تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۱:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۶۶۳۱۰
آیا جبهه «تحول‌خواهی» ذیل دوگفتمان اصلی سیاسی تشکیل شده است؟

آرایش دوقطبی پایدار


حامد طبیبی: عناصر شکل‌دهنده فضای سیاسی، مشخص و قابل شمارش هستند. اگر این گزاره درست فرض شود آنگاه می‌توان عنصر «رقابت» را از اصلی‌ترین آنها به‌شمار آورد و لازمه آن، وجود دیدگاه‌های مختلف سیاسی برای عرضه به مردم و انتخاب بهترین آن با رای اکثریت برای «حکمرانی خوب» است. اما آیا این به آن معناست که ده‌ها یا صدها حزب و گروه در یک کشور به فعالیت بپردازند؟ در حکومت‌های مردمسالار، حتما برای این امر محدودیتی در نظر گرفته نشده اما «عرف سیاسی» در این بخش نقش مهمی ایفا کرده و البته «احراز شرایط» برای تاسیس یک تشکل یا حزب و حتی یک سازمان مردم‌نهاد صنفی، مدنی یا فرهنگی، امری پذیرفته‌شده برای کنشگران این عرصه است.

هم از این روست که در دموکراسی‌های «باثبات» و «امتحان پس‌داده»، اثری از احزاب گوناگون دیده نمی‌شود و اتفاقا نوعی دو قطبی پایدار اما دارای «انعطاف» شکل گرفته و سران هر دو حزب رقیب تلاش ویژه‌ای در «روزآمدی» و «تصحیح اشتباهات گذشته» در زمان در اختیار‌داشتن پارلمان و دولت را هیچگاه از ذهن خود دور نکنند.‌ این امر سبب می‌شود جریانات «موسمی» که عمدتا فاقد تبار روشن سیاسی و صلاحیت‌های مدیریتی هستند نتوانند ذیل عناوینی چون «جریان سوم»، عرض اندام کنند.

در ایران نیز در سال‌های پس از انقلاب، به‌تدریج دو جریان عمده سیاسی موسوم به «چپ و راست» در اردوگاه نیروهای حامی نظام شکل گرفت و در طول دهه‌های مختلف به‌ویژه در جناح چپ، با تغییر نگرش‌ها یا بهتر گفته باشیم، تصحیح رویه‌ها و پارادایم سیاسی حاکم، به پیش رفته است. این دو اردوگاه دارای طیف‌بندی‌های متفاوتی نیز شده و شاخ و برگ یافته‌اند که در اصول مورد حمایت آن جناح، دارای اشتراکات نسبی و در برخی مواضع به ویژه در جریان راست، دارای اختلافات قابل‌تاملی هستند.

در طی زمان، تغییر نام نیز در این جریانات، اجتناب‌ناپذیر بود و دوگانه اصلاح‌طلبان-اصولگرایان، امروز برای هر ایرانی و حتی غیرایرانی علاقه‌مند به سیاست در ایران آشناست هرچند در خارج از ایران جناح راست سابق و اصولگرای فعلی با عنوان «محافظه‌کاران» نیز معرفی می‌شوند. این دوگانه، تقریبا در تمامی بزنگاه‌های سیاسی، خود را نشان داده است و اگر طیفی دیگر هم امکان مانور سیاسی یافته، یکی از زیرمجموعه‌های این دو طیف بوده که از قضا، با حمایت هسته مرکزی در جریان راست یا «خردجمعی» در میان اصلاح‌طلبان، یا حاصل ائتلافی از همه نیروهای همسو در این دو قطب سیاسی، رخ نموده است.

حالا و پس از مقطع یک‌ساله فعالیت سیاسی قبل، حین و بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، هر چند برخی فعالان سیاسی به‌ویژه در میان «نئو اصولگرایان» باز هم از آن ادبیات تکراری «تغییر آرایش سیاسی» سخن می‌گویند اما در صفحات پیش‌رو، اکثر کارشناسانی که مورد نظرخواهی قرار گرفته‌اند بر پایداربودن دو جریان اصلی سیاسی کشور، صحه گذارده‌اند.

آغاز دو قطبی‌

گذر از شرایط سیاسی سال‌های ابتدای انقلاب، به‌تدریج به تسلط گفتمان جریان انقلابی اسلامگرا، حذف تعدادی از جریانات که از مشی مسلحانه ابایی نداشتند، انجامید. نیمه دهه 60، «جریان مسلط» هم به دو نیم تبدیل شد و با تشکیل مجمع روحانیون مبارز، اولین پیروزی قاطع سیاسی آنان در انتخابات مجلس سوم، به ثبت رسید. اما ریاست‌جمهوری و مجلس پنجم با ظهور طیف «کارگزاران سازندگی» و فعال‌شدن نسبی نیرو‌های منفرد مجمع روحانیون مبارز، با تغییراتی همراه شد. طیف‌های جریان چپ در انتخابات سرنوشت‌ساز دوم خرداد 76 با اجماع بر روی سیدمحمد خاتمی - پس از عدم‌رضایت میرحسین موسوی برای حضور در عرصه انتخابات- به عرصه آمده و «گروه‌های 18گانه جبهه دوم خرداد»، موضوعیت یافت.

آنها بعدها «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» لقب گرفتند و همه فرازوفرودهای این سال‌ها از پیروزی‌های متوالی اصلاح‌طلبان تا سال 80 و انتخابات‌های بعدی همگی با دو قطبی اصلاح‌طلب – اصولگرا عجین و مانوس بوده است. حتی اگر در پاره‌ای از آنها، کاندیدای موردحمایت، «نیروی کادر» این دو قطب سیاسی نبوده اما اجماع این دو اردوگاه اصلی سیاسی کشور بوده که سبب شده، فرد یا فهرست موردنظر، مورد اقبال مردم قرار بگیرند یا نگیرند.

خرداد 92

هرچند تعدد کاندیدا در انتخابات خرداد 92، امری قابل‌کتمان نیست اما با نگاهی حتی سطحی به خواستگاه فکری آنان، می‌توان هر یک را متعلق به طیفی از زیرمجموعه‌های دو قطب اصلی دانست و البته نتایج انتخابات هم نشان داد، آرای سنتی جناح راست میان چهار کاندیدای آنها تقسیم شده و آرای اصلاح‌طلبان همگی به سبد چهره مورد حمایت این گفتمان سیاسی و رهبران آن، ریخته شده است. با این حال عماد افروغ که از اصولگرایان حامی محمدباقر قالیباف به شمار می‌رود، پیرامون این تحول می‌گوید: «آرایش کاندیداها در این دوره از انتخابات بر خلاف آرایش‌های گذشته یا حداقل بیشتر از آرایش‌های گذشته به مراتب طیفی‌تر بود.

یعنی اینکه آرایش کاندیداها قطبی نبود و از تمام سلایق، کاندیداهایی در عرصه حضور داشتند» اما او، خرد حاصل از پرهیز از چندگانگی کاندیدا در میان اصلاح‌طلبان را بی‌توجه به علل ضروری آن، اینگونه تحلیل و باز هم به همان دوقطبی می‌رسد: «البته یادآوری این نکته که طیفی‌بودن کاندیداها، این اواخر به هم ریخت و تاثیر نامطلوبی گذاشت، لازم و ضروری است. یک طرف از جریانات سیاسی فضای بازی را به هم زد و انتخابات را قطبی کرد در حالی که نباید چنین می‌کرد. کناره‌گیری آقای عارف بر خلاف انتظار بود و اقدامی متناسب با توسعه سیاسی نبود. لازمه تحقق سیاسی رخداد تفکیک است اما باید از لابلای تفکیک شاهد انسجام هم باشیم.»

یا با وجود پدیده رد صلاحیت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که نوعی بهت در جامعه و فضای سیاسی ایجاد کرد، ابراهیم اصغرزاده از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب درمورد آن ثبت‌نام چنین گفت: «ورود هاشمی در ساعت 5:56 در وزارت کشور کاملا آرایش اصولگرایان را برهم زد و هاشمی باید از تیزهوشی خود برای پاسخ به پرسش‌هایی که وجود دارد استفاده کند تا بتواند رای لازم را به دست آورد. اصولگرایان باید در برابر هاشمی آرایش سیاسی خود را تغییر دهند و به‌زودی برای جذب توده‌های مردم نقد دولت احمدی‌نژاد را در کارنامه خود خواهند داشت. در مقابل آرایش سیاسی و انتخاباتی کشور دو گرایش وجود دارد گرایشی که رادیکال هستند و در طرف دیگر اصولگرایان عاقل و معتدل و به قول من خردگرا و عقلگرا که قطع به یقین از هاشمی حمایت خواهند کرد.»

اما صادق زیباکلام استاد علوم‌سیاسی نیز تحلیل خاص خود را داشت: «درباره اینکه آقای عارف پس از کنارکشیدن چه مطلبی را عنوان کرد، زیاد نمی‌توان به آنچه اصولگرایان و خبرگزاری‌های وابسته به آنها عنوان می‌کنند، استناد کرد. آنچه مسلم است بزرگ‌ترین زلزله به اصولگرایان وارد شد، زیرا آنها نسبت به شکل‌نگرفتن این ائتلاف بسیار امیدوار بودند. حتی این شایعه که گفته می‌شود قرار بوده آقای روحانی را رد صلاحیت کنند از سوی اصولگرایان دامن زده شد. معتقدم رای اصولگرایان از بابت بدنه اجتماعی که رای دادن را نوعی تکلیف عقیدتی می‌دانند، بیشتر به سمت آقای جلیلی و ولایتی خواهد رفت؛ بنابراین کنارکشیدن آقای حدادعادل تغییر چندانی ایجاد نکرد.» او درباره احتمال تغییر آرایش اصولگرایان توضیح داد: فکر می‌کنم اصولگرایان کم و بیش به همین صورت باقی می‌مانند؛

زیرا اصولگرایان یک حزب سیاسی مشخص نیستند و از لایه‌ها و جریانات مختلف تشکیل شده‌اند.» اما هادی خانیکی استاد دانشگاه بر این اعتقاد است که: «میل به تغییر در انتخابات 92 محدود به اصلاح‌طلبان نبود و حتی باید بگویم در این سال‌ها به واسطه دولت آقای احمدی‌نژاد دل‌های بسیاری از اصولگرایان به اصلاح‌طلبان نزدیک شد. یعنی ما در طول سال‌های دولت‌های نهم و دهم همواره شاهد بودیم که در کنار اصلاح‌طلبان اصولگرایانی بودند که نسبت به وضعیت موجود انتقاد داشتند و نحوه اداره کشور را بر نمی‌تابیدند.

اگر به آرایش سیاسی امروز نگاهی داشته باشید متوجه خواهید شد که اصولگرایان دیروز - اصولگرایان سال 76 - در شرایط امروز و به طور مشخص‌تر در انتخابات 92 در کنار اصلاح‌طلبان ایستادند. یعنی می‌بینیم اغلب چهره‌های شاخص اصولگرایان دهه70 عملا در این انتخابات نزدیک به اصلاح‌طلبان بودند. البته این در کنار هم ایستادن اصلاح‌طلبان و اصولگرایان زمان دولت اصلاحات را نه تنها در انتخابات 92 بلکه در طول هشت سال گذشته هم کم و بیش شاهد بودیم.» اما این فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره تلاشی که برای معرفی جریان اعتدال به‌عنوان یک جریان مستقل سیاسی صورت می‌گیرد، اینگونه پاسخ داد: «اگر بخواهم تفاوت اصلاحات و اعتدال را بگویم می‌توان گفت اعتدال هم به لحاظ جهت‌گیری همان سویه‌های اصلاحات را دارد با این تفاوت که بیشتر مایل است خود را به‌صورت بروکراتیک و نه به‌صورت الزاما اجتماعی تعریف کند.

در واقع می‌توان اعتدال را نوعی اصلاحات بروکراتیک دانست. به بیان دیگر این رویکرد درصدد آن است که از طریق رسمی و از طریق فرآیندهای دولتی و اجرایی به‌صورت گام به گام و تدریجی به آن مطالبات اصلاحات‌گرایانه جواب دهد. اگر بخواهیم اصلاحات را به‌صورت بروکراتیک اجرایی کنیم می‌شود همین اعتدالی که در رویکرد دولت یازدهم تعریف شده است.» قاضی‌زاده نماینده مجلس و عضو جبهه پایداری نیز از نوعی به هم خوردگی در جریان اصولگرا خبر می‌دهد: «بعد از انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری مقدمات تغییر فراهم شده البته ما تغییر را در انتخابات مجلس آینده شاهد خواهیم بود و باید ببینیم نهایتا این به هم خوردگی آرایش نیرو‌های سیاسی چه شکل جدیدی را ایجاد خواهد کرد. در حال حاضر نوعی بی‌نظمی در نوع آرایش نیروهای سیاسی کشور ایجاد شده است.

باید ببینیم این بی‌نظمی به چه مدلی تبدیل می‌شود و پیوندهایی که وحدت ایجاد می‌کند یا حالت دفعی دارد چه شکل نهایی را به خود خواهد گرفت اما آنچه مسلم است، آرایش جدید سیاسی کشور در انتخابات مجلس آینده خود را نشان خواهد داد.» با این حال تجربه گذشته نشان داده حتی اگر شکاف میان طیف‌های این جریان سیاسی، به «چند فهرستی» انتخاباتی ختم شود اما اشتراکات زیادی هم خواهد داشت و باز هم اکثر محافظه‌کاران، تحت لوای یک فهرست و دیدگاه، فعال خواهند شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات