سرویس خارجی: هشدارهای اخیر بینالمللی ظاهرا مانع از آن نشده است که مسئولان سوری از حق قانونی خود برای برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ این کشور پس از پنج دهه و در سایه جنگ داخلی گسترده، چشمپوشی کنند.
به نوشته روزنامه لبنانی «السفیر» پیشبینی میشود که پارلمان سوریه نهایتا اوایل هفته دیگر را برای آغاز زمان اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری این کشور که قرار است در اواسط ژوئن آتی برگزار شود، تعیین کند.
در همین راستا، یک مسئول عالیرتبه در سوریه نیزدر مصاحبه با السفیر عنوان داشت: پیشبینی میشود که اعلام نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری در 17 و 18 آوریل (28 و 29 فروردین) و به عبارتی، 60 روز قبل از پایان دوره ریاست جمهوری بشار اسد، صورت بگیرد.مقدمهچینیها برای برگزاری انتخابات در سوریه آغاز شده است؛ انتخاباتی که نشانگر یک رخداد تاریخی است و نخستین رقابت برای تصدی پست ریاست جمهوری، در تاریخ حکمرانی حزب بعث در سوریه به شمار میآید که اعضای آن از پنج دهه گذشته تا کنون در این کشور حکمرانی کردهاند.
سوریه دیگر همچون گذشته نیست ومقدمهچینیها برای برگزاری انتخابات در این کشوردرحال انجام است،اماواقعیت رخدادهای کنونی این کشوروچالشهای بزرگی که برای رایدهندگان و همچنین نامزدهای انتخاباتی به وجودآورده،نمیتوان نادیده گرفت که ازجمله این چالشها،میتوان به مساله آوارگان،مناطق درگیر و وضعیت نظامی موجود در سوریه اشاره کرد.علیرغم این ها، رسانهها خود را آماده میکنندتاپوشش ویژهای ازروندانتخاباتی درسوریه که دو ماه به طول میانجامد، داشته باشند.
مجریان تلویزیون دولتی سوریه نیزباید مصاحبههایی بانامزدهای انتخابات ریاست جمهوری داشته باشند.با وجودی که اسامی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سوریه اعلام نشده است، اما مقدمهچینیها برای برگزاری انتخابات حاکی از این است که غیراز بشار اسد،دو نامزد دیگردراین انتخابات حضور خواهند داشت که پیشبینی میشود احزابی ازائتلاف«جبهه ملی ترقیخواه»این دو نامزد را در انتخابات معرفی کنند.
هرچند که این افراد باید موافقت دستکم 35 عضو پارلمان سوریه را برای پذیرش نامزدیشان در انتخابات جلب کنند،امابه نظرمیرسدکه باتوجه به شمارنمایندگان پارلمان سوریه که به251تن میرسد،جلب موافقت 35 عضوپارلمان،برای آنهاکاردشواری نباشد.مسئولان سوری درآستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری درماه ژوئن،توجه زیادی به هشدارهای برخی مسئولان بینالمللی که هرازگاهی آنهارابه اعمال تحریمهای بیشتر در صورت برگزاری انتخابات تهدید میکنند،نشان نمیدهند.
یک منبع سوری یادآور شد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه چندی پیش سخنانی ایراد و در آن اعلام کرد که مسکو نامزدی بشار اسد در انتخابات را میپذیرد و اصلیترین همّ و غم بینالمللی درخصوص مساله سوریه، باید مبارزه با تروریسم باشد که خطرآن روزبه روزدرسوریه بیشتر میشود.در نتیجه هراس طبیعی که ازمعادلههابرای راضی کردن طرفها و منافع ابرقدرتهای همپیمان وجود دارد، این اظهارات روسیه برای دمشق بسیار مهم تلقی میشود.
با وجود اینکه احتمال به تاخیر انداختن انتخابات، همچنان به عنوان یک نظریه مطرح است، اما دمشق به مساله گفتگوهای ژنو و برگزاری سومین دور احتمالی آن، تنها به عنوان یک خط موازی در کنار انتخابات و نه بیشتر مینگرد.
این منبع سوری میگوید: احتمال دارد که در صورت برگزاری دور سوم مذاکرات ژنو، در آن مشارکت کنیم، اما انتخابات یک چیز و ژنو چیز دیگری است.
با وجود اینکه به آسانی میتوان به تصمیم مسئولان سوری برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پی برد، اما قانون اساسی سوریه این فرصت را میدهد که در صورت مهیا نبودن برخی شرایط، انتخابات به زمانی دیگر موکول شود یا دوره نامزدی افراد تمدید شود.
از جمله این شروط این است که اگر نامزد دومی ظرف 10 روز برای انتخابات ثبت نام نکند، از لحاظ قانون اساسی، رئیس پارلمان این حق را دارد که مهلت جدیدی را برای کاندیدا شدن فردی در انتخابات مطرح کند، اما مشخص نیست که چند بار ممکن است این امر تکرار شود.
بر اساس بند دوم ماده 87 قانون اساسی سوریه، در صورتی که مدت حکمرانی رئیسجمهور پایان یابد و رئیسجمهور جدیدی انتخاب نشود،آن رئیسجمهوربه وظایف خودتازمان انتخاب رئیسجمهورجدید عمل میکند .
سوریها درخصوص این امرتوافق نظردارندکه دغدغه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری،امری بسیارحساس است، اما در خصوص شرایط سازش در سوریه باید گفت که تاکنون هیچ چشمانداز شایان ذکری برای سازش به وجود نیامده است و این امر بدان معناست که شرایط تا زمان برگزاری انتخابات در اواسط ژوئن آتی، به همین منوال ادامه خواهد داشت وبعیدبه نظر می رسد که هیچ نیرویی بتواند مانع ادامه خونریزیها درسوریه شود .
سیاست چشم در مقابل چشم
هنگامی که عملیات نظامی مجموعههای مسلح مخالف نظام سوریه در منطقه «کسب» در شمال لاذقیه آغاز شد، کشورهای حامی مخالفان دولت سوریه امیدوار بودند تا در مقابل پیشرویها و دستاوردهای ارتش سوریه و حزبالله در مناطق مرزی لبنان و سوریه (القصیر، یبرود، رنکوس) دستاوردهای مشابهی برای مخالفان نظام در منطقه ساحلی سوریه ایجاد شود.
هیچ شکی وجود ندارد که این عملیات که به صورت مشترک توسط ارتش آزاد سوریه و نیروهای سلفی (النصره و جبهه اسلامی) علیه مواضع ارتش سوریه شکل گرفت، تحت حمایت مستقیم ارتش و موسسات امنیتی ترکیه با هماهنگی کامل دولت اردوغان انجام شد.
درگیری ها در این مناطق همچنان ادامه دارد، اما آنچه ترکیه به عنوان یکی از اعضای پیمان ناتو از این عملیات در نظر داشت، تاکنون محقق نشده است.این تصور که دخالت مستقیم ارتش ترکیه و دستگاههای اطلاعاتی و سیستمهای جنگ الکترونیک آن در درگیریهای شمال لاذقیه، بدون هماهنگی با ناتو و ارتش آمریکا صورت گرفته است،نمیتواند تصوری درست باشد، چرا که این عملیات گسترده با حضور هزاران نفر از مجموعههای مسلح مخالف دولت سوریه، برای اولین بار بود که با حمایت مستقیم و بی پرده ارتش ترکیه در سوریه شکل می گرفت؛ به گونهای که در مقابل شکایتهای رسمی دولت سوریه، ارتش و دولت ترکیه حتی حاضر به تکذیب قاطع آن نشدند.
اصولا اجرای عملیات نظامی در این منطقه، بدون حمایت لجستیک و الکترونیک ارتش ترکیه امکان پذیر نیست و این با صرف نظر از این مساله است که تمامی نیروهای عملیاتی مخالفان در منطقه «کسب» در شمال لاذقیه، از خاک ترکیه وارد این منطقه شده بودند.ابعاد این عملیات، شاخههایی فراتر از تحولات سوریه داشت و در حقیقت پیامی از سوی آمریکا به روسیه ،پس از تحولات کریمه در جنوب اوکراین بود:
1- تهدید نظامی لاذقیه به معنی تهدید بندر طرطوس در جنوب این منطقه است که تنها پایگاه دریایی روسیه در دریای مدیترانه، در آن قرار دارد.
2- تهدید نظامی لاذقیه به معنای تهدید خطوط هوایی امداد رسانی بین مسکو ، لاذقیه و طرطوس است.
3- استقرار مجموعه های مسلح مخالف نظام در شمال لاذقیه،امنیت خط ساحلی سوریه به دریای مدیترانه رابه شدت تهدید خواهد کرد واین یعنی مخالفان می توانندبا دسترسی به دریا،اهداف ارتش سوریه واهداف روسیه در این منطقه را زیر آتش خود بگیرند .
4- تسلط مجموعههای مسلح مخالف دولت سوریه براین منطقه، باردیگرخطوط ارتباطی بین دمشق، حمص،طرطوس و لاذقیه را تهدید خواهد کرد و این خطوط ارتباطی از جمله مناطقی است که از نظر روسها، برای حفظ کفه برتری ارتش سوریه بر مخالفان،باید از گروههای مسلح ضد نظام خالی بماند.
مهمترین شاخصه سیاسی عملیات در منطقه «کسب»،همزمانی آن با تحولات اوکراین ،به خصوص انضمام کریمه به روسیه بود، در حالی که ترکیه به عنوان یکی از اعضای ثابت و مهم ناتو، در آن نقشی آشکار ایفاء کرد.این تحول نشان میدهد که با احتمال گسترش جنگ سرد در سطح بینالملل بین آمریکا و روسیه،ترکیه همچون دهه های گذشته، عنصری تعیین کننده در تعیین موازنه ها خواهد بود.
نقش نظامی ارتش ترکیه در تحولات شمال لاذقیه در حالی تحقق یافت که به نظر میرسید ترکیه پس از برقراری ارتباطات جدید با ایران، سیاست معتدل تری را در قبال تحولات سوریه در پیش خواهد گرفت، اما به رغم برخی اظهارات و مواضع سیاسی از سوی مقامات دولت ترکیه،شواهد نشان میدهد روابط ترکیه و ارتش این کشور با ناتو و آمریکا، دست و صدای برتررا در مقایسه با مناسبات این کشور با دیگر کشورهای محیط پیرامونیاش داشته باشد.
ارتش ترکیه از عملیات کسب در شمال لاذقیه، به عنوان ابزاری برای اعلام پیام «چشم در مقابل چشم» آمریکا در بحران پیش رویش با روسیه بر سر اوکراین استفاده کرد و در آینده نیز با اوج گیری بحران اوکراین، بعید به نظر نمی رسد اقدامات مشابه دیگری توسط ارتش ترکیه در سوریه اجرایی شود.
آن روی دیگر این تحول، این است که با گسترش رویارویی آمریکا و روسیه بر سر اوکراین،دسترسی به فرمول سیاسی در سوریه دستنیافتنیتر خواهد شد و این برنامه ها و برتریهای نظامی است که سرنوشت تحولات آتی سوریه را رقم میزند؛مسیری که جنگ سرد دو طرف را در منطقه خاورمیانه، به رویارویی گرم تبدیل میکند.
بحران اوکراین و مناقشه سوریه
مسلما در چنین شرایطی،با تداوم بحران اوکراین، شانس حل مسالمتآمیز مناقشه سوریه نیز رو به کاهش می گذارد. هزینه وضعیت «پات» را که میان غرب و روسیه بر سر سوریه برقرار است، بیش از همه مردم این کشور میپردازند.
« دویچه وله» با بیان این مطلب در گزارشی اعلام کرد: به رغم کاهش وزن و اهمیت ائتلاف ملی سوریه، این گروه همچنان سعی میکند سیمایی فعال از خود ارائه دهد.
چندی پیش اعضای رهبری آن، مجددا در هتلی در استانبول، هزار کیلومتر دورتر از دمشق، گرد هم آمدند تا نماینده سیاسی خود را تعیین کنند و وزرای بهداشت، آموزش و کشور را برگزینند، اما امکان این که این شورا زمانی بتواند سکان هدایت جایی را به دست بگیرد، روز به روز کمتر میشود.
دومین کنفرانس ژنو با شرکت نمایندگان دولت و اپوزیسیون سوریه که در اواخر ژانویه برگزار شد، بدون حصول هیچ نتیجهای پایان یافت. پس از بروز چالش و مناقشه میان آمریکا و روسیه بر سر اوکراین، به نظر میرسد که تدوام این مذاکرات بیش از پیش نامحتمل شده است.
بحران اوکراین بیش از پیش مناقشه سوریه و ائتلاف ملی، عمدهترین تشکل مخالفان این کشور در خارج از کشور را به حاشیه رانده است.بحران کریمه عملا به سود حکومت اسد تمام شد و ضربه دیگری برای مخالفان مسلح آن بود.
روزنامه «السفیر» به نقل از منبعی از درون اپوزیسیون سوریه نوشته است که دولت آمریکا نه تنها ارسال سلاح برای مخالفان را متوقف کرده است، بلکه برای ممانعت از تنش بیشتر در مناسبات با روسیه، اعلام سیاست جدیدش در مورد سوریه را هم به تعویق انداخته است.
«جاناتان ایال» مدیر مطالعات بینالمللی در موسسه سلطنتی «یونایتد سرویس» بریتانیا به سایت دویچه وله آلمان گفت که اظهارات مقامهای اپوزیسیون سوریه، با اولویتهای کنونی غرب تطابق دارد.آمریکا مصمم است مساله سوریه را با بحرانی که بر سر اوکراین با روسیه پیدا کرده، پیوند نزند. برای آمریکا در حال حاضر زیانبارتر ازهر چیزی، به راهافتادن انتقادها در رسانهها ازتغییر احتمالی در سیاست این کشور در قبال سوریه است.به عبارت دیگر، بحران سوریه که سه سال است ادامه دارد و به کشته شدن دست کم 140هزار نفر انجامیده، بیش از پیش جنبهای فرعی در سیاستهای بینالمللی پیدا میکند.
این ظاهراَ بهایی است که غرب برای جلوگیری از تنش بیشتر در مناسبات باروسیه میپردازد. «مارک پییرنی» دیپلمات سابق اتحادیه اروپا و کارشناس فعلی موسسه «کارنگی» در اروپا،در این رابطه به دویچه وله گفت: قدرتهای غربی نمیتوانند با روسیه، همزمان بر سر چند مسئله درگیر شوند.
در حال حاضربحران کریمه اولویت دارد، زیرا این احساس،تهدیدواقعی یا روانی را ایجاد کرده که روسیه دخالت نظامی را به درون خود اوکراین نیز سرایت دهد.غرب درمجموع این نگرانی واقعی راداردکه هر چالشی با روسیه، به مناقشهای بینالمللی با این کشور بدل شود.
به گفته «جاناتان ایتال»،این حساسیت و وسواس برغرب حاکم است که موضعی گرفته نشود که غیرقابل برگشت باشد و احیانا به یک جنگ سرد جدید بیانجامد.
معنای دیگر این نظر این است که غرب باید به روسیه، پیوسته این فرصت و امکان را بدهد که دوباره موضعش را اصلاح کند.البته تردید و دودلیها در سیاست اوباما نسبت به بحران سوریه به قبل از شروع بحران اوکراین برمیگردد.
اوباما در تابستان گذشته، زمانی که پوتین توانست حکومت دمشق را به انصراف از داشتن سلاحهای شیمیایی متقاعد کند، نفس راحتی کشید،زیرا به این ترتیب، ضرورت دخالت نظامی آمریکا در سوریه منتفی شد. به گفته «ایال»، میتوان ادعا کرد که آمریکا اصولاَ سیاست منسجمی درقبال سوریه نداردومنافع درازمدت ایالات متحده،عملا در تابستان گذشته که اوباما خودش خط قرمزی را که برای دخالت در بحران این کشور تعیین کرده بود، نادیده گرفت، قربانی شد. تداوم جنگ در سوریه روز به روز بر شمار آوارگان این کشور افزوده میکند.
در همین حال، دولت روسیه نیز منافعش ایجاب میکند که بحران کریمه به اروپا محدود بماند و با مسائل بینالمللی دیگر نیامیزد. به همین دلیل به رغم شدت بحران اوکراین، هنوز هم توافق بر سر خلع سلاح شیمیایی سوریه به جای خود باقی است، ولی بهای این هماهنگی میان روسیه و غرب، به حاشیه رانده شدن ائتلاف ملی سوریه ، رقم خوردن سرنوشت این کشور توسط قدرتهای خارجی، بدون حضور نمایندگان سوریه از هر دو طرف است.
البته هنوز هم هدف رسمی سیاست آمریکا در سوریه، جایگزینکردن حکومت اسد با یک دولت انتقالی با شرکت ائتلاف ملی است، ولی چنین امکانی در حال حاضر بعیدتر از هر زمان دیگری است.
این در حالی است که اسد با استفاده از ضعف ائتلاف ملی، در تدارک برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و تقویت مشروعیت قدرت خویش است.
به گفته «مارک پییرنی، دیپلمات سابق اروپا و عضو کنونی موسسه مطالعاتی کارنگی در اروپا، برنامه اسد برای انتخابات را البته در غرب کسی جدی نخواهد گرفت، ولی برای روسیه، اهرمی است که غرب را به شیوه دیگری به چالش بکشد. هزینه این همه را هم البته فقط مردم سوریه باید بپردازند.در حالی که مذاکرات ژنو به حال سکون و رکود درآمده، درگیری و خشونت در درون سوریه همچنان ادامه دارد.
حکومت به حملات هوایی خود ادامه میدهد و همزمان، اعدامها و بمبگذاریها از سوی نیروهای افراطی، امری روزمرهاست. نیروهای حزبالله نیز روز به روز بیشتر درگیر مناقشه سوریه میشوند؛ امری که خطر سرریز مناقشه به درون لبنان را هم تشدید میکند.