«در ساعت 0۰:0۳ روز 23/7/44 مأمورین گشت شهربانی به یک نفر که حامل کیف مشکی رنگی بوده ظنین و دستور توقف به وی داده و از محتویات کیف پرسش میکنند. حامل کیف اظهار میدارد محتویات آن کتب دعا میباشد موقعی که مأمورین خواستار کیف میگردند حامل با مشت به مأمور حمله و در عین حال کیف را به منزلی پرتاب[میکند] و خود متواری میشود که مأمورین وی را تعقیب و دستگیر نموده و ضمناً کیف را از منزلی که به آن پرتاب شده بود با کسب اجازه از صاحب منزل داخل شده و به دست میآورند، سپس نامبرده را به کلانتری محل جهت بازجوییهای اولیه دلالت مینمایند ضمن بازرسی کیف چند شماره نشریه به نام (خلق) ارگان حزب ملل اسلامی و همچنین مقادیری اوراق پلیکپی شده دیگر به دست میآید و حامل خود را به نام محمدباقر فرزند ابوالفضل، شهرت صنوبری شاگرد خرازی فروشی معرفی مینماید ولی از دادن هرگونه اطلاعی یا توضیح درباره محتویات کیف و سوالاتی که از وی میشود خودداری مینماید.
نامبرده با مدارک مکشوفه به اداره اطلاعات اعزام و در اداره مزبور نیز در بدو امر از دادن توضیحات و بازجویی امتناع ولی در اثر تذکرات لازم و ادامه بازجویی اعتراف کرده که نامبرده در یکی از حوزههای حزب ملل اسلامی عضویت دارد و این حزب هم برابر مدارک مکشوفه از اواخر سال 1343 تشکیل شده است...
چون حدس زده میشد که علاوهبر محتویات کیف در منزل وی نیز اوراق مضرهای موجود باشد، لذا با تشریفات قانونی منزل نامبرده بازرسی و مقادیری از اوراق مشابه محتویات کیف در منزل وی کشف گردید.
با بررسی اوراق مکشوفه چنین نتیجه گرفته شد که از اواخر سال گذشته حزبی تحت عنوان ملل اسلامی مشغول فعالیت گردیده و در این مدت هر ماه یک نشریه (خلق) که آخرین نشریه آن به شماره 9 و به تاریخ اول مهر ماه 44 میباشد به صورت پلیکپی تهیه و بین اعضای خود بهطور کاملاً سرّی توزیع نموده است... »
در همین مرحله بود که سرنوشت حزب ملل اسلامی به بنبست ظاهری رسید و با دستگیری دیگر اعضای حزب که تعدادی از آنها برای درگیری مسلحانه با مأموران رژیم به تپههای دارآباد پناه برده بودند، فعالیت آن در نیمه شب (24/7/1344) خاتمه یافت.
پس از این حرکت، نشریات فرمایشی رژیم شاهنشاهی به میدان آمدند تا زمینه را برای محکومیتهای شدید اعضای حزب ملل اسلامی، آماده کنند.
در این رابطه، روزنامه اطلاعات به تاریخ (2/11/44)، پس از شرح مفصل این ماجرا، نوشت: «رهبران حزب پول زیادی برای وضع مخارج در اختیار داشتند منتهی در بازجوییها اظهار داشتهاند که از حق عضویت افراد تأمین شده است. باتوجه به کمی تعداد اعضا و عدم تناسب حق عضویت پرداختی آنها با میزان پولی که خرج میکردند، باید گفت که بودجه آنها از یک محل نامعلوم تهیه میشده است.»
این اظهارات در حالی در این روزنامه نقش بسته است که در گزارش مشروح شهربانی آخرین موجودی حزب پس از دستگیری مبلغ 6000 ریال عنوان گردیده که آن هم بهعنوان مساعده در اختیار اعضا گذاشته شده است.
پس از برگزاری جلسات دادگاه و انعکاس آنچنانی آن در نشریات، تلاشهایی برای نجات دستگیرشدگان آغاز شد که از آن جمله، تلاش آیتاللهالعظمی میلانی (ره) بود.
نعمتالله نصیری ـ ریاست وقت ساواک ـ با اطلاع از این موضوع برآشفت و در رهنمودی که دارای 4 بند بود، به تحقیق پیرامون ارتباط حزب ملل اسلامی با علما دستور داد. عین این دستورالعمل به شرح زیر است:
«اداره کل سوم
1ـ ورود پسر میلانی در قم به منزل مهدی حائری تهرانی دلیل بر ارتباط محرمانه و مورد اعتماد بودن سیدمهدی از طرف میلانی است و یقیناً ارتباطهایی در گذشته داشتهاند، چه معلومات و اطلاعاتی در این زمینه در آن اداره و در ساواک قم وجود دارد.
2ـ این فعالیتی که اخیراً از طرف روحانیون در مورد این افراد جمعیت ملل اسلامی شروع شده، خود دلیل ارتباط آقایان علما با آنها است که باید در تحقیقات معلوم شود.
3ـ پیشوایی پیشنماز مسجد امام قم فرزندش جزء دستگیرشدگان است یقیناً این جمعیت در قم هم ریشه داشته، باید این ریشهها پیدا شود.
4ـ دلیل اینکه میلانی در این مورد زیاد فعالیت میکند باید معلوم شود.»
در 15 اسفند محاکمه 55 نفر از اعضای حزب برگزار شد که طی آن محمدکاظم موسوی بجنوردی، رهبر حزب و مسئول تهیه اسلحه و گردآوری اعضا به اعدام و بقیه به حبسهایی از سه تا 15 سال محکوم شدند، اما حکم بجنوردی نیز متعاقب تلاش خانواده وی 10 روز بعد به حبس ابد تخفیف یافت.