وحید آبیده: سیدمحمدعلی ابطحی عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز و رئیس دفتر رئیسجمهور اسبق کشورمان سیدمحمد خاتمی در گفتگو با روزنامه آفتاب یزد به بررسی وضعیت فرهنگ میپردازد. وی در این گفتگو با مروری کوتاه بر عملکرد وزرای ارشاد در طول سالهای پس از انقلاب به تمجید از علی جنتی میپردازد. وی تاکید دارد که در زمینه فرهنگ به برنامهریزی جدیدی نیازمندیم. ابطحی معتقد است: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت رئیسجمهور حسن روحانی جایگاه بسیار مهم و متفاوتی با سایر دولتها دارد به خاطر اینکه در دولت یازدهم خود آقای رئیسجمهور و اطرافیان ایشان کسانی هستند که در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی و حوزههای اقتصادی فعال هستند و جز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کسی متولی و فعال در عرصههای فرهنگی نیست به همین دلیل بار وزارت ارشاد در دوران دولت آقای روحانی بار سنگینی است و با توجه به این بار سنگین انتخاب آقای علی جنتی انتخاب بسیار شایسته است و آقای جنتی باید بداند که علاوه بر اینکه وزیر ارشاد است در حقیقت مسئولیت بخش فرهنگی دولت را هم بر عهده دارد و از طرف دیگر مسئولان عالی رتبه کشوری به دلیل اینکه در بسیاری از سطوح روحانی هستند همیشه دغدغههای فرهنگی برایشان مهم و قابل توجه بوده و به همین مناسبت به فرهنگ خیلی پررنگ نگاه میکنند و خصوصیت آقای جنتی که انتخاب خیلی خوبی هم هست این است که حوزه منتقدان به فرهنگ که حوزه روحانیت باشد را به خوبی میشناسد و نوع پاسخگویی به آنها و کشف واقعیتهایی که در جامعه وجود دارد و ارائه منظم این واقعیتها به آنها برای آقای علی جنتی کار سختی نیست ضمن اینکه این خصوصیت برجسته هم در ایشان وجود دارد که در برابر موجسازیهای نیروهای غیر اصیل مذهبی دچار خودباختگی نمیشود و میتواند از اسلام مترقی دفاع کند به دلیل اینکه همواره خود ایشان و خانوادهاش در چارچوب اندیشههای امام خمینی و نیروهای مترقی قبل از انقلاب بودهاند و آشنایی داشتهاند.
رئیس موسسه گفتگوی ادیان در ارزیابی سهم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در فرهنگسازی در کشور تصریح کرد: نکته مهم این است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شخص وزیر و کل امکانات دولتی در اختیار حوزه فرهنگ بسیار سهم اندکی در حوزه فرهنگ در کشور دارند و این موضوعی است که مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید مرتب روی آن مانور بدهند و در این زمینه اطلاعرسانی کنند الان رسانه رسمی کشور که روزی رسانه بیبدیلی بود و در تاثیرگذاری رتبه اول را داشت رقبای بسیار زیادی پیدا کرده که این رقبا رادیو و تلویزیون را پشت سر گذاشتهاند و بهترین رسانه نسل جوان ما هستند که عمده این رسانهها در دنیای مجازی فعال هستند و مدیریت فرهنگی ما نباید تمام فکر و دغدغهاش انتشار یک کتاب باشد که مثلا دو هزار جلد تیراژ دارد و همان تیراژ هم در اختیار مخاطبان اختصاصی آن کتابها قرار میگیرد و تاثیرگذاری در فرهنگ کشور ندارد در حالی که ارتباطات در دنیای مجازی و سهولت این ارتباطات از جمله راههایی است که در کشور فرهنگسازی سریع میکند هیچ نظارتی هم روی این حوزه نیست و نمیتواند هم نظارتی بر آن صورت بگیرد. ابطحی در خصوص نگرانیهای رهبری در خصوص حوزه فرهنگ اظهار داشت: دلسوزیهای بجای مقام معظم رهبری در ارتباط با دغدغههای فرهنگی ایشان متاسفانه به جای اینکه به صورت کلی و فراگیر مورد ارزیابی قرار بگیرد و فرهنگ در آن جایگاه، سهم خود را پیدا بکند توسط یک مجموعه افراطی مدعی حمایت از نظام و رهبری آنقدر کوچک میشود که بخش مختصری از دعواهای جناحی را پوشش میدهد در حالیکه جوانان دهه شصت و هفتاد اصلا این جناحها را نمیشناسند و رهبران و بزرگان این جناحهای سیاسی را به سختی میشناسند و سهم جوانان بسیار ناچیز گرفته میشود در حالیکه بستر عرصه فرهنگ در حوزه همین جوانان است و درصد نقشآفرینی رسانههای در اختیار حکومت چه آنهایی که از اموال عمومی استفاده میکنند و چه آنهایی که زیر نظر دولت هستند بیشتر نقش بولتنهایی را دارند که در یک جامعه دوحزبی و در میان اعضای دو حزب رد و بدل میشوند و نقاط مثبت و منفی یکدیگر را بازگو میکنند و اصولا به لایههای زیرین جامعه که جوانان هستند اصلا نفوذ هم نمیکنند چه رسد به اینکه تاثیرگذاری داشته باشند. وی در خصوص اهمیت شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی تصریح کرد: شبکههای اجتماعی در دنیای مجازی پس از ظهور به سرعت فراگیر شدند و در این روند علیرغم همه محدودیتهای مردم ایران نقشآفرینی زیادی در دنیای مجازی داشتند مثل همه مردم در سراسر دنیا و خصوصیت این فعالیت در دنیای مجازی این بود که همه جوامع بشری حوادث را به طور مشترک درک کردند و مثل هم حس کردند و به پیش رفتند و حتی همه جوامع مثل هم انحطاط پیدا کردند و به همین ترتیب نمیتوان جامعه ایرانی را از این مجموعهها جدا کرد. به همین دلیل سیستم سنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستم پاسخگو برای فرهنگسازی در کشور نیست به خاطر اینکه حتی تقسیمبندیهای معاونتها در وزارت ارشاد باید به تناسب عوامل فرهنگساز دوران فعلی صورت بگیرد نه براساس همان روند سنتی که در دوران گذشته وجود داشته است، در واقع باید مشخص شود که کتاب چقدر در جامعه امروز اثرگذار است که یک معاونت فرهنگی فقط به امور مربوط به کتاب رسیدگی کند، مطبوعات چقدر موثرند یا اصولا هنر چقدر به دولت احتیاج دارد.
به طور کلی در حوزه فرهنگ شرایط تفاوت عمدهای کرده است و اگر قرار باشد چارت سازمانی جدیدی برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشته شود باید خیلی متفاوت با وضعیت فعلی باشد میبایست عناصر فرهنگساز را بشناسند. الان حتی روزنامههای افراطی و تندرو در جناح راست که ممکن است در میان جوانان اصلا مخاطبی نداشته باشند نسخههای مجازی آن بیشتر از نسخههای کاغذی و مکتوبش دیده شود و این اهمیت توجه به دنیای مجازی را بیش از پیش مورد تاکید قرار میدهد، پس معلوم است که فرهنگسازی و عوامل موثر در آن به حوزههای دیگری کوچ کردهاند و این نکتهای است که باید مورد توجه مدیران فرهنگی کشور قرار بگیرد. امروزه کاربرد شبکههای مجازی که با پشت سر گذاشتن کامپیوتر و حتی لپتاپ به روی گوشیهای تلفن آمده است و تشکیلات بزرگی مثل فیسبوک ضرورت میبیند که واتس اپ را خریداری کند به خاطر اینکه احساس میکند کاربرد شبکه مجازی نیز در حال تغییر است. آقای محسنیانراد یک آمار عجیبی میداد که مردم کشور ژاپن هشتصد برابر مردم تهران فقط هم در مقایسه با تهران نه شهرستانها بیشتر روزنامه میخوانند اما در تماشای تلویزیون ما با آنها در یک سطح هستیم و این معنایش این است که فرهنگسازی در جاهای دیگری صورت میگیرد. در عین حال ما در استفاده از اینترنت هم سطحمان خیلی بالاست، در انتقال فرهنگ هم سرعت ما بالاست. خاطرهای از دورانی که ما در وزارت ارشاد بودیم بگویم: در آن زمان مرزبانی وظیفه حفاظت از فرهنگ را هم بر عهده داشت یعنی یک سرباز که در مرز خدمت میکرد وظیفه حفاظت از خاک را بر عهده داشت و در فرودگاه مهرآباد تهران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دفتری داشت که در چمدانهای مسافران اگر یک فیلم ویدئو وارد کشور میشد در آنجا مورد ارزیابی قرار میگرفت که اگر آن نوار مخرب فرهنگ باشد وارد کشور نشود دقیقا مثل همان مرزبانی از جغرافیا و تمامیت ارضی کشور، اما در حال حاضر که مرزبانان فقط خاک را محافظت میکنند و مرزهای فرهنگی برداشته شده است در این شرایط مرزبانی فرهنگی معنای متفاوتی پیدا میکند و دیگر در اختیار قدرت و حکومت نیست اکنون باید معیارهای فرهنگ مثبت مورد بازتولید و بازنویسی قرار بگیرد. وقتی که اطلاعات نسل سوم از پدر و پدربزرگ بیشتر است، وقتی که امکان دسترسی این نسل به تمام اطلاعات در دنیا وجود دارد، وقتی که فیلمهای اکران شده همین الان در اروپا و آمریکا اینجا به راحتی قابل دسترس است طبیعتا دو وظیفه مهم به وجود میآید؛ یکی اینکه یک مانیفست و برنامهریزی جدید در خصوص فرهنگ و معنای فرهنگ باید تهیه شود و بیفرهنگی و انحطاط فرهنگی باید بازتعریف شود و دوم اینکه براساس واقعیتهای موجود بررسی شود.
سیدمحمدعلی ابطحی در خصوص شناخت علی جنتی از شرایط فرهنگی کشور تصریح کرد: من معتقدم آقای دکتر جنتی و مدیران فعلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معیارهای امروزی فرهنگ را میشناسند و میفهمند اما برای اجرای آن هنوز خیلی فاصله دارند با مراکز قدرت اما همین درک و شناخت خود گامی بسیار مثبت است و امیدوارم که خداوند به ایشان کمک کند که فرهنگسازی در سطح مناسب را بتوانند در جامعه پیاده کنند مثلا در جامعه ما فرهنگ حفاظت از محیط زیست، نظافت شهرها، پرهیز از دروغگویی اینها مواردی است که ظاهرا همه با آن موافق هستند اما همینها هم اجرا نمیشود. ما نمیدانیم بیفرهنگی و انحطاط فرهنگی دقیقا چیست اینها باید معنا شود. پس از آن براساس دنیای موجود و واقعیتهای آن باید برای اجرای آن برنامهریزی کرد و دید سهم دولت و امکانات دولت در این زمینه چقدر است و نهادهای عمومی در کشور که از بودجههای دولتی ارتزاق میکنند چرا پاسخگو نیستند. تلویزیون دولتی ایران با صد برابر بودجه یک تلویزیون خصوصی در هر جای دنیا فعالیت میکند اما اصلا پاسخگوی وضعیت فرهنگی جامعه نیست و فقط پاسخگوی بخش حزبی و سیاسی طرفدار خودش است و به دغدغههای سیاسی آن گروه داخل خودش میپردازد. عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در پایان تاکید کرد: در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همه نوع مدیریت تجربه شده است و این نوع مدیریت فرهنگی در کشور تاثیرگذار نبوده است، در واقع نوع مدیریتی که با واقعیتها در تماس نباشد و بخواهد حاکمیتی فرهنگسازی بکند جواب نمیدهد. وقتی در تمام این نیروها از سردبیر کیهان تا وزارت لاریجانی که متفاوتتر و بازتر نگاه میکرده تا میرسلیم که نگاه بستهتری داشته است، از مهاجرانی که نگاه فراخی به موضوع فرهنگ داشت تا احمد مسجدجامعی معتدل و نزدیک به جریان اصلاحطلب بوده است هیچ کدام از این مدیریتها تغییری در آنچه مطالبه مسئولان فرهنگی بوده ایجاد نکرده و عملکردشان برای آن بخش حاکمیتی رضایتبخش نبوده است، در همین زمان آقای سیدمحمد حسینی که اصولگراترین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده در روزنامه بسیار افراطی 9 دی من دیدم تیتر زده بود که بدترین دوران تاریخ سینمای کشور در قبل و بعد از انقلاب دوران وزارت ارشاد آقای حسینی است و این بیانگر این است که هیچ کدام نتوانستند پاسخ مناسبی به مطالبات بدهند، بنابراین برای رسیدن به واقعیت باید کمی خواستههای خودمان را مافات کنیم در عین حال که نه کمبود امکانات در کشور داریم و نه کمبود موسسات فرهنگی و رسانهای و مطبوعاتی داریم در عین حال هنوز نتوانستهایم شرایط فرهنگی مورد نظر رهبر معظم انقلاب را فراهم کنیم و دغدغههای ایشان را برطرف کنیم، بنابراین بیش از هر زمان دیگری در کشور نیاز به برنامهریزی جدید داریم.