دکتر سیدرضا میرطاهر
اعتراضات خیابانی در اوکراین در ماههای پایانی سال 2013 و پس از آن آغاز شد که دولت از امضای توافقنامه همگرایی با اتحادیه اروپا عقبنشینی کرد. این توافقنامه قرار بود در نشست کشورهای عضو برنامه مشارکت شرقی در نوامبر 2013 امضا شود. دولت اوکراین اما به طور ناگهانی تصمیم گرفت امضای آن را به تعویق اندازد و به جای آن، از کمک مالی همسایه شرقی خود یعنی روسیه برخوردار شود.
این تصمیم مخالفان دولت اوکراین و حامیان همگرایی با اتحادیه اروپا را به خیابانها کشاند. معترضان از اینکه دولت اوکراین دربرابر فشار روسیه، تسلیم و از پیگیری اصلیترین اولویتهای سیاست خارجی خود در سالهای اخیر منصرف شده است، خشمگین شدند. در این میان خشونت پلیس اوکراین در برابر معترضان نیز به تنشها در این کشور دامن زد. دخالتهای اتحادیه اروپا و روسیه نیز تنها موجب افزایش اختلافات و گسترش بحران در اوکراین شد.
شکاف داخلی و خطر تجزیه
با وخامت روز افزون اوضاع اوکراین مسئله فروپاشی و تجزیه اوکراین روز به روز افزایش مییابد. این مسئله به دلیل شکاف در مردم اوکراین به ویژه بین بخش شرقی و بخش غربی این کشور است. اوکراین 603 هزار کیلومتر مربع وسعت و 46 میلیون نفر جمعیت دارد. در شرق اوکراین شمار زیادی از روس تباران (حداقل 17 درصد از جمعیت اوکراین) زندگی میکنند که دارای زبان وفرهنگ روسی بوده و گرایش آشکاری به روسیه دارند. در عین حال شرق اوکراین محل تجمع صنایع و تأسیسات کلیدی و نیز معادن این کشور بوده و به طور کلی دارای نقش کلیدی در اقتصاد اوکراین است. این در حالی است که غرب اوکراین(یک سوم غربی این کشور) اساساً غربگرا بوده و فرهنگ غربی در آن نفوذ بیشتری دارد.
اینها بهدنبال همگرایی اروپایی هستند. در واقع مردم غرب اوکراین میخواهند که کشورشان بخشی از غرب باشد و آنها که در شرق هستند میخواهند که به روسها نزدیک باشند. به نظر میرسد در اوکراین شکاف منطقهای منطبق با شکاف سیاسی است، یعنی قسمتهای شرقی اوکراین نسبت به روسیه متمایل هستند و دل خوشی از غرب ندارند و یکسوم غربی کشور متمایل به غرب هستند. مرکز کشور هم در اینباره دچار اختلافنظر است. تفاوت زبانی هم به این دستهبندی دامن میزند بهطوری که آنها که زبان اوکراینی حرف میزنند در غرب و روسزبانان در شرق زندگی میکنند، این مسئله در انتخابات سال 2010 نمود یافت و یانوکوویچ در شرق و تیموشنکو در غرب بیشترین رأی را آورد.
این در حالی است که مشکلاتی که اتحادیه اروپا در سالهای اخیر داشته، جناح طرفدار اروپا در اوکراین را از نزدیککردن این کشور به این اتحادیه ناامید نکرده است. این جناح بدون شک میخواهد اوکراین عضوی از اروپا باشد و موضوعاتی چون بحران عظیم مالی و اقتصادی برخی از کشورهای اتحادیه اروپا مانند یونان و اسپانیا تأثیری در تصمیمشان ندارد. اتحادیه اروپا قرارنیست دچار تغییرات ساختاری شود و هنوز برای بسیاری از کشورها جذابیت دارد.
به شکاف موجود در جامعه اوکراین باید حضور الیگارشها(گروه نخبگان) را هم اضافه کرد. الیگارشها نهتنها موتور محرکه اقتصاد و جامعه اوکراین هستند بلکه اوکراین را به روسیه پیوند میدهند. در واقع الیگارشهای اصلی اوکراین از طریق سازوکار پیچیده اقتصادی و سیاسی به الیگارشهای روسیه وابسته هستند. در این زمینه حزب مناطق اوکراین که یانوکوویچ رئیسجمهور فعلی اوکراین رهبر آن است از احزابی تلقی میشود که روابط و وابستگیهای زیادی به روسیه دارد.
مخالفان، دولت اوکراین و به ویژه شخص یانوکوویچ را متهم میکنند که از روسیه امتیازات زیاد مالی و غیره دریافت میکند. با این حال نخبگان غربگرا نیز از کمکها و امتیازاتی که غربیها به آنها ارائه میکنند برخوردار میشوند. نمونه آن قولی است که اتحادیه اروپا به مخالفان درباره ارائه کمکهای مالی قابل توجه در صورت شکلگیری دولت موقت در اوکراین داده است.
نگاه روسیه به اوکراین
اوکراین برای روسیه دارای اهمیت بسیار است. اوکراین برای امنیت ملی روسیه مهم است زیرا مهمترین کشور حوزه خارج نزدیک محسوب میشود و لذا پیوستن آن به ناتو و دیگر سازمانهای غربی از دیدگاه روسیه غیر قابل پذیرش است. روسیه نمیخواهد اوکراین را از دست بدهد ودر این راستا درصدد است این کشور را در حوزه نفوذ خود بگنجاند. اگر اوکراین تحت کنترل یا نفوذ غرب اعم از اتحایه اروپا یا سازمان ناتو باشد، روسیه در مقابل گسترش نفوذ غرب با تهدیدات جدی مواجه میشود. از نگاه روسها چنین حالتی منجر به نفوذ تدریجی غربیها در اوکراین، به خطر افتادن بازار روسیه به دلیل ورود کالاهای غربی از طریق اوکراین و از همه مهمتر حضور خزنده نظامیان غربی در این کشور خواهد شد.
اوکراین برای روسیه از لحاظ امنیت ملی نیز حائز اهمیت است، هر چند برای قدرتهای غربی اهمیت آن در راستای محدودسازی (Containment) روسیه بیشتر نمود پیدا میکند. با اینکه ناتو به فکر رویارویی نظامی با روسیه نیست، اما درصدد گسترش به شرق است، کمااینکه در دوره زمامداری یوشچنکو رئیسجمهور غربگرای اوکراین تلاش زیادی کرد تا این کشور را به عضویت پیمان درآورد، اما این مسئله با مخالفت جدی و شدید روسیه مواجه شد. روسیه ملاحظهای اساسی در باره اوکراین دارد، بدین معنی که اوکراین هیچگاه نباید به عضویت هیچ سازمان نظامی غربی در آید یا نیروهای نظامی هیچ پیمانی نباید در اوکراین حضور داشته باشند.
بدین لحاظ تحولات اوکراین و آینده این کشور همواره برای روسیه از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. در عین حال روسیه از استقرار سپر موشکی در اروپا و گسترش نفوذ غرب به مرزهای خود به شدت نگران است و میکوشد با تشکیل اتحادیه اوراسیا و بازسازی روابط خود با جمهوریهای سابق شوروی به مقابله با غرب بپردازد و قدرت از دست رفته خود را باز یابد و در این میان اوکراین نیز از جایگاه ویژهای برخوردار است.
اتحادیه اوراسیا، اتحادیهای است که بر اساس ایده روسیه در قالب ایجاد اتحادیه گمرکی بین روسیه، قزاقستان و بلاروس در سال ۲۰۰۷ بنیان گذاشته شد و در سال۲۰۰۹ این سه کشور در خصوص ایجاد منطقه گمرکی مشترک به توافق دست یافتند. پوتین امیدوار است فعالیت اتحادیه اقتصادی اوراسیا تا سال ۲۰۱۵ با عضویت دیگر کشورهای همسو از جمله اوکراین به صورت گسترده آغاز شود. هر چند به گفته پوتین، اتحادیه اوراسیا با هدف همکاریهای نزدیک سیاسی و اقتصادی بین اعضا و تعامل با کشورهای اتحادیه اروپا تشکیل شده، اما غرب، این اتحادیه با محوریت روسیه را با هدف ایجاد نقشی برتر برای روسیه ارزیابی کرده و با عضویت کشورهایی مانند اوکراین در آن مخالفت میکند.
رویکرد غرب به اوکراین
به نظر میرسد که غربیها و به ویژه اتحادیه اروپا در باره ادامه حمایت از مخالفان اوکراین کاملاً جدی هستند. همین مسئله باعث شد تا رهبران مخالفان که اکنون دو نفر از آنها یعنی آرسنی یاتسنیوک و ویتالی کلیچو در رأس اعتراضات قرار دارند، با جرأت بیشتری به تلاش خود برای سرنگونی ویکتور یانوکوویچ رئیسجمهور اوکراین ادامه دهند. هدف غرب از حمایت از مخالفان این است که بتوانند اوضاع را در اوکراین به نفع خود تغییر دهند. غربیها اوکراین را به مثابه آوردگاهی تلقی میکنند که صحنه رقابت شدید و گسترده روسیه و غرب (اتحادیه اروپا ) است. به این لحاظ غربیها از ابزارها و اهرمهایی که در اختیار دارند برای کسب برتری در این میدان استفاده میکنند.
یکی از ابزارهای غرب، حضور فیزیکی در میان مخالفان اوکراینی با هدف تشویق آنها به ادامه اعتراضات بوده است. در این راستا از هنگام آغاز اعتراضات، مقامات ارشد غربی زیادی در کیف پایتخت اوکراین حاضر شدهاند. از جمله آنها میتوان به گیدو وستروله وزیر خارجه قبلی آلمان، کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین ویکتوریا نولاند معاون وزارت خارجه آمریکا اشاره کرد. در وهله بعد، غربیها کمکهای مالی، غذایی و پشتیبانی گستردهای از مخالفان اوکراینی داشتهاند. هدف غرب در وهله نخست وادار کردن دولت کنونی اوکراین به امضای توافقنامه همگرایی تجاری با اتحادیه اروپا و به سخن دیگر وارد کردن اوکراین در مدار نفوذ خود است اما هدف دوم غربیها، تغییر حکومت در اوکراین و روی کار آمدن یک دولت غربگرا در این کشور است.
غربیها به موازات تشدید بحران سیاسی در اوکراین و گسترش ناآرامیهای آن از کیف به دیگر شهرها و مناطق این جمهوری شوروی سابق، بر دامنه مداخلات و تهدیدهای خود علیه ویکتور یانوکوویچ رئیسجمهور این کشور افزودهاند. مداخله روزافزون غربیها در امور داخلی اوکراین با حمایت گسترده اتحادیه اروپا و آمریکا صورت گرفته و در این راستا برخی اقدامات آمریکا از جمله تهدید به اعمال تحریمهای یکجانبه علیه کیف علاوه بر تقویت مخالفان اوکراینی، دولتمردان این کشور را در برخورد با مخالفان خشونت گرا و برهم زننده نظم عمومی در موضع انفعال قرار داده است.
به عقیده برخی تحلیلگران مداخله آشکار غرب در امور داخلی اوکراین به عنوان بزرگترین و پرجمعیتترین کشور اسلاو جهان بعد از روسیه و از متحدان راهبردی روسها در اصل ریشه در اختلافات روسیه و غرب دارد و آمریکا و متحدانش با تلاش برای تضعیف دولت روسگرای اوکراین به دنبال کاهش نفوذ روسیه و در مقابل افزایش نفوذ و کنترل خود بر اوکراین است.
تعارض بر سر اوکراین
آمریکا و اتحادیه اروپا ادعا میکنند در نبرد برای رسیدن به دموکراسی در کنار مردم اوکراین خواهند ایستاد. روسیه در مقابل، غرب را به تلاش برای دامن زدن به خشونت متهم میکند. بدین ترتیب اختلاف بر سر اوکراین بین این دو رقیب قدرتمند بالا گرفته است. در واقع روسیه بر این گمان است که غرب اکنون با سوء استفاده از فرصت درصدد واژگونی دولت روسگرای اوکراین و روی کار آوردن یک دولت غربگرا در این کشور است. اقدامی که مسلما واکنش شدید روسیه را برخواهد انگیخت. در مقابل مقامات غربی موضعی کاملاً مخالف اتخاذ کرده و بر حمایت از مخالفان تأکید میورزند.
در این راستا جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در واکنش به اعتراض روسیه به حمایت غرب از مخالفان اوکراینی تأکید کرد: امروز نبرد برای رسیدن به آیندهای دموکراتیک و اروپایی در هیچ جایی مهمتر از اوکراین نیست. به گفته وی، اوکراینیها تصمیم خود را گرفتهاند و نمیخواهند اجازه دهند آیندهشان فقط وابسته به یک کشور باشد. اشاره کری به روسیه است که اخیراً وعده کمکی 15 میلیارد دلاری به اوکراین و کاهش یکسومی بهای گاز صادراتی به اوکراین را داده بود. کری در عین حال به مداخله آمریکا در امور داخلی اوکراین اذعان و تأکید کرد که آمریکا هم در راه رسیدن به دموکراسی یاریگر آنها یعنی مخالفان اوکراین خواهد بود.
از دیدگاه غربیها اعم از اتحادیه اروپا و آمریکا، عضویت اوکراین در نهادهای غربی و همچنین انعقاد توافقنامه تجارت آزاد با اتحادیه اروپا اقدامی برخلاف منافع روسیه تلقی نمیشود. در این راستا کری تصریح کرد که روسیه نباید گمان کند توافق اوکراین و اتحادیه اروپا بازیای با حاصلجمع صفر است. اشاره جان کری به نقش روسیه در برانگیختن بحران سیاسی جاری در اوکراین است. غربیها ادعا میکنند که روسیه در قبال اوکراین سیاست تهدید و تطمیع را در پیش گرفته و به ویژه با ارائه امتیازات جذاب، موجب تغییر نظر مقامات ارشد اوکراینی و روی آوردن مجدد اوکراین به روسیه شده است.
چشمانداز پیشرو
برخی تحلیلگران اعتراضات گسترده چند ماه اخیر را نشانه خستگی مردم اوکراین از اوضاع نامساعد اقتصادی، رویکرد روسگرایانه دولت اوکراین و نبود چشم اندازی برای همگرایی اوکراین با غرب در قالب نزدیکی با اتحادیه اروپا میدانند. در نتیجه میتوان گفت هدف مخالفان دورکردن اوکراین از متحد قدیمیاش یعنی روسیه و در مقابل شروع روند نزدیکی با اتحادیه اروپا و در نهایت رسیدن به استانداردهای زندگی غربی است. با این همه ادامه اعتراضات به سبک کنونی ظاهراً باعث شده تا اوکراین روز به روز بیشتر در گرداب هر ج و مرج، ناآرامی، بیثباتی و تزلزل اقتصادی فرو رود. ویکتور یانوکوویچ رئیسجمهور اوکراین که شاید گمان نمیکرد تصمیم وی برای تعویق امضای توافقنامه با اتحادیه اروپا، چنین تبعاتی داشته باشد، تلاش کرده با امتیاز دادن به مخالفان از تکرار انقلاب رنگی مشابه انقلاب نارنجی سال 2004 در اوکراین جلوگیری کند.
با این همه به نظر میرسد این امتیازات، دست کم تاکنون مخالفان وی را به پایان اعتراضات خیابانی ترغیب نکرده است. باید دید آیا ادامه ناآرامیها در اوکراین میتواند یانوکوویچ را به دادن امتیازات بیشتری مانند آزادی یولیا تیموشنکو رهبر مخالفان دولت اوکراین یا امضای توافقنامه همگرایی با اتحادیه اروپا یا حتی کنارهگیری از قدرت مجبور کند؟ به نظر میرسد دولت اوکراین پس از یک دوره مقاومت در مقابل مخالفان اکنون به اصطلاح صحنه را واگذار کرده و هر روز امتیازات جدیدی به مخالفان میدهد اما این رویکرد نه تنها باعث آرام تر شدن معترضان نشده بلکه صرفا آنها را جریتر کرده و موجب ارائه درخواستهای رادیکالتری از سوی آنها شده است.
در واقع سطح خواسته مخالفان از تقاضای امضای یک توافقنامه تجاری با اتحادیه اروپا که یک موضوع سیاسی عادی بود اکنون به درخواستهای بنیادی یعنی استعفای رئیسجمهور اوکراین، تغییر دولت، تغییر مفاد قانون اساسی، برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی و ریاست جمهوری و در یک کلام یک تحول بنیادی در صحنه سیاسی و به تبع آن اقتصادی اوکراین تغییر کرده است. با ادامه روند کنونی میتوان پیشبینی کرد که رئیسجمهور و دولت اوکراین در آینده نه چندان دور تسلیم خواستههای مخالفان شده و از قدرت کناره خواهند گرفت.
در صورت وقوع چنین رویدادهایی میتوان انتظار داشت که غرب به ویژه اتحادیه اروپا با تشکیل دولت موقت اوکراین که به احتمال زیاد توسط رهبران مخالفان تشکیل خواهد شد فوراً کمکهای مالی قابل توجهی را به اوکراین برای تحکیم این دولت اختصاص دهد. با این حال روسیه نیز در مقابل به خطر افتادن منافعش ساکت نخواهد نشست و اگر اقداماتی فوری هم انجام ندهد، مانند دوره حاکمیت غربگرایان در اوکراین از (2004 تا 2010) اقدامات همه جانبهای برای تضعیف حاکمیت غربگرایان و اختلال جدی در امور اوکراین انجام خواهد داد. هدف روسیه این خواهد بود تا ضمن وادار کردن اوکراین به چرخش در مدار نفوذ روسیه از نزدیکی اوکراین به غرب و به ویژه اتحادیه اروپا جلوگیری نماید.