مهدی رشیدی مهرآبادی
بنابر اعتقاد کلیه مکاتب الهی؛ هر یک به نوعی خواهان و منتظر منجی برای نجات بشریت از ظلم و ستم و احیای عدالت حقیقی هستند. این مسئله خود یکی از ارکان اعتقادی این مکاتب بوده است اما تفاوتهایی را نیز در بردارد. بنابر اعتقاد شیعیان اثنیعشری، حجتبن الحسن(ع) فرزند حسنبن علیالعسگری(ع) است که ایشان امام یازدهم و فرزند ایشان آخرین امام حی میباشد. امام مهدی(عج) پس از شهادت امام حسن عسگری(ع) در سن 28 سالگی؛ در حالی که سن مبارکشان تنها پنج سال بود ردای امامت شیعیان را بر تن نمودند.
قصد از این مقال و مطرح نمودن امامت امام مهدی(عج) در واقع نگرشی بر اندیشه مهدویت میباشد که مقدمه این موضوع نیازمند بیان ادله این اندیشه است که برای توضیح آن به بیان آیاتی از قرآن کریم و احادیث مرتبط میپردازیم.
براساس تفسیر مفسران شیعه و سنی و مورخان اسلامشناس تعدادی از آیات قرآن کریم و روایات به مسئله مهدویت و موعودگرایی اشاره دارد. خداوند در قرآن کریم میفرمایند: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الوارثین»1 یعنی «ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم» که امام علی(ع) در توضیح این آیه فرموده: «دنیا پس از سرکشی به ما روی میکند چونان که شتر ماده بدخو که به بچه خود مهربان گردد».2
خداوند متعال در آیتی دیگر میفرمایند: «بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین»3 یعنی آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید». گرچه مخاطب این آیه قوم شعیب است منظور از بقیتالله سود و سرمایه حلال و یا پاداش الهی است و هر موجود نافعی که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او باشد، بقیتالله بشمار میرود.4 و خداوند در جای دیگر میفرمایند: «اعلمو ان الله یحیی الارض بعد موتها»5 یعنی «بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده میکند».
امام باقر علیهالسلام در پاسخ این سئوال که احیاءکننده زمین بعد از مرگ آن چیست؟ فرمودهاند: «خداوند بعد از آنکه زمین با کفر و نافرمانی اهلش مرد آن بوسیله حضرت قائم زنده میکند».6
و در روایتی از ابوسعید خدری و او از کلام پیامبر(ص) نقل کرده: «شما را مژده به ظهور مهدی میدهم که به هنگام اختلاف زیاد و تزلزل مردم قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد ساکنان آسمان و زمین از حکومت او راضی خواهند بود و اموال را میان مردم بطور مساوی قسمت کند».7
البته روایات بسیاری در این باب نقل شده که از حوصله این مقال خارج است. به هر حال فردی که اینگونه در مورد ایشان آیات و روایات وجود دارد براساس منطق باید حجت خدا و انسان کامل باشد و خواه ظاهر یا غایب باشد ولی شاهد امور است. علامه حسنزاده آملی در کتابش مینویسد: «امام زمان در عصر محمدی(ص)، انسان کاملی است که جز در نبوت تشریعی و دیگر مناصب مستأثره ختمی حائز میراث خاتم به نحو اتم است و مشتمل بر علوم، احوال و مقامات او به طور اکمل است و با بدن عنصری در عالم طبیعی و سلسله زمان موجود است؛ چنانکه لقب شریف صاحبالزمان بدان مشعر است».8
پس این انسان کامل که حجت خداست همان خلیفهالله است که در این زمینه در قرآن کریم آمده است: «انی جاعل فی الارض خلیفه».9
شناخت خود امام(ع) و ضرورت شناخت ایشان از کلام اهل بیت(ع) کاملاً روشن میگردد. امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش و آنها نیز از پیامبر(ص) نقل نمودهاند که: «هر کس قائم از فرزندان مرا در زمان غیبتش منکر شود به مرگ جاهلیت مرده است».10
و این روایت را به نحوی دیگر نعمانی به سند خود از امام صادق نقل کرده است که: «هر کسی شبی را صبح کند در حالی که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است»11
لذا شناخت امام از دو طریق عقلی و نقلی صورت میپذیرد؛ دلایل عقلی که بیشتر فلسفی بوده و همانطور که وجود پیامبران اثبات میگردد وجود امامان نیز به همان شکل انجام میشود و دلایل نقلی نیز روایاتی است که به طور متواتر در اینباره آورده شده است.
در این میان اهل سنت نیز روایات زیادی را در همین زمینه نقل کردهاند که مهمترین آنها را به اختصار با ذکر کتاب و تعداد روایتهای آن نقل مینماییم.
1- کتاب صحیح نجاری، امام نجاری، 3 حدیث 2- صحیح مسلم، مسلم، 11 حدیث 3- جمع بینالصححین، حسیری، 2 حدیث 4- فصال للصحابه، عبدالعزیز عکبری، 7 حدیث 5- تفسیر ثعلبی، ثعلبی، 5 حدیث 6- غریب للحدیث، ابن قیتبه، 6 حدیث 7- الملاحم، ابوالحسن منادی، 36 حدیث 8- مسند علی(ع)، حافظ ابوالحسن دارقطنی، 3 حدیث 9- مسند فاطمه(س) ابوالحسن دارقطنی، 6 حدیث 10- الفردوس، ابن شیرویه دیلمی، 4 حدیث
جمع این احادیث به همراه دیگر احادیث موجود، تعداد این احادیث را به بیش از 110 حدیث میرساند که این موضوع مایه مباهات شیعیان است.
اندیشه مهدویت را از نظر زمانی میتوان به چهار دوره تقسیم نمود: 1- ولادت و زمان خردسالی امام که ایشان در هنگام ولادت برخی از کلام وحی را تلاوت مینماید و شیخ طوسی به سند خود از حکمیه دختر امام عسگری(ع) این نقل را نموده است.12 در این دوره امام(ع) در کنار پدر بزرگوارشان امام حسن عسگری(ع) به بیان برخی پرسشهای شیعیان پاسخ میدهد.13
2- غیبت صغرا: در غیبت صغرا که هفتاد و اندی سال به طول انجامید امام(ع) ملاقاتهای بسیار محدودی داشت و راهنمائیها و هدایتها و حل مشکلات شیعیان را از طریق نواب خود به مردم میرساند.
3- غیبت کبری: شروع این دوره از وفات چهارمین نایب خاص امام(ع) به نام ابوالحسن علیبن شمری در سال 329 هجری قمری آغاز شد زیرا که نه شرایط بد حاکم بر حکومت وقت و نه شیعیان ایشان آمادگی حضور و رهبری ایشان را داشتند. این دوران نیز با حکمت خداوندی تا ظهور ایشان ادامه خواهد داشت.
4- دوران ظهور امام مهدی(عج): زمان آغاز ظهور امام(عج) را هیچ کس از انباء بشر نمیداند و حتی برخی از علما بر این اعتقادند که امام مهدی(عج) نیز زمان ظهور خویش را نمیداند اما در این حال نشانههای متعددی برای ظهور حضرت ذکر گردیده که مهمترین آنها خروج سفیانی، به قدرت رسیدن یمانی، صیحه آسمانی و کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن سرزمین بیداء را میتوان نام برد. اما مهم آن است که با ظهور حضرت قرآن و سنت رسول خدا احیاء خواهد شد و عظمت اسلام و مسلمانان به اوج خواهد رسید. در اینباره خدیفه از پیامبر(ص) روایت مینماید که: «اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد خداوند آن روز را چنان دراز گرداند تا مردی از اهل بیت من به سلطنت رسد که با بیدینان جنگها کند تا اسلام را آشکار سازد».14
از نظر مؤلف بهترین نتیجه برایند اعتقاد به اندیشه مهدویت را در کلام علماء معاصر میتوان از سخنان علامه طباطبائی(ره) یافت. ایشان در اینباره مینویسد: «تصور ظهور مهدی(عج) در ردیف تصور قیامت میباشد که مشابه اعتقاد به پاداش و جزای اعمال موجب حفاظت حیات معنوی مسلمانان میشود. این باور مربوط به دو قرن و نیم پس از ظهور اسلام نیست بلکه پیامبر پیش از ولادتش بشارت داده که برای شیعیان معتقد از آغاز نقطه امید بوده است.
باور ظهور مهدی(عج) به انسان نوید میدهد که جهان بشری سرانجام روزی به کمال مطلوب که حیات سراسر سعادت و خوشبختی و کامیابی است دست خواهد یافت. با وجود ایمان به چنین حقیقتی تصور شکست خوردن و بیفایده بودن تلاش انسان مسلمان محال است.
با چنین ایمانی مسلمان پیوسته خود را کامیاب مییابد و هرگز در اثر انباشت مشکلات و گرفتاریها امید نجات و رستگاری را از دست نخواهد داد».15