میثم معافی
این روزها در محافل رسانهای و غیر رسانهای از جانب بزرگان نظام و آیات عظام، هشدارهایی مبنی بر شناسایی جریان انحراف و خنثیسازی توطئههای جریان انحراف و همچنین واژههایی مثل آقای خاص، آقای حاشیه و... به چشم میخورد.
البته آنچه که مشخص است هشدارها با توجه به وقایع اخیر بیشتر هشدار به ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدینژاد میباشد چرا که جریان انحراف درون دولت قارچگونه در حال رشد است. اما آنچه که مهمترین است، اینکه فعل سیاسی ما در مواجهه با این واقعه یا وقایع سیاسی آینده باید چگونه و بر چه اساسی تنظیم شود؟ در فعل سیاسی هر نیروی انقلابی 2 رویکرد باید در نظر گرفته شود: الف) فهم خودمان را با فهم ولایت تنظیم کنیم ـ ب) ببینیم خواست دشمن و دوستان دشمن چیست.
امروز دشمن و دوستان خواسته و ناخواسته دشمن 4 جریان هستند، و عبارتند از: 1) جریان فتنه و سران فتنه 2) جریان مردود و خواص مردود (به عنوان دوستان ناخواسته دشمن) 3) جریان دشمن خارجی در راس آمریکا ـ انگلیس و رژیم صهیونیستی 4) و جریان انحراف.
البته به یک نکته باید اشاره کرد و آن در طول انقلاب و وقایع پس از انقلاب دیدهایم هر وقت فعل سیاسی، مورد خشنودی و شادی دشمن شد آن فعل و رفتار، فعل ولایی نبود و هر وقت دشمن از ما عصبانی شد، به فهم ولایت نزدیک میشدیم.
در خصوص واقعه اخیر کاملا مشخص است که جریان (1) و (3) جریان دوستان دشمن و خود دشمن بدنبال حاکمیت 2 گانه بودند و هستند. شهرام همایون مدیر شبکه سلطنتطلب کانال 1 در تحلیل واقعه، احمدینژاد را قدرتمندترین رئیسجمهور پس از انقلاب ایران دانست. علیرضا نوریزاد (دلال رژیم صهیونیستی)، استدلال احمدینژاد در نزاع با آیتاللهالعظمی خامنهای را کاملا بر حق دانست و گفت: ولی فقیه چه حقی دارد در انتخاب یا برکنار کردن وزیر دخالت کند و یا اینکه اصحاب فتنه سبز هم در فضای مجازی کم، دم از وقوع حاکمیت دوگانه نزند. جریان 2، بواسطه اینکه در حوادث فتنه مردود شدند همچنین فقط بدنبال حذف احمدینژاد از معادلات سیاسی ایران بودند و هستند.
اما آنچه که به نظر نگارنده این مقاله، اهمیت دارد هدف جریان سیاسی(4) و لیدر جریان انحراف یا همان آقای خاص است.
آقای خاص و جریانش پروژه 6 مرحلهای را در دستور کار خودشان قرار دادند؛
مرحله اول: سوءاستفاده از محبوبیت دکتر احمدینژاد بین مردم و ولایت امر فقیه
مرحله دوم: تاثیر فاصلهسازی و فاصلهگیری اکثر اصولگرایان و مدعیان اصولگرایی از احمدینژاد
مرحله سوم: جریان آقای خاص و آقای خاص با تسخیر مهمترین و نزدیکترین حوزه رئیسجمهور یعنی دفتر و نهاد ریاست جمهوری و 16 مرکز حساس دیگر، مدیریت فاصلهسازی و پروژه جدانگاری اصولگرایان با رئیسجمهور را تشدید کردند.
مرحله چهارم: رئیسجمهور احساس کرد به عنوان یک شخصیت مکتبی و انقلابی باید ادامه پیدا کند بنابراین پس از تجزیه و تحلیل شرایط به این نتیجه رسید. با اصولگرایان نمیتواند ادامه پیدا کند.
مرحله پنجم: آقای خاص پس از ایجاد خلاء (مرحله 4) در ذهن رئیسجمهور به دنبال پر کردن شکاف و خلاء برآمد و یا بهرهبرداری ابزاری از رویکردهای ایدئولوژی بویژه مسئله آخرالزمان که مورد علاقه و اعتقاد ریاستجمهور هم هست، جریان جدیدی را تعریف نمود.
مرحله ششم: برای ادامه کار با توجه به مرحله پنجم، شدیداً جریان آقای خاص نیاز به تضعیف پارامترهای وحدتبخش اصولگرایان و نیروهای انقلابی و واقعی طرفدار احمدینژاد، و حتی روحانیت گریزی دارد. اما در ذیل به نشانههایی که تاکنون جریان انحراف و جریان فتنه و جریان خارجی در خصوص آقای خاص و مراحل 6 گانه جریانی او دادهاند اشاره میشود:
ـ هوشنگ امیراحمدی (دلال رابطه آمریکا با ایران در مصاحبه با روزنامه گاردین): (آقای خاص) آلترناتیو جنبش اصلاحطلبان است.
ـ صادق زیباکلام (اصلاحطلب) آقای خاص رئیسجمهور آینده ماست و اگر رد صلاحیت شود از حکم حکومتی استفاده میکنیم.
ـ امیریفر (امام جماعت مسجد سلمان نهاد ریاست جمهوری و از مشاوران فرهنگی آقای خاص) در حال تعیین اسم برای جریان خودمان هستیم و قطعاً اسم ما اصولگرایی نیست و البته امکان این هست که در لیست انتخاباتی ما، اصلاحطلبان هم باشند.
ـ (همان) آقای خاص اگر برای رئیسجمهوری بیاید رای بالایی دارد.
روزنامه هفت صبح (وابسته به آقای خاص، پنجشنبه 22 اردیبهشت) در تحلیلی آورده است: چهرههای سیاسی اصولگرا با توجه به انبوه انتقاداتی که در هفته گذشته از سوی جریان اصولگرایی منتقد علیه دولت (بخوانید آقای خاص) مطرح شد چندان به فرجام کار کمیته 3 نفره امیدوار نیستند (القای شکستن وحدت) روزنامه ایران (پنجشنبه 22 اردیبهشت) علیاکبر جوانفکر سرمقاله با عنوان: (اگر مردم باور کنند...) گفت: مخالفین، دولت را جریان انحراف میدانند (فضاسازی بر علیه دولت نه بر علیه جریان آقای خاص القاء میشود.)
با این اوصاف کاملاً مشخص است که جریان انحراف و آقای خاص بسیار تاکید دارند که باید احمدینژاد را از نیروهای انقلاب و اصولگرایان جدا کنند و فضا و شرایط طوری مدیریت شود که احمدینژاد و اصولگرایان از هم عبور نمایند. بنابراین فعل سیاسی نیروهای انقلاب نباید مطابق میل جریان مذکور باشد تنها راه ناکامی جریان انحرافی اینست که احمدینژاد برای اصولگرایان و ولایت فقیه و همچنین نیروهای انقلاب از مشورت و یاریرسانی به احمدینژاد برای تداوم گفتمان اصولگرائی غفلت نکنند.