فرید شهاب
بارها با مشاهده معضلات و مشکلات جامعه امروزی که در آن زندگی میکنیم از خودم پرسیدهام علت بروز اینها چیست و راه علاج و درمان آن چه میتواند باشد؟ پس از بررسیهای فراوان و تأمل و تدقیق در عوامل مختلف و متعدد بوجودآورنده معضلات کشور، به راستی این سخن از امام راحل و سفر کردهمان مرا تسلی بخشید، آنجا که میفرمایند «فرهنگ، مبدأ همه خوشبختیهای و بدبختیهای ملت است. اگر فرهنگ ناصالح شد، این جوانهایی که تربیت میشوند به این تربیتهای فرهنگ ناصالح، اینها در آتیه فساد ایجاد میکنند.
فرهنگ استعماری، جوان استعماری تحویل مملکت میدهد... اگر فرهنگ، فرهنگ حق باشد، فرهنگ الهی باشد، فرهنگی باشد که برای منفعت اهل ملت، برای منفعت مسلمین باشد. این افرادی که میبینید که الان سرکار هستند، اینها از آنها بیرون نمیآمد. فرهنگ ما یک فرهنگ استعماری است، فرهنگ ما در دست صلحا نیست، صالح ادارهاش نمیکند.» (صحیفه امام(ره)/ ج 3/ ص 306).
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بارها سعی شده است به نحوی از انحاء در مقاطع مختلف زمانی، جهشها و تحولات فرهنگی مورد لزوم به جامعه بر اساس دستورات شرع مقدس اسلام و مقتضیات زمان توسط مسئولین امر صورت پذیرد که اثرات مفید و قابل تقدیری نیز داشته است لیکن کافی نبوده است، آن زمان که رهبر معظم انقلاب، هشدار شبیخون فرهنگی را اعلام کردند که دشمن به روش خاموش درصدد است جوانان ما را به انحراف بکشاند اگر جدی تلقی میشد، امروز شاهد شدت یافتن مشکلات فرهنگی و اخلاقی کمتری در جامعه بودیم.
فرهنگی که به فرموده حضرت امام(ره) مبدأ همه خوشبختیها و بدبختیهای ملت میتواند باشد و شامل آداب و رسوم، هنر، اخلاق اجتماعی و بسیاری از موارد مرتبط دیگر است جزو اولویتهای مهم کشور محسوب میگردد و مقام معظم رهبری نیز آن را مسأله اول کشور دانسته و فرمودهاند: «بدون تردید با پشتیبانی و تقویت بنیههای فرهنگی، پیشرفت این کشور در تمامی زمینهها تضمین خواهد شد. اما اگر فرهنگ کشور اصلاح و پایههای آن مستحکم نشود، به احتمال زیاد برنامهریزی در همه کارها ابتر خواهد بود و به نتایج قطعی آن نمیتوان امیدوار بود.»
معظمله در کلام خود، کلمه «پیشرفت» را به کار بردهاند که معنی آن با واژه توسعه development متفاوت است. واژه توسعه بعد از جنگ جهانی دوم به صورت عبارتی فراگیر در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که هر یک از این جنبههای علمی نگاه دقیقی به حوزه تخصصی خود در جامعه دارد، به کار رفته است.
واژه توسعه، کلمهای غربی است که در آن ابعاد اخلاقی و معنوی را نمیتوان دید. لیکن پیشرفت، جهات فرهنگی، معنوی، اخلاقی و ابعاد متناظر و متناسب با فرهنگ یک جامعه دارد که الزاماً ممکن است در تعریفی خاص از توسعه قرار نگیرد و یا در یک نگاه اجمالی شاید بتوان گفت، پیشرفت، یعنی «توسعه فرهنگی» و نه «فرهنگ توسعه» و این بدان معناست که توسعهای که خود را با ارزشها و هنجارهای یک جامعه وفق میدهد متناسب با فرهنگ آن جامعه است و این تناسب خواهد توانست موجبات پیشرفت همه بعدی آن جامعه را پدید آورد ولی «فرهنگ توسعه» به این معناست که توسعه الگوی واحدی دارد و این الگو در غرب شکل گرفته است و امروز هم آمریکا در اوج این توسعهیافتگی غرب به عنوان الگو مدنظر قرار گرفته است.
در الگوی فرهنگی توسعه بر این تکیه میشود که چه اتفاقاتی در غرب رخ داده که منجر به توسعه شده است و اگر این دیدگاه در بین مسئولین و صاحبنظران هر جامعهای مقبولیت یابد؛ در این هنگام است که کشور به سمت غربزدگی و روی آوردن به الگوهای توسعه غربی دچار خواهد شد. این آفت بسیار مهمی است که بارها توسط امام خامنهای (مدظلهالعالی) در بیانات متفاوت به اشکال و روشهای متنوع به مسئولین و مردم گوشزد شده است. هر گاه سیاستهای فرهنگی ما مبتنی بر مکتب و دستورات اسلام باشد، پیشرفت و پویایی جامعه را پدید خواهد آورد و توسعه فرهنگی لازم است در قالب اهمیت دادن به ارزشهای اسلامی، محلی و ملی، از طریق برنامهریزیهای فرهنگی و اجتماعی به نیازهای معنوی و مادی افراد جامعه خود پاسخ دهد تا از این طریق، ایدهها، افکار و آداب و رسوم اسلامی ـ ملی و بومی خود را در قالب ارتباطات نمادین فرهنگی در عصر حاضر همپای سایر فرهنگ جوامع موثر در جهان اشاعه دهد.