"بحران فعلي اوكراين شايد خطرناكترين برهه زماني را از زمان پايان جنگ سرد تاكنون در تاريخ اروپا رقم زده باشد. رويارويي مستقيم ميان نيروهاي روسي و اوكرايني به هر ترتيب پاي آمريكا را نيز وسط خواهد كشيد. با وجود آنكه همچنان زمان براي حل اين بحران وجود دارد اما اين بسيار مهم است كه هدف هر يك از طرفهاي دخيل در اين بحران را درك كنيم."
به گزارش "ايسنا"، ديميتري ترنين، ستون نويس روزنامه گاردين در مطلبي در خصوص بحران اوكراين مينويسد: "طي 10 روز گذشته مسكو به طرزي ناخوشايند چندين بار از تحولات اوكراين شگفت زده شد. اولين بار هنگامي بود كه ويكتور يانوكوويچ، رئيس جمهوري مخلوع اوكراين عملياتي را كه منجر پاكسازي مخالفانش از مواضع تحت اشغالشان در مركز شهر كييف ميشد به حال تعليق درآورد. پليس ضد شورش اوكراين معروف به "بركوت" با توجه به دستور صريحي كه دريافت كرده بود، در حال نزديك شدن به ميدان استقلال اوكراين يعني محل حضور جنبش معترضان مخالف دولت يانوكوويچ بود.
اما به صورتي ناگهاني پيشروي پليس بركوت متوقف شد. به جاي آن يانوكوويچ مخالفان خود را به مذاكرات دعوت كرد. شگفتي دوم هنگامي بود كه مذاكرات تبديل به صحبت در مورد امتيازدهي يانوكوويچ با شركت سه تن از وزراي امور خارجه اتحاديه اروپا شد. در حالي كه چند روز قبل از تاريخ اول اسفند يانوكوويچ موضعي پيروز داشت، اما توافقي كه در تاريخ اول اسفند امضا شد به مثابه يك كاپيتولاسيون به تاخير افتاده از جانب يانوكوويچ بود.
شگفتي بزرگتر هنگامي رخ داد كه افراط گران شرايط اين كاپيتولاسيون را رد كردند و مخالفان خواهان استعفاي سريع يانوكويچ شدند. سرانجام دولتهاي فرانسه، آلمان و لهستان كه شاهد امضاي توافقنامه كييف بودند هيچ اعتراضي به زير پا گذاشتن توافقي كه به درستي امضا شده بود توسط مخالفان نكردند.
روسيه نيز كه نمايندهاش براي شاهد بودن بر امضاي توافق 21 فوريه دعوت شده بود و عاقلانه از امضاي مشترك آن خودداري كرده بود، از اين اتفاقات خشمگين شد. آنچه كه مسكو از تغيير و تحولات اول و دوم اسفند برداشت كرد كودتا در شهر كييف بود. اين تحول منجر به تجديدنظر اساسي روسيه در سياست خود در قبال اوكراين و همچنين در قبال غرب شد.
كرملين انقلاب فوريه شهر كيِيف را كودتاي مهندسي شده از سوي ملي گرايان افراطي غرب اوكراين با ياري اروپا و آمريكا ميدانست.
كرملين معتقد بود كه منافع مهم روسيه مستقيما تحت تاثير قرار گرفتهاند: در درجه اول طرح ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري روسيه براي همگرايي اقتصادي در مناطق متعلق به شوروي سابق بدون اوكراين بايد به سرانجام برسد و در درجه دوم اين حقيقت كه عناصر مليگراي افراطي در ميان سود بردندگان انقلاب كييف بودند هيچ ترديدي در خصوص سياست امنيتي و خارجي و همچنين سياستهاي داخلي آينده اوكراين باقي نميگذارد.
توافق همكاري اوكراين با اتحاديه اروپا كه يانوكويوچ در آبان گذشته امضاي آن را به حال تعليق درآورد اكنون ميتواند امضا شود و اوكراين را در مسير بلندمدت الحاق به اتحاديه اروپا قرار دهد.
همچنين دولت جديد اوكراين ميتواند قانون مربوط به وضعيت عدم تعهد اين كشور در سال 2010 را لغو كرده و به دنبال طرح عمل براي عضويت در ناتو باشد. خوب است بدانيم كه همين طرح عمل عضويت در ناتو اساسا منجر به جنگ سال 1387 روسيه و گرجستان شد.
به لحاظ داخلي نيز پيروزي مليگرايان غرب اوكراين در بر دارنده تهديد عليه زبان روسي به ويژه در مناطق روسي زبان شرقي و جنوبي اوكراين و همچنين جدا شدن كليساي ارتودوكس اوكراين از سراسقفي مسكو است. مسكو نگران بود كه روايت رسمي جديد اوكراين در حالي كه در زمان پس از فروپاشي شوروي مساوي بود با "اوكراين، روسيه نيست" اكنون به اين روايت تغيير يابد: "اوكراين مخالف روسيه است!"
مسكو همواره در راهبردش در قبال يك اوكراين مستقل، بيفكر، تنبل و نامنسجم بوده است.
مسكو اغلب ترجيح داده تا به جاي كل مساله اوكراين به منافع خاص خود در آن تمركز داشته باشد؛ منافعي از قبيل خلع سلاح هستهاي، ناوگان درياي سياه، نقل و انتقال گاز و بحث بر سر قيمت آن و همچنين مسائلي از اين دست.
در نخستين روزهاي بحران فعلي اوكراين مسكو عمدتا منفعل بود. اكنون امور در سرعتي فراوان در حال تغيير است. با در نظر گرفتن توازن ظريفي كه از زمان فروپاشي اتحاد شوروي سابق در حكومت و جامعه اوكراين موجوديت پيدا كرد روسيه شروع به عمل در قبال اوكراين به صوروت قاطعانه و حتي شتابزده كرده است.
در اقدامات روسيه درخصوص اوكراين به ندرت يك استراتژي اساسي وجود دارد اما برخي عناصر كليدي آشكار شدهاند. روسيه اكنون به دنبال جدا نگه داشتن منطقه كريمه از ديگر مناطق اوكراين است تا جلوي درگيري ميان نيروهاي پليس و ارتش كييف و همچنين شبه نظاميان مليگراي اوكراين از يك طرف و محليها و ديگر ساكنان منطقه كريمه از طرف ديگر را بگيرد.
مسكو همچنين اكنون به دنبال خنثي كردن آن دسته از نيروهاي ارتش و پليس اوكراين كه استقرار دائمي در منطقه كريمه دارند است.
مسكو حمايت سياسي، اقتصادي و نظامي خود از عناصر محلي و حامي روسيه در منطقه كريمه را كه هرگز مالكيت اوكراين بر اين منطقه را نپذيرفتهاند اعلام كرده است. اين منطقه در سال 1333 از اختيار مسكو خارج و به دست دولت كييف سپرده شد.
مسكو اكنون دو گزينه پيش رو دارد يا ميان اوكراين و كريمه ائتلاف برقرار كند و يا به دنبال الحاق كامل منطقه كريمه به فدراسيون روسيه باشد كه در حال حاضر قانوني در اين ارتباط براي مجاز دانستن اين كار در روسيه در حال بررسي است.
روسيه در ارتباط با شرق و جنوب اوكراين به دنبال حمايت از آن دسته از عناصري است كه بيزار از حاكميت شهروندان غرب اوكراين در كييف هستند. مسكو به جاي حمايت از جدايي اين مناطق از اوكراين، احتمالا حامي تمركززدايي از قدرت در اوكراين به هدف فدرال كردن اين كشور خواهد شد كه عملا تهديد يك اوكراين متحد مخالف روسيه و عضو ناتو را خنثي خواهد كرد.
تاثير تلاشهاي روسيه براي بسيج كساني كه در شرق و جنوب اوكراين با معترضان فعلي در كييف مخالفند وابسته به سطح شكيبايي و فراستي است كه مقامات جديد كييف از خود نشان خواهند داد. در بدترين حالت ممكن است يك اوكراين متحد نيز تاب نياورد.
مسكو درخصوص كييف از به رسميت شناختن آنچه كه كودتا خوانده و از نظر رسانههاي دولتي روسيه متعلق به فاشيستها و نئونازيها است سرباز زده است. اين صفات اشاره به همكاري ميان ملي گرايان غرب اوكراين و نيروهاي هيتلر در زمان جنگ جهاني دوم داشت.
روسيه دولت موقت اوكراين را به رسميت نشناخته و اكنون با مقامات اوكراين روابط كاري را حفظ كرده است. روسيه به منظور تلنگر زدن به كييف متعهد به حفاظت شخصي از يانوكوويچ در خاك خود شد و ترتيب كنفرانس خبري وي طي روز جمعه در شهر جنوبي روستوف را داد.
فقدان قدرت مشروع در اوكراين -روسيه پارلمان اين كشور را متهم ميكند كه براساس فشارهاي افراد حاضر در ميدان استقلال عمل كرده- اين آزادي را به مسكو داده تا اقدام به عمل در اوكرايني كه بيقانون و فاقد رهبري ميخواند بكند. به رغم عمليات سال 1387 در آبخازيا و اوستياي جنوبي، مسكو اين بار تصميم گرفت تا ديگر براي شليك اولين گلوله و كليد زدن مداخله منتظر نماند. اين بار روسيه اعتقاد دارد كه پيشگيري بهتر از مقابله با حمله است.
همچون شرايط سال 1387 به رسميت شناختن يك منطقه جدا افتاده توسط مسكو كه اين بار همان منطقه كريمه است ميتواند يك اساس قانوني براي حضور نظامي روسيه در اين منطقه برخلاف شرايط معاهده روسيه - اوكراين سال 1376 در خصوص وضعيت ناوگان درياي سياه باشد. چنين اتفاقي بعيد است كه در روابط روسيه با غرب تاثير موقتي داشته باشد.
در مسكو هرچه بيشتر نسبت به غرب، اتحاديه اروپا و آمريكا بيزاري وجود دارد. نقش اين طرفها در اوكراين به طرزي خاص براي مسكو نفرت انگيز است. آنها به اوكراين انتخاب ميان روسيه و اتحاديه اروپا را تحميل كردند در حالي كه اين كشور استطاعت اين را نداشت. آنها از مخالفان اوكرايني عليه يك دولت منتخب حمايت كردند. آنها چشم خود را به روي راستگرايان افراطي متعلق به نسل تباني كنندگان با نازيها در جنگ جهاني بستند. آنها طرف مخالفان را گرفتند تا دولت اوكراين را براي تسليم تحت فشار بگذارند و در نهايت آنها از تغيير غيراساسي حكومت در اوكراين چشم پوشي كردند.
كرملين بار ديگر به اين حقيقت در تكيه كلام معروف پادشاه سابق خود يعني الكساندر سوم پي برده است: "روسيه در جهان تنها دو دوست دارد ارتش و نيروي دريايي روسيه." اين دو دوست اكنون بايد از منافع روسيه در منطقه كريمه دفاع كنند. بحران اين منطقه به همين زوديها پايان نخواهد يافت.
بعيد است كه كييف با جدايي كريمه موافقت كند حتي اگر اراده مردمي صريح نيز از اين اتفاق حمايت كند. اما چنين مخالفتي به دليل اشغال خارجي اين شبه جزيره مورد توجه قرار نخواهد گرفت. بحران اوكراين در حال حاضر در حال گسترش و كشاندن پاي بازيگران ديگر به ويژه آمريكا به خود است. تا به حال هيچ مقابله نظامي ميان نيروهاي روسيه و اوكراين ايجاد نشده اما اگر اين درگيري آغاز شود تكرار جنگ پنج روزه سال 1387 در قفقاز جنوبي نخواهد بود. اين بار جنگ طولانيتر و خونينتر خواهد بود و امنيت اروپا را به خطر خواهد انداخت.
حتي اگر بحران كريمه به هيچ جنگي منجر نشود احتمالا موجب تغيير اساسي روابط ميان روسيه و غرب و تغيير در موازنه قدرت جهاني خواهد شد. اين بار روسيه رقابتي تمام عيار با آمريكا و اتحاديه اروپا در اروپايشرقي جديد دارد. اگر اين اتفاق بيفتد احتمالا دور دوم جنگ سرد به تلافي لاينحل ماندن بسياري از مسائل رخ خواهد داد. ازجمله اين مسائل لاينحل فقدان انسجام داخلي اوكراين، موقعيت ويژه كريمه و همچنين وضعيت روس تبارهاي كشورهاي به تازگي استقلال يافته هستند اما فراتر از همه اينها همگرايي روسيه در داخل جامعه يوروآتلانتيك نيز لاينحل ميماند."