تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۶۵۴۱

بلندپروازی‌های نظامی چین


گری‌جی. اشمیت*/ مترجم: مهدی متین‌جاوید

گزارش سالانه پنتاگون درباره ارتش چین که ماه گذشته ارائه شد، توجه خود را معطوف به گسترش قابل ملاحظه قابلیت‌های نظامی پکن کرد و نظیر همه گزار‌ش‌هایی بود که وزارت دفاع این کشور از سال 2000 منتشر کرده است. همانند سال‌های پیش، نقطه تمرکز بیشتر تفاسیر داخل و خارج از حکومت، بر عدم شفاف‌سازی از جانب چین بوده است. ما از این امر شکایت داریم که از هزینه‌های نظامی چین و اینکه دقیقا به دنبال چیست، اطلاع دقیقی نداریم. از همه مهمتر ما شکایت داریم که از «چرایی» استراتژیک در پشت پرده این توسعه نظامی، اطلاعی نداریم. هزینه‌‌های دفاعی چین در طول 15 سال گذشته مدام در حال افزایش بوده است.

در طول سال‌های نخست، مفسران غربی طرح‌های مدرن‌سازی ارتش چین را امری کم‌اهمیت ارزیابی می‌کردند. در ابتدا آنها چنین استدلال می‌کردند که چینی‌ها فقط به دنبال مدرن‌سازی نیروهای مسلح خود برای دفاع از کیان کشورشان هستند و زمانی که این امر صورت گرفت انتظار یک وضعیت تثبیت شده را داشتیم اما چنین نشد. بعدها آنها استدلال کردند که حتی اگر چینی‌ها به توسعه نظامی خود ادامه دهند، چند دهه طول می‌کشد تا آنها بتوانند مشکلی اساسی را برای ایالات متحده یا متحدان آن در منطقه ایجاد کنند. از این رو، وقتی این توسعه نظامی با سرعت و دامنه بیشتری فراتر از ناظران چین ادامه یافت، استدلال آنها این بود که چین دارای یک اقتصاد قوی رو به رشد است و این طبیعی است که آنها از منابع مازادشان در جهت ساختن یک ارتش مدرن بهره گیرند. حال که چین صدها جنگنده پیشرفته را به ناوگان هوایی خود اضافه می‌کند، به صورت انبوه، زیردریایی، ناوچه و ناوشکن می‌سازد، زرادخانه هسته‌ای استراتژیک خود را نوسازی و گسترش می‌دهد و موشک‌های جدید با برد متوسط را در اختیار دارد، استدلال مفسران این است که چینی‌ها قاطعانه به دنبال تقویت قابلیت‌های نظامی خود در سطح بی‌سابقه‌ای هستند چرا که شاهد این امر هستند که ایالات متحده در حال حاضر، هزینه بیشتری را نسبت به زمان جنگ جهانی دوم، صرف ارتش خود می‌کند. در این نکته برخی واقعیت‌ها نهفته است؛ یک واقعیت این است که توسعه ارتش چین پس از فروپاشی اتحاد شوروی آغاز شده است به عبارتی دقیقا زمانی که چین کمترین توجیه را برای نگرانی از نیازهای دفاعی خود داشته و این تقویت ارتش در طول دوره‌ای که ایالات متحده هزینه‌های دفاعی خود را به مقادیر اعظم کاهش می‌داد، اما داشت. به علاوه هیچ قدرت منطقه‌ای آسیایی افزایش دو رقمی در هزینه‌های دفاعی خود را در دستور کار قرار نداده بود. بالعکس تایوان- احتمالا نگرانی اصلی چین- در حال کاهش بودجه دفاعی خود بود و ژاپن تنها قدرت بزرگ منطقه‌ای، رقیب احتمالی چین گرفتار یک دهه رکود اقتصادی بود با بودجه دفاعی ثابت که امکان برابری با آن وجود داشت. البته پس از 11 سپتامبر 2001 هزینه‌های دفاعی ایالات متحده به نحو چشمگیری افزایش یافته است اما قیمت اعظم این افزایش، همان طوری که چینی‌ها به خوبی آگاهند، صرف جنگ در افغانستان و عراق شده است. اگر ما از تخصیص بودجه اضافی برای جنگ‌ها و عوامل افزایش ناگهانی هزینه‌های پرسنل صرف نظر کنیم، بوجه دفاعی آمریکا به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی تقریبا برابر با همین ارقام در اواسط ریاست جمهوری بیل کلینتون، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا بوده است. بودجه دفاعی بوش هم دوره محدود خود را دارد. هزینه‌های دفاعی پس از اتمام جنگ‌ها به همان سطوح پایین کاهش خواهد یافت. به عنوان تنها مثال، طبق برنامه‌های فعلی تدارکاتی و کاهش تسلیحاتی، ناوگان زیردریایی نیروی دریایی ایالات متحده به کمتر از 30 قایق تا اواخر سال 2020 کاهش خواهد یافت. این در حالی است که چین در طول دهه گذشته بیش از 30 زیردریایی پیشرفته را به ناوگان دریایی خود اضافه کرده و برنامه ساخت شش زیردریایی دیگر را در دست اقدام دارد.

بدیهی است که شفاف‌سازی بیشتر از جانب چینی‌ها می‌تواند مفید باشد اما به علت فقدان یک دگرگونی اساسی به سوی آزادی سیاسی در چین نباید انتظار داشت که این امر اتفاق بیفتد. در هر صورت پس از یک دهه و نیم توسعه نظامی، آیا ما واقعا نیازمند شفافیت بیشتر برای درک رفتار چین نیستیم؟

چینی‌ها ملتی خودخواه هستند و می‌خواهند به عنوان دولتی قدرتمند و بالقوه مسلط دیده شوند. آنها واقفند که این امر نه تنها نیازمند یک اقتصاد قوی است بلکه یک ارتش قدرتمند را نیز ایجاب زمانی که چینی‌ها به جهان کنونی می‌نگرند، کدام کشور بیشتر مواقع سد راه آنهاست‌؟ پاسخ این سوال مسلما کشورهای اروپایی نیستند که صرفا اقتصاد قدرتمندی دارند و قدرت سخت‌افزاری کمی در اختیار دارند، پاسخ ایالات متحده آمریکاست. دیدگاهی در میان بخشی از چین شناسان آمریکایی وجود دارد مبنی بر اینکه توسعه صلح‌آمیز چین مانع طلب قدرت از جانب آن و شناسایی‌اش از جانب دیگر قدرت‌ها می‌شود؛ چیزی که همه قدرت‌های در حال ظهور قبلا طلب کرده‌اند. با این وجود چینی‌ها معتقدند که این دو مساله در نقطه مقابل هم قرار ندارند. آنها یک اقتصاد روبه رشد را برای حل مشکلات داخلی خود حائز اهمیت تلقی می‌کنند، آنها همچنین آگاه هستند که تامین منابع برای مدرن‌سازی و توسعه ارتش به همان میزان حائز اهمیت است.

فقدان شفاف‌سازی دستاویزی است که ما بدان متوسل می‌شویم تا از رویارویی با مشکل اصلی پرهیز کنیم و آن مشکل بلندپروازی‌های چین برای معرفی خود به عنوان قدرتی بزرگتر است. قابل درک است که شاید با مشکلات عدیده‌ای که اکنون آمریکا با آن دست به گریبان است، ما مایل نیستیم که چین را نیز به این مشکلات اضافه کنیم اما این امر تاثیری در بیان این واقعیت ندارد که پکن بر این باور است که هر چه قدرت نظامی بیشتری داشته باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که بلندپروازی‌هایش تحقق یابند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات