مهدی مطهرنیا
واقعیت رخدادها در اوکراین این است که بحران این کشور از درون اوکراین به نظام منطقهای و بینالمللی منتقل شده و یک مقوله داخلی به مسئلهای منطقهای و سپس بینالمللی تبدیل شده است؛ مسئلهای که نقطه تلاقی جغرافیایی آن کریمه خواهد بود. روسیه به خوبی واقف است که اگر در این بازی ذرهای بیشتر عقبنشینی از خود نشان دهد، باید بازی برد ـ باخت را تجربه کند. به بیان دیگر امروز برای روسیه تأکید بر کریمه یک ضرورت غیر مطلوب است چرا که آمریکا بازی را چنان مدیریت کرده که اگر روسیه نتواند در باب کریمه به دستاوردی ملموس دست یابد، کل بازی را باخته است، به عبارت دیگر کریمه برگ برنده روسیه برای گریز از بازی باخت ـ برد بوده است اما با عنایت به تحولات و رخدادهای جدیدی که در این منازعه رخ داده است، هماکنون روسها باید به کریمه به عنوان برگهای به عنوان آبروی خود بنگرند. از این منظر شاهد افزایش شتاب بحران، از مرحله تولد به مرحله شکوفایی بودیم، به این معنا که اگر بحران اوکراین را از جنبه داخلی جدا و به جنبه منطقهای و بینالمللی بیاوریم، فرار یانوکوویچ، گرفتن کریمه و سقوط دولت وی، مرحله تولد یک بحران بینالمللی در باب بحران اوکراین بود که هماکنون به سرعت به اوج شکوفایی میرسد.
این شتاب نمیتواند برای منطقه و به ویژه نیروهای درگیر با این موضوع در منطقه اهمیت جدی پیدا کند، بدین منظور است که میبینیم چین در ارتباط با مسئله اوکراین بسیار دست به عصا و محتاطانه موضعگیری میکند چون پکن به خوبی دریافته است این بازی میتواند در آینده نزدیک به یک بازی بینالمللی برای هدایت به سمت چین در آسیا سوق پیدا کند، فلذا در وضعیت کنونی و در اوج شکوفایی و ورود این بحران، به منازعهای بینالمللی و منطقهای هستیم، ضمن این که سرعت و شتاب این مسئله نشان میدهد اگر هر کدام از بازیگران، به ویژه روسیه اندکی بد بازی کنند، باید هزینههای بسیار گزافتری را در آینده بپردازد.
یانوکوویچ هم در کنفرانس مطبوعاتی که سهشنبه در روستوف داشت، به نکات قابل تأملی اشاره کرد، از جمله این که آن چه در اوکراین رخ داده را کودتا خواند و همچنین تأکید کرده بحران عظیمی در انتظار اوکراین خواهد بود. از نظر روانشناسی سیاسی جملات و گزارههایی که یانوکوویچ به کار میبرد، در واقع شکل دادن به یک تصویر آبرومند از یک مرد شکست خورده است. این که یانوکوویچ آن چه در اوکراین صورت پذیرفته را کودتا تلقی کند، امری قابل پیشبینی است. در ضمن این که یانوکوویچ در نوعی سیاستهای آرزومندانه در وضعیت کنونی خواهان بازگشت به قدرت شود و این معنا را مطرح کند، چندان قابل تصور نیست چرا که در این صورت او باید شگفتیساز یا Wild Card رو نماید.
از طرفی دیگر یانوکوویچ به این نکته پای میفشارد تا ترس در نیروهای مختلف را برانگیزد؛ نیروهایی که با حمایت از سیاستهای اروپایی، دولت او را ساقط کردهاند. در واقع یانوکوویچ میخواهد بگوید نتیجه آن اقدامات، اکنون سبب جدی شدن خطر تقسیم اوکراین به دو منطقه شرقی و غربی شده است.
چشمانداز اوکراین
باید بپذیریم یکی از سناریوهای محتمل آینده اوکراین تبدیل آن به دو تکه شرقی و غربی خواهد بود اما من بر این باورم که در شرایط فعلی این مسئله نه به سود روسیه است و نه ین که این کشور این توان را دارد که دست به چنین اقدامی بزند. به باور من تنها کشوری که میتواند در درازمدت به عنوان یک حفره امنیتی از این بحران استفاده کند، ایالات متحده آمریکاست.
در این چارچوب آمریکا با وجود دولت اوباما که باور بسیطی به حفظ تمامیت ارضی اوکراین دارد، گزارههای امنیتی تولید شده در بطن برخی محافل امنیتی و آمریکا را که این تکه شدن اوکراین در درازمدت را به نفع منافع آمریکا میدانند برنمیتابد و نمیپذیرد، لذا آن چه در سناریوی آینده اوکراین وجود دارد، بازگشت کریمه به حوزه روسیه روسیتباران است. در نتیجه آن چه محتمل است، بدین قرار است که کریمه در نهایت میتواند در این زمینه وجهالمصالحهای بین آمریکا و روسیه قرار گیرد.