عباس حاجی نجاری
در میان موضوعات مهم سیاسی کشور در سالهای اخیر شاید کمتر موضوعی را همچون اقتصاد مقاومتی بتوان یافت که مقام معظم رهبری اینگونه هوشمندانه به تبیین ابعاد مختلف آن پرداخته و همگان و به ویژه مسئولان و دستاندرکاران نظام را به اهتمام به آن فراخوانده باشند. ایشان خود در بیان چرایی این امر آن را تنها نقشه راهی دانستهاند که میتواند در شرایطی که تقابل نظام سلطه در مقابل نظام اسلامی در عرصه «جنگ تمام عیار اقتصادی» تبلور یافته است، نظام اسلامی را به اهداف بلند خود که اهداف اقتصادی هم بخشی از آن است، برساند.
در این عرصه سیاستهای مقطعی یا توسل به راهکارهایی حتی همچون مذاکره نه تنها کارساز نیست، بلکه به دلیل مشغول ساختن ظرفیتهای کشور به مسائل حاشیهای، فرصت اثرگذاری بیشتری را به دشمنان برای پیشبرد راهبردهای دیگر خود برای به تسلیم واداشتن نظام اسلامی میدهد.
بدون تردید آنچه که دشمنان را به تشدید فشارهای اقتصادی بعد از ناکامی در دیگر عرصهها نظیر تهدید نظامی یا حتی تهدیدات امنیتی نظیر ترور دانشمندان هستهای، امیدوار نموده است، ضعف بنیانهای اقتصادی کشور یا نبود نیروی انسانی کارآمد نیست چراکه ایران اسلامی به دلیل منابع ارزشمند خدادادی در بسیاری از ابعاد در منطقه وجهان حرف اول را میزند و نیروهای انسانی کارآمد و توانمند ایرانی نیز نشان دادهاند که قادرند به پیچیدهترین عرصههای علمی دست یابند، بنابراین برای شکست استراتژی دشمن در عرصه تحریم و جنگ اقتصادی در وهله اول نیاز به نقشه راه است و در مرحله دوم مستلزم ارادهای است که باید در مسئولان و دولتمردان و نخبگان و تودههای اجتماعی ایجاد شود که بتوانند همچون دوران دفاع مقدس در این عرصه گام بردارند و ضمن تحقق اهداف نظام از این پیچ تاریخی با اقتدار عبور کنند.
در مورد چرایی اهتمام نظام اسلامی در شرایط کنونی مقام معظم رهبری در روز گذشته در جمع مسئولان دستگاههای مختلف، فعالان اقتصادی و مدیران مراکز «علمی، رسانهای، نظارتی» میفرمایند: البته نیاز ما به اقتصاد مقاومتی بیش از کشورهای دیگر است زیرا از یک طرف کشور ما همچون کشورهای دیگر مرتبط با اقتصاد جهانی و مصمم به ادامه این ارتباط است و طبیعتاً از مسائل اقتصادی جهان متأثر خواهد بود و از طرف دیگر نظام اسلامی، به دلیل استقلالخواهی و عزتمداری و تأکید بر تحت تأثیر قرار نگرفتن از سیاستهای قدرتهای جهانی، مورد تهاجم، سوء نیت و اخلالگری است.
براساس این مبانی و دلایل منطقی، باید پایههای اقتصادی کشور را مستحکم و مقاومسازی کنیم و نگذاریم حوادث و تکانههای اجتناب ناپذیر و همچنین سوءنیتها و اخلالگریهای قدرتها، اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. اگر سیاستهای اقتصاد مقاومتی را نقشه راه این حرکت بدانیم عینیت یافتن اراده ملی برای تحقق آن منوط به مقابله با آسیبهایی است که همچون هر حرکت مهمی مانند آن در پیش رو قرار دارد.
اول: ضعف همراهی دستگاههای مختلف نظام برای تحقق آن. اگرچه مقام معظم رهبری یکی از ویژگیهای مهم سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، را وفاق همه قوا و دستگاههای مختلف درباره آن میدانند زیرا این الگو با تلاش و همفکری افراد صاحب نظر، و بحث و بررسی در مجمع تشخیص مصلحت نظام که رؤسای سه قوه و مسئولان مختلف حضور دارند، تدوین شده است.
دوم: عدم اعتقاد و باور مدیران ومسئولان اجرایی ونظارتی که در این زمینه تکلیف اصلی برعهده آنها است
سوم: همراهی نکردن بخشی از جامعه به جهت نداشتن برداشت درست از اقتصاد مقاومتی
چهارم: گسستهای اجتماعی و ضعف انسجام ملی که متأثر از آسیبهای اجتماعی یا القائات دشمنان داخلی وبیرونی است
پنجم: گفتمان روبه رشد رفاه زدگی، تجمل گرایی و مصرف زدگی که بعضا متأثر از نداشتن سیاست تبلیغی روشن در عرصه رسانهای وعدم تبیین واجرای الگوی زیست اسلامی به ویژه در مسئولان است
ششم: حاشیهسازی جریانهای سیاسی که حیات خود را در چالشهای اجتماعی وعدم ثبات سیاسی میبینند
هفتم:ابهام معنایی اقتصاد مقاومتی و نگرانی از تبدیل شدن اقتصاد مقاومتی به اقتصاد ریاضتی و سوء برداشت در بین بخشی از جامعه
هشتم: به فراموشی سپرده شدن اقتصاد مقاومتی در سایه پرداختن به موضوعاتی همچون انتخابات
طبیعی است که در این عرصه هم باید القائات وکارشکنیهای دشمنان نظام اسلامی را یکی از آسیبها و چالشهای اصلی بدانیم که از هم اکنون با ناکارآمد نمایی و کارشکنی و زیر سؤال بردن اصل حرکت تلاش دارند تاآن را حرکتی ناموفق جلوه دهند. اما تجربه تاریخی ملت ایران در میدانهای سخت گذشته بیانگر این است که اگر اراده ملی تحقق یابد، رسیدن به قله بلند استقلال اقتصادی و خودکفایی ملی و شکست دشمن در عرصه جنگ اقتصادی دور از انتظار نیست.