* به نظر میرسد که در نبود اصلاحطلبان، دیگر وحدتی بین اصولگرایان وجود ندارد هرچند که برخی از آنها مسئله به این واضحی را تکذیب میکنند. شما به عنوان دبیر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات این مسئله را قبول دارید و یا اینکه معتقد هستید که اختلافی بین آنها وجود ندارد؟
** آن چیزی که اکنون میخواهم بگویم نظر شخصی و نه به عنوان دبیر شورای هماهنگی اصلاحات که در این دوره مسئولیت آن را انجمن مدرسین دانشگاهها به عهده دارد صحبت نمیکنم و آن مسائلی را که اکنون مطرح میکنم که به عنوان یک شخص است. در رابطه با اختلاف میان اصولگرایان دو مسئله وجود دارد که یکی مربوط به اختلاف و نکته بعدی در رابطه با علت این اختلاف است. در اداره کشور و حکومت، نبودن جریان رقیب همیشه برای حکومت ایجاد انحراف کرده و خطرآفرین بوده است. در صورت عدم وجود جریان رقیب یا به صورت مصنوعی مجبور به جریانسازی میشوند که روزی ما آنها را در قالب اصولگرایان متحد، پایداری و یا اسامی دیگر دیدیم و یا اینکه به تدریج بین جریان موجود آنها اختلاف میافتد. اکنون نمیتوان قضاوت کرد که کدام یک از این دو مسئله اتفاق افتاده است. در اوایل انقلاب خاطرم است که جزو طنزهای مطرح برای جریان چپ مارکسیستی این بود که وقتی آنها سه نفر میشوند، انشعاب پیدا میکنند. این اتفاق به نظر برای مجموعه اصولگرایی هم در حال رخ دادن است. باید بررسی کنیم، ببینم که این اختلافی که اکنون دامنگیر اصولگرایان شده، یک اختلاف عمیق است یا خیر؟ اگر این اختلاف عمیق باشد، خطر حذف جریان رقیب در این اردوگاه میرود، حال رقیب هر که میخواهد، باشد. اگر این کار را انجام دهد در نهایت خود این جریان از بین خواهد رفت. اگر چنین مسئلهای صحیح باشد کشور به سامان نمیرسد. نظامی مانند جمهوری اسلامی بر اساس اصول قانون اساسی احتیاج دارد که آزادی اجتماعات، احزاب و گروهها را داشته باشد. به واقع این که منزله حضور همه احزاب و گروهها در اداره کشور است. زمانی که همه احزاب و گروههای شناسنامهدار در کشور حضور فعال نداشته باشند، کشور دچار آسیب خواهد شد. اتفاقی که اکنون در کشور در حال وقوع است از آنجایی سرچشمه میگیرد که آقایان اصولگرا با طیفهای مختلفشان جبههای را به اسم جبهه متحد اصولگرایان تشکیل دادند و تصمیم گرفتند که با هر بهانه و تحلیلی تمامی رقبای سیاسیشان که مجموعه جریان اصلاحات را دربرمیگیرد از میدان رقابت سیاسی خارج کنند؛ یعنی دیگر به عنوان جریان اصلاحات به آن نگاه نکنند، بلکه آنها را به عنوان دشمن نگاه کنند. در همین راستا تهمتهای عجیب و غریبی به این جریان نسبت داده شد که هیچ کدام از آنها صحت نداشت. حال ممکن است که در همین جریان افراطهایی از سوی تعداد کمی صورت گرفته باشد که این مسئله را میتوان به تمام جریان اصلاحطلبی نسبت داد. افرادی که در جریان اصلاحات حضور دارند تمام عمر و جوانیشان را در خدمت انقلاب اسلامی بودهاند. این حرفها دارای آثار و علائمی است که در آینده بیشتر از حال که گریبان جناح اصولگرا را خواهد گرفت. به همین دلیل ما فکر میکنیم که در شرایط فعلی آنها باید جدالهای خود را کنار گذاشته و از تمام نیروهایی که میتوانند به کشور کمک کنند ولو به صورت مقطعی نیز کمک بگیرند. وضع اقتصاد و بحران افسارگسیخته تورم و فشارهایی که از این جهت به طبقه محروم جامعه وارد خواهد شد، بیکاری که در حال گسترش است...
* به واقع فکر میکنید که اگر وحدتی بین اصولگرایان وجود داشت، اکنون شاهد چنین مسائلی نبودیم؟
** شما دو بحث دارید، اول اینکه در حضور اصلاحطلبان، اصولگرایان متحدتر میشدند حال که آنها وجود ندارند این طیف دچار اختلافات درونی گشتهاند...
* شما در بالا به مشکلاتی اشاره داشتید، بحث این است که با وحدت میان اصولگرایان و به کار گرفتن اصلاحطلبان این مشکلات کمتر میشد؟
** حضور آدمهای با تجربه در اداره کشور میتواند در کمتر کردن مشکلات نقش داشته باشد. ما اکنون درگیر یک بحران اقتصادی و اجتماعی هستیم. این مسئله باعث خوابیدن تولید شده است. اکنون کشور ما در دام اقتصاد وارداتی افتاده است.
* یعنی میگویید با وحدت میان اصولگرایان، اقتصاد ما دچار چنین وضعیتی نمیشد؟
** منظور اداره کشور با دو جریان موجود است. معمولا در جوامع اینطور است که گروهی رای میآورد و گروه دیگر در کنار قرار میگیرد، ولی از قدرت کنار زده نمیشود.
* فکر میکنید که اگر اصولگرایان به یک دست شدن حاکمیت فکر نمیکردند اکنون وضعیت کشور ما این چنین نبود؟
** زمانی که ما حضور رقیب در اداره کشور داشته باشیم چند حسن دارد. یکی از کارهای رقیب در اداره کشور تذکر، انتقاد و پیشنهاد است. به این دلیل که رقیب خود را خدمتگزار و نه دشمن میداند. به این دلیل که خود را رقیب سیاسی میداند و میگوید فردا هم نوبت جریان ما برای خدمتگزاری خواهد شد. بنابراین جریان رقیب با انتقادهایش کمک میکند که دچار غرور نشود. متاسفانه اکنون آقایان دچار غرور شدهاند. در جریان محاکمه اختلاس بزرگ که قسمتی از آن را تلویزیون پخش کرد، متهمان در اعتراف خود میگفتند که شما نگران نباشید، آنها از خودمان هستند. این مسئله را میتوان این طور عنوان کرد که سه تا چهار نفر بر سر یک موضوع دعوا میکنند با این استدلال که ما خودمان فقط در جریان قرار داریم. زمانی که مطبوعات منتقد بسته میشوند و به آنها اجازه انتقاد داده نمیشود و به واقع دایره سانسور آنقدر تنگ شده که هر کلمهای خارج از آن دایره کوچک به کار میرود، مشکلاتی به وجود میآید. بنابراین، تنگ شدن دایره سانسور موجب آن میشود که حرفها و انتقادات به گوش مسئولان و رقیبی که در قدرت است، نرسد و در نتیجه آدمهایی که احتمال میرود که فرصتطلب هستند، در این جریان ورود و جا خوش میکنند و با خیال راحت با استفاده از اسم آن جریان هر کاری را که بخواهند انجام میدهند. از سوی دیگر زمانی که اصولگرایان آخرین بخش که قوه اجراییه بود را به دست گرفتند تمام اصلاحطلبان را از عرصه مدیریتی حذف کردند.
* آنها میگویند که اصلاحطلبان نیز به همین شیوه مدیریت میکردند؟
** خیر، اصلاً چنین چیزی نبوده، ممکن است که چهار تا وزیر و معاون وزیر از اصلاحطلبان گذاشته شده باشند. که حتی معاون وزیر هم از خود آقایان اصولگرا بوده که اگر لازم باشد بنده لیستی را فراهم میکنم و این مسئله را با مدرک نشان میدهم. در ادارات دانشگاهها و نهادها از آنها استفاده میشد.
* به واقع اصولگرایان میگویند در سال 84 احمدینژاد مدیران را از اصلاحطلبان گماشته و مشکل کنونی دولت وی به همین دلیل است؟
** یعنی مدیران اصلاحات چه کار کردهاند؟
* آنها میگویند که احمدینژاد باید مدیران اصلاحطلب را تعویض میکرد؟
** بنده برای چنین اظهارنظرهایی متاسفم، به این دلیل که آنها چنان فضا را برای اصلاحطلبان تنگ کردهاند که از مستخدمی که احتمال اصلاحطلبی آن میرفت، نگذشتند و آن را تعویض میکردند. من خودم چون بیشتر در دانشگاهها بودم این موضوع را به طور واضح دیدم. در دانشگاهها حتی مستخدمان هم عوض شدند. چقدر اساتید را جا به جا و بازنشسته کردند و بسیاری را از اعتبارات لازم انداختند. حتی در انتخاب مدیران گروه این مسئله نیز به چشم میخورد. این مهم است که به جزئیات رسیدگی شود، ولی دید کلی ملاک است. دید کلی این بود که اصلاحطلبان را به طور کلی کنار گذاشتند. در صورتی که میتوانستند از اصلاحطلبان با تجربه در امور مختلف استفاده کنند. اصلاحطلبانی که در ریاست جمهوری بودند را در اتاقی به عنوان مشاور گذاشتهاند که عملا کاری انجام نمیدهند. خود آقایان هم میدانند که چه کردهاند. البته خیلی لطف کردهاند که برخی را بازنشسته نکردهاند. دید کلی این بود که اینها باید کاملاً از صحنه سیاسی کشور حذف شوند و روزنامههای آنها شدیدا کنترل شود. اصلاحطلبان حتی حق برگزاری یک مجلس دعا هم ندارند.
* بیشتر اصولگرایان در پاسخ به این گفته میگویند که اگر آنها اجازه برگزاری میتینگها را ندارند برای چه جشن تولد آقای خاتمی را در روزنامه اطلاعات برگزار کردند؟
** این مسئله را باید از آقای خاتمی بپرسید. اینکه سه نفر یه گوشه بنشینند و جشنی را برگزار کنند و یا حرفی را بزنند که نمیتوان آن را به عموم نسبت داد. حتی اجازه برگزاری مجلس ختم به اصلاحطلبان داده نمیشود. هفت روز بعد از فوت آقای قابل که مسئله از حاد بودن خودش میافتد، برگزاری مجلس ختم را در شهرک غرب لغو میکنند. آن چیزی که در عمل برای اصلاحطلبان اتفاق افتاده، این است که کوچکترین روزنه اجتماعی را میبندند. با یک تفسیر سلیقهای یک روزنامه بزرگ را میبندند، این در حالی است که میدانند هزاران نفر به صورت مختلف از این روزنامه ارتزاق میکنند. از خبرنگار، روزنامهفروش، پادو و... بیکاری از طرفی زیاد شده و این افراد شاغل همچنان بیرحمانه بیکار میکنند.
* در سال 84 اصولگرایان به امید یک جامعه متحدالشکل دست به حذف گسترده اصلاحطلبان زدند. ولی پس از مدتی اختلاف میان آنها شکل گرفت. اما اکنون پس از مدتی نه تنها با یکدیگر اختلاف پیدا کردهاند، بلکه دولت را جناح رقیب خود میدانند و میگویند که دولت تمام امکانات را برای ادامه خود به کار گرفته است. این مسئلهایست که با وجود کارگزاران و جبهه مشارکت در دوران قبل اتفاق نیفتاده بود. این مسئله را چطور ارزیابی میکنید؟
** این مسئلهای که اکنون اتفاق افتاده محصول اصولگرایی است. اینکه میگویند دولت رقیب ما است بههیچوجه قابل قبول نیست. اما اگر تصور میکردند که آنها یک دولت آرمانی تشکیل خواهند داد باید گفت که با مجموع رفتارهایی که تاکنون از خود نشان دادهاند. این امر محقق نشده است.
عدالت، آزادی بیان، مشارکت همه مردم و... از خصوصیات جامعه آرمانگرایانه است. از سوی دیگر باید گفت که قانون اساسی از اصول جامعه آرمانگرایانه است.