سرویس خارجی: نشست سه ساعته نمایندگان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین،روز 13 آوریل در بحبوحه بن بست مذاکرات سازش، بدون نتیجه ای مشخص پایان یافت.در این نشست که بدون حضور «مارتین ایندایک» فرستاده ویژه آمریکا برگزار شد، «زیپی لیونی» مذاکره کننده ارشد رژیم صهیونیستی، از طرف فلسطینی خواست تا تقاضاها برای پیوستن به کنوانسیون های بین المللی که این رژیم آن را اقدامی یکجانبه می داند،لغو کند.این درخواست از سوی «صائب عریقات» مذاکره کننده ارشد طرف فلسطینی رد شد. وی حتی بررسی این تقاضا را نیز نپذیرفت. گروه فلسطینی به رهبری عریقات و «ماجد فرج» نیز بار دیگر بر شرط توقف شهرک سازی ها در بیت المقدس و کرانه باختری به عنوان پیش شرط بررسی مسائل دیگر تاکید کرد.
این گروه همچنین خواستار آزادی بی قید و شرط چهارمین گروه از اسرای فلسطینی شد.طرف صهیونیست تا کنون پاسخی به این درخواست نداده است. یک مقام فلسطینی مطلع از مذاکرات اعلام کرد که نشست دیگری تاپایان هفته جاری برگزار خواهد شد که انتظار میرود «ایندایک» نیز در آن حضور داشته باشد. ایندایک پس از نشست 13 آوریل به واشنگتن رفت تا درباره مسائل و مشکلات پیش رو با مقامات کاخ سفید مشورت کند، اما مجددا به منطقه بازخواهد گشت. پس از آنکه رژیم صهیونیستی در واکنش به اقدامات دیپلماتیک تشکیلات خودگردان در عرصه بین المللی اعلام کرد که مانع از انتقال مالیاتهای متعلق به این تشکیلات خواهد شد، روند مذاکرات سازش با مانعی جدید مواجه شد.
مالیات های ماهیانه متعلق به این تشکیلات که توسط رژیم صهیونیستی جمع آوری می شود، در حدود دو سوم درآمدهای تشکیلات خودگردان را تشکیل می دهد.رژیم صهیونیستی همچنین در نظر دارد، مشارکت با این تشکیلات در توسعه میدان گازی نزدیک به نوار غزه را به حال تعلیق درآورد و داراییهای فلسطینیان را در بانک هایش بلوکه کند.«آویگدور لیبرمن» وزیر خارجه این رژیم در نشستی با نمایندگان دیگر کشورها در تل آویو، طرف فلسطینی را عامل بی نتیجه ماندن مذاکرات سازش عنوان کرد!وی گفت: «به توافق نزدیک شده بودیم، اما به دنبال تلاش ما برای بررسی معامله ای پیچیده، طرف فلسطینی وعدههایش را نقض کرد و اقدامات خود را در جهت پیوستن به کنوانسیون های بین المللی، از سر گرفت.
ما هنوز هم آماده مذاکره هستیم، اما اقدامات یکجانبه را نمی پذیریم.»«نبیل شطح» از مقامات ارشد فلسطین نیز با تاکید بر این که هنوز گزینههای متعددی پیش روی تشکیلات خودگردان قرار دارد، گفت:«تحریم های اسرائیل مانع از اقدامات فلسطین برای پیوستن به توافقنامه ها و سازمانهای جهانی نخواهد شد.»مذاکرات سازش میان تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی که تابستان گذشته و پس از سه سال وقفه با میانجیگری آمریکا آغاز شده بود، چندهفته قبل و با خلف وعده طرف صهیونیست در آزاد کردن اسرای فلسطینی ، به بن بست رسید. طرف فلسطینی این مذاکرات نیز در واکنش به اقدام یادشده، تقاضای خود را برای پیوستن به 15 کنوانسیون و سازمان بین المللی، تسلیم سازمان ملل متحد کرد ودیدیم که عضویت فلسطین در کنوانسیون ژنو،به عنوان یک کشور مستقل، پذیرفته شد.
اسرائیل و پیامدهای فروپاشی مذاکرات
در حالی که نشست مذاکره کنندگان اسرائیلی و فلسطینی برای نجات روند صلح و جلوگیری از فروپاشی مذاکرات، به شکلی که ذکر شد شکست خورد،روزنامه «هاآرتص» نسبت به پیامدهای فاجعه بار شکست مذاکرات برای رژیم صهیونیستی، هشدار داد.روزنامه عبری زبان هاآرتص نوشت: دولت آمریکا بر این باوراست که سیاست بنیامین نتانیاهو،نخست وزیر اسرائیل،علت اصلی شکست مذاکرات است وتلاشهای اسرائیل برای اینکه فلسطینیها را مسئول شکست مذاکرات بخواند، جز در کانادا گوش شنوایی نخواهد یافت.این روزنامه پیش بینی کرد که دولت آمریکا خود را از مساله صلح خاورمیانه دور کند و سیاست «بیتوجهی نرم» را پیش بگیرد.هاآرتص نوشت:
نتانیاهو تلاش میکند پیشنهادی خیالی و توهمی را برای روند صلح مطرح کند تا مانع از اعمال فشارهای بین المللی بر اسرائیل شود. وی تنها در صورتی که تاثیر انزوا علیه اسرائیل را احساس کند، سیاست خود را تغییر خواهد داد.این روزنامه اعلام کرد:با وجود اینکه دولت آمریکا علنا اعلام کرده است که طرفهای فلسطینی و اسرائیلی را مسئول شکست مذاکرات میداند، اما در نشستهای غیرعلنی، نتانیاهو را مسئول این امر میداند و وی را به عدم پایبندی به وعدههای خود برای آزادی گروه چهارم اسیران فلسطینی متهم میکند.هاآرتص نوشت: در صورتی که آمریکاییها این طرزفکرراداشته باشند،پیشبینی رویکردهای اروپادشوارنخواهد بودوپیامدهابرای اسرائیل،فاجعه باراست.
در صورتی که آمریکاییها خود را از تعامل با روند سازش کنار بکشند، این بیتوجهیها علیه اسرائیل دیگر «نرم» نخواهد بود. برخلاف تلاشهای نتانیاهو و مسئولان ارشد دولت وی که فلسطینیها را مسئول شکست مذاکرات میخوانند، باید گفت که هیچکس جز «استفان هارپر» نخست وزیر کانادا، فلسطینیها را به شکست روند سازش متهم نخواهد کرد.پس از اینکه مذاکرات میان مسئولان فلسطینی و اسرائیلی وارد بن بست کنونی خود شد،نشست13 آوریل،دومین نشست شکست خورده میان طرفین بود. درجریان نشست قبلی که 9 آوریل برگزار شده بودنیزعریقات ولیونی یکدیگررا به شکست مذاکرات متهم کردند.این در حالی است که گزارشهای منتشرشده از واشنگتن، حاکی از آن است که احتمال کاهش مشارکت آمریکا در روند صلح رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین، وجود دارد.
میانجیگری شکست خورده
درچنین شرایطی،یک تحلیلگرسیاسی درنیویورک اعلام کرد،آنگونه که مطبوعات القاء میکنند، مذاکرات صلح خاورمیانه شکست نخورد،بلکه میانجیگریهای آمریکا میان اسرائیل و فلسطینیها از سال 2011 شکست خورده است.« پیتر فاینرت» عنوان داشت: باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا در سال 2011 تلاش کرد تا بلندپروازیهای محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را برای دستیابی به جایگاه یک «کشور» در سازمان ملل ناکام بگذارد. در آن هنگام اوباما پیشنهادهایی را مطرح کرد که به باور وی میتوانست از آنها برای از سرگیری مذاکرات کمک بگیرد. وی گفته بود: کشور فلسطین باید بر اساس مرزهای 1967 و همراه با تبادل اراضی تشکیل شود.وی خواهان عقبنشینی کامل و تدریجی ارتش اسرائیل شد و در مقابل از فلسطینیها خواست تا تدابیر امنیتی مسئولانهای را اتخاذ کنند که با یک کشور دارای حاکمیت و عاری از سلاح، همخوانی داشته باشد .
در آن هنگام محمود عباس اظهار کرد که این سخنان اوباما میتواند پایه و اساسی برای مذاکرات مثبت باشد، اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیراسرائیل، زمانی طولانی منتظر نماند تا طرح اوباما را تخریب کند و در مقابل اوباما گفت که اسرائیل نمیتواند به مرزهای 67 برگردد .وی بدون آنکه مساله تبادل اراضی را مطرح کند، تصریح کرد:«ممکن نیست که از این مرزهابتوان دفاع کرد.بایدحضورنظامی اسرائیل درامتدادرود اردن برای سالهای مدید حفظ شود».یکی از مسئولان آمریکایی در آن هنگام اظهار کرد: اوباما از این موضع نتانیاهو احساس کرد که وی به ریاست جمهوری آمریکا اهانت کرده است.
یک مسئول دیگر نیز عنوان داشت که ایمان دارد که دفتر نتانیاهو با همپیمانانش در کنگره تماس گرفته و آنها را برای انتقاد شدید از پیشنهادهای اوباما ترغیب کرده است. آن همپیمانان، نیازمند به تحریکهای بسیار نبودند، چرا که «میشل باکمن» یکی از اعضای کنگره این را گفت که اوباما به اسرائیل خیانت کرده است.«میت رامنی» نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز اعلام کرد که کاخ سفید اسرائیل را زیر چرخهای ماشین انداخته است.چهار ماه بعد نیز اوباما در سخنانی در سازمان ملل عنوان داشت که اصول جدیدی را برای مذاکرات مطرح کرده است، اما وی به ماهیت این اصول اشارهای نکرد.«فاینرت»درمصاحبه با هاآرتص گفت: بدون اینکه این حقیقت تاریخی درک شود، نمیتوان علت این مساله را فهمید که چرا تلاشهای کنونی آمریکا برای میانجیگری میان اسرائیلیها و فلسطینیها، تقریبا به مرحله فروپاشی رسیده است. اصلی که مبتنی بر تشکیل کشور فلسطین بر اساس مرزهای 67 است، در گذشته پایه و اساسی برای چندین مذاکرات جدی در سالهای 2000 تا 2001 و همچنین سالهای 2007 تا 2008 بوده است.
اندیشیدن به اینکه دو طرف بدون در نظر داشتن این اصل میتوانند به توافقی دست یابند، واقعبینانه نیست. با این وجود، اوباما به دلیل مخالفتهای نتانیاهو از طرحش شانه خالی کرد و زمانی که جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا تلاشهای خود را برای از سرگیری مذاکرات در سال 2013 آغاز کرد، وی نیز از تلآویو نخواست با طرحهای اوباما موافقت کند.این تحلیلگر سیاسی میگوید: علت اصلی ابهامی که پیرامون جوابی برای یافتن طرف مقصر در بحران دیپلماتیک کنونی وجود دارد، در این است که دولت اوباما نقش یک داور را ایفا نمیکند و این درحالی است که اوباما خطوط بازی را در سال 2011 ترسیم کرده است. علت شکست مذاکرات در این است که یکی ازطرفین مذاکرات کنونی،مرزهای67 را به عنوان پایه و اصلی برای مذاکرات میپذیرد،اما طرف دیگر با آن مخالف است.
«فاینرت» میگوید: آمریکا نه تنها بر اسرائیل اعمال فشار نمیکند تا دست به اقدام مطلوبی بزند، بلکه واقعیت را نیز تحلیل نمیکند. واقعیت این است که از زمانی که نتانیاهو از پنج سال گذشته نخستوزیری اسرائیل رابرعهده گرفت، هیچ شاهدعلنی وجود ندارد که نشان دهد وی از تشکیل کشورفلسطین که قابلیت زندگی کردن داشته باشد، حمایت میکند. ممکن است اوباما به روند صلح پشت کند، اما میتواند اسرائیلیها را واگذارد تا تصمیم بگیرند که چه کاری درست است.
دو طرف، دو هدف، دو مسیر
باتوجه به رصدتحولات یادشده است که می توان ادعاکرد،راهبرد «مقاومت» اصلیترین،عزت مندانهترین و واقعیترین منطق مقابله با اسرائیل بوده و هست و به نظر میرسد این روزها و سالها که انواع و اقسام روشهای تشکیلات خودگردان به نتیجه نرسیده، «مقاومت» بیشتر از گذشته برجسته شده است.این روزها پرونده مذاکرات صلح دوباره در صدر اخبار قرار گرفته است؛ آیا این مذاکرات به روزهای پایانی خود نزدیک میشود؟ این اصلیترین سئوالی است که در این حوزه مطرح است. تشکیلات خودگردان از مدتها قبل اعلام کرده بود که حاضر نیست حتی یک ساعت هم به زمان 9 ماهه مقرر شده برای این مذاکرات که با پایان آوریل به اتمام میرسد، بیفزاید. این تشکیلات حالا که با نقض وعده رژیم صهیونیستی در خصوص آزادی چهارمین گروه اسرای قدیمی فلسطینی مواجه شده است، بسیار بیشتر از قبل بر تصمیم خود پافشاری میکند.
این البته تنها وعده عملی نشده صهیونیستها نیست؛ شهرکسازیهای گستردهای که با آغاز مذاکرات صلح دوباره در دستور کار اسرائیل قرار گرفت، باعث خشم محمود عباس شده است، به خصوص که او در سال 2010 به دلیل این سیاست اسرائیل، از مذاکرات کناره گرفت؛ قهری که سه سال به طول انجامید.امادرسوی دیگر،صهیونیستها در حالی که اعتقادی به توقف شهرکسازیها درکرانه باختری و قدس شرقی در چارچوب مذاکرات صلح ندارند، حالا صریحا برای وعدهای که دادهاند، یعنی آزادسازی اسرای قدیمی فلسطینی، شرط تمدید شش ماهه مذاکرات را مطرح میکنند. این را نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم گفته است.اما مشکل کجاست؟ چرااین دورازمذاکرات سازش هم به سرانجام نرسید؟ به نظر میرسد دو طرف فلسطینی و صهیونیست، دوهدف را برای خود مطرح کردهاند که اولویت این دو هدف، برای آن دو متفاوت است و البته مسیر رسیدن به آنها هم همینطور.صهیونیستها به صراحت معتقدند که پایان مذاکرات صلح باید پذیرش دولت یهودی از سوی تشکیلات خودگردان باشد. این مساله برای آنها دستاورد مهمی محسوب میشود.
آمریکانیزبراین مساله اصرار دارد و معتقد است که پذیرش اسرائیل به عنوان یک دولت یهودی،گامی مهم برای رسیدن به صلح نسبتاپایداردرخاورمیانه است.اسرائیل در طرح «دو دولت» که ابتدا از سوی آمریکا مطرح شد و قرار است منجر به تشکیل دو دولت مستقل فلسطینی و یهودی شود، باز هم اولویت را بر دولت یهودی میداند، یعنی این طرف فلسطینی است که باید ابتدابپذیرد که اسرائیل اولین دولت یهودی در جهان است.
تشکیلات خودگردان چنین مسالهای را نمیپذیرد چرا که معتقد است مذاکرات صلح، بیشتر برای حل و فصل اوضاع کرانه باختری و قدس شرقی است که با هجوم و شهرک سازی اسرائیل مواجه است. به بیان دیگر، تشکیلات خودگردان، اسرائیل را به رسمیت شناخته است، اما نه به عنوان یک دولت یهودی. اتحادیه عرب هم در بیانیه آخرین اجلاس خود که در کویت برگزارشد،برعدم اعتراف به این که اسرائیل یک دولت یهودی است،تاکیدکرد.از نظر صهیونیستها این مساله، اصلیترین مانع به سرانجام رسیدن مذاکرات است. نتانیاهو چندی قبل گفته بود: «آنها از ما میخواهند که دولت فلسطینی را به رسمیت بشناسیم، اما آنها دولت یهودی را به رسمیت نمیشناسند. این امتناع ازبه رسمیت شناختن اسرائیل، ریشه مشکل است».
البته باید به این مورد، سیاست توسعه سرزمینی صهیونیستها و چشم طمع داشتن به کرانه باختری و قدس شرقی را هم مد نظر قرار داد که باعث شده تا این رژیم،هیچگاه حتی به قطعنامه سازمان ملل مبنی بر محدود بودن آن در مرزهای 1967 هم پایبند نباشد. اما این هدف اسرائیل، صرفا از مسیر مذاکرات (با هر کیفیتی) محقق میشود و بر همین اساس است که اسرائیل به شدت از مراجعه تشکیلات خودگردان به سازمان ملل واهمه داشته و دارد. بررسی طرح «دولت مستقل فلسطین» در سازمان ملل اگر به نتیجه مطلوب طرف فلسطینی میرسید، عملا میتوانست خواسته آن رابدون پذیرش خواسته اسرائیل، محقق کند و این یعنی اسرائیل بازنده میدان دیپلماسی محسوب میشد.
درخواست پذیرش اسرائیل به عنوان دولت یهودی، قطعا از طریق عملیات نظامی محقق نخواهد شد، چرا که جنس آن متفاوت از اشغالگری دوباره است و صرفا با مذاکره پیش خواهد رفت. اسرائیل این را به خوبی میداند و بر همین اساس است که نتانیاهو خواستار افزایش مدت زمان مذاکرات است. البته اسرائیل در مذاکرات، تاکتیکهای میدانی و سیاسی را پیش میگیرد که تا بتواند طرف را تحت فشار قرار دهد؛ مانند همین مساله شرط گذاری برای آزادی چهارمین گروه اسرای قدیمی فلسطینی. این شیوه، عملا مذاکرات را مختل کرده و باعث وقتکشی شده که با توجه به سیاست شهرک سازی، در نهایت به نفع اسرائیل تمام میشود.
هدف فلسطین در مذاکرات
اما اصلیترین هدف تشکیلات خودگردان در حال حاضر، «دولت مستقل فلسطین» است. این دولت بایدبا به رسمیت شناخته شدن مرزهای 1967 به پایتختی قدس شریف از سوی اسرائیل، شکل بگیرد. اگرچه کاملا قطعی است که اسرائیل هیچگاه از«قدس» چشمپوشی نمیکند و در پی سیطره کامل بر منطقه شرقی آن نیز هست، اما تشکیلات خودگردان بر این باور است که میتواند از طریق مذاکرات صلح به این خواسته خود که اگرچه برای آرمان فلسطین حداقلی است، اما برای صهیونیستها حداکثری محسوب میشود، دست یابد. مذاکرات صلح یا سازش، بر همین اساس، سالها است که میان طرف فلسطینی و صهیونیستها جریان دارد، هر چند به نظر میرسد در شرایط کنونی، گروه مذاکره کننده فلسطینی، کمی بیشتر از قبل بر خواستههای خود تاکید میکند .
اما محمود عباس برای محقق کردن هدف «دولت مستقل فلسطین» دو مسیر را در اختیار دارد؛ مذاکره و مراجعه به سازمان ملل. او حالا از هر دو شیوه بهره برده است. در سال 2010 پس از شکست مذاکرات به دلیل سیاست شهرکسازی اسرائیل، عباس از ادامه مذاکرات برای سه سال امتناع کرد. اما او در این مدت، گزینه دیگر خود را روی میز قرار داد. در شصت و سومین مجمع عمومی سازمان ملل در مهرماه 90، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، طرحی را مبنی بر درخواست تبدیل «عضویت ناظر تشکیلات خودگردان فلسطین» یا به عبارت بهتر، عضویت ناظر و موجودیت مستقل سازمان آزادیبخش فلسطین،به«عضویت ناظر دولت مستقل فلسطین»یاعضویت کامل، به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد ارائه داد.
این طرح در صورت تصویب توسط شورای امنیت سازمان ملل که مسئول پذیرش اعضای قطعی و کامل این سازمان است، میتوانست شکست همیشگی مذاکرات صلح، بدون پذیرش اسرائیل به عنوان دولت یهودی از سوی طرف فلسطینی را محقق کند. لذا طرح، با مخالفتهای آمریکا و اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی مواجه شد و در نهایت به سرانجام نرسید. اما عباس با تقلیل این طرح، در نهایت توانست پس از مدتها کش وقوس، موافقت مجمع عمومی سازمان ملل را به ارتقای وضعیت فلسطین در این سازمان از «موجودیت مستقل ناظر» به ««دولت مستقل غیرعضوناظر» بگیرد. لفظ «دولت» برای فلسطین باعث شد تا عباس احساس پیروزی کند. او در تابستان 2013 با سفرهای پیدرپی جان کری، وزیر خارجه آمریکا به منطقه، بالاخره پذیرفت تا دوباره به میز مذاکرات برگردد؛ این بار البته با دستی پرتر از گذشته.
حالا که این دور از مذاکرات هم با شکست مواجه شده، عباس دوباره گزینه مراجعه به سازمانهای بینالمللی را رو کرده است.براساس دستاوردتشکیلات خودگردان و ارتقاء به «دولت مستقل غیرعضو ناظر»،اگرچه در عرصه میدانی تحول مهمی برای آرمان فلسطین رخ نداد، اما حالا تشکیلات خودگردان میتواند مانورهای سیاسی و حقوقی را مثلا در دادگاه لاهه علیه اسرائیل پیگیری کند و به عضویت در سازمانها و کنوانسیونهای بینالمللی سازمان ملل درآید. بر همین اساس طی روزهای گذشته که نتانیاهو دوباره کارشکنی کرد، عباس طرح پیوستن تشکیلات خودگردان به 15 سازمان و کنوانسیون بینالمللی سازمان ملل را اجرایی کرد.
اگرچه سیاست ورزی عباس در اعطای امتیازات بیحد و حصر به طرف صهیونیست، به نظر نسبت به عملکرد یاسرعرفات و تیم سابق تشکیلات خودگردان، معقول تر به نظر میآید، اما عملی شدن آرمان فلسطین، نه تنها از درون این سیاست ورزیها بیرون نمیآید،بلکه امکان عملی شدن آرمان محدود و حداقلی فلسطین، که تشکیلات خودگردان خود را مقید به آن معرفی میکند هم با این شیوه، به جایی نمیرسد و این در حالی است که اسرائیل همچنان شهرکهای خود را گسترش میدهد، میکشد و اسیر میگیردومدعی میشودکه طرف فلسطینی در مذاکرات کارشکنی میکند! همچنان که پیش ازاین ذکر شد، گرچه ازابتدا تاکنون،راهبرد«مقاومت»،اصلیترین،عزت مندانهترین و واقعیترین منطق مقابله با اسرائیل بوده و هست، اما به نظر میرسد اکنون که هیچیک از روشهای تشکیلات خودگردان به نتیجه نرسیده، گزینه «مقاومت» بیشتر از همیشه مطرح شده است.