تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۶۶۰۹۹

جامعه‌شناسی جمعیت عشایر کوچنده‌ی ایران

علی‌اکبر نیک‌خلق* - چکیده: در این مقاله سعی شده است با نگاهی جامعه‌شناختی و با اتکاء به نتایج سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1377 ساختار و ترکیب جمعیت عشایر کوچ‌رو ایران براساس شاخص‌هایی شامل: سن، جنسیت، وضع سواد و سطح تحصیلات، فعالیت و اشتغال، نظام خانواده و زناشویی (ازدواج) توصیف و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. برای درک بهتر وضع موجود عشایر و تحولات آن سعی شده است بررسی و تحلیل وضعیت عشایر کوچ‌رو براساس دو پارامتر عمده یعنی طول مسیر کوچ و استقرار در قشلاق در زمان سرشماری انجام گیرد. نتایج به دست آمده بیانگر آنست که جمعیت عشایر کوچنده‌ی ایران جوان‌تر از جمعیت کل کشور است، در میان خردسالان نسبت جنسی غلبه با پسران و در جمعیت فعال نسبت جنسی کاهش می‌یابد. سطح سواد پایین و در میان زنان میزان سواد به مراتب کاهش می‌یابد، متوسط بعد خانواده 5/6 نفر و اکثر ازدواج‌ها خویش همسری (درون گروهی) است. کلیدواژه‌ها: عشایر، عشایر کوچنده، جمعیت فعال، خانواده، نظام خویشاوندی، سطح تحصیلات، وضع فعالیت - مقدمه:‌ ساختار اجتماعی جامعه‌ی عشایری ایران دست‌خوش تغییرات شدیدی قرار گرفته است، هرچند این تغییرات در گذشته نیز کم و بیش بر اثر اسکان یا کوچ اجباری عشایر بارها رخ داده بود؛ ولی اکنون به نظر می‌رسد که دگرگونی‌های ساختاری جامعه‌ی کل و حوادث سال‌های اخیر در این تغییرات تأثیر زیادی داشته است و جامعه‌ی عشایری ایران ـ به ویژه عشایر کوچنده - را با ناهم‌آهنگی‌ها و پس‌افتادگی‌های فرهنگی زیادی مواجه کرده است. این تغییرات ناهم‌آهنگ اغلب موجب آسیب‌های اجتماعی جامعه‌ی عشایری گردیده و علاوه بر تضعیف ـ ‌و در مواردی زوال ـ دام‌داری سنتی، نابسامانی‌های زیادی نیز برای خانواده‌های عشایری فراهم کرده است. مشاهدات نشان می‌دهد که امروز گروه‌های زیادی از مردمان عشایری مانند روستاییان در شهرها بی کار و سرگردانند یا با مشاغل کاذب و بی‌کاری‌های پنهان خود را سرگرم می‌کنند و رنج می‌برند. شاید در زمینه‌ی شناخت علمی جامعه‌ی عشایری ایران بررسی‌هایی صورت گرفته باشد؛ اما شناخت ویژگی‌ها و جزئیات مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه‌ی عشایری، انجام بررسی‌های دقیق‌تر را ضرورت بخشیده است. وجود دام‌داری سنتی برای خانواده‌های عشایر کوچکنده ایجاب می‌کرد که به منظور سازگاری خود و دام‌ها با شرایط طبیعی منطقه به حرکت و کوچ بپردازند. تداوم زندگی کوچندگی به منظور حفظ دام از سرما و گرما و استفاده از علوفه‌ی مراتع،‌ به ضرورت براساس عوامل بوم‌شناختی1 انجام می‌گرفت. اما امروزه بر اثر ضعف و زوال دام‌داری سنتی، ‌خانواده‌های عشایر کوچنده از این حیث با دشواری‌های زیادی مواجه شده‌اند. امکان تداوم کوچ که بنا به گفته‌ی پژوهشگران: «شکوه زندگی عشایر است» برای آن‌ها میسر نیست و مسأله‌ی اسکان عشایر کوچنده، یکی از مهم‌ترین دشواری‌های جامعه‌ی عشایری ایران است. شاید بررسی جامعه‌شناختی جمعیت عشایر کوچنده‌ی ایران که براساس نتایج تفصیلی سرشماری سال 1377 مرکز آمار ایران به انجام رسیده است، یکی از اقدامات مقدماتی در این زمینه باشد که به نظر علاقه‌مندان به پژوهش‌های اجتماعی ارایه می‌شود. می‌توان گفت با بررسی‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روان‌شناسی اجتماعی مستمر و دقیق درباره‌ی مسایل جامعه‌ی عشایر کوچنده و شناخت ویژگی‌های زندگی ایشان، می‌توان از آسیب‌های اجتماعی و نابسامانی‌های خانواده‌های عشایر کوچنده تا حد زیادی جلوگیری به عمل آورد. موضوعاتی که در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است در دو بخش ارایه می‌شود: در بخش اول مسایل مربوط به ساختارهای سنی و جنسی جمعیت عشایر کوچنده، وضع سواد و میزان تحصیل، خانواده و ازدواج در جامعه‌ی عشایری مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و در بخش دوم از مسکن و انواع اقامتگاه عشایر کوچنده، وسایل و تسهیلات زندگی، نحوه‌ی کوچ عشایر کوچنده از قشلاق به ییلاق و برعکس، ساختار اقتصادی جامعه‌ی عشایر کوچنده، فعالیت و اشتغال، انواع بهره‌برداری، دام‌داری، تولیدات دامی، زراعت و باغداری، صنایع دستی، شیوه‌ی مبادلات و بالاخره گرایش خانواده‌های عشایر کوچنده به اسکان سخن رفته است.

1- ساختار سنی و جنسی جمعیت عشایر کوچنده

بر مبنای نتایج سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1377، عشایر کوچنده براساس طول مسیر کوچ و نیز عدم شرکت در کوچ ییلاقی سال 1377 به سه گروه تقسیم می‌شوند:

1- عشایر کوچنده‌ای که طول مسیر کوچ آن‌ها حداقل 30 کیلومتر بوده است.

2- عشایر کوچنده‌ای که طول مسیر آن‌ها کم‌تر از 30 کیلومتر بوده است.

3- خانواده‌هایی که در زمان سرشماری در کوچ ییلاقی سال 1377 شرکت نکرده و در قشلاق مانده‌اند.

جمعیت عشایر کوچنده‌ی گروه اول براساس سرشماری سال 1377 برابر 719/910 نفر بوده است. که تعداد 844/471 نفر (80/51 درصد) مرد و 875/438 نفر (20/48) زن بوده‌اند. نسبت جنسی جمعیت برابر 108 بوده است؛ یعنی، به ازای هر 100 زن 108 مرد حضور داشته است. نسبت جنسی در اطفال کم‌تر از یک سال 109 و در جمعیت 65 سال و بالاتر، برابر 171 بوده است. از تعداد 008/329 نفر جمعیت گروه دوم عشایر کوچنده، 264/169 نفر (45/51 درصد) مرد و 744/159 نفر (55/48 درصد) زن بوده‌اند. نسبت جنسی جمعیت برابر 106 می‌باشد؛ یعنی، به ازای هر 100 زن 106 مرد حضور داشته است. نسبت جنسی در میان اطفال کم‌تر از یک سال 103 و در سالخوردگان 65 ساله و بیش‌تر، 189 بوده است.

گروه سوم عشایری در زمان سرشماری 342/64 نفر جمعیت داشته‌اند. از کل جمعیت تعداد 130/33 نفر (47/51 درصد) مرد و 232/31 نفر (53/48 درصد) زن بوده‌اند. نسبت جنسی در این گروه برابر 106 بوده است. نسبت جنسی در میان اطفال کم‌تر از یک سال 101 و در میان سالخوردگان 65 سال و بالاتر، برابر 184 بوده است. نسبت جنسی در حالت طبیعی و به هنگام تولد برابر 105 می‌باشد و چنانچه در جداول مربوط به گروه‌های سنی 5 ساله مشاهده می‌شود، در پاره‌ای از گروه‌های سنی خردسالان و سالخوردگان بیش از حد طبیعی است و مبین فزونی تعداد مردان بر زنان می‌باشد. بالا بودن نسبت جنسی در گروه سنی 0-4 ساله و کم‌تر از یک سال و نیز در گروه‌های سنی 2 ساله و 3 ساله و 4 ساله، نشانگر فزونی تعداد مردان بر زنان گروه‌های سنی پایین می‌باشد. شاید بتوان گفت در جامعه‌ی عشایر کوچنده، مانند جامعه‌های روستایی، اطفال و کودکان پسر، کم‌تر از دختران طعمه‌ی مرگ قرار می‌گیرند و این پدیده‌ی اجتماعی ممکن است با ارزش اجتماعی مرد در جامعه ارتباط داشته باشد که موجب می‌شود خانواده‌ها از پسران مراقبت بیش‌تری به عمل آورند که در نتیجه، آنان کم‌تر در معرض خطر مرگ قرار می‌گیرند(1).

هم‌چنین مقایسه‌ی تعداد مردان و زنان در گروه‌های سنی فعال؛ یعنی، جمعیت گروه سنی 15-64 ساله، نشانه‌ی کم بودن تعداد مردان در جامعه‌ی عشایر کوچنده است. به نظر می‌رسد این امر ناشی از مهاجرت نیروهای فعال خانواده‌ها برای کار به شهرهاست.

ولی در جمعیت 65 ساله و بالاتر نسبت جنسی به مقدار قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌یابد که نشانه‌ی فزونی بیش از حد طبیعی مردان جامعه‌ی عشایر کوچنده در این گروه سنی می‌باشد. این پدیده که در جامعه‌های روستایی نیز مشاهده شده است، نشان می‌دهد که تعداد زنان در جمعیت گروه‌های سنی بالا کم‌تر از مردان است. شاید بتوان گفت که این امر مربوط به مرگ و میر زودرس زنان جامعه‌های عشایری و روستایی است که خود معلول کار شاق و طاقـت‌فرسا و زایمان‌های مکرر آنان می‌باشد.

در جدول زیر، جمعیت 3 گروه عشایر کوچنده بر حسب درصد گروه‌های بزرگ سنی نشان داده می‌شود.

جدول شماره‌ي 1: توزيع جمعيت عشاير كوچنده گروه‌هاي 1 و 2 و 3 برحسب درصد گروه‌هاي بزرگ سني

گروه‌هاي سني

عشاير كوچنده‌ي گروه (1)

عشاير كوچنده‌ي گروه (2)

عشاير كوچنده‌ي گروه (3)

0-14 سال

15-64 سال

+65 سال

42/2

53

4

43/6

51/8

3/8

42/8

52/2

3/7

جمع

100

100

100

چنان که ملاحظه می‌شود هر سه گروه عشایر دارای جمعیت جوان هستند، این امر مبین زاد و ولد زیاد و مرگ و میز زیاد و کوتاه بودن عمر متوسط در جامعه‌ی عشایری است. ورتهایم2 جامعه‌شناس هلندی براساس تحقیقی که درباره‌ی جمعیت جامعه‌های صنعتی پیشرفته و جهان سوم به عمل آورده است، به این نتیجه می‌رسد که در کشورهای جهان سوم، جمعیت خردسال (0-14 ساله) حدود 40 درصد یا بیش‌تر کل جمعیت را تشکیل می‌دهد و این نظریه که به تست ورتهایم3 معروف شده است بدین ترتیب ارایه می‌شود که P (0-14) ≥ 40% ∑ P یعنی هر جامعه که جمعیت گروه خردسال 0-14 سال آن بزرگ‌تر یا برابر 40 درصد کل جمعیت جامعه باشد، آن جامعه عقب مانده است و این امر مربوط به زاد و ولد زیاد و مرگ و میر زیاد و کوتاه بودن عمر متوسط در آن جامعه است. بی‌شبهه در سال‌های اخیر اجرای برنامه‌ی تنظیم خانواده در جامعه‌های روستایی و عشایری ایران و ایجاد آگاهی در سطح ملی زمینه‌ی مساعدی جهت کنترل زاد و ولد و بهداشت و تنظیم خانواده فراهم کرده است. بدیهی است که گسترش سواد در جامعه عشایری و روستایی ایران می‌تواند در پذیرش و اجرای این برنامه در خانواده‌ها تأثیر داشته باشد و این خود مستلزم آن است که افراد علاقه‌مند و دلسوز و آگاه به مسایل اجتماعی و فرهنگی جامعه در تنظیم و اجرای برنامه‌های توسعه‌ی همه جانبه‌ی جامعه‌های عشایری و روستایی نقش مؤثری داشته باشند و بتوانند با استفاده از امکانات و اجرای برنامه‌ی توسعه‌ی ملی که یکی از مهم‌ترین آن بهداشت و تظیم خانواده است اقدامات لازم را به عمل آورند. برای ارایه‌ی اطلاعات بیش‌تر، جداول زیر که براساس نتایج سرشماری سال 1377 تنظیم شده است، ارایه می‌شود.

جدول شماره‌ي 2: توزيع جمعيت عشاير كوچنده‌ي ايران با طول مسير كوچ حداقل 30 كيلومتر برحسب سه گروه بزرگ سني

گروه‌هاي سني

جمع

مرد

زن

نسبت جنسي

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

0-14 ساله

15-64 ساله

+65

نامشخص

384691

482807

36485

6736

42/2

53/0

4

0/8

198712

246682

23034

3416

42/1

52/3

4/9

0/7

185979

236125

13451

3320

42/4

53/8

3/1

0/7

107

104

171

103

جمع

910719

100

471844

100

438875

100

108

جدول شماره‌ي 3: توزيع جمعيت عشاير كوچنده‌ي ايران برحسب سه گروه بزرگ سني (عشاير كوچنده‌ با طول مسير كوچ كم‌تر از 30 كيلومتر)

گروه‌هاي سني

جمع

مرد

زن

نسبت جنسي

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

0-14 ساله

15-64 ساله

+65

نامشخص

143525

170509

12407

2567

43/6

51/8

3/8

0/8

73591

86334

8039

1300

43/5

51/0

4/7

0/8

69934

84175

4368

1267

43/8

52/7

2/7

0/8

1/05

1/03

1/84

1/03

جمع

329008

100

169264

100

159744

100

1/06

جدول شماره‌ي 4: توزيع جمعيت عشاير كوچنده‌ي ايران – عشايري كه در كوچ ييلاقي سال 1377 شركت نكرده‌اند - برحسب سه گروه بزرگ سني

گروه‌هاي سني

جمع

مرد

زن

نسبت جنسي

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

0-14 ساله

15-64 ساله

+65

نامشخص

27550

33500

2407

842

42/8

52/1

3/8

1/3

14168

16938

1599

425

42/8

51/1

4/8

1/3

13382

16562

871

417

42/8

53/0

2/8

1/3

106

102

184

102

جمع

64362

100

33130

100

31232

100

106

وضع سواد و میزان تحصیل

یکی از مسایل مهم در خصوص جامعه‌ی عشایری کوچنده‌ی ایران، وضع سواد و میزان تحصیلات می‌باشد، اهمیت این مسأله بیش‌تر از این نظر مورد توجه است که می‌تواند موجب بسیاری از تغییرات و دگرگونی‌های اجتماعی باشد. براساس سرشماری 1377 از کل 745/778 نفر جمعیت 6 ساله و بیش‌تر عشایر کوچنده‌ی گروه 1، تعداد 5/399 نفر (30/51 درصد) باسواد بوده‌اند.

از تعداد 277/279 نفر جمعیت 6 ساله و بالاتر گروه 2، تعداد 937/132 نفر (6/47) درصد و از تعداد 436/54 نفر جمعیت گروه 3، تعداد 054/23 نفر (35/42 درصد) باسواد بوده‌اند، این گروه از عشایر در کوچ ییلاقی سال 1377 شرکت داشته‌اند. در جدول 8 توزیع سواد در جامعه‌ی عشایری مذکور به تفصیل بر حسب گروه‌های سنی درج شده است.

چنان‌که ملاحظه می‌شود، در عشایر کوچنده‌ی گروه 1 با طول مسیر کوچ حداقل 30 کیلومتر، بیش از نیمی از جمعیت گروه سنی 6 ساله و بالاتر با سواد بوده‌اند. این نسبت برای عشایر گروه 2 و 3 به ترتیب کم‌تر از نیمی از جمعیت 6 ساله و بالاتر را در برمی‌گیرد. بیش‌ترین نسبت باسوادان در هر کدام از گروه‌های عشایری در گروه سنی 10/14 سال قرار دارند. این نسبت برای عشایر گروه یک، بیش از 80 درصد از جمعیت گروه سنی مذکور را شامل می‌شود و برای عشایر گروه‌های دو و سه به ترتیب بیش از 74 درصد و 68 درصد می‌باشد. به تدریج که سن بالا می‌رود، نسبت باسوادان کاهش می‌یابد تا در گروه سنی 65 ساله و بالاتر که به حداقل خود می‌رسد. بالا بودن نسبت باسوادان در گروه‌های سنی پایین حاکی از گسترش سواد در جامعه‌ی عشایری ایران در سال‌های اخیر می‌باشد که با اجرای برنامه‌ی توسعه‌ی سواد در میان عشایر همراه بوده است. مقایسه وضع سواد در سه گروه عشایر مذکور نشان می‌دهد که میزان سواد در عشایر گروه 1 از عشایر گروه 2 و عشایر گروه 2 از عشایر گروه 3 بیش‌تر می‌باشد. اگر این واقعیت را بپذیریم که در میان عشایر وضعیت کوچ و حتی امکان کوچ با طول بیش‌تر مسیر آن با امکانات اقتصادی در ارتباط می‌باشد، می‌توان گفت که بین میزان سواد و وضعیت اقتصادی خانواده‌های عشایر همبستگی مثبتی وجود دارد و در قشرهای اجتماعی بالاتر عشایر، درصد بیش‌تر از جمعیت باسواد می‌باشند، این پدیده در جوامع روستایی و شهری ایران نیز صادق است. بدیهی است بالا بودن سطح درآمد در قشرهای بالای جامعه، امکان آموزش سواد را برای این قشر اجتماعی به نسبت بیش‌تری فراهم می‌آورد. مطلب دیگر این است که در جامعه‌ی عشایری بین دو جنس از لحاظ سواد تفاوت وجود دارد و زنان عشایر به نسبت کم‌تر از مردان از نعمت سواد برخوردارند. جدول زیر درصد باسوادان جمعیت 6 ساله و بالاتر را بر حسب گروه‌های سنی به تفکیک جنس در جامعه‌ی عشایر کوچنده‌ی گروه‌های 1 و 2 و 3 نشان می‌دهد.

جدول شماره‌ي 5: توزيع افراد باسواد جمعيت 6 ساله و بالاتر در عشاير گروه‌هاي 1 و 2و 3 برحسب گروه‌هاي سني

گروه سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 1

جمع

تعداد باسواد

درصد

6-9 سال

10-14 سال

15-19 سال

20-24 سال

25-29 سال

30-34 سال

35-39 سال

40-44 سال

45-49 سال

50-54 سال

55-59 سال

60-64 سال

+65

نامشخص

10872

144124

129451

92469

62343

41231

7719

34779

26448

22392

16000

20739

36485

6608

62821

115602

95174

58403

29280

13177

8719

5215

2919

1191

1231

1261

1882

2929

57/78

80/21

73/52

63/17

46/97

31/96

20/90

14/99

11/04

8/53

7/69

6/08

1/88

44/33

جمع

778745

399524

51/30

 

گروه سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 2

جمع

تعداد باسواد

درصد

6-9 سال

10-14 سال

15-19 سال

20-24 سال

25-29 سال

30-34 سال

35-39 سال

40-44 سال

45-49 سال

50-54 سال

55-59 سال

60-64 سال

+65

نامشخص

40405

53458

47387

32398

20880

14067

12372

12242

9863

8045

5543

7712

12470

2498

21174

39816

32320

18855

8795

3982

2264

1622

1017

630

393

432

584

1054

52/40

74/48

68/20

52/20

42/12

28/31

18/30

13/25

10/31

7/83

7/09

5/60

4/68

42/19

جمع

279277

132938

47/60

 

گروه سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 3

جمع

تعداد باسواد

درصد

6-9 سال

10-14 سال

15-19 سال

20-24 سال

25-29 سال

30-34 سال

35-39 سال

40-44 سال

45-49 سال

50-54 سال

55-59 سال

60-64 سال

+65

نامشخص

7804

9825

8652

5975

4275

3038

2648

2431

1953

1758

1121

1649

2470

837

3761

6687

5258

3075

1666

884

534

358

216

120

78

93

132

192

48/19

68/06

60/77

5146

38/97

29/09

20/17

14/73

11/06

6/83

6/96

5/64

5/34

22/94

جمع

54436

23054

42/35

جدول شماره‌ي 6: توزيع جمعيت 6 ساله و بالاتر عشاير كوچنده‌ي گروه‌هاي 1 و 2 و 3 برحسب سواد

گروه سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 1

مرد و زن

مرد

زن

+ 6 كودكان

51/36

61/22

40/79

كودكان 6-10 ساله

62/64

68/45

56/42

نوجوانان 11-14 ساله

80/39

88/94

71/45

جوانان 15-24 ساله

69/20

81/16

56/02

ميان‌سالان 25-64 ساله

24/4

36/60

11/49

بزرگسالان +65

5/16

7/965

0/9


گروه سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 2

مرد و زن

مرد

زن

+ 6 كودكان

47/65

57/82

36/87

كودكان 6-10 ساله

57/09

63/41

50/37

نوجوانان 11-14 ساله

74/96

84/55

65/12

جوانان 15-24 ساله

64/14

77/65

6149

ميان‌سالان 25-64 ساله

21/09

32/90

9/47

بزرگسالان +65

0/89

4/71

6/77


گروه سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 3

مرد و زن

مرد

زن

+ 6 كودكان

42/65

51/04

33/74

كودكان 6-10 ساله

52/55

57/20

47/56

نوجوانان 11-14 ساله

68/45

76/39

60/15

جوانان 15-24 ساله

56/97

68/46

44/84

ميان‌سالان 25-64 ساله

20/92

30/88

10/98

بزرگسالان +65

0/92

5/34

7/44

جدول فوق حاکی است که در جامعه عشایر کوچنده از لحاظ سواد تفاوت عمده‌ای و بین دو جنس وجود دارد. در گروه اول عشایر 22/61 درصد از مردان و 79/40 درصد از زنان باسواد بودند این نسبت برای مردان و زنان گروه 2 به ترتیب برابر با 82/57 و 87/36 درصد بوده است. بنابر همین آمار میزان سواد در میان مردان و زنان گروه سوم و در گروه‌های سنی مذکور به ترتیب برابر با 04/51 و 74/32 درصد می‌باشد.

میزان سواد جمعیت واقع در گروه‌های مختلف سنی نیز متفاوت است در میان کودکان گروه اول 42/56 درصد، گروه دوم 37/50 درصد و گروه سوم 56/47 درصد از دختران باسواد بوده‌اند. در میان نوجوانان نسبت باسوادان دختر افزایش می‌یابد؛ چنان‌که در گروه یک، برابر 45/71 درصد، گروه دو، 12/65 درصد و در گروه سه، 15/60 درصد دختران سواد داشته‌اند؛ از آن پس درصد باسوادان زن کاهش می‌یابد تا در گروه سنی 65 ساله و بالا به حداقل خود؛ یعنی، کم‌تر از 1 درصد کاهش می‌یابد. در گذشته سواد در جامعه‌ی عشایری ایران عمومیت زیادی نداشته است. این امر به ویژه برای زنان که یکی از قشرهای محروم جامعه بوده‌اند کاملا محسوس است. کم بودن میزان سواد در میان زنان جامعه مبین وجود تفاوت‌های موجود در ارزش‌های اجتماعی عمیق و ریشه‌دار در جامعه است. این پدیده در جامعه‌ی روستایی و شهری نیز به نسبت‌های متفاوتی وجود دارد؛ اما به تدریج با تغییر این ارزش‌های اجتماعی و برابر حقوق زن و مرد در جامعه‌ی امروز، گرایش به آموزش سواد در جامعه‌ی ایران و نیز جامعه‌ی عشایری میان دو جنس تفاوت خود را از دست می‌دهد. میزان سواد در میان کودکان و نوجوانان به مقدار قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته و تفاوت میزان تحصیلات بین دو جنس کاهش یافته است به طوری که می‌توان ادعا کرد میزان سواد دختران و پسران واقع در یک گروه سنی تقریباً برابر است.

بی‌شک تغییراتی که در کارکردهای و ساختار خانواده در ایران پدید آمده است، زمینه‌ی مساعدی را در جهت برابری حقوق زن و مرد در جامعه‌ی روستایی و عشایری نیز فراهم کرده است و این امر در وضع سواد و گرایش به تحصیل زنان عشایری نیز انعکاس یافته است.

در جدول شماره‌ی هفت، درصد جمعیت 6/24 ساله‌ی در حال تحصیل بر حسب گروه‌های عمده‌ی سنی به تفکیک جنس در عشایر گروه‌های 1 و 2و 3 نشان داده می‌شود.

جدول شماره‌ي 7: درصد جمعيت 6 تا 24 ساله‌ي در حال تحصيل در  گروه‌هاي مختلف عشاير كوچنده‌ي ايران

گروه عمده سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 1

مرد و زن

مرد

زن

كل افراد 6-24 ساله‌

كودكان 6-10 ساله

نوجوانان 11-14 ساله

جوانان 15-24 ساله

42/19

59/97

61/51

21/15

49/60

66/12

73/79

27/32

34/20

53/38

48/68

14/36

 

گروه عمده سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 2

مرد و زن

مرد

زن

كل افراد 6-24 ساله‌

كودكان 6-10 ساله

نوجوانان 11-14 ساله

جوانان 15-24 ساله

38/26

54/49

56/13

18/30

46/08

61/04

68/87

24/74

29/96

47/53

43/06

11/38

 

گروه عمده سني

عشاير كوچنده‌ي گروه 3

مرد و زن

مرد

زن

كل افراد 6-24 ساله‌

كودكان 6-10 ساله

نوجوانان 11-14 ساله

جوانان 15-24 ساله

36/91

50/47

53/75

18/90

44/00

55/25

64/96

25/49

29/40

45/34

42/04

11/94

از میان جمعیت با سواد 6 تا 24 ساله‌ی عشایر کوچنده‌ی گروه‌های مذکور، درصد قابل توجهی از جمعیت به تحصیل اشتغال دارند، چنان‌که جدول فوق نشان می‌دهد، در مجموع 19/42 درصد از عشایر گروه اول و 26/38 درصد از عشایر گروه دوم و 91/36 درصد از عشایر گروه سوم در زمان سرشماری در حال تحصیل بوده‌اند. از لحاظ اشتغال به تحصیل بوده‌اند. هم‌چنین در سه گروه مذکور، افراد شاغل به تحصیل در گروه اول 4 درصد از گروه دوم و جمعیت محصلین گروه دوم نزدیک 2 درصد از گروه سوم بیش‌تر می‌باشد. مقایسه‌ی افراد شاغل به تحصیل در میان کودکان و نوجوانان نشان می‌دهد که درصد نوجوانان شاغل به تحصیل تقریباً در سه گروه عشایر، بیش از کودکان می‌باشد. شاید بتوان گفت که در جامعه‌ی عشایر ایران، سن شروع به تحصیل ـ هرچند ممکن است پاره‌ای از کودکان از سن 6 سالگی به مدرسه بروند ـ بالاتر از 6 سالگی است؛ به همین جهت درصد افراد شاغل به تحصیل در میان کودکان 6 – 10 سال به نسبت کم‌تر از نوجوانان 10 – 14 ساله می‌باشد و نمی‌توان این امر را با توسعه‌ی روزافزون سواد در جامعه‌ی عشایری مغایر دانست.

هم‌چنین ارقام مندرج در جدول مذکور حکایت از این می‌کند که میزان گرایش به تحصیل در میان قشرهای مختلف عشایر، بر حسب امکانات اقتصادی و وضع درآمد فرق می‌کند و میان درآمد و گرایش به تحصیل همبستگی مثبت است.

با وجود این در پاره‌ای از خانواده‌های کم درآمد که کارکرد اقتصادی خانواده ور  به ضعف نهاده یا به کلی از بین رفته است، به علت عدم نیاز به نیروی کار فرزندان خانواده، جوانان به ادامه تحصیل می‌پردازند و در بسیاری موارد به دانشگاه راه می‌یابند. جدول شماره‌ی هشت، جمعیت در حال تحصیل عشایر گروه اول و دوم بر حسب جنس و دوره‌های تحصیلی را نشان می‌دهد.

جدول شماره‌ي 8: توزيع عشاير كوچنده‌ي در حال تحصيل گروه‌هاي 1 و 2 برحسب جنس و دوره‌ي تحصيلي

دوره تحصيلي

عشاير گروه 1

جمع

مرد

زن

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

ابتدايي

راهنمايي

متوسطه

پيش‌دانشگاهي

فوق‌ديپلم

ليسانس و بالاتر

علوم ديني

سوادآموزي

نامشخص

126944

43030

22860

5051

910

1854

206

1365

3315

61/76

20/94

11/12

2/46

0/44

0/90

0/10

0/66

1/61

72942

28361

15876

3708

739

1517

183

267

2052

58/05

22/27

12/64

2/95

0/59

1/21

0/15

0/21

1/63

54002

14669

6984

1343

171

337

23

1098

1263

67/60

18/36

8/74

1/68

0/21

0/42

0/03

1/37

1/58

جمع

205535

100

125645

100

79890

100


دوره تحصيلي

عشاير گروه 2

جمع

مرد

زن

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

ابتدايي

راهنمايي

متوسطه

پيش‌دانشگاهي

فوق‌ديپلم

ليسانس و بالاتر

علوم ديني

سوادآموزي

نامشخص

43570

13753

7058

1239

246

380

204

537

11/35

63/96

20/19

10/36

1/82

0/36

0/56

0/30

0/79

1/67

25462

9271

5065

928

217

323

187

140

687

60/22

21/93

11/98

2/19

0/51

0/76

0/44

0/33

1/62

18108

4482

1993

311

29

57

17

397

448

70/07

17/34

7/71

1/20

0/11

0/22

0/07

1/54

1/73

جمع

68122

100

42280

100

25842

100

جدول فوق نشان می‌دهد که از هر 100 نفر افراد شاغل به تحصیل در عشایر کوچند‌ه‌ی گروه اول 61 نفر به تحصیل در دوره‌ی ابتدایی، 21 نفر در دوره‌ی راهنمایی و 11 نفر در دوره‌ی متوسطه، 2 نفر پیش‌دانشگاهی و تقریباً‌ یک نفر در دوره‌ی لیسانس و بالاتر در حال تحصیل بوده‌اند و بقیه در درجات دیگر تحصیلی مشغول بوده‌اند. در عشایر گروه دوم از هر 100 نفر افراد شاغل به تحصیل،‌ 64 نفر در دوره‌ی ابتدایی، 20 نفر در دوره‌ی راهنمایی و 10 نفر در دوره‌ی متوسطه تحصیل می‌کرده‌اند و بقیه در درجات دیگر به تحصیل اشتغال داشته‌اند.

مقایسه‌ی دو جنس از لحاظ میزان اشتغال به تحصیل نشان می‌دهد که در درجات بالای تحصیلی نسبت مردان شاغل به تحصیل بیش از زنان بوده است، ولی در دوره‌ی ابتدایی، میزان اشتغال به تحصیل در گروه اول 58 درصد مرد و تقریباً 68 درصد زن در دوره ابتدایی مشغول به تحصیل بوده‌اند. این نسبت برای مردان عشایر گروه دوم 60 درصد و برای زنان همین گروه سنی 70 درصد بوده است.

ارقام مذکور حاکی از آن است که در سال‌های اخیر،‌ همراه با گسترش سواد و تحصیل در جامعه‌ی عشایر کوچنده‌ی ایران، میزان گرایش زنان عشایر به تحصیل به مقدار زیادی افزایش یافته است. تحصیل زنان در نهضت سوادآموزی نیز مؤید این نظر است، چنانکه در عشایر گروه اول در برابر 1098 زن شاغل به تحصیل در نهضت سوادآموزی، 367 مرد و در گروه دوم به ازای 140 مرد 397 زن به تحصیل اشتغال دارند.

جدول شماره‌ی 9، نشان‌دهنده‌ی تعداد و درصد فارغ‌التحصیلان دوره‌های عالی برحسب رشته‌های تحصیلی در دو گروه عشایر کوچنده‌ی اول و دوم است.9

جدول شماره‌ي 9: توزيع فارغ‌التحصيلان دوره‌هاي عالي برحسب رشته‌هاي تحصيلي در  عشاير كوچنده‌ي گروه‌هاي 1 و 2 (سرشماري 1377)

دوره تحصيلي

عشاير كوچنده‌ي گروه 1

جمع

فوق‌ديپلم

ليسانس و بالاتر

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

عمومي

تربيت معلم و علوم‌ تربيتي

هنرهاي زيبا

علوم انساني

مذهب و الهيات

علوم اجتماعي و رفتاري

بازرگاني و مديريت تجاري

علوم قضايي

علوم طبيعي

علوم رياضي و كامپيوتر

بهداشت و علوم پزشكي

حرفه و فن و صنعت

مهندسي

معماري و شهرسازي

كشاورزي، جنگل‌داري و ماهي‌گيري

تدبير منزل و خانه‌داري

حمل و نقل و ارتباطات

خدمات تجاري

كتابداري و ارتباط جمعي

ساير

نامشخص يا اظهار نشده

19

676

3

393

127

136

188

54

162

147

120

10

245

1

199

1

1

-

5

37

165

0/71

25/14

0/11

14/62

4/72

5/06

6/99

2/01

6/02

5/47

4/46

0/37

9/11

0/03

7/40

0/03

0/03

-

0/18

1/3

6/14

17

568

2

202

63

45

41

5

89

94

57

9

112

0

55

1

1

-

2

18

110

1/14

38/07

0/13

13/54

4/22

3/02

2/75

0/34

5/97

6/30

3/82

0/60

7/51

0

3/68

0/06

0/06

-

0/13

1/21

7/37

2

108

1

191

64

91

147

49

73

53

63

1

122

1

144

-

-

-

3

19

55

0/17

9/02

0/08

15/96

5/35

7/60

12/28

4/09

6/09

4/43

5/26

0/08

10/19

0/08

12/03

-

-

-

0/25

1/59

4/59

جمع

2689

100

1492

100

1197

100

 

دوره تحصيلي

عشاير كوچنده‌ي گروه 2

جمع

فوق‌ديپلم

ليسانس و بالاتر

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

عمومي

تربيت معلم و علوم‌ تربيتي

هنرهاي زيبا

علوم انساني

مذهب و الهيات

علوم اجتماعي و رفتاري

بازرگاني و مديريت تجاري

علوم قضايي

علوم طبيعي

علوم رياضي و كامپيوتر

بهداشت و علوم پزشكي

حرفه و فن و صنعت

مهندسي

معماري و شهرسازي

كشاورزي، جنگل‌داري و ماهي‌گيري

تدبير منزل و خانه‌داري

حمل و نقل و ارتباطات

خدمات تجاري

كتابداري و ارتباط جمعي

ساير

نامشخص يا اظهار نشده

-

143

2

97

40

26

30

8

33

29

34

-

55

-

42

-

-

-

2

13

38

-

24/15

0/34

16/39

6/76

4/39

5/07

1/35

5/57

4/90

5/74

-

9/29

-

7/09

-

-

-

0/34

2/20

6/42

-

126

2

57

26

16

9

-

20

25

13

-

32

-

17

-

-

-

0

7

25

-

33/6

0/53

15/2

6/93

4/26

2/40

-

5/33

6/66

3/46

-

8/53

-

4/53

-

-

-

-

1/86

6/66

-

17

-

40

14

10

21

8

13

4

21

-

23

-

25

-

-

-

2

6

13

-

7/83

-

18/43

6/45

4/61

9/67

3/68

5/99

1/84

9/67

-

10/60

 

11/52

-

-

-

0/92

2/76

5/99

جمع

592

100

375

100

217

100

جدول فوق نشان می‌دهد که از عشایر کوچنده‌ی گروه اول، تعداد 689/2 نفر دوره‌های عالی تحصیلی را گذرانده و فارغ‌التحصیل شده‌اند. نسبت فارغ‌التحصیلان به کل جمعیت عشایر گروه اول حدود 30/0 درصد بوده است. هم‌چنین از عشایر کوچنده‌ی گروه دوم 592 نفر دوره‌های عالی تحصیلی را گذرانده‌اند که نسبت آن‌ها به کل جمعیت این گروه از عشایر کوچنده، که طول مسر کوچ آن‌ها کم‌تر از 30 کیلومتر بوده است، برابر 18/0 درصد بوده است. مقایسه‌ی ارقام مذکور حاکی از آن است که گرایش به تحصیلات عالی دانشگاهی در قشرهای بالای جامعه‌ی عشایر بیش‌تر است. به نظر می‌رسد که ارتباط قشرهای بالای جامعه‌ی عشایری با جامعه‌ی شهری و رفت‌وآمد بیش‌تر آن‌ها به شهر و نیز استفاده‌ی بیش‌تر از وسایل ارتباط جمعی موجب بالا بردن سطح آگاهی آن‌ها گردیده و در نتیجه گرایش به تحصیل در دانشگاه را در میان آن‌ها افزایش داده است.

از کل فارغ‌التحصیلات عشایر کوچنده‌ی گروه اول، 49/55 درصد در دوره‌ی فوق دیپلم و 5/44 درصد در دوره‌های لیسانس و بالاتر فارغ‌التحصیلات شده‌اند. این نسبت‌ها به ترتیب در عشایر کوچنده‌ی گروه دوم برابر فوق‌دیپلم 34/63 درصد و برای لیسانس و بالاتر 6/36 درصد بوده است. از فارغ‌التحصیلات عشایر گروه اول و دوم نزدیک 60 درصد در رشته‌های مختلف علوم انسانی، تربیت معلم و علوم طبیعی، 6 درصد ریاضی، 50/5 درصد به بهداشت و علوم پزشکی، حدود 5/4 درصد فنی، مهندسی 9 درصد کشاورزی و 5/7 درصد در درجات پایین‌تر قرار دارند.

3- خانواده

بنا بر سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده در سال 1377، جمعیت عشایر کوچنده‌ی گروه یک از 452/139 خانواده تشکیل شده است و دارای جمعیتی بالغ بر 719/910 نفر می‌باشد. متوسط بُعد خانوار برابر 5/6 نفر بوده است، عشایر کوچنده‌‌ی گروه دو، از 008/329 نفر جمعیت در قالب 366/49 خانواده تشکیل شده است که متوسط افراد خانواده‌ی این گروه 7/6 نفر بوده است. جمعیت عشایر گروه 3 برابر 362/64 نفر بوده است که از تعداد 112/11 خانواده تشکیل می‌شود. متوسط بُعد خانوار برای این گروه برابر 8/5 نفر بوده است.

در جدول شماره‌ی 10 توزیع خانواده‌های دو گروه عشایر کوچنده بر حسب تعداد افراد درج شده است.

جدول شماره‌ي 10: توزيع خانواده‌هاي عشاير گروه‌هاي 1 و 2  براساس سرشماري سال 1377 (2)

تعداد افراد خانواده

عشاير كوچنده‌ي گروه 1

عشاير كوچنده‌ي گروه 2

تعداد

درصد

تعداد

درصد

1نفر

2نفر

3نفر

4نفر

5نفر

6نفر

7نفر

8نفر

9نفر

10نفر

11نفر

12نفر و بيش‌تر

1349

8884

11887

15036

15763

17404

18272

17147

13614

9198

5027

5871

0/97

6/37

8/52

10/78

11/30

12/49

13/10

12/30

9/76

6/60

3/60

4/21

755

2924

4803

5600

5889

6232

6166

5717

4248

2719

1559

1754

1/53

7/95

9/73

11/34

11/93

12/62

12/49

11/58

8/61

5/5

3/16

3/55

جمع

139452

100

49366

100

چنان‌که ملاحظه می‌شود 51/57 درصد خانواده‌های عشایر کوچنده‌ی گروه یک 5 نفر یا بیش‌تر عضو داشته‌اند. از این نسبت 19/49 درصد یعنی تقریباً نیمی از خانواده‌های این گروه از عشایر کوچنده بین 5 تا 8 نفر عضو داشته‌اند، 78/10 درصد از خانواده‌‌های این گروه 4 نفر و 86/15 درصد بقیه کم‌تر از 4 عضو داشته‌اند.

از جامعه‌ی عشایری کوچنده‌ی گروه 2 45/69 درصد خانواده‌ها 5 نفر یا بیش‌تر عضو داشته‌اند که از این نسبت 62/48 درصد 5 تا 8 نفر عضو داشته‌اند. از کل خانواده‌های این گروه 34/11 درصد 4 نفر و 48/9 درصد بقیه دارای 3 عضو یا کم‌تر دارند.

متوسط افراد خانواده در گروه اول 5/6 و در گروه دوم 7/6 نفر بوده است، نکته‌ی قابل توجه در جامعه‌ی عشایری ایران خانواده‌ی گسترده است که مانند گذشته هم‌چنان وجود دارد. بدون شک نیاز به نیروی کار در امور دامی و تهیه‌ی فرآورده‌های لبنی ونیز کار زراعت و باغ‌داری که از فعالیت‌های اقتصادی جدید در جامعه‌ی عشایر ایران است، موجودیت خانواده‌ی گسترده را در میان عشایر ایران ضروری می‌سازد. به علاوه، پایداری سنت یاریگری و همیاری و وجود عصبیت خویشاوندی و ایلی در جامعه‌ی عشایری ایران که موجب حفظ روابط کهتری و مهتری و اطاعت و فرمانبرداری کوچک‌تران از بزرگ‌تران در خانواده می‌باشد، خود عامل مؤثری در حفظ وحدت و موجودیت خانواده‌ی گسترده در جامعه‌ی عشایری ایران است.

در جدول شماره‌ی 11، خانواده‌های عشایر کوچنده‌ی گروه 1 و 2 برحسب تعداد افراد شاغل نشان داده می‌شود.

جدول شماره‌ي 11: توزيع خانواده‌هاي عشاير كوچنده‌ي گروه‌هاي 1 و 2 برحسب تعداد افراد شاغل

گروه‌هاي عشاير كوچنده

جمع

بدون فرد شاغل

تعداد

درصد

تعداد

درصد

گروه اول

139452

100

580

0/42

گروه دوم

49366

100

201

0/41

 

گروه‌هاي عشاير كوچنده

داراي فرد شاغل

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

گروه اول

22658

16/25

43175

30/96

21870

15/68

51169

36/69

گروه دوم

9832

19/92

15374

31/14

7937

16/07

16022

32/46

به طوری که ملاحظه می‌شود از خانواده‌های عشایر کوچنده‌ی گروه اول 58/99 درصد دارای یک یا چند نفر شاغل بوده‌اند، از خانواده‌های این گره 25/16درصد دارای یک نفر شاغل، 64/46 درصد دو تا سه نفر شاغل داشته‌اند و در 69/36 درصد بقیه چهار نفر و بیش‌تر شاغل وجود داشته است. نسبت خانواده‌های بدون فرد شاغل در این گروه 42/0 درصد بوده است.

نسبت خانواده‌های بدون فرد شاغل در عشایر کوچنده‌ی گروه دوم 41/0 درصد بوده است. 59/99 درصد بقیه خانواده‌ها دارای یک یا چند نفر شاغل بوده‌اند که از این تعداد در حدود 20 درصد خانواده‌ها یک نفر و 21/47 درصد دو تا سه نفر و در 46/32 درصد بقیه‌ی خانواده‌ها 4 نفر و بیش‌تر عضو شاغل وجود داشته است(3).

در جدول شماره‌ی 12 دو گروه عشایر کوچنده برحسب تعداد افراد باسواد خانواده نشان داده می‌شود.

جدول شماره‌ي 12: توزيع خانواده‌هاي عشاير كوچنده‌ي گروه‌هاي 1 و 2 برحسب تعداد افراد باسواد

عشاير كوچنده

جمع

بدون فرد باسواد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

گروه اول

139452

100

24808

17/79

گروه دوم

49366

100

11340

22/97


عشاير كوچنده

داراي فرد باسواد

1نفر

2نفر

3نفر

4نفرباسواد و بيش‌تر

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

گروه اول

220706

15/83

23713

17/00

17888

12/83

50967

36/55

گروه دوم

7528

15/25

7718

15/63

6069

12/29

16711

33/85

به طوری که ملاحظه می‌شود در خانواده‌های عشایر کوچنده‌ی گروه اول نزدیک 18 درصد و گروه دوم حدود 23 درصد فرد باسواد وجود نداشته است و در بقیه‌ی خانواده‌‌ها یک یا چند نفر از افراد خانواده باسواد بوده‌اند. بزرگ‌ترین نسبت خانواده‌ها یعنی 55/36 درصد در گروه اول و 85/33 درصد در گروه دوم 4 نفر و بیش‌تر باسواد وجود داشته است. به نظر می‌رسد که وجود یک فرد باسواد در خانواده، زمینه‌ی باسواد شدن دیگر اعضای خانواده را فراهم می‌کند. از خانواده‌های گروه اول 83/15 درصد و گروه دوم 25/15 درصد دارای یک نفر باسواد و 29/83 درصد از گروه اول و 92/27 درصد از گروه دوم دارای دو تا سه نفر باسواد بوده است. از خانواده‌های عشایر کوچنده‌ی گروه اول 79/58 درصد یک یا چند نفر در حال تحصیل بوده‌اند، این نسبت برای عشایر گروه دوم 80/55 درصد بوده است.

4- فعالیت و اشتغال

خانواده در جامعه‌ی عشایر کوچنده‌ی ایران نه تنها کانون پرورش کودک و مرکز انس و الفت زناشویی است، بلکه در عین حال یک واحد تولید اقتصادی به شمار می‌رود. اعضای خانواده از زن و مرد و کودک همگی در تولید خانگی شرکت دارند و هر کدام به اندازه‌ی توانایی خود سهمی از کار را برعهده دارند. به همین جهت سن شروع به کار بسیار پایین است. کودکان اغلب در کارهای تولیدی خانواده شرکت دارند و هم‌چنین زنان و مردان خانواده حتی در سنین بالا و در سالخوردگی بر حسب توان خود فعالیت دارند. در پاره‌ای زمینه‌ها ممکن است با بالا رفتن سن، نقش افراد خانواده در تولید تغییر کند.

براساس سرشماری تیر ماه 1377 از جمعیت مردان 6 ساله و بالای عشایر کوچنده‌ی گروه اول 4/67 درصد شاغل، 9/21 درصد محصل 4/3 درصد بی‌کار بوده‌اند. از زنان 6 ساله و بالاتر 5/50 درصد شاغل، 8/15 درصد محصل و 9/23 درصد خانه‌دار بوده‌اند، این نسبت برای مردان شاغل عشایر کوچنده‌ی گروه دوم برابر 6/64 درصد محصل، 6/22 درصد بی‌کار در جستجوی کار 1/4 درصد بوده است و نسبت زنان شاغل همین گروه 8/45 درصد و محصل 4/15 درصد و 5/27 درصد نیز خانه‌دار بوده‌اند. از عشایر گروه سوم 20/60 درصد از مردان گروه سنی 6 ساله و بالا شاغل، 9/22 درصد محصل و 1/6 درصد بی‌کار بوده‌اند و از بین زنان، 9/32 درصد شاغل، 6/15 درصد محصل و 2/27 درصد نیز خانه‌دار بوده‌اند.

جدول زیر توزیع نسبی جمعیت 6 ساله و بیش‌تر بر حسب وضع فعالیت به تفکیک جنسی نشان داده می‌شود.

جدول شماره‌ي 13: توزيع درصد جمعيت 6 ساله و بالاتر عشاير گروه‌هاي 1 و 2 و 3 به تفكيك  جنس

وضع فعاليت

گروه 1

مرد و زن

مرد

زن

شاغل

بيكار

محصل

خانه‌دار

داراي درآمد بدون كار

ساير

اظهار نشده

59/35

3/12

18/95

11/66

0/60

6/26

11/70

67/36

3/38

21/86

0/29

0/52

5/53

1/06

50/13

0/77

15/84

23/86

0/68

7/04

1/28

جمع

100

100

100

 

وضع فعاليت

گروه 2

مرد و زن

مرد

زن

شاغل

بيكار

محصل

خانه‌دار

داراي درآمد بدون كار

ساير

اظهار نشده

55/46

2/57

19/09

13/51

0/46

7/75

1/03

64/55

4/12

22/58

0/30

0/43

6/99

1/03

45/82

0/92

15/40

27/51

0/50

8/55

1/30

جمع

100

100

100

 

وضع فعاليت

گروه 3

مرد و زن

مرد

زن

شاغل

بيكار

محصل

خانه‌دار

داراي درآمد بدون كار

ساير

اظهار نشده

46/95

3/76

19/33

18/24

0/50

9/21

2/02

60/18

6/05

22/85

0/40

0/49

8/20

1/83

32/89

1/33

15/58

37/18

0/52

10/28

2/22

جمع

100

100

100

به طوری که ملاحظه می‌شود از جمعیت 6 ساله و بالاتر عشایر کوچنده‌ی گروه اول 67 درصد از مردان و 50 درصد از زنان شاغل بودند و گروه دوم64 درصد از مردان و 45 درصد از زنان و گروه سوم؛ 60 درصد از مردان و 32 درصد از زنان شاغل بوده‌اند. نکته‌ی قابل ذکر در مورد زنان خانه‌دار این است که در جامعه‌ی عشایری ایران همه‌ی زنان در عین حال که به امور خانه رسیدگی می‌کنند، در فعالیت‌های تولیدی نیز نقش دارند؛ یعنی، کارهای خانه و کارهای تولیدی به‌ویژه تولیدات دامی از هم قابل تفکیک نیست. از لحاظ میزان کار نیز اغلب زنان عشایری و روستایی از بامداد تا پاسی از شب به کار اشتغال دارند و کار آن‌ها در بسیاری موارد شاق و طاقت‌فرسا است. کار زنان بیش از حد توانایی آن‌هاست و به طور مستمر همه روزه تکرار می‌شود و این امر باعث می‌شود که در جامعه‌ی عشایری مانند جامعه‌های روستایی، زنان کم‌تر از مردان عمر کنند.

بررسی انجام شده درباره‌ی گروه‌های سنی در جامعه‌ی عشایر کوچنده، حاکی از این است که نسبت جنسی در جمعیت 65 سال و بالاتر عشایر گروه اول 171، دوم و سوم 184 بوده است. البته بالا بودن نسبت جنسی در این گروه سنی نشانه‌ی فزونی تعداد مردان از حد طبیعی است که البته نمی‌توان آن را ناشی از ناآگاهی جامعه‌ی زنان از سن واقعی‌شان قلمداد کرد؛ بلکه می‌توان آن را ناشی از مرگ و میر زودرس زنان بر اثر کارهای شاق و طاقت‌فرسا و زایمان‌های زیاد دانست.

میزان فعالیت در جمعیت عشایر کوچنده بر حسب سن و جنس وضعی متفاوت دارد. بیش‌ترین میزان فعالیت برای جمعیت عشایر گروه اول مربوط به گروه سنی 40-44 سالگی است که معادل 5/85 درصد از جمعیت گروه سنی 6 ساله و بالاتر را که مربوط به همین گروه سنی است و در عشایر گروه سوم نیز بیش‌ترین فعالیت با 8/73 درصد در همین گروه سنی بوده است. کم‌ترین فعالیت در عشایر گروه اول با 3/23 درصد و در عشایر گروه دوم 2/20 درصد و در گروه سوم با 1/15 درصد در گروه سنی 6/9 سالگی قرار داشته است.

بزرگ‌ترین میزان فعالیت مردان در عشایر گروه اول 4/99 درصد بوده است که در گروه سنی 40-44 ساله قرار می‌گیرد؛ ولی در عشایر گروه دوم 5/99 درصد و عشایر گروه سوم 1/99 درصد مربوط به گروه سنی 45-49 سالگی است. همچنین 7/73 درصد از زنان گروه اول فعالیت داشته‌اند که در گروه سنی 40-44 سالگی قرار می‌گیرند و از زنان گروه دوم 2/69 درصد فعال بوده‌اند که در گروه سنی 35/39 سالگی قرار دارند. هم‌چنین بیش‌ترین میزان فعالیت زنان گروه سوم 6/47 درصد بوده است که مربوط به گروه سنی 40-44 سالگی می‌باشد. جدول شماره‌ی 14، نشان‌دهنده‌ی میزان فعالیت جمعیت 6 ساله و بیش‌تر بر حسب سن و به تفکیک جنس است.

جدول شماره‌ي 14: توزيع درصد ميزان فعاليت جمعيت 6 ساله و بيش‌تر برحسب سن و جنس در عشاير گروه‌هاي 1 و 2 و 3 (سرشماري 1377)

گروه سني

گروه 1

مرد و زن

مرد

زن

6-9 ساله

10-14 ساله

15-19 ساله

20-24 ساله

25-29 ساله

30-34 ساله

35-39 ساله

40-44 ساله

45-49 ساله

50-54 ساله

55-59 ساله

60-64 ساله

+65

نامشخص

23/34

40/39

60/45

75/54

82/11

83/85

84/65

85/51

84/61

83/66

84/35

80/96

72/81

22/15

24/94

43/34

69/14

88/48

95/73

98/48

99/21

99/42

99/31

99/18

99/16

95/95

89/60

24/63

21/61

37/30

51/24

60/51

67/08

70/41

71/73

72/73

71/65

69/44

67/37

59/40

44/06

19/61

جمع

61/37

70/75

51/30


گروه سني

گروه 2

مرد و زن

مرد

زن

6-9 ساله

10-14 ساله

15-19 ساله

20-24 ساله

25-29 ساله

30-34 ساله

35-39 ساله

40-44 ساله

45-49 ساله

50-54 ساله

55-59 ساله

60-64 ساله

+65

نامشخص

20/20

36/08

57/23

72/84

79/23

81/10

83/16

83/32

82/87

82/82

82/45

81/11

74/51

21/34

21/20

39/53

68/40

88/90

95/81

98/39

99/17

99/38

99/46

99/15

98/94

96/94

90/41

23/24

19/12

32/52

45/64

54/65

61/23

65/91

69/22

68/63

68/35

67/63

64/17

58/41

45/22

19/40

جمع

58/02

68/67

46/74


گروه سني

گروه 3

مرد و زن

مرد

زن

6-9 ساله

10-14 ساله

15-19 ساله

20-24 ساله

25-29 ساله

30-34 ساله

35-39 ساله

40-44 ساله

45-49 ساله

50-54 ساله

55-59 ساله

60-64 ساله

+65

نامشخص

15/12

26/77

50/42

68/18

77/46

70/54

71/64

73/84

71/22

70/99

70/74

72/35

70/32

12/31

17/39

31/01

63/41

88/31

95/83

98/81

99/05

98/95

99/14

98/59

98/94

97/09

91/37

13/03

12/70

22/29

37/20

45/79

46/11

45/40

46/68

47/60

45/63

44/97

41/98

37/70

31/69

11/57

جمع

50/70

66/23

34/21

چنان‌که ملاحظه می‌شود سن شروع به کار در جامعه‌ی عشایر کوچنده‌ی ایران بسیار پایین است، افراد جامعه از همان آغاز کودکی به کار می‌پردازند و در فعالیت‌های تولیدی خانواده سهیم‌اند. کار کودکان مانند جامعه‌ی روستایی ایران در آغاز همراه با تفریح است و برای آن‌ها ایجاد انگیزه‌ی انجام کارهای مهم‌تر و دشوارتر را ایجاد می‌کند. کودکان در کار پرورش دام و دوشیدن آن‌ها سهم دارند. مدیریت در چراندن گله با مرد خانواده است و اغلب در این کار از پسران خانواده و حتی دختران استفاده می‌شود. کودکان کم سن و سال، اعم از پسر و دختر، از گله‌های کوچک بره و بزغاله‌ها مراقبت می‌کنند. تقسیم کار در جامعه‌ی عشایری براساس جنس است. پسران از پدران کارهای مردانه را می‌آموزند و دختران از مادر کارهای زنانه را یاد می‌گیرند. بدین‌سان کودکان براساس الگوی فرهنگی خاص جامعه‌ی عشایری پرورش می‌یابند تا در آینده خود قادر باشند به طور مستقل زندگی خانوادگی را همراه با تولید خانگی اداره کنند. زنان خانواده‌های عشایری در اداره‌ی امور داخلی خانه، از پخت و پز، شست‌وشوی ظروف، تزیین و ترتیب اثاثیه‌ی خانه نقش دارند. کارهای تولیدی خانگی، دوشیدن شیر،‌ تهیه‌ی فرآورده‌های دامی، پشم‌ریسی، بافت سیاه چادر، جاجیم، گلیم و قالی، دوخت و دوز، حمل آب از چشمه با مشک‌های بزرگ، پرستاری و مراقبت از نوزادان و کودکان خردسالان به هنگام کوچ بر عهده‌ی زنان عشایری است و گاه زنان کار چوپانی و چرای دام را نیز بر عهده دارند. به هنگام بار کردن و پیاده کردن چادر و اثاثیه‌ی خانه از پشت چارپایان با مردان خود همکاری دارند، در ایلات، اغلب همه افراد در باربندی و بارگیری شرکت دارند و با شور و شوق فراوانی به هنگام کوچ که در واقع «شکوه زندگی عشایر» است به گونه‌ای رسمی و براساس تقسیم کار فعالیت دارند.

مردان خانواده، نقش مدیریت خانواده را بر عهده دارند وئ در اداره امور تولید خانگی نیز در عین حال که خود به انجام آن می‌پردازند، در کارهای دیگر اعضا نیز نظارت می‌کنند و دشواری‌های کار را برطرف می‌سازند. برقراری روابط با دیگر خانواده‌های عشایری‌، ریش‌سفیدان، کدخداها و سران طایفه‌ها، رفت و آمد به شهر، انجام مبادلات اقتصادی با دکان‌دارها و پیله‌وران و سایر خانواده‌های عشایری با مردان است. مسؤولیت اساسی کارهای اقتصاد خانواده با پدر است ولی در نبودن او پسر بزرگ خانواده آن‌ها را انجام می‌دهد. فعالیت در امور زراعی، اجاره کردن زمین، کار در امور زراعی دیگر خانواده‌ها به صورت مزد بگیری، سهم‌بری و نیز کار در امور ساختمانی بر عهده‌ی مردان است (بارث، 1343: 20-30).

در جامعه‌ی عشایری، ‌برخی از کارها جنبه‌ی اختصاصی پیدا می‌کند و از لحاظ جنسیتی به مرد یا زن اختصاص می‌یابد. دخالت مردان در کارهای زنانه امر نابهنجار تلقی می‌شود مثلاً انجام کارهای بافندگی و ریسندگی، پخت و پز و شست‌وشوی لباس توسط مردان در جامعه‌ی عشایری برخلاف هنجار اجتماعی است و با فرهنگ جامعه‌ی عشایری تعارض دارد و مردان شهری و روستایی که به این کار می‌پردازند مورد تمسخر و استهزا قرار می‌گیرند.

مقایسه‌ی کار اعضای خانواده در فعالیت‌های تولیدی در جامعه‌ی عشایری تفاوت‌های زیادی را نشان می‌دهد. زنان در امور تولید خانگی سهم اساسی دارند، اما میزان کار آن‌ها در قشرهای مختلف عشایر کوچنده متفاوت است. مطالعات نشان می‌دهد که در جامعه‌های روستایی، زنان قشر بالای جامعه در امور تولیدی خانواده عملاً کم‌تر فعالیت دارند و نقش آن‌ها بیش‌تر جنبه‌ی نظارتی دارد، جامعه‌های عشایری اسکان‌یافته و کوچنده از این حیث با هم فرق دارند و شناخت این ویژگی در دو جامعه‌ی عشایر کوچنده و اسکان‌یافته، بررسی‌های تازه‌ای را ضروری می‌سازد.

5- وضع ازدواج در جامعه‌ی عشایری

ازدواج را در جامعه عشایری ایران به گونه‌های مختلفی می‌توان مورد بررسی قرار داد. از لحاظ روابط زوجین، مطالعات نشان می‌دهد که بیش‌تر ازدواج‌ها مانند جوامع روستایی از نوع خویش‌همسری یا درون گروهی است؛ این امر حتی پس از مهاجرت جوانان عشایری به شهرها، هم‌چنان دارای اهمیت است. بسیاری از جوانان عشایری، پس از مهاجرت به شهر و اقامت طولانی در آن و کسب درآمد و رفاه اجتماعی برای انجام ازدواج به جامعه‌ی عشایری مراجعه می‌کنند و همسران خود را از میان ایل، طایفه‌ها یا تیره‌های خود می‌یابند، خویش همسری در جامعه‌ی عشایر کوچنده‌ای ایران رواج دارد و شکل غالب ازدواج‌ها را تشکیل می‌دهد. بدیهی است که وجود روابط چهره به چهره و صمیمانه که مبتنی بر شناخت متقابل است، زمینه‌ی مساعدی برای همسریابی فراهم می‌کند. مسأله‌ی دیگر این است که جوانان عشایری که سال‌های زیادی از عمر خود را در درون ایل و طایفه‌ی‌ خود به سر برده و به روابط عاطفی و صمیمانه عادت دارند، پس از مهاجرت به شهرها بر اثر وجود روابط رسمی و خشک در شهرها، احساس غربت و بیگانگی می‌کنند برای استمرار روابط عاطفی، که بدان عادت کرده‌اند، به ازدواج خویش همسری مبادرت می‌ورزند و برای یافتن همسر به سرزمین خود باز می‌گردند. در گذشته‌ی نه چندان دور، یکی از نکات قابل توجه در امر ازدواج در جامعه‌ی عشایری زودرسی و عمومیت آن بوده است و افراد در سنین پایین ازدواج می‌کرده‌اند. به همین جهت سن ازدواج برخلاف جوامع شهری یا جامعه‌های غربی از ده سالگی در نظر گرفته شده است؛ زیرا بسیاری از جوانان در سنین ده تا پانزده سالگی همسر انتخاب می‌کرده‌اند. افزایش تعداد دام نیز یکی از عوامل مؤثر بر ازدواج زودرس بود؛ چرا که برای نگهداری هر 50 رأس دام باید یک خانواده تشکیل می‌شد؛ اما در سال‌های اخیر امر زودرسی ازدواج تا حد زیادی کاهش یافته است و از لحاظ عمومیت ازدواج نیز نسبت به گذشته تغییر کرده است. براساس سرشماری سال 1377 از کل جمعیت 10 ساله و بیش‌تر عشایر کوچنده‌ی گروه اول 7/43 درصد از مردان و 9/50 درصد از زنان ازدواج کرده‌اند و از جامعه‌ای مردان همین گروه سنی 56 درصد و از زنان 7/48 درصد ازدواج نکرده بودند. از جمعیت 10 ساله و بالاتر گروه دوم 7/43 درصد از مردان 4/50 درصد از زنان ازدواج کرده بودند و 9/55 درصد از مردان 2/49 درصد از زنان ازدواج نکرده بودند. در جمعیت 10 ساله و بالاتر عشایر گروه سوم نیز 7/47 درصد از مردان و 6/55 درصد از زنان ازدواج کرده و 8/51 درصد از مردان و 9/43 درصد از زنان ازدواج نکرده بودند. جدول زیر توزیع نسبی جمعیت 10 ساله و بالاتر عشایر گروه‌های 1 و 2 و 3 برحسب وضع زناشویی را نشان می‌دهد.

جدول شماره‌ي 15: توزيع درصد افراد گروه سني 10 ساله و بالا‌‌تر جامعه عشاير كوچنده‌ي گروه‌هاي 1 و 2 و 3 برحسب وضع زناشويي

وضع زناشويي

گروه 1

مرد و زن

مرد

زن

داراي همسر

بي‌همسر بر اثر فوت

بي‌همسر بر اثر طلاق

ازدواج نكرده

اظهار نشده

44/33

2/70

0/12

52/46

0/40

42/79

0/81

0/08

55/95

0/37

45/97

4/72

0/17

48/71

0/42

جمع

100

100

100

 

وضع زناشويي

گروه 2

مرد و زن

مرد

زن

داراي همسر

بي‌همسر بر اثر فوت

بي‌همسر بر اثر طلاق

ازدواج نكرده

اظهار نشده

44/32

2/52

0/13

52/64

0/39

42/85

0/79

0/07

55/92

0/37

45/89

4/34

0/19

49/18

0/41

جمع

100

100

100


وضع زناشويي

گروه 3

مرد و زن

مرد

زن

داراي همسر

بي‌همسر بر اثر فوت

بي‌همسر بر اثر طلاق

ازدواج نكرده

اظهار نشده

48/81

2/57

0/15

47/96

0/52

46/89

0/76

0/06

51/77

0/51

50/14

4/48

0/24

43/91

0/53

جمع

100

100

100

 چنان‌که ملاحظه می‌شود، میان سه گروه عشایر از لحاظ وضعیت زناشویی تفاوت قابل ملاحظه‌ای وجود ندارد و حدود 42 تا 47 درصد از مردان و 45 تا 51 درصد از زنان دارای همسر بوده‌اند. بالا بودن درصد زنان همسردار نسبت به مردان نشانه‌ی وجود چندزنی در جامعه‌ی عشایری می‌باشد که در میان مردان عشایر قشر بالا که فعالیت اقتصادی متنوع‌تری دارند، به علت نیاز به نیروی کار متداول است. نکته‌ی قابل ذکر در جامعه‌ی عشایری،‌ پایین بودن میزان طلاق است که هر چند در گذشته وجود نداشته است، ولی امروزه بر اثر ضعف دام‌داری و فقر در میان عشایر در پاره‌ای از خانواده‌ها روی می‌دهد و زوجین از هم جدا می‌شوند.

ارقام مذکور حاکی از کاهش میزان زودرسی ازدواج در سه گروه از عشایر کوچنده می‌باشد. به نظر می‌رسد با تغییراتی که در ساختار اجتماعی ـ ‌اقتصادی جامعه عشایر کوچنده پدید آمده است، بر اثر ضعف و در مواردی زوال دام‌داری سنتی، سن ازدواج به نسبت بالا رفته و از حالت زودرسی درآمده است.

با وجود این، در مقایسه با جامعه‌های روستایی و شهری، ازدواج‌های جامعه‌های عشایری به طور نسبی زودرس می‌باشد. شاید بتوان گفت که این امر با نوعی تأخر یا پس‌افتادگی فرهنگی و وجود تغییرات ناهم‌آهنگ در هنجارها، ارزش‌ها و نهادهای اجتماعی در جامعه‌های عشایر سنتی ارتباط دارد.

هم‌چنین جدول مذکور نشان می‌دهد که در گروه‌های سنی 30-60 سال، بیش از 90 درصد افراد ازدواج کرده و دارای همسر می‌باشند و این امر نشان‌دهنده‌ی آن است که در جامعه‌های عشایر کوچنده، ازدواج هم‌چنان از عمومیت برخوردار می‌باشد.

مقایسه‌ی تعداد مردان و زنان می‌دهد که تعداد زنان دارای همسر در عشایر گروه اول تعداد 166 نفر، گروه دوم 608 نفر و گروه سوم 246 نفر زن بیش از مرد بوده است. ظاهراً این پدیده تا حدودی وجود چندزنی را در جامعه‌ی عشایری تأیید می‌کند. می‌توان گفت که مردان قشر بالای جامعه‌ی عشایری مانند جامعه روستایی به علت وسعت و تنوع فعالیت‌های اقتصادی در خانواده که سال‌های اخیر به ویژه زراعت و باغ‌داری را نیز در بر می‌گیرد، بر اثر تراکم زیاد کار که اداره‌ی آن از عهده‌ی یک زن خارج می‌باشد، به علت نیاز به نیروی کار پسران خانواده به ازدواج مجدد مبادرت می‌ورزند. مشاهدات نشان می‌دهد که گاه زنان خانواده بر اثر شدت کار شاق و توان‌فرسا، خود برای شوهرشان به خواستگاری می‌روند و هرچند که وجود هوو در خانواده برای آنان خوشایند نباشد، برای شوهران خود زن جدید انتخاب می‌کنند که در کارهای تولیدی خانواده کمک آن‌ها باشند. بدین ترتیب پدیده‌ی چند زنی را می‌توان در جامعه‌ی عشایری با کار زیاد و تنوع فعالیت‌های تولیدی خانواده تا حدودی تبیین کرد. نشانه‌هایی از پدیده‌ی چندزنی در جوامع روستایی و عشایری ایران در لالایی‌هایی که مادران برای کودکان دلبند خود زمزمه می‌کنند انعکاس یافته است:

لالا لالا گل زیره

چرا خوابت نمی‌گیره

بابات رفته زنی گیره

ننت از غصه می‌میره

اما کار طاقت‌فرسا و دشوار خانواده موجب می‌شود که مادر به ازدواج مجدد شوهر خود رضایت دهد، لالایی زیر مؤید این واقعیت است:

لالا لالا گل خشخاش

بابات رفته خدا همراش

بابات رفته زنی گیره

کنیز صد تمن گیره

بنابراین لالایی، مادر از لحاظ حجم کار دشوار تولیدی خانواده توان خود را از دست می‌دهد، همسر جدید شوهر خود را که در کار خانه و تولید خانگی به او کمک می‌کند می‌پذیرد و به ورود او در خانه رضایت می‌دهد.

خلاصه و نتیجه‌گیری:

مرکز آمار ایران از عشایر کوچنده‌ی ایران در سال 1377 در سه گروه متمایز از هم به شرح زیر سرشماری کرده است:

گروه اول:‌ عشایر کوچنده با طول مسیر کوچ حداقل 30 کیلومتر

گروه دوم:‌ عشایر کوچنده با طول مسیر کوچ کم‌تر از 30 کیلومتر

گروه سوم: عشایری که در زمان سرشماری در کوچ ییلاقی سال 1377 شرکت نکرده‌اند

یافته‌های آماری نشان می‌دهد که جمعیت عشایر کوچنده‌ی ایران جوان است و حتی از جمعیت کل ایران جوان‌تر می‌باشد. به نظر می‌رسد که جوانی جمعیت مانند دیگر سرزمین‌های توسعه نیافته با زاد و ولد زیاد، مرگ و میر و نیز کوتاه بودن عمر ارتباط دارد. مقایسه‌ی نسبت جنسی بیش از حد طبیعی است و پسران کم‌تر از دختران طعمه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. به نظر می‌رسد که این امر با ارزش اجتماعی مرد در جامعه و مراقبت بیش‌تر خانواده‌ها از پسران ارتباط دارد. در جمعیت فعال نسبت جنسی کاهش می‌یابد که این امر نشانه‌ی کم بودن تعداد مردان فعال بر اثر مهاجرت به شهرهاست.

در جمعیت گروه سنی بالاتر از 65 سال، ‌نسبت جنسی بیش‌تر از حد طبیعی است که حاکی از مرگ و میر زنان بر اثر کار شاق و طاقت‌فرسا و زایمان‌های مکرر است. در جامعه‌ی عشایری، زنان کم‌تر از مردان عمر می‌کنند. سطح سواد در جامعه‌ی عشایری پایین است و به موازات بالا رفتن سن کاهش می‌یابد. این امر نشان‌دهنده‌ی توسعه‌ی سواد در جامعه در سال‌های اخیر می‌باشد.

در گروه‌های سنی بالا، میزان سواد زنان کم‌تر از مردان است؛ ولی در سنین پایین میزان سواد در میان دو جنس به سمت برابری گرایش می‌یابد که نشان‌دهنده‌ی استقبال زنان از تحصیل می‌باشد.

از میان عشایر کوچنده‌ی گروه اول 43 درصد، دوم 38 درصد و سوم 37 درصد در زمان سرشماری شاغل به تحصیل بوده‌اند.

از میان فارغ‌التحصیلان دوره‌های عالی در میان عشایر کوچنده، رشته‌های تربیت معلم و علوم تربیتی با نسبت 25 درصد در درجه‌ی اول و رشته‌های مهندسی با 9 درصد در درجه دوم اهمیت قرار داشته است.

گرایش به تحصیلات عالی در قشرهای بالای جامعه‌ی ‌عشایری به علت ارتباط بیش‌تر آن‌ها با جامعه‌ی شهری و رفت و آمد بیش‌تر به شهر بالاتر است.

متوسط بُعد خانوار در عشایر گروه اول 5/6 نفر، گروه دوم 7/6 نفر و گروه سوم 8/5 نفر بوده است.

نیاز به نیروی کار در خانواده‌ی عشایری، وجود عصبیت خویشاوندی و رابطه کهتری و مهتری در میان عشایر، موجودیت بیش‌تر خانواده‌ی گسترده را تأیید می‌کند. بررسی خانواده‌ها نشان می‌دهد که در حدود 6/99 درصد خانواده‌های عشایر یک یا چند نفر شاغل و در حدود 80 درصد یک یا چند نفر باسواد وجود داشته است.

بیش‌تر ازدواج‌ها در جامعه‌ی عشایری مانند جوامع روستایی از نوع خویش همسری یا درون‌گروهی است. جوانان حتی پس از مهاجرت به شهر، برای ازدواج به ایل خود مراجعه می‌کنند و همسران خود را از میان خویشاوندان خود برمی‌گزینند. وجود روابط عاطفی و چهره به چهره در اجتماعات4 که موجب شناخت متقابل است، زمینه را برای انتخاب همسر فراهم می‌سازد. مسأله‌ی دیگر عادت جوانان عشایری به روابط عاطفی است که پس از مهاجرت به شهرها نمی‌توانند غربت و بیگانگی جامعه‌های نوع شهر5 را تحمل کنند؛ در نتیجه به ازدواج‌های نوع خویش‌همسری گرایش می‌یابند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات