سرویس خارجی: واشنگتن و مسکو در تحولات اوکراین بار دیگر مقابل یکدیگر ایستادند. ایالات متحده، رئیس جمهور موقت اوکراین را به رسمیت شناخت ، روسیه اما میگوید، رئیس جمهور پیشین با کودتا برکنار شده است.پایگاه خبری «دویچه وله» در تحلیلی درباره اوکراین نوشت:«اختلاف نظر آمریکا و روسیه درباره تحولات اوکراین طی روزهای اخیرمشهودتر شده است.
در حالی که آمریکا «الکساندر تورچینف» رئیس پارلمان و رئیس جمهور موقت اوکراین را به رسمیت شناخت،روسیه تحولات اوکراین را که به برکناری«ویکتور یانوکوویچ» رئیس جمهورسابق این کشور انجامید،کودتا تعبیر میکند.
باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا در ارتباط با برخی پیشبینیها درباره تبدیل شدن اوکراین به زمین جنگ سرد میان واشنگتن و مسکو میگوید:«ارزیابی ما این نیست که به اوکراین به دید صفحه بازی شطرنج سیاسی دوران جنگ سرد بنگریم .»در همین حال «سوزان رایس» مشاور اوباما در امور امنیتی نیز در این باره گفت:«منافع ماایجاب نمیکندکه به موازین موجوددردوران جنگ سرد بازگردیم.
آن موازین با واقعیتهای قرن بیست و یکم همخوانی ندارد.»ازسوی دیگر«جان مک کین» نماینده پرنفوذ حزب جمهوری خواه مجلس آمریکا بر این باور است که حتی اگر دولت ایالات متحده به اوکراین به دید زمین جنگ میان غرب و شرق ننگرد،ولادمیر پوتین،رئیس جمهور روسیه به دنبال تشکیل امپراتوری روسیه است.
آمریکاهمواره نزدیکی هرچه بیشتر قزاقستان ، بلاروس و اوکراین به روسیه رابا نگرانی دنبال میکندودراین میان،نقش اوکراین به عنوان کشوری که سکوی پرتاب موشکهای قاره پیما دارد و به لحاظ اقتصادی نیز در اروپا حائز اهمیت است، برای روسیه قابل چشم پوشی نیست.
اختلاف نظر میان مسکو و واشنگتن تنها محدود به تحولات اوکراین نیست.درسوریه نیزحمایتهای پوتین ازبشار اسد،ودرمقابل، پشتیبانی آمریکا از نیروهای اپوزیسیون، نشان از مواضع متضاد دو کشور دارد.
ایالات متحده در عین حال معتقد است، بحران سوریه و مناقشه هستهای ایران، تنها با همراهی و مشارکت روسیه قابل حل است و از همین رو، حال که روسیه خود را بازنده تحولات اوکراین میداند، نباید بیش از این بر طبل اختلاف ها با مسکو کوبید. «جی کارنی» سخنگوی کاخ سفیدمیگوید:«مابه دقت روابط خودباروسیه رازیر نظرداریم.
این روابط براساس خواست روسیه تنظیم نمیشوند، بلکه برپایه نقاط مشترکی است که دوکشورمیتوانند با هم همکاری کنند،حتی اگردرآن زمینه کاری مشترک،اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد.»آمریکا میگوید، دلیلی ندارد که روسیه به تحولات اوکراین به دید جنگ قدرت نگاه کند وحالا که یانوکوویچ برکنارشده، خود را بازنده این مبارزه تصورکند.
اما تلاش روسیه برای تسلط بیشتربراوکراین درحالی صورت میگیرد که مقامهای ایالات متحده نیزاعلام کردند،نزدیکی اوکراین به غرب،هم برای این کشوروهم برای اروپا وآمریکا منافع اقتصادی وسیاسی به همراه خواهد داشت.درمجموع این طوربه نظرمیرسدکه فارغ از اظهارنظرهای مقامهای آمریکایی و روس، اوکراین به زمین دیگری برای مقابله روسیه با غرب تبدیل شده است.
نقش روسیه در 2 بحران
دولت ویکتور یانوکوویچ، سریع و غافلگیرانه در کمتر از سه ماه از آغاز تظاهرات مردمی، فرو پاشید و «یولیا تیموشنکو»بعد از دو سال و نیم حبس آزاد شد. پارلمان اوکراین تاریخ 25 مه را برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام در کشور تعیین کرد. رئیس جمهور از کییف خارج و به روسیه گریخت، اما سئوالی که در حال حاضر مطرح میشود، این است که چرا روسیه به این سرعت نفوذ خود رادراوکراین ازدست داد،اماپس ازسه سال درگیری درسوریه،همچنان مقابل غرب ایستادگی میکند؟سایت اینترنتی «النشره» در تحلیلی با عنوان «چرا روسیه چیزی را که در سوریه از دست نداد، در اوکراین از دست داد» نوشت:سوال این است که چرا روسیه همپیمان خود را که در همسایگیاش بود از دست داد، اما درحمایت ازهمپیمانی که دور از مرزهای روسیه است،موفق شد؟ همچنین این سئوال مطرح است که چرا مسکو پس از سه ماه درگیری در اوکراین،نفوذخود رادراین کشور به نفع غرب از دست داد؛اما پس ازسه سال درگیری در سوریه، توانسته در مقابل غرب و طرفهای دیگر پایداری کند؟با وجودی که اوکراین درشرق این کشوردارای مرزمشترک با روسیه است،اما مسکو بنا به دلایلی، نتوانست ازدولت یانوکوویچ که حامی روسیه بود، حمایت کند . دلایل این امر را شاید بتوان اینگونه تشریح کرد:
1-ارتش اوکراین موضعی بیطرفانه اتخاذ کرد و فرمان دولت را برای متوسل شدن به زور جهت پایان دادن به تظاهرات مخالفان، نپذیرفت، اما در سوریه، مداخله یگانهای اطلاعاتی و نیمه نظامی و ایستادگی آنها در کنار ارتش این کشور، نقش بسیار مهمی را در روند تحولات سوریه ایفا کرد.
2-باوجودی که ویکتور یانوکوویچ، رئیسجمهور برکنار شده اوکراین، تک تیراندازها را بر سقف خانهها مستقر کرد تا به سمت تظاهرکنندگان شلیک کنند و با وجودی که وی عمدا تلاش کرد تظاهرکنندگان به آسانی به سلاح دست یابند تا از این طریق نیروهای پلیس را به قتل برساندند، اما تلاشهای وی برای نظامی کردن انقلاب مخالفانش شکست خورد و تظاهرکنندگان اوکراینی تا حد زیادی تلاش کردند اعتراضات خود را به صورت مسالمتآمیز برگزار کنند؛ اما در سوریه دخالت گروههای مسلح خارجی باعث شد تا بحران این کشوررنگ و بوی نظامی بگیرد و شرایط در مجرای خاصی قرار بگیرد .
3- در مورد اوکراین میتوان گفت کشورهای اتحادیه اروپا و آمریکا،با قدرت هرچه تمامتردرخط بحران قرارگرفتند،حمایت سیاسی ازمخالفان به عمل آوردند،عرصه رابرنظام این کشور تنگ کردند و در اقدامی پیش دستانه،راه را برای حمایت میدانی روسیه از یانوکوویچ بستند.حال آنکه حمایت غرب وآمریکا از مخالفان در سوریه، محدود و ناپیوسته صورت گرفته است .
4- با وجود اینکه مخالفان در اوکراین به گروههای مختلفی وابسته بوده و طرفدار شخصیتهای مختلفی هستند که اوضاع در سوریه هم به همین منوال است، اما تظاهرکنندگان اوکراینی یکپارچگی هدف خود را که همان براندازی رئیسجمهور، اصلاح قانون اساسی و گسترش دامنه آزادیها بود، حفظ کردند.
با وجود این که تفاوتهای نژادی ومذهبی درمیان مردم اوکراین وجود دارد، اما بسیاری از آنها درخصوص لزوم براندازی نظامی که همچون دیکتاتورهارفتارمیکردویادآورروزگارحکومت کمونیستها پیش از استقلال اوکراین بود،توافق نظرداشتند،اما در سوریه منافع نژادی نقش مهمی را در به وجود آمدن دو دستگی میان مخالفان ایفا کرد.
به عنوان مثال، کُردها خود را از درگیریها کنار کشیدند.
تفاوتهای مذهبی همچنین نقش تعیینکنندهای را در کاهش حمایت مردمی از مخالفان ایفا کرد؛ چرا که اقلیتهای مسیحی، دروزی و علوی، از سرنوشت خود در صورت براندازی نظام سوریه نگران بوده و از رفتارهای وحشیانه برخی از گروههای تندرو به شدت هراس دارند.
5- در اوکراین، طرفهای اروپایی و غربی که از مخالفان حمایت کردند، درخصوص یک هدف که همان جلوگیری ازتحت کنترل گرفتن اوکراین توسط روسیه وپیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا بود،توافق داشتند؛ اما درسوریه اهداف طرفهای عربی وغربی که ازمخالفان حمایت میکنند،مغایراست ومساله منافع ضد و نقیض به شدت وارد خط بحران شده که این مساله باعث شده است مخالفان ضعیف و به گروههای مختلفی تبدیل شوند که با یکدیگر میجنگند.
پس ازگذشت ماههای طولانی از مذاکرات اوکراین و اتحادیه اروپا،اوکراینیهایی که در شرایط اقتصادی نابسامانی به سر میبرند، انتظار دارند یک توافق تاریخی با اروپا منعقد شود که از طریق آن، اوکراین از لحاظ سیاسی و اقتصادی همکاری گستردهای با کشورهای اروپایی داشته باشد.
میتوان گفت تحولات سریع اوکراین ثابت کرد این سخن که روسیه تبدیل به یک ابرقدرت شده و شکست نمیخورد،درست نیست؛چرا که داشتن نفوذ،یا از دست دادن آن در هر نقطهای از جهان برای روسیه ، در گرو عوامل داخلی و خارجی تاثیرگذار است و این کشور میتواند در یک نقطه از جهان موفق باشد یا در جایی دیگر،شکست بخورد.
کابوس کرملین
ترکیب دولت آینده اوکراین مشخص وانقلاب پیروزشد. بااینکه برخی عوامل دولت سابق توانستند خود را مبرا کنند ونجات دهند،امامعترضان اوکراینی به جریان اصلی سیاستمداران اعتماد ندارندونمی خواهند به نیابت از آنها مذاکره کنند.
«آندرو ویلسون» در تحلیلی برای روزنامه «ایندیپندنت» به بررسی مشکلاتی که تحولات اوکراین برای روسیه به وجود میآورد پرداخت و نوشت: سیاستمداران شیک پوش اکنون میتوانند بخش سخت کار را برعهده بگیرند؛ تهیه یک قانون اساسی جدید با اصلاح قانون اساسی 2004 که به تازگی دوباره قانونی شده است و تلاش برای حفظ اقتصاد شکننده اوکراین.اما مسلما رهبران اعتراضات میدان «استقلال» کییف، دستور کار خود را برای برقراری عدالت، انحلال شبه نظامیان و تغییر ساختار نظام فاسد قانونی، استوار خواهند کرد تا بسیاری از مقصران و گناهکاران مجازات شوند. ادامه دارد...