تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۶:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۶۵۵۳

کودتای 28مرداد حفظ آبروی استعمار


از تصویب قانون ملی شدن صنعت‌ نفت ایران تا کودتای 28 مرداد که به برکناری مصدق انجامید دو سال ‌و اندی فاصله بود. در این مدت که خلع ید انجام شد و مذاکرات نفت برای پرداخت غرامت و به دست گرفتن امور استخراج و فروش نفت جریان داشت، ماجراهای بسیاری بین دولت‌های ایران و بریتانیا و آمریکا گذشت که سرانجام به کودتای 28 مرداد انجامید.

چهره بریتانیا از ابتدای ماجرای ملی شدن نفت تا کودتای 28 مرداد، مطابق اسناد کتاب چهره‌ای سرسخت در حفظ منافعی است که دیگر با دوران جدیدی که پس از جنگ دوم آغاز شده، هماهنگی ندارد؛ دورانی که مشخصه بارز آن‌ رها شدن ملت‌های آسیا و آفریقا از زیر یوغ استعمار کهن و رشد روزافزون نهضت‌های آزادیخواهانه در این بخش از کشورهای جهان است.

بریتانیا از ابتدا تا انتهای ماجرای ملی شدن صنعت ‌نفت ایران، موضع سرسختانه خود را حفظ می‌کند و دو‌ سه ‌باری هم که اندک انعطافی نشان می‌دهد با تعلل طرف ایرانی مواجه می‌شود و چه ‌بسا اگر تعللی هم در کار ایرانیان نبود باز دولت بریتانیا با دست ‌یازیدن به ترفندی دیگر، گره‌ای از مشکل فروبسته نفت نمی‌گشود.

چنانچه بریتانیا در زمان حکومت حاجعلی‌رزم‌آرا اندکی نرمش نشان داده بود، قانون ملی شدن پس از ترور رزم‌آرا به تصویب مجلس نمی‌رسید و ماجرا با تنصیف منافع پایان می‌یافت و برنامه ملی شدن صنعت‌نفت ایران بی‌آنکه موضع‌گیری‌های حادی روی دهد و بی‌آنکه آن همه ماجرا در پی داشته باشد، طی یک دوره ده‌ پانزده ‌ساله، اندک‌اندک به اجرا گذارده می‌شد، یعنی همان سیاستی که رزم‌آرا در پیش داشت. موضع سخت و بی‌انعطاف بریتانیا آنچنان بود که آچسن، وزیر امورخارجه آمریکا در زمان ترومن، وقتی فریزر، رئیس‌ هیات‌مدیره شرکت نفت بریتانیا و ایران، دولت بریتانیا را از هر گونه نرمشی نسبت به ایران- در دوره زمامداری رزم‌آرا- بازداشته بود، گفت: «دولت انگلیس در چنگ کمپانی گرفتار آمده است.» بریتانیا- از زمانی که محمدرضا‌پهلوی، شاه ایران، به محمدمصدق پیشنهاد نخست‌وزیری داد و دکتر مصدق به گفته خود از بیم آنکه سیدضیا به نخست‌وزیری برسد، آن پیشنهاد را پذیرفت، بنای کژتابی‌های بیشتر را گذاشت، و از همان ماه‌های نخست حکومت وی، فکر برکناری او را در سر می‌پخت، نخست به برکناری عادی می‌اندیشید. وقتی شاه از بیم قوام و سیدضیا که پشت‌شان به بریتانیا بود زیر بار برکناری دکتر مصدق نرفت، بریتانیا به فکر کودتا و براندازی دولت مصدق افتاد. بریتانیا به راستی هنوز از خواب دوران استعمار کهن بیدار نشده بود و ملی شدن نفت را که درست به علت کوتاه نیامدن او در برابر حاجعلی‌رزم‌آرا و تن ندادن به فرمول پنجاه-‌ پنجاه اتفاق افتاده بود، چپاول اموال خود می‌نامید. بریتانیا با وجود همه کوشش‌های آمریکا که به او گوشزد می‌کرد اصل ملی شدن نفت را بپذیرد، زیر بار نرفت و تا آخرین ماه‌های حکومت مصدق امیدوار بود که بتواند ایران را به زانو درآورد. این همان نادیده گرفتن واقعیت‌های سیاسی روز جهان بود. این سماجت سرانجام محصولش را برای بریتانیا به بار آورد و آن کودتا و براندازی حکومت مصدق بود.

اما حلاوت این پیروزی دوام چندانی نداشت چرا که دگرگونی‌های پرشتاب جهان پس از جنگ همه قراردادهای امتیازی و تنصیف منافع در کشورهای نفتخیز را درنوردید و مناسبات خریدار و فروشنده جایگزین تمامی اشکالی شد که دیگر دورانشان به سر رسیده بود اما در این میان بریتانیا حیثیت و آبروی استعمار‌ی‌اش را با براندازی دولت دکتر مصدق حفظ کرد. در حالی که پس از جنگ دوم، حیثیت استعماری دیگر پدیده‌ای مذموم به حساب می‌آمد. این بریتانیا بود که آمریکا را با فکر کودتا آشنا کرد اما در ماه‌های واپسین حکومت مصدق این آمریکا بود که سکان را در دست گرفت و دست به کاری زد که با انتشار سری جدید اسناد وزارت‌خارجه آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری بیل‌کلینتون، ایالات‌متحده خود را ناگزیر دید از ملت ایران عذرخواهی کند.

آمریکا پس از آن با الهام از این کودتای موفقیت‌‌آمیز دست به کودتاهای دیگری در کشورهای متعددی به‌ ویژه در کشورهای آمریکای‌لاتین زد که یکی از پر سر و صداترینش، کودتای نظامی شیلی و ساقط کردن حکومت سالوادورآلنده است. بریتانیا که این فصل جدید را در سیاست خارجی آمریکا گشود، خود همیشه در سایه باقی ماند و برای مردم ایران از آن روز تا به امروز هر زمان که خاطره 28مرداد زنده می‌شود، نام آمریکا و کرمیت روز ولت است که تداعی می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات