دوم خرداد امسال وارد اولین دهه از عمر خود میشود، اما خواستهایی که این حرکت مردمی بر مبنای آن شکل گرفت تا برپایه حرکتی اصلاحی به پیش رود بیآنکه پاسخ مناسبی دریافت کرده باشد، فرومانده و شاید تغییر مسیر داده است؛ از آنجا که میل به اصلاح در ذات ایرانی نهفته است به عقیده برخی امکان ظهور مجدد جنبشهایی با خواست اصلاحگرانه و البته واقعبینانه همچنان وجود خواهد داشت. در آستانه ورود جنبش دوم خرداد به اولین دهه از وقوعش علی ربیعی که این روزها به واسطهی اشتغالش در دانشگاه بیشتر تمایل به تحلیل وقایع تاریخی از موضع یک استاد دانشگاه دارد در گفتوگو با ایسنا با نگاهی جامعهشناسانه به این رویداد، بر این نکته که پدیدههای تاریخی را باید منهای نتایج سیاسی و گرایشهایی که به دنبال نتایج سیاسی میآید بررسی کنیم، تاکید کرد و افزود: "هر پدیدهی تاریخی در نتیجه نوع تفکر افراد در هر دوران بوجود میآید." وی با استناد به نظریه یک پژوهشگر فرانسوی درباره نقش تصویرهای یک جامعه در شکلدهی به تحولات اجتماعی ادامه داد: "ماهیت این نظریه میگوید تصویری که در هر مقطع تاریخی در فضای عمومی هر جامعه ایجاد میشود، رفتارهای مردم هر جامعه را میسازد." این استاد دانشگاه همچنین باخاطرنشان کردن این مساله که هر پدیده تاریخی باید بوسیله انگارهها و ذهنیات مردم زمانه خودش مورد بررسی قرار گیرد، افزود: "دوم خرداد هم از این قائله مستثنی نیست، در بررسی تاریخی پدیدهی دوم خرداد باید به تصورات و انگارههای ذهنی مردم قبل از دوم خرداد بازگردیم." وی همچنین با بیان این که جامعه ایرانی در اعصار مختلف اعم از مشروطیت، انقلاب و دوم خرداد یک نوع تحولخواهی را در درون خود رشد داده است، اظهار داشت: "جامعه ایرانی در تمام مقاطع تاریخی که پشت سر گذاشته با تحولخواهی خود میخواهد نشان دهد که از وضع فعلی ناراضی است و از مطلوبی صحبت میکند." این استاد دانشگاه در عین حال خاطرنشان کرد: "متاسفانه دوران این مطلوبخواهی در ایران خیلی طولانی شده البته یکی از ویژگیهای فرهنگ جامعهی ایرانی این است که یک نوع قهرمانخواهی مردم در مشروطیت تصور میکردند با وقوع مشروطیت همهی مسائلشان حل میشود." وی که عقبماندگی از سایر ملل و استبداد را از عمدهترین مسائل ایران در عصر مشروطیت برمیشمرد، اضافه کرد: "در این مقطع هنوز ایران فاصلهی عمیق از جهان نگرفته بود و دنیا رشد و توسعه را آغاز کرده بود و آثارش به ایران نیز وارد شده بود، لذا میل به تحولخواهی در بین مردم ایجاد شد، البته این میلی بود که در حوادث سالهای بعد تاریخ ایران نیز مشاهده میشده و میشود."
انقلاب اسلامی، پاسخی اساسی به تحولخواهی مردم بود
ربیعی در ادامه با بیان این که انقلاب اسلامی، یک پاسخ اساسی به تحولخواهی مردم داد، افزود: "ترکیب تصویرهای هر مقطع، روحیهی تحولخواهی پدیدههای تاریخی را ایجاد میکند، تحولخواهی در بطن لایههای اجتماعی ایران در دورههای تاریخی عمیق کماکان وجود دارد و تحولخواهیهای جدید را با خود عمل میکند و جلو میرود و زمانیکه با تصویرهای دورههای مختلف ترکیب میشود نقاطی مانند نقاط عطف در منحنی پدیدههای تاریخی به وجود میآورند." ربیعی در ادامه این گفتوگو با تاکید بر این که نمیتوان از نتایج بدست آمده در انتخاباتها نتیجه گرفت که مردم یک جریان یا جناح را انتخاب کرده و یا یک جریان یا جناح را کنار زدهاند، افزود: "از آنجا که ما حقیقت تصویرهای جامعه را درک نمیکنیم شاهد آن هستیم که احزاب و گروهها همواره تحلیلهای غلط نسبت به کیفیت حضور مردم در انتخابات ارائه میدهند." وی همچنین با یادآوری این که در دوم خرداد تحولخواهی مردم با تصویرهایی که از شخصیت خاتمی به دست آورده بودند آنها را به انگارهای رساند ه تصور میکردند خاتمی میتواند در مقابل محدود شدن آزادیها موثر باشد، افزود: "تحولخواهی مردم با انگارههایی که نسبت به اوضاع داشته با هم درآمیخت و دوم خرداد را به وجود آورد."
ارتقاء سطح عدالت و آزادی سطوح تحولخواهی مردم در دوم خرداد 76
وی همچنین مراتب تحولخواهی مردم در دوم خرداد را مشتمل بر سطوحی دانست و گفت: "سطح زیرین و گسرده این تحولخواهی تحولخواهی رشد و توسعه است، تحولخواهی که که رشد و معیشت را در خود دارد و تحول برای زندگی بهتر و بهبود کیفیت آن را شامل میشود." ربیعی در ادامه ارتقاء سطح عدالت و آزادی را از دیگر سطوح تحولخواهی مردم ایران در دوم خرداد 76 برشمرد و اظهار داشت: "در آن مقطع مردم عدالت و آزادی میخواستند و دنبال آن بودند آن چیزی که از مشروطیت دنبال آن بودند را بار دیگر انتخاب و به آن نظارت کنند." وی که دوم خرداد را نقطهای عطف در تاریخ انتخاباتی ایران میدانست از آن به عنوان یک جنبش نام برد و اظهار داشت: "آنچه در دوم خرداد اتفاق افتاد تمام ویژگیهای یک جنبش را داشت و خمیرمایهی اصلیاش تغییر و تحولخواهی بود، تغییرخواهی بود که بر مبنای آن مردم تصور میکردند از روندی که در حال عبور است پاسخ نمیگیرند، لذا خواستهای خود مبنی بر تغییرخواهی را در دوم خرداد نشان دادند." این استاد دانشگاه همچنین اظهار داشت: "انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز فارغ از این تحلیل نیست لذا عدهای نباید به غلط تصور کنند مردم در صحنه آمدند تا به گروه و یا حتی جریانی فکری رای دهند در انتخابات سوم تیر مردم تغییرخواهی میخواستند و رای تعیینکننده در این انتخابات نیز رای مردم به تغییرخواهی بود." وی در ادامه نشاختن انگارههای جامعه در مقاطع انتخاباتی و ارائه تحلیل غلط نسبت به آنچه در انتخاباتها اتفاق میافتد را نقطهی نگرانکننده جامعه ایران دانست و افزود: "براساس تحلیلهای غلط نسبت به انتخابات شاهد آن هستیم عدهای رایهای به دست آمده در انتخاباتهای هر مقطعی را از رای به غرب تا رای به ظهور امام زمان(عج) تحلیل میکنند."
مردم با انگیزه تحولخواهی در انتخاباتها شرکت میکنند
این استاد دانشگاه با بیان این که در روزهای انتخابات صرفنظر از 14 درصدی که همواره آراء تبعی دارند، سایرین با انگیزه تحولخواهی در انتخابات شرکت کردهاند، افزود: "جنبش دوم خرداد جنبشی است که هنوز هم وجود دارد هنوز این تحولخواهی وجود دارد، اما در انتخابات اخیر ریاست جمهوری مردم جریان اصلاحطلب که پیروز چهار انتخابات قبلی بود را در عمل به خواستهایشان ناتوان دیدند، لذا میل به تحولخواهی آنها به سمت جریانی که در تقابل با کاندیدایی بود که قبلا در حاکمیت در نقطهی محوری قرار داشت، رفت." وی در ادامه با بیان این که ممکن است مردم در انتخابات آینده به سمت جریان مخالف جریانی که فعلا حاکم است سوق پیدا کنند، افزود: "انگاره و تصویرهای که در آن دوره وجود خواهد داشت خیلی در این امر که مردم به چه گروه جریانی رای میدهند نقش دارد." وی همچنین با تاکید بر این که میل به تحولخواهی در جامعه ایرانی از بین رفتنی نیست، خاطرنشان کرد: "نباید سوق پیدا کردن گرایش آراء مردم به سمت و سوهای مختلف ما را فریب دهد، چنانچه به این تحولخواهی مردم توجه نشود در مقاطع مختلف بحرانهای عظیم برای جامعه ایجاد میکند، زیرا به صورتی نیست که همواره در انتخابات خود را نشان دهد."
فرهنگ و ساختار مناسب برای نهادینه کردن پدیدههایی نظیر دوم خرداد را نداریم
ربیعی در ادامه با بیان این که شرایط به نحوی شده که انتخاباتهای ایران شکل انقلابگونه به خود گرفته است، اظهار داشت: "البته پدیدههایی که در انتخابات شاهد ظهورش هستیم سه ضلع دارد که ضلع اول خود پدیده است و دو ضلع دیگر شامل فرهنگ و ساختار کشور میشود، ما فرهنگ و ساختار مناسب برای نهادینه کردن پدیدههایی نظیر دوم خرداد را نداریم و باید بیش از این بر روی فرهنگ جامعه ایران کار کنیم و بیش از این باید تاثیرات امور سیاسی را در زندگی مردم ملموس کنیم." این استاد دانشگاه در عین حال خاطرنشان کرد: "ساختارسازی تا حدود بسیار زیادی در اختیار حاکمیت است و این امر مسئله مهم و اجتنابناپذیر این ساختارسازی است، زیرا توسعهی اقتصادی امری اجباری است که هر دولت باید آن را دنبال کند و در غیر اینصورت دچار سقوط ضمنی خواهد شد از سویی دیگر ارتباط جهانی و پیوند با داخل... در اختیار هیچکس نیست. لذا توسعه اقتصادی و فرایند ارتباطات شرایط سنجیدهای را فراهم میکنند که ساختارسازی سیاسی برای نظامها و ماندگاری درازمدت آنها را تضمین میکند."