ناصر پورابراهیم / دانشجوی دکتری روابط بینالملل دانشگاه خاورمیانه مستقر در ترکیه
تحولات امروز ترکیه مترادف با چند نام هست که یکی از مشهورترین این افراد "فتحالله گولن" رئیس طریقت اسلامی یا به قول ترکها "رئیس جماعت" است. شاید پیش از اختلافات میان او و "حزب عدالت و توسعه" و به ویژه اردوغان نخستوزیر ترکیه، حتی سیاستمدارن ترک نیز از قدرت واقعیاش آگاه نبودند اما تحولات اخیر پرده از قدرت نفوذ او در ترکیه برداشت. قدرتی که حتی قادر به شنود مکالمات رئیسجمهور ترکیه نیز بوده و هست. به راستی او کیست و چگونه به این قدرت دست یافته است. آیا او واقعا رئیس طریقت نورچی یا خود مکتبی است سوای این طریقت؟ نوشتار حاضر به بررسی فعالیت سیاسی و مذهبی گولن در 40 سال اخیر خواهد پرداخت.
بعد از مرگ "سعید نورسی" (بدیع الزمان) در 23 مارس 1960 (1339 ش) در شهر عرفا بحث برسر جانشینی او یکی از نگرانیها اصلی پیروانش بود. گروهی خواهان تعیین جانشین برای او و تعدادی دیگر نیز خواهان تشکیل شورای "آقابیگ ها" (پیران طریقت) بودند برخی نیز خواهان طغیان و به دست گرفتن سلاح بودند. اما در مجموع به دو گروه "یازیجی ها" (نویسندگان) و "اوکویجی ها" (خواننده ها) تقسیم میشدند. یازیجیها گروهی بودند که در زمان حیات شیخ سعید نیز نسخههای دست نویس او را رونویسی کرده و پخش میکردند و این گروه از نظر قدمت و سابقه نیز جزه یاران نزدیک شیخ بودند و شاخصترین فرد و رهبر آن خسرو آلتین باشاک بود و گروه دیگر که از نسل دوم نورچی بودند و اغلب آثار شیخ را به الفبای لاتین تبدیل میکردند به نام اوکویجیها (خواننده ها) مشهور بودند و معروفترین شخصیت آن نیز زبیر گوندوزآلپ بود. گروه دیگر هم در اسکیشهر به کار تمرینات نظامی مشغول بودند که رهبر آنها نیز محمد کایالار نام داشت. یک گروه دیگر نیز به رهبری سعید اوزدمیر در آنکارا فعالیت داشتند که بعدها شاخه تنویر جماعت نورچی را تشکیل دادند.
فتحالله گولن نیز بعد از فوت شیخ سعید نورسی به جماعت نورچی نزدیک شد اما او هیچ وقت خود را نورچی ندانست و در موعظههای که همواره با گریه و زاری همراه بود هیچ وقت نامی از شیخ سعید نبرد. او در یکی از روستاهای ارزروم در 27 آوریل 1941(1320ش) متولد شد و در آنجا با پیران طریقت نورچی آشنا شد در سالهای 6-1963در ادرنه و کریک کالا به کار وعظ پرداخت و توانست به خطابههای جذاب خویش مریدانی پیدا کرد او تفکری متفاوت از طریقتهای یازیجی، اوکویجی و طرفدارن مبارزه مسلحانه داشت. گولن معتقد به خطابه بود و همواره بر وعظ و خطابه تاکید داشت. در 1966(1345ش) از جانب سازمان دیانت ترکیه، برای امور دینی به ازمیر فرستاده شد. در آن زمان منطقه اژه شدیدا متاثر از خسرو افندی (از شاخه یازیجی ها) بود. بنابراین فتحالله گولن مجبور به همگامی با آنها شد. در اواخر دهه 1960 دمیرل که در آن زمان از دیدگاه اسلام گراها نماد فراماسونری در ترکیه بود، اربکان اسلامگرا را از اتحادیه اتاقهای ترکیه اخراج کرده و احساسات آنان را برانگیخته بود. بعد از آن نیز با اخراج "خدیجه باباجان" (استاد دانشکده الهیات) از دانشگاه زمزمههایی برای تشکیل یک حزب مسلمان شنیده میشد و اعتماد اسلام گراها به حزب عدالت کاسته شده بود. اما در میان شورای پیران طریقت حمایت چندانی از اربکان نشد و عدهای از رهبران طریقت چندان موافق اربکان نبودند. در چنین وضعیتی حزب حرکت ملی(MHP) به دنبال استفاده از آرای نورچیها در انتخابات بود و آلپ ارسلان ترکش قول داد که مرید وفاداری برای طریقت نورچی خواهد بود. اما بعد از اقدامات افراطی ترکش روسای طریقت به مخالفت با او پرداختند در آن زمان گولن نیز با شعار خدمت در منطقه اژه به کار موعظه مشغول بود. و با شعار " با باند بازی نمیتوان خدمت کرد" به مخالفت با نورچیها پرداخت نوارهای کاست او نیز در آن دوره فروش زیادی داشت و درآمد زیادی عاید ش کرد. او به دنبال ایجاد مکتب فتح اهخت چی در مقابل نورچیها بود.
با انتخاب اربکان به عنوان نماینده مجلس در 12 نوامبر 1969(1348ش) با شعار "حق آمد و باطل رفت " و تشکیل حزب نظام ملی از جانب او، تحرک نورچیها هم بیشتر شد و به ویژه نورچیهای آنکارا به حمایت از او پرداختند. با اقامه دعوی در دادگاه قانون اساسی ترکیه برای ممانعت از فعالیت این حزب، حزب نظام ملی در میان نورچیها به عنوان یک حزب اسلامی شناخته شد. در این مدت نیز فتحالله گولن بدون هیچ گونه حاشیهای در منطقه اژه به وعظ و سخنرانی میپرداخت.
با وجود حمایت نورچیها ازکودتای 1971،(1350ش) رژیم کودتا آنها را نیز ناامید کرد و اکثر رهبران نورچی بازداشت شدند و در میان بازداشت شدگان با وجود انکار نورچی بودن از جانب فتحالله گولن، او به 3 سال زندان محکوم شد. اما در نوامبر همان سال آزاد شد. اربکان و طرفدارنش بعد از کودتا "حزب سلامت ملی" را تشکیل دادند و موفق شدند در مدت کوتاهی به جایگاه سومین حزب ترکیه ارتقاء یابند. در این دوره نام فتحالله گولن نیز بیشتر مطرح شد و او به حزب سلامت ملی نزدیک شد و به واسطه مریدان خود پیغامهای به رهبری حزب فرستاد و در سخنرانی خود به تمجید و تکریم از آنها پرداخت. او به ذکاوت دریافته بود که مسیر پیشرفت او توسط این حزب هموار خواهد شد. حزب نیز از این وضعیت راضی بود چرا که پشتوانه محکمی برای حزب بود. حتی اربکان دستور داد تا اعضای حزب در مراسمهای گولن حاضر شوند و از وعظهای او بهره ببرند. بدین ترتیب حتی شخصیتهایی مهم نورچی مانند "محمد کیرکینجی"، "مصطفی بایرام" و "مصطفی سونگور" نیز به دیدارش رفتند. با دریافت حمایت کامل از جانب حزب سلامت ملی، جماعت فتحالله گولن در مقابل سایر شاخههای نورچی ترکیه بسیار قدرتمند شد و حتی سایر شاخههای نورچی نیز به او پیوستند. و دراین مدت او صاحب درس خانهها و خوابگاهها فراوانی شد. اما زمان زیادی طول نکشید که او درصدد جدایی از اربکان برآمد و در ابتدا با شعار"نوبت خدمت" مدیریت درس خانهها و مراکز فرهنگی جماعت را از کنترل اعضای وابسته به حزب خارج کرد و سپس در جلسات وعظ خود به انتقاد از سلامت ملی پرداخت. اما اربکان واکنشی نشان نداد. در کودتای 1980 (1359س)هر چند در مقابل کودتا سکوت کرد اما در واقع او یکی از حامیان اصلی رژیم کودتا بود و در مقابل نیز کنعان اورن نیز مدارس و خوابگاههای او را تعطیل نکرد. در فاصله سالهای 1980 تا 1990 او در شهرهای مختلف ترکیه به وعظ و سخنرانی پرداخت و از لحاظ سیاسی با استفاده از عنوان "حرکت نور" از حامیان نیروهای راست میانه ترکیه به شمار میآمد. از سال 1992 تا 1999 (71 تا 1378ش) فعالیتهای بینالمللی او افزایش یافت و در همایشهای مختلف شرکت کرد که مهمترین آنها دیدار با پاپ ژان پل دوم در واتیکان در 1998 (1377ش) بود. و سرانجام بعد از چند بار رفت آمد به آمریکا به منظور معالجه، نهایت در21 مارس 1999 (1378ش)برای اقامت دایم در آمریکا، ترکیه را ترک کرد.
از نظر او اسلام یک ایدئولوژی مدرن است که برخلاف دیدگاه سلفیها، اسلام باید با شرایط مدرن کنونی انطباق یابد نه اینکه تلاش شود تا به دوران پیامبر انطباق یابد چرا که شرایط اجتماعی و فرهنگی دوره حاضر متفاوت از سالهای اولیه اسلام است. او همچنین مخالف هر گونه حرکت انقلابی و رادیکال است. عمده محوریت تفکر او تاکید بر آموزش و ارتقاء سطح فکری و فرهنگی جامعه اسلامی میباشد. به همین علت است که اکثر طرفدارنش دارای تحصیلات عالیه و موقعیتهای تجاری هستند.
در 3 آگوست 2000 (1379ش) دادستانی امنیت دولت در آنکارا قرار مجرمیت علیه گولن صادر کرد که دادستانی اسلامبول آن را لغو کرد. با پیروزی عدالت و توسعه در ترکیه نزدیکترین جریان سیاسی به گولن، علیرغم اختلافات سابق جماعت با اربکان، شاگردان اربکان (اردوغان، گل، آرنج) که در قالب عدالت و توسعه فعالیت سیاسی خود را ادامه میدادند اتحاد با گولن را ترجیح دادند. و نزدیک به یک دهه به دوستی و اتحاد با یکدیگر پیروز تمامی انتخابات بودند و توانستند اکثر رقبای سیاسی خود را چه در انتخابات و چه از طریق قضایی شکست دهند. اما سال 2010(1389ش) آغازی بر اختلاف نظر میان دو متحد بود. گولن و اردوغان علیرغم اتفاق نظر درباره مساله غزه، به واکنشهای تند اردوغان انتقاد کرد. در مورد روند صلح با کردها گولن بر خلاف اردوغان خواهان حذف "پ.ک.ک" و فرماندهی نظامی آن در کوههای قندیل عراق از روند مذاکرات صلح و تمرکز بر جنبههای داخلی صلح و تدوین حقوق شهوندی، سرمایهگذاری اقتصادی، احترام بر هویت قومی آنها بود. لذا جنبش خدمت (جماعت گولن) مخالف سرسخت "پ. ک. ک" محسوب میشد. عامل تنش زای دیگر در روابط عدالت و توسعه با گولن مخالفت او با انتخاب "هاکان فیدان" به ریاست سازمان اطلاعات ملی ترکیه بود. اما اختلافات زمانی علنی و آشکار شد که اردوغان با ارائه طرحی در اواخر 2013(1392ش) به دنبال پایان دادن به فعالیتهای درس خانههای گولن در ترکیه شد، مراکزی که درآمد فراوانی را نصیب جماعت گولن میکرد.
نکته دیگری که در ارزیابی جماعت گولن قابل توجه بوده این است که طرفدارنش در عین حال که در همه سازمانها و ادارات و مراکز مهم تجاری ترکیه حصور دارند اما هیچ وقت در قالب یک حزب یا سازمان مشخصی فعالیت نکردهاند و شاید در سطوح عالی مدیریتی کشور دو مدیر هرگز وابستگی فکری و عقیدتی یکدیگر به جماعت را متوجه نشوند. و آنچه که کار اردوغان در این روزها را بسیار دشوار کرده است همین بیاطلاعی از وابستگی یا عدم وابستگی مدیران میانی و عالی خود به تشکیلات گولن است که باعث شده جنگ نامتقارنی میان او و فتحالله گولن تا کنون ادامه یابد. بدین ترتیب جنگ تمام عیار سیاسی میان این دو آغاز شد و پرونده فساد مالی، پخش مکالمات اردوغان با پسرش بلال اردوغان، کشف شنود بیش از پنج هزار نفر در ترکیه و احتمال اتحاد جماعت گولن با حزب جمهوری خواه خلق (CHP) حزب رقیب عدالت و توسعه، از نتایج این اختلافات تاکنون بوده است. و قطعاً نتایج انتخابات شهرداریهای ترکیه در 30 مارس 2014(10فروردین 93) احتمالا تعیینکننده آینده سیاسی هر دو طرف خواهد بود.