دکتر یدالله جوانی
تکرار حرفهای نخنمای مقامات امریکایی مبنی بر تهدید نظامی جمهوری اسلامی با کرکریخوانی کری، نشان میدهد که امپراتوری فروریخته در چه نقطهای از دوران حیات امپراتوریاش قرار دارد. فهم مطلب مذکور در گرو تأمل روی سه نکته اساسی است:
1- تهدید نظامی ایران از سوی دولتمردان امریکا، سابقهای بیش از سه دهه دارد و در یک دهه اخیر پررنگتر شده است.
2- در سه دهه اخیر، امپراتوری غرب روند افت قدرت داشته و امریکای امروز از جهات مختلف با امریکای 35 سال قبل بسیار متفاوت است. با تأمل در شاخصهای اصلی قدرت مانند قدرت نظامی، قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی، میتوان این تفاوتها را درک کرد.
3- جمهوری اسلامی ایران در سه دهه اخیر، روند توسعه قدرت داشته و ایران امروز از جهات مختلف، با ایران 35 سال قبل بسیار متفاوت است. ایران امروز، یک قدرت مؤثر و تعیینکننده در منطقه و با موقعیت خاص در عرصه بینالمللی است. در چنین شرایطی تکرار تهدید نظامی ایران از سوی دولتمردان امریکایی که گویا در این امر نوعی رقابت با یکدیگر دارند، سود و زیانش برای کدام طرف است. وقتی آقای جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده در گفتوگو با شبکه العربیه میگوید: «در صورتی که ایران به توافقنامه هستهای پایبند نباشد و آن را نقض کند، گزینه نظامی فوراً باز خواهد گشت»، این عبارت چه سودی برای امریکا و چه ضرری برای ایران دارد؟
بررسیهای تاریخی و تأمل در سه نکته پیشین میگوید،باید جای گزارهها را عوض کرد و به سنجش ضررهای این تهدید برای امریکا و سودهای آن برای ایران پرداخت. واقعیت امر آن است که تهدیدات نظامی 35 ساله امریکا علیه جمهوری اسلامی، جز خسارات برای «عامل تهدید» و جز سود برای «تهدید شونده» نتیجه دیگری نداشته است.
جمهوری اسلامی بر اساس همین عامل تهدید، روند توسعه قدرت دفاعی و نظامی را طی نمود و امروز به سطح «قدرت بازدارندگی» با قابلیتهای منحصر به فرد در منطقه راهبردی غرب آسیا و به ویژه در حوزه فوق راهبردی خلیج فارس رسیده است. سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در واکنش به اظهارات جان کری، با این جمله پاسخ هشدارآمیز را میدهد: «امریکا قدرت درک دامنه تهاجمی ایران را ندارد.»
پیش از این و در پاسخ به رجزخوانی صهیونیستها، حضرت امام خامنهای (مدظلهالعالی) از موقعیت و جایگاه فرماندهی کل قوا و مقام عظمای ولایت فرموده بودند، صهیونیستها اگر دست از پا خطا کنند، تلآویو و حیفا با خاک یکسان خواهد شد. شاید برخی از غیرمطلعین و بیخبران از واقعیتها، چنین سخنانی را اغراقآمیز پندارند، لکن صاحبنظران و کارشناسان نظامی، به خوبی پیام این نوع سخنان را گرفته و در ارزیابیهای خود روی آن حساب باز میکنند.
صاحباننظر و استراتژیستها در جهان و از جمله در امریکا، قدرت ملی و اقتدار ایرانیان را در صحنههای مختلف طی 35 سال گذشته محک خورده یافته و از عیار بالای آن به خوبی آگاهند. صحنههای آزمون قدرت نظامی، دفاعی و امنیتی ملت ایران در 35 سال گذشته در عرصههای داخلی و خارجی، به اندازهای هست که بتوان با اطمینان از صحنههای آزمون بعدی و نتایج آن سخن گفت. صحنههایی چون:
1- تلاش قدرتهای شرقی و غربی در سالهای اول انقلاب برای بیثباتسازی و تجزیه ایران از طریق حرکتهای مسلحانه قومی در مناطق قومیتی، با اقتدار جمهوری اسلامی به شکست انجامید.
2- توطئه ترویج تروریسم در سراسر ایران با حمایت از گروهکهایی چون منافقین و با هدف راهاندازی جنگ داخلی، با هوشیاری ملت ایران و اقتدار جمهوری اسلامی در هم شکست.
3- توطئه تجاوز خارجی نظامی با استراتژی جنگ برقآسا با هدف فتح تهران به دفاع مقدس تبدیل شد و فرجام متجاوزین آن شد که همگان دیدند.
4- توطئه محدودسازی استراتژیک ایران از طریق اشغال افغانستان و عراق و زمینهسازی برای حمله نظامی به ایران، فرجامش شکستهای استراتژیک برای امریکا و ارتقای جایگاه و توسعه نفوذ ایران به ویژه در عراق بود.
5- جنگ رژیم صهیونیستی علیه حزبالله با هدف قطع بازوان منطقهای ایران، نتیجهاش جنگ 33 روزه و افزایش قدرت حزبالله و تقویت موقعیت مقاومت و موقعیت منطقهای ایران از یک طرف و شکست و تحقیر رژیم صهیونیستی از طرف دیگر شده.
6- جنگهای 22 روزه و هشت روزه، نتایجی چون جنگ 33 روزه در پی داشت.
7- بحرانآفرینی در سوریه با هدف عقب راندن جمهوری اسلامی از سواحل مدیترانه و در هم شکستن جبهه مقاومت، نتیجه عکس داشت و اکنون امریکا و متحدینش نگران این بحران هستند. در تمامی موارد پیشگفته، یک طرف آن امریکا و طرف دیگر آن ایران قرار دارد. نتایج این صحنهها مشخص است و نیازی به توضیح ندارد.
آقای جان کری بدون توجه به آنچه گذشته، همانند تازه به دورانرسیدهها، جمهوری اسلامی را تهدید میکند. تهدیدات او نشان میدهد که وی درک درستی از تحولات سه دهه گذشته ندارد. تحولات بنیادین در ایران، منطقه راهبردی غرب آسیا و جهان اسلام که تحت تأثیر انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته است.
پیام این تحولات را فرمانده کل سپاه در قالب این عبارت سعی کرده به وزیر امور خارجه و دیگر مقامات ایالات متحده برساند تا در گفتارهایشان و تهدیداتشان علیه ملت ایران عاقلانه و عالمانه باشند: «آقای کری! این را بدانید نبرد مستقیم با امریکا قویترین رؤیای مردان مؤمن و انقلابی در سراسر جهان است. تهدیدات شما برای اسلام انقلابی، بهترین فرصت است.
پیشوایان اسلام سالهاست ما را برای یک نبرد بزرگ و سرنوشتساز آماده کردهاند... آقای کری! امریکا و قدرت نظامی او، در مقابل چشم مردم مجاهد و با ایمان ما بسیار کوچک و حقیر هستند. اگر شما تخصص فهم مسائل نظامی را ندارید از کارشناسان مجرب خود بپرسید که آیا واقعاً امریکا توان و طاقت تحمل تبعات خانمان برانداز عمل کردن به این گزینه علیه ایران را دارد؟»
حال سؤال این است با توجه به چنین وضعیت و شرایطی که امریکاییها قادر به عملی کردن تهدیدات نظامی خود علیه جمهوری نیستند، چرا آن را تکرار میکنند؟ پاسخ این سؤال را میتوان از بخش دیگری از اظهارات فرمانده کل سپاه در واکنش به تهدیدات جان کری دریافت نمود. سرلشکر جعفری در همین راستا میگوید: «بر اساس اطلاعاتی که به ما میرسد، هم کارشناسان سیاسی و هم صاحبنظران امنیتی امریکا، گزینه نظامی را برای ایران، تنها مناسب روی میز میدانند، ولی استفاده از آن را در عمل، به صلاح امنیت ملی امریکا نمیدانند و در این رابطه به مسئولان امریکا هشدار دادهاند.»