: «در مقاطعی که از من کاری خواسته شود که من بتوانم انجام دهم، چه دیپلماسی آشکار و چه پنهان، بدون تردید انجام می‌دهم.»

بنابراین اظهارات جواد لاریجانی نشان می‌دهد موضع‌گیری‌ها و مسافرت‌های دیپلماتیک او به خارج از کشور اگر از موضع رسمی و آشکار نظام نباشد دست کم از موضع غیررسمی و پنهان نظام است که البته وی آن را هم ضروری‌تر و هم موثرتر از دیپلماسی رسمی و آشکار می‌داند و معتقد است در چنین شرایطی بهتر می‌توان نتیجه گرفت. شاید از این منظر حق با جواد لاریجانی باشد مگر اینکه با بداقبالی روبه‌رو شویم که بدون شک مذاکرات پنهانی جواد لاریجانی با نیک براون سفیر انگلستان در تهران کمی قبل از دوم خرداد 1376 نمونه بارز آن است. مذاکراتی که پس از افشا با انتقاد تند نجفقلی حبیبی چپ‌گرای سنتی نظام جمهوری اسلامی مواجه شد و سپس موجی از انتقاد چپ‌گرایان آن زمان که بعد از دوم خرداد به اصلاح‌طلبان مشهور شدند را به دنبال داشت. البته لاریجانی هیچ‌گاه درصدد نفی یا حتی توجیه مذاکرات و گفت‌وگوهای پنهانی خود برنیامده است و حتی «تابوسازان» را جناح چپ‌گرای متداول جمهوری اسلامی می‌داند. جواد لاریجانی نه تنها به انگلیسی‌ها که حتی به آمریکایی‌ها هم تمایل آشکار به مذاکره از نوع رسمی و آشکار یا دست کم غیررسمی و پنهانی دارد.

جواد لاریجانی در این باره می‌گوید:‌ من زودتر از بقیه سیاستمداران در طول سال‌های گذشته از مذاکره با آمریکا صحبت کرده‌ام که گاهی هم با انتقادات شدیدی از سوی دوستانم مواجه بودم. اینجا است که جواد لاریجانی شخصیت سیاسی خود را این گونه تعریف می‌کند: «جمله معروفی از من درباره رابطه با آمریکا وجود دارد تحت این عنوان که اگر برای مصالح ملت لازم باشد در قعر جهنم هم مذاکره می‌کنیم. جواد لاریجانی سپس جناح چپ‌ را آماج حملات خود قرار می‌دهد و می‌گوید:‌ «مساله تابلوسازی مذاکره و ارتباط با آمریکا یکی از یادگاری‌های جناح چپ‌گرای متداول و نه مارکسیستی در ایران است. طبیعی است گرفتن سفارت آمریکا و مطرح کردن چپ‌زدگی به عنوان یک سکوی پرتاب سیاسی، علاج کار (برقراری مجدد ارتباط) را مشکل می‌کرد. در عین حال ما قبلاً به تناسب با آمریکا تماس داشته‌ایم و هیچ وقت این تماس قطع نبوده است.»

وی تصریح کرد: « من همیشه از موضع اغتنام فرصت» از برقراری رابطه با آمریکا طرفداری کرده‌ایم. معتقدم الان هم مشکل عمده ما کار با آمریکا در سیاست خارجی‌مان نیست، در عین حال که در یک سیاست خارجی فعال باید کار با آمریکا را هم مفروض داشته باشیم. یکی از نواقص مهم سیاست خارجی ما این است که در مقاطعی و برای سال‌های زیادی «هدف محور» نبوده است. من این وضعیت را به این مساله شبیه می‌کردم که ما اول تیر را شلیک می‌کردیم و هر کجا که اصابت می‌کرد، همان نقطه را هدف قرار می‌دادیم.»

ظاهراً جواد لاریجانی ترجیح می‌دهد بیش از این پیش نرود و دامنه انتقاداتش را متوجه دوستان راست‌گرای خود نکند. زیرا همیشه این انتقاد مطرح بوده که به همان میزان که جناح چپ با اشغال سفارت آمریکا در قطع روابط دیپلماتیک تهران- واشنگتن مقصر بوده‌اند به همان میزان هم جناح‌ راست‌گرا در تابلوسازی مذاکره نقش داشته‌اند و حتی زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی که بهترین شرایط برای گفت‌وگو پیش آمد اما این جناح راست بود که مانع شکست تابو شد.

با این وجود جواد لاریجانی خود را استثنایی در جریان راست‌گرای نظام جمهوری اسلامی می‌داند. استثنایی که هرگاه در حوزه سیاست خارجی فعلی یا قولی از او دیده شده است بلافاصله به چالشی بحث‌انگیز مبدل شده و در عین حال راه را برای اتخاذ سیاست‌های خارجی جدید از سوی نظام جمهوری اسلامی گشوده است. شاید قرار گرفت جواد لاریجانی در اردوگاه راست و نیز مشخصات خانوادگی مصونیتی را برای شکستن تابوهایی خلق کرده که برای یک فرد عادی فراهم نیست. از همین رو مسعود بهنود روزنامه‌نگار مشهور هم در وصف مصاحبه جنجالی جواد لاریجانی با روزنامه اسرائیلی می‌نویسد: نیازی به مرور گذشته‌ها و داستان نیک‌ بروان نیست. سه روز پیش مصاحبه‌ای چاپ شده در جروزالم پست و به نوشته کیهان برای نخستین بار یک مسوول جمهوری اسلامی در آن مصاحبه شرکت کرد.

بهنود در توصیف بیشتری از این شخصیت جنجالی می‌نویسد: در دوران اصلاحات وقتی در جمعی یک تن گفت این جواد آقا لاریجانی همه مشخصات اصلاح‌طلبی را دارد فقط نامش در فهرست انتخاباتی جناح‌راست است، یکی از اعاظم حاضر گفت خدا را شکر و گرنه اگر با شما بود تا به حال صد کفن پوسانده بود. به تعبیر وی برای کسی با مشخصات جواد لاریجانی، هم‌رایی با جناح راست فقط و فقط سپر حفاظتی است که تا به حال هم کار کرده، گرچه نه آن قدر که بتواند وی را در مقاماتی قرار دهد که همگان معقتدند استحقاق علمی آن را دارد.

اما با تمام اوصافی که گذشت جواد لاریجانی افکار خاص دیگر هم دارد که بعضاً او را در شمار شخصیت‌های غیرقابل انعطاف قرار می‌دهد.

 جواد لاریجانی در این زمینه خود را شخصیتی می‌داند که به مساله هسته‌ای علاقه حرفه‌ای دارد و البته کارشناسان لاریجانی‌ها را خانواده هسته‌ای می‌دانند. زیرا علی لاریجانی که اکنون عالی‌ترین دیپلمات هسته‌ای ایران به شمار می‌رود در کنار جواد لاریجانی برادر بزرگترین قرار دارد که ریاست مرکز تحقیقات بنیادین فیزیک را عهده‌دار است و در عین حال هر دو  به شدت به مقوله اتم علاقه نشان می‌دهند. جواد لاریجانی در این زمینه باز هم نظرات خاص خود را دارد. او معتقد است باید به ایران پست اتمی بیندیشیم و با طرف‌های مذاکره‌کننده از این موضع و نه از موضع ایران اتمی وارد بحث شویم تا به نتیجه برسیم. جواد لاریجانی در تشریح نظرات اتمی‌اش می‌گوید: تاکنون «کلوپ هسته‌ای» عادت داشت فقط از روی اکراه، آن هم کشورهایی مثل هند و پاکستان را بپذیرد که «ترقه اتمی» داشته‌اند.

اما ایران می‌خواهد با شیوه جدیدی وارد «کلوپ هسته‌ای» شود یعنی در چارچوب معاهده ان‌پی‌تی و بدون آنکه «ترقه هسته‌ای» داشته باشد، قصد ورود به «کلوپ هسته‌ای» دنیا را دارد. بنابراین کسی برای ورود ایران به کلوپ هسته‌ای خوشامد نمی‌گوید، باید از دیوار به داخل این کلوپ پرید.

لاریجانی سپس ایده ایران پست اتمی را مطرح می‌کند و می‌گوید: نباید فرصت را از دست بدهیم، باید به فکر ایران «پست اتمی» باشیم. اگر از امروز به فکر «ایران پست اتمی» باشیم دنیا راحت‌تر «ایران اتمی» را می‌پذیریم زیرا برخی می‌گویند، «ایران اتمی» چه می‌خواهد انجام دهد؟  آیا قصد حمله به اسرائیل را دارد؟‌ در حالی که چنین چیزی درست نیست. لاریجانی سپس می‌گوید: آژانس باید بداند اگر ان‌پی‌تی «امامزاده‌ای»‌ باشد که هیچ دردی را شفا ندهد، مشتری نخواهد داشت.

ان‌پی‌تی سندی خوب اما مرده است و کسانی ان‌پی‌تی را کشتند که پرچم دفاع از آن را در دست دارند. وی در تشریح بیشتر نظریاتش می‌گوید:‌ وقتی عملاً شرط ورود به کلوپ هسته‌ای، داشتن سلاح اتمی است، این معادل مرگ ان‌پی‌تی است و وقتی ایران را که مایل به ساختن سلاح اتمی نیست، تحت فشار می‌گذارند، این کشتن ان‌پی‌تی معنا می‌دهد.

جواد لاریجانی سپس به تبعات احتمالی اتمی شدن ایران از منظر  سیاسی و اقتصادی از جمله تحریم و جنگ می‌پردازد و می‌گوید: محاصره اقتصادی، دیپلماتیک و حتی حمله نظامی درد و نگرانی دارد اما قابل مدیریت است و نمی‌تواند مانع رسیدن به هدف شود اما سرگرم جدال درونی بودن، مانع رسیدن به هدف بزرگ ما یعنی «ایران اتمی و پست اتمی» می‌شود.

* سخنان نقل شده از  جواد لاریجانی از این گزارش برگرفته از مصاحبه‌اش با خبرگزاری ایسنا است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات