* ظاهراً شما دو بار ترور شدهاید. ماجرای این ترورها چیست؟
** در دورهای که عضو شورای حکومتی دولت بودم به نجف سفری داشتم. در آن هنگام آمریکاییها حملاتی را علیه جریان صدر آغاز کردند که من نیز در آنجا هدف این حملات قرار گرفتم. نجف یک شهر مقدس است و نباید در آن جنگ و حملهای صورت بگیرد.
از سوی دیگر، جریان صدر که جمعی از مردم عادی عراق در آن حضور دارند جریانی است که باید اوضاع بد آنان را درک کرد. اما آمریکاییها با سیاست خود رنج و مشقت آنان را مضاعف میسازند. در سفر به نجف من عضو گروهی از زنان بودم که در یک سخنرانی در حرم امام علی (ع)، از طرفهای درگیر خواستم تا به درگیریها پایان دهند. با یک ژنرال آمریکایی که در نجف بود این خواسته را مطرح کردم اما وی آن را رد کرد. ایده توقف درگیری را با مقتدا صدر در میان گذاشتم که او پذیرفت. میخواستم به بغداد بازگشته و به آمریکاییها اعلام کنم که صدر خواهان پایان درگیریهاست و آمریکا باید با او همکاری کند. در هنگام بازگشت یک بار دیگر مورد حمله قرار گرفتم که در آن حمله پسرم و محافظم کشته شدند که چند روز پیش سالگردشان بود.
* در سالیان اخیر شاهد موج بزرگی از تروریستها در عراق هستیم. چرا چنین وضعیتی به وجود آمده است؟
** هنگامی که آمریکا در صدد حمله به عراق برآمد ما در مرکزیت تحقق استراتژیک پیشبینی کردیم که آمریکا میخواهد از عراق به عنوان میدان مبارزه با تروریسم استفاده کند که این مسأله مشکلات بیشماری را در پی خواهد داشت. در آن هنگام دیدید که تروریستها نیز وارد عراق شدند تا با آمریکا بجنگند.
از سوی دیگر آمریکا پس از وارد شدن به عراق تمام منابع و ابزارهای امنیتی را در دست گرفت و مدعی شد که با کمک این منابع از امنیت عراق دفاع خواهد کرد. اما آنان دریافتند که نمیتوانند با مشکلات امنیتی مقابله کنند.
آمریکا همچنین نیروی امنیتی برای عراق به وجود نیاورد و از آموزش نیروهای امنیتی عراق سرباز زد که به تبع آن هرج و مرج فراوانی در عراق به وجود آمد. از سوی دیگر، از آمریکا خواستیم تا برنامهای برای آماده کردن یک نیروی امنیتی برای دوره پس از خروجشان از عراق ایجاد کنند که آمریکا از تحقق این خواسته نیز سرباز زد.
باید به نکته دیگری نیز درباره افزایش موج تروریسم در عراق اشاره کرد و آن این که صدام حسین پیش از اشغال عراق توسط آمریکا تروریستها و جانیان را در کشور پراکند. پس از آن، این جانیان حرکتی را آغاز کردند که خود نام مقاومت بر آن گذاشتند. پس از آن، این جانیان حرکتی را آغاز کردند که خود نام مقاومت بر آن گذاشتند.
* مایلم درباره تروریستها و عملکرد آنها اندکی بیشتر توضیح دهید. شما تروریستها و عملکرد آنها را چگونه دستهبندی میکنید؟
** همانطور که گفتم، مسأله اصلی درباره تروریستها این است که یک دسته آنان جانیانی هستند که صدام از زندانهایش آزاد کرد. دسته دوم تروریستها، اعضای القاعده هستند که هر کسی را که مخالف دیدگاههای آنهاست به قتل میرسانند. جانیان زمانی که از زندان آزاد شدند گروههایی را دور خود جمع کردند و به همکاری با القاعده پرداختند. گروه سوم بعثیها هستند. آنان احساس میکنند که قدرت خود را از دست دادهاند و باید آن را دوباره به دست آورند به همین دلیل آنان نیز قتل عام مردم را شروع کردند. از سوی دیگر، برخی از سیاستمداران افراطی گروهی شبه نظامی را تحت کنترل خود دارند. این گروه نیز برای جلب حمایت مردم از طریق این شبه نظامیان وارد عمل شدهاند.
* بمبگذاران انتحاری چه کسانی هستند و در کجا سازماندهی میشود؟
** برخی از آنان از کشورهای همسایه وارد عراق میشوند اما بخش عمدهای از آنان در داخل عراق پدید میآیند. آنان نمیخواهند عراق به عنوان یک کشور باثبات و مؤثر در منطقه پا بگیرد.
*ارزیابی شما از اوضاع جاری عراق چیست؟ آیا وضعیت روبه وخامت است یا رو به بهبود؟
** با اجرای کامل قانون میتوان اوضاع عراق را بهبود بخشید. البته قانون باید برای همه به طور یکسان اجرا شود. قانون نباید به گونهای باشد که برخی از آن مستثنی گردند زیرا فاش شده که برخی از اعضای پارلمان یا دولت شبه نظامیان را در کنترل خود دارند که مردم بیگناه را میکشند و گروههای انتحاری را تغذیه میکنند.
نکته دیگر آن که سیاستمداران عراقی باید با یکدیگر همکاری داشته باشند و از اظهارنظرهای خودخواهانه بپرهیزند. عده زیادی از دولتمردان عراق پس از سقوط صدام به کشور بازگشتند و در تشکیل دولت شرکت کردند اما آنان از حمایت مردمی برخوردار نیستند. آنها برای آن که شناخته شوند از مسائل تفرقهجویانه سخن به میان آوردند تا حامیانی را دور خود جمع کنند. این مسأله مشکلساز است. سخنان و مواضع سیاستمداران باید بنیاد ملی داشته باشد نه بنیان فرقهای.
*برخی معتقدند که دولت مالکی موفق نشده امنیت عراق را آن گونه که لازم بوده، تضمین کند. ارزیابی شما چیست؟
** مالکی انسانی وطندوست است و من 3 سال است که با او کار میکنم. او اهداف و نیات خوبی دارد اما به تنهایی نمیتواند کاری از پیش ببرد و به حمایت سیاستمداران نیاز دارد. بسیاری از این دولتمردان بنا به منافع خود راه دیگری در پیش گرفتهاند و از حلقه مالکی دور شدهاند. برای نمونه عده زیادی از آنها اطرافیان و بستگان خود را وارد دولت میکنند و حلقه و محافل مستقلی را به وجود میآورند که سبب دور شدن آنها از برنامهها و مقاصد مالکی میشود.
* مالکی به تازگی رویکرد مذاکره با شبه نظامیان را در پیش گرفته است. این سیاست چه دستاوردهایی را در بر خواهد داشت؟ آیا امیدی به موفقیتآمیز بودن آن وجود دارد؟
** مذاکره با شبه نظامیان و وارد ساختن آنان به امور سیاسی عراق مسألهای بسیار مهم و قابل تأمل است. اگر در تفکرات و استراتژی اختلافی وجود داشته باشد میتوان برای حل و فصل آنها به مذاکره روی آورد. با مذاکره میتوان شبهنظامیان را وارد عرصه کرد و با ارائه وظایفی به آنها مانع از ادامه کشتارها و خرابکاریها توسط آنان شد.
مذاکره ما با آنها فقط به خاطر مردم است نه به خاطر چیز دیگر.
اختلاف دیدگاهها قابل رفع است حتی در درون حاکمیت نیز شاهد چنین حضور شبه نظامیان هستیم البته آنها در مجموع با استراتژی و رویکرد دولت موافق هستند و از آن حمایت میکنند. چنین افرادی حتی در بدنه دولت نیز حضور دارند و فعالانه در اقدامات آن شرکت میکنند.
* در میان راهحلهایی که برای حل اختلاف جناحها و طوایف عراق مطرح شده آیا فدرالیسم به نفع عراق بوده است؟
**بله، به اعتقاد من فدرالیسم مزایای فراوانی برای عراق داشته است. تمرکزگرایی در دوره رژیم سابق مشقات فراوانی را برای ما به وجود آورد در آن زمان، ما از بیاعتنایی رژیم رنج میبردیم زیرا در حاشیه قرار داشتیم اکنون فرصتهای زیادی در اختیار ما قرار گرفته است اما هنوز نتوانستهایم از آنها بهرهای ببریم. در حالی که همه گروهها فرصتی برای فدرالیسم و اداره امور خود یافتهاند نباید فراموش کنیم که باید ارتباط خود را با مرکز حفظ کنیم.
* در مسأله فدرالیسم عراق، کرکوک به عنوان نقطهای چالشبرانگیز ظاهر شده است. چه آیندهای را برای این شهر نفتخیز متصور هستید؟
** کرکوک سمبل عراق است و از همه اقلیتهای قومی و مذهبی در آن زندگی میکنند. در ابتدای امر نیز مایل بودیم که کرکوک به طور مستقل اداره شود و به عنوان یک منطقه فدرال شناخته شود. اما بنا به دلایل سیاسی این مسأله اعمال نشد و گروههای عراقی بر آن شدند تا آینده این شهر را مردم منطقه تعیین کنند. آنان این شهر را یا به عنوان بخشی از منطقه خودمختار کردستان انتخاب میکنند یا به عنوان یک منطقه مستقل. اما هنوز مسائل زیادی هست که باید درباره این شهر حل و فصل شود.