قیام نوزدهم دیماه سال 1356.ش پدیدهای ناگهانی نبود بلکه ریشههای تاریخی داشت و بعدها منشاء تحلیلها و حوادثی بس عمیق گردید. بررسی بستر تاریخی و بازنگری شرایط آن دوران، بیشک به ابهت و اهمیت آن واقعه، نمودی عینیتر میبخشد. فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی دهه 1350. به ویژه سالهای واپسین انقلاب، در نگاه دولتمردان رژیم پهلوی عصر شکوفایی و رسیدن به دروازههای تمدن بزرگ و در یک کلمه عصر طلایی بود و بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران داخلی و خارجی، حکومت ایران را رژیمی پایدار و باثبات در تمامی عرصهها برآورد نموده و ایران را جزیره ثبات مینامیدند. رژیم پهلوی توانسته بود از خود تصویری مهیب و با صلابت و در عین حال به ظاهرا صلاحگر و معتقد به آزادی و توسعه سیاسی نشان ددهد و همگان شاه را فردی قدرتمند، توانا و دارای رژیمی پایدار، مستحکم برخوردار از ارتش مدرن و مجهز به پیشرفتهترین تسلیحات، دستگاه امنیتی بسیار خشن، مجلس مطیع، دارای دوستان بانفوذ در منطقه و جهان، بدون اپوزیسیون قوی و جدی و برخوردار از ثروتی هنگفت برای هرگونه اقدام میپنداشتند؛ چنان که از بعدی دیگر، شاه نیز شخصا خود را شخصیتی مقتدر و برخوردار از تواناییهای ویژه میپنداشت که هرچند توهمی بیش نبود و یکباره همچون یخ در برابر آفتاب ذوب شد؛ با این همه به او اجازه میداد در مصاحبه با اوریانا فالاچی به صراحت اعلام کند که «از طرف خداوند برگزیده شدهام تا ماموریتی انجام دهم... و پیوسته احساس پیش از وقوع دارم و آن درست به اندازه غریزهام قوی است... من کاملا تنها نیستم چون قدرتی مرا همراهی میکند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند... من پیامهایی دریافت میکنم.» پل رادمن (نویسنده مشهور آمریکایی) در مجله نیویورک تایمز، شاه را فاتح دنیا نام نهاد!
نیروهای مخالف رژیم در چنین شرایطی طبعا یک وضعیت نابسامان را تجربه میکردند و روزنههای امید آنان یکی پس از دگیری بیفروغ میشد. در همین زمان، شاه، سرمست از غرور، برای تسریع این روند و در هم شکستن آخرین مقاومتها، فرمان حمله به آخرین دژ انقلابیون را صادر کرد. به دنبال شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی (فرزند مبارزه امام خمینی) در آبان ماه 1356 در نجف اشرف و برگزاری مجالس سوگواری از سوی طرفداران امام و مخالفان شاه، رژیم که دریافت جایگاه و موقعیت امام خمینی در میان مبارزان و اطرافیان وی بیش از پیش تحکیم یافته درصدد برآمد تا با درج مقاله توهینآمیز در روزنامه اطلاعات، جایگاه ایشان را به گمان خود متزلزل کند. مردم قم به رهبری علما و طلاب حوزه دست به اعتراض گسترده علیه رژیم زدند. آنان در منازل مراجع و مدرسان حوزه اجتماع و برای مردم سخنرانی کردند و پاسخی در خور به حکومت دادند. راهپیمایان در روز دوم تظاهرات (نوزدهم دی) در حالی که به آرامی کار خود را ادامه میدادند، ناگهان مورد تهاجم نیروهای رژیم قرار گرفتند که این زد و خورد تا ساعتها به طول انجامید. بر اثر این هجوم، دهها نفر شهید و مجروح شدند و نقطه عطف دیگری در تاریخ انقلاب به وجود آمد.
آنچه در بررسی قیام نوزدهم دی، حائز اهمیت میباشد، خاستگاه و عناصر شرکتکننده در آن قیام است. اولین گروه شرکتکننده، عدهای از مدرسان حوزه علمیه بودند که درسهای خود را به عنوان اعتراض تعطیل کردند و دستهای دیگر، طلاب جوان مدارس دینی قم مانند مدارس حقانی، غدیری، خان، حجتیه، رسالت و فیضیه بودند که با سازماندهی تظاهرات، آن را به یک اعتراض عمومی تبدیل کردند. میانگین سنی شهیدان، موید حضور فعال و پیشگام طلاب جوان در این قیام بود. از جمله گروهها و اقشار شرکتکننده در قیام نوزدهم دی، بازاریان و پیشهوران بودند که در تامین نیازهای مالی انقلاب نقش بسزایی داشتند. همچنین دانشآموزان، دانشجویان و زنان و کارگران به صورت گسترده در راهپیمایی شرکت کردند.
پس میتوان قیام نوزدهم دی را نمایش شرکت همهجانبه اقشار مختلف مردم قم تلقی کرد. این قیام مشعل انقلاب را شعلهور ساخت و به یمن فرهنگ شیعی، چهلمی بعد از چهلم دیگر پدید آورد. پدیدهای که فاصله زمانی، مکان برگزاری همچنین گویندگان، شرکتکنندگان و شعارهای آن ـ همگی ـ دینی بودن قیام را محرز میساخت.
عوامل و انگیزههای قیام نوزده دی
1. شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی:
در آبان ماه 1356. واقعه شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی، فرزند ارشد و مبارز امام، رخ داد که امام آن را از «الطاف خفیه الهی» نام نهادند. این حادثه موجی از انزجار در میان مردم برانگیخت و آنان به پاس احترام به رهبر تبعیدی خود، در سراسر ایران بهویژه در تهران و قم مجالس عزاداری برپا کردند. اکثر قریب به اتفاق این مجالس به صحنه حمایت از امام خمینی و مخالفت با رژیم تبدیل شد. در جریان همین مجالس، مردم به پاس مجاهدتها و قدرت ویژه آیتاللهالعظمی خمینی، به او لقب «امام» دادند که به عنوان یک استراتژی در طول تاریخ تشیع دائمی جزو فرهنگ شیعیان قرار گرفته بود.
امام خمینی(ره) با درک عمیق خود دریافت که ثمره نهضتی که برپا کرده است، به بار نشسته و لذا با سخنان و پیامهای خود، مشعل انقلاب را فروزانتر کرد. استقبال مردم از امام خمینی به خاطر نفوذ سنتی مرجعیت و همچنین استقامت، سازشناپذیری و شجاعت وی بود. بنابراین در آن مدت کوتاه به عنوان رهبری بینظیر درآمد که مورد توافق همه گروهها قرار گرفت.
رژیم شاه از اقبال مردم به امام خمینی حیرت زده شد و دست به حرکت نسنجیدهای زد تا به گمان خود، امام را بیاعتبار سازد و در ضمن از قدرت روحانیت ارزیابی مجددی به عمل آورد؛ از اینرو در روز هفدهم دیماه 1356، معنی در سالروز کشف حجاب، در روزنامه اطلاعات به چاپ مقالهای توهینآمیز دست زد که هتاکی و بیاحترامی را نسبت به امام و روحانیت به اوج خود رساند.
2. درج مقاله توهینآمیز در روزنامه اطلاعات:
مطبوعات و رسانههای رژیم، هر سال در هفدهم دیماه در ستایش از انقلاب سفید مقالاتی درج میکردند، ماه دی آن سال با دیهای قبل متفاوت بود. رژیم این بار نیز همچون دفعات قبل، ترور شخصیت و اهانت به مقدسات را هدف گرفته بود، اما شرایط سیاسی و اجتماعی این سال نیز با سالهای پیش تفاوت داشت؛ چرا که شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی، موجی از نفرت و عصبانیت را در میان مردم به وجود آورده بود و هواداران امام خمینی منتظر جرقهای برای حمله به رژیم بودند. تغییر سیاستهای آمریکا به عنوان پشتوانه اصلی رژیم، زمینه را برای این رویارویی فراهم کرد؛ زیرا با انتقال قدرت به دموکراتها در آمریکا، آنان بر آن شدند که برخلاف جمهوریخواهان که برای تامین منافع خود در کشورهای دارای حکومت دستنشانده به خشونت و سرکوب متوسل میشدند، با در پیش گرفتن سیاست حقوق بشر و فضای باز سیاسی به اهداف خود نایل آیند. رژیم پهلوی نیز به عنوان یک حکومت دستنشانده به تبعیت از بزرگترین حامی خود، فضای باز سیاسی را در کشور نوید داد و از رهایی زندانیان سیاسی سخن به میان آورد. اما مخالفان رژیم، اعتمادی به این وعدهها نداشتند؛ زیرا میدانستند رژیم دیکتاتوری بدون علت به ملت و مخالفان خود آزادی نمیدهد، اما با این وجود به این سیاست نرمش به عنوان فرصت طلایی نگریستند. به دنبال اعلام سیاست نوین از سوی شاه، چند تن از کارشناسان حقوق بشر و صلیب سرخ جهانی به ایران آمدند و با زندانیان سیاسی و مبارزان مذهبی مصاحبه کردند. مخالفان رژیم نیز به توصیه امام خمینی(ره) لبه تیز حملاتشان را به سوی هسته مرکزی فساد، یعنی شاه، نشانه رفتند و علیه نظام دیکتاتوری سخن گفتند. البته هواداران شاه نیز از این فضای باز سیاسی به نفع خود استفاده کردند. با اینکه سلطنتطلبان علیه مخالفان رژیم مقاله مینوشتند، اما سیاستهای سرکوبگران سبب شد نام بعضی از مخالفان به طور کلی سانسور شود تا نام آنها کمتر بر سر زبانها بیفتد. بدین ترتیب، رژیم تلاش میکرد نام امام خمینی در مقالات درج نشود و از رادیو و تلویزیون حتی برای حمله و انتقاد هم نامی از وی برده نمیشود. تجلیل مردم از امام خمینی در جریان مجالس ختم آیتالله سیدمصطفی خمینی، رژیم را بر آن داشت که نوک پیکان حملات خود را به سوی امام نشانه گیرد. در هفدهم دی ماه 1356، رژیم در اقدامی زیرکانه در روزنامه کثیرالانتشار اطلاعات، مقاله توهینآمیز «ایران و استعمار سرخ و سیاه» را به قلم فردی مجهولالهویه با نام مستعار «احمد رشیدی مطلق» چاپ و منتشر کرد. این مقاله، حول چند محور دور میزد که در زیر به آنها اشاره خواهد رفت.
الف. تعریف و تمجید از «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و ملت»:
نویسنده با تلقی بسیار، این برنامه را مترقیترین برنامه در ایران که راه را برای پیشرفت و اجرای اصول عدالت اجتماعی همواره کرده است نامید.
ب ـ تلاش برای نشان دادن پیوند میان استعمار سرخ و سیاه:
در قسمتی از این مقاله روز ششم بهمن 1341.ش (2520 شاهنشاهی)، سرآغاز انقلاب شاه و ملت معرفی شده، این تاریخ را روز اتحاد استعمار سرخ و سیاه که هرکدام در ایران برنامه نقش خاصی داشتند نامیده است و قیام پانزدهم خرداد 1342 و حوادث پیرامون آن را تبلور همکاری و اتحاد صمیمانه این و نوع استعمار دانسته است.
ج ـ تلاش برای ایجاد اختلاف بین روحانیون:
در این مقاله روحانیون به دو دسته متمایز تقسیم شدهاند. 1. روحانیون هوشیار در خدمت انقلاب شاه و مردم 2. روضهخوانان جاهطلب در خدمت مالکان. این مقاله، شأن روحانیت را به حدی تنزل داده که آن را ابزاری در دست یکی از دو قشر دربار و مالکان دانسته و معتقد است که مالکان و ورشکستگان سیاسی سرخ، باور داشتند که میتوانند چرخ انقلاب را از حرکت باز دارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنان خارج سازند و بنابراین به روحانیت متوسل شدند. زیرا میپنداشتند که مخالفت روحانیت میتواند برنامه اصلاحی انقلاب را دچار مشکل سازد. این مقاله درصدد القای این مطلب بود که روحانیون طرفدار انقلاب سفید بسیارند و در مقابل، روضهخوانان در خدمت مالکان، معدودی بیش نیستند.
د ـ اهانت به امام خمینی و تلاش برای نشان دادن پیوند وی با استعمار سرخ و سیاه و رهبری او در قیام پانزدهم خرداد 1342:
در قسمتی از این مقاله آمده است: «مردی که سابقهاش مجهول بود و به قشریترین و مرتجعترین عوامل استعمار وابسته بود، چون در میان روحانیون عالیمقام کشور با همه حمایتهای خاص، موقعیتی به دست نیاورده بود، در پس فرصت میگشت که به هر قیمتی که هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند. روحالله خمینی، عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسبترین فرد برای مقابله با ایران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین روز پانزده خرداد شناخته شد... چند روز قبل از غائله اعلامیهای در تهران فاش شد که یک ماجراجوی عرب به نام محمد توفیق القیسی با یک چمدان محتوی ده میلیون ریال پول نقد در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده که قرار بود این پول را در اختیار اشخاص معینی قرار دهد.» حجم زیادی از این مقاله به مطالب توهینآمیز درباره امام خمینی اختصاص داده شده بود، اما با گذشت تاریخ و کوران حوادث و پس از ایستادگی امام و مردم، چندی نگذشت که پرده از حقایق برداشته شد.
بازتاب مقاله
برای روزنامهخوانهایی که سنگ حمایت از تجددگرایی و غربزدگی و سیاستهای دینستیزانه رژیم را به سینه میزدند، اتفاق چندان مهمی نیفتاده بود. آنان هر روز مشابه این توهینها را نسبت به مقدسات دینی، روحانیت و سنتهای اجتماعی مطالعه میکردند. این توهینها نه تنها موجب نارضایتی آنان نمیشد بلکه زمینه سرور و نشاط آنها را فراهم میکرد. در سوی دیگر، طلاب و روحانیون بودند که با مسائل سیاسی آشنایی داشتند. به دنبال این واقعه، آنان راه منازل مراجع را در پیش گرفتند. یک دسته از آنان معتقد بودند که فردا کلاسهای درس را برگزار کنند و در خلال درس، پیرامون اهانت به مقدسات دینی و روحانیت، بهویژه امام خمینی، بحث و تبادلنظر کنند. اما دسته دوم که اکثریت را تشکیل میدادند، به موجآفرینی میاندیشیدند. این دسته ناکارآمدی شیوه نخست را در طول پانزده سال با تمام وجود تجربه کرده بودند، زیرا هرگونه مماشات و مدارا و عقبنشینی روحانیون، به نفع سیاستهای تجددگرایانه رژیم تعبیر میشد و دستگاههای تبلیغاتی را در حملات آشکار، جریتر میساخت. مهمترین نتیجه جلسه، توافق کلی برای مبارزه با رژیم بود. فردای آن روز، بیت مراجع از جمله آیات عظام مرعشی نجفی، آملی، وحید خراسانی، نوری همدانی و شریعتمداری مملو از جمعیت شد. مراجع ضمن تاکید بر حفظ وحدت کلمه خواستار ادامه تجمع و تظاهرات اعتراضآمیز شدند. در این مدت، مردم متدین و همسایگان بیوت مراجع نیز به جمع طلاب پیوستند. تعداد معترضان تا ظهر به چندین هزار نفر رسید. آنان محل تجمع خود را منزل آیتالله العظمی سیدشهابالدین مرعشی نجفی تعیین کردند. پس از سخنرانی آیتالله مرعشی، جمعیت عازم منازل سایر مراجع شدند. ازدحام جمعیت در خیابانها، باعث شد که رژیم ناگزیر از اتخاذ تدابیر شدید امنیتی شود. خیابانها و میادین اصلی، شاهد حضور صدها پلیس مجهز به لباس و سلاحهای ضدشورش بود. بار دیگر، نوبت نمایش قدرت اسلام بود. معترضان خود را به صفهای به هم فشرده نماز در مسجد اعظم رساندند. رژیم تا این لحظه علیرغم آمادگی نظامی برای سرکوب حرکت مردم، تماشاگر تظاهرات بود. اما به تدریج از افزایش جمعیت و گسترش آن بیمناک شد. رژیم نیروهای نظامی خود را در اطراف مسجد مستقر کرده بود. روز هیجدهم دی با جوش و خروش دلهای مجروح از اهانت سپری شد. صبح روز نوزدهم دی، اعلامیههایی مبنی بر تعطیلی بازار و ابراز همدردی با مرجیت بر دیوار مغازهها و منازل نصب شده بود. با تجمع بازاریان، حرکت آنان به سوی حوزه آغاز شد. مراجع نیز تعطیلی کلاسهای خود را اعلام کردند.
تصمیم رژیم به واکنش در برابر تظاهرات
جمعیت در روز نوزدهم دی در مقایسه با روز گذشته، افزایش چشمگیری پیدا کرده بود. رژیم که از گسترش تظاهرات و عدم کنترل آن هراسناک شده بود، قسمتهای مهم شهر و خیابانهای اصلی و راههای منتهی به بیوت مراجع و مدرسه فیضیه را تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرار داد. سخنان صبحگاهی فرماندهان، نیروهای ضدشورش را به این باور رساند که معترضان درصدد اخلال در امنیت شهر هستند. مردم نیز نیروهای امنیتی را کارگزاران و حافظان استعمار و استبداد میدانستند و آنان را به دلیل تن دادن به خفت و ظلم، ملامت میکردند. تظاهرات مردم آرام بود ولی ناگهان صدای تیراندازی شروع شد. گاز اشکآور، فضای خیابانها را دودآلود کرده بود. مردم به حمله متقابل پرداختند و شیشههای بانکها و دفتر حزب رستاخیز قم شکسته شد. نیروهای امنیتی با گلوله و باتوم و گاز اشکآور به مردم حمله کردند و جمع کثیری از طلاب و روحانیون و سایر اقشار شهر، هدف گلوله مهاجمین قرار گرفتند و به صورت کشته و زخمی در گوشه و کنار خیابانها میافتادند. سرانجام شامگاه فرا رسید و درگیریهای خیابانی و تیراندازیهای پراکنده پایان یافت. آثار درگیری در کوچه و خیابان باقی بود و سکوت مرگباری بر شهر حاکم شد. صفیر گلوله و فریاد جوانان، جای خود را به ناله و زاری مادران و پدران داغدیده و به ماتم نشسته داد.
بازتاب قیام خونین
1. واکنش علما:
مراجع قم به دلیل سفاکی رژیم به این نتیجه رسیدند که اعتراض خود را ادامه دهند و به افشای روابط آشکار و پنهان رژیم با امپریالیسم از طریق صدور اعلامیه بپردازند. مراجع بزرگ، فضلا، مدرسان و طلاب قم با انتشار اعلامیههای شدیداللحن، اقدام رژیم را محکوم کردند و دموکراسی ادعایی شاه و فضای باز سیاسی و حقوق بشر مورد ادعای آمریکا را مورد انتقاد قرار دادند. امام خمینی(ره) که در این زمان در نجف اشرف در تبعید به سر میبرد، در مسجد شیخ انصار آن شهر، سخنان آتشینی ایراد کردند. ایشان درس و نماز جماعت را به مدت یک هفته تعطیل کردند. واکنش امام، بسیار آگاهی بخش بود. ایشان ضمن برشمردن مفاسد اداری و مالی دولت، مجلس، ارتش و سایر نهادهای رژیم، تحلیلی دقیق از شخصیتها و فرهنگ استبدادی حاکم و نظامهای سیاسی ایران ارائه دادند.
2. واکنش دانشگاهیان و دانشجویان:
نقش اساتید و دانشجویان در طول نهضت و انقلاب انکارناپذیر است. فعالیت ضدرژیم این قشر در قالب انجمنها، گروهها و احزاب در داخل و خارج از کشور صورت میگرفت و یکی از ویژگیهای بارز انقلاب اسلامی نیز پیوند این قشر روشنفکر با روحانیت و طرفداران سنت و دین بود که بعدها به شکل وحدت حوزه و دانشگاه مطرح گردید. دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور، به ویژه در تهران، با تجمع اعتراضآمیز خود، سیاستهای ضدامنیتی و سرکوبگرانه رژیم را محکوم نمودند. یکی از انجمنهای اسلامی دانشجویان خارج از کشور، قیام مردم قم را یادآور خاطره خونین قیام پانزدهم خرداد 1342 دانست.
3. واکنش بازاریان:
بازاریان از دیرباز روابط تنگاتنگی با مرجعیت و روحانیت داشتند. این اتحاد یکی از جنبههای مثبت جامعه ایران بوده که در ادوار بحرانی نقش سازندهای داشته است. پیوند این دو قشر در جنبش تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و قیام پانزدهم خرداد 1342 مشهود است. بازاریان قم ضمن شرکت گسترده در تظاهرات خونین نوزدهم دی، بازار را به مدت یک هفته تعطیل کردند. به دنبال آن بازاریان تهران و شهرهای دیگر نیز در ابراز همدردی با قیام مردم قم، بازارها را تعطیل کردند. بازاریان با این واکنش، اتحاد خود را با مرجعیت به نمایش گذاشتند و تبلیغات رژیم، مبنی بر حمایت بازار از سیاستهایش را باطل ساختند.
4. واکنش گروههای سیاسی:
گروهها و احزاب ملی ـ مذهبی نیز هر کدام قیام را از زاویه جداگانه تحلیل کردند و در بیانیههای خود به مشی سرکوبگرانه رژیم، شدیدا اعتراض کردند. حتی بسیاری از گروههایی که مشی مخالفتشان قانونی بود، رژیم را به خاطر نقض قوانین و زیر پا گذاشتن حقوق انسانی محکوم کردند.
5. واکنش دولت:
رژیم که سیاست فتح گام به گام اعتقادات مذهبی مردم را در پیش گرفته بود، در مقابل هرگونه اعتراض به اقدامات ضددینی خود، به نمایش قدرت و سرکوب و کشتار متوسل میشد. پس از آرام شدن فضای انقلابی شهر قم، زمان نمایش قدرت و تبلیغات روانی و تخریب اذهان فرا رسید. رسانههای گروهی رژیم در تلاش بودند تا رابطه مقاله توهینآمیز روزنامه اطلاعات با قیام مردم قم را پنهان کنند و آن را مخالفت با تمدن و پیشرفت وانمود کنند. این رسانهها، معترضان را اخلالگر، شورشی و اغتشاشگر مینامیدند و قیام را آشوب و بلوای روحانیون افراطی با هدف تخریب مصالح ملی و مخالفت با «انقلاب مترقی سفید» میدانستند. حزب رستاخیز ملت ایران در شهرهای کشور، تظاهرات خیابانی و سخنرانی در حمایت از رژیم به راه انداخت. روزنامههای دولتی به ویژه روزنامه «رستاخیز» هر روز به تجمعات و تظاهرات مردم شهرهای مختلف اشاره میکرد. ولی عمق نارضایتیها به حدی گسترش یافته بود که مردم به آسانی بین دو تحلیل واقعبینانه و مغرضانه تفاوت قائل میشدند و ادعای رژیم در بافت اجتماعی جامعه کمتر طرفدار پیدا میکرد.
پسآمدهای قیام نوزده دی
1. سرعـتبخشی به انقلاب اسلامی:
پس از این قیام، برگزاری مراسم بزرگداشت شهیدان، جلسات سخنرانی و تظاهرات خیابانی به رفتار سیاسی انقلابیون و مردم عادی تبدیل شد و موج مهارناشدنی انقلاب را دامن زد. امام خمینی سرنگونی قریبالوقوع رژیم شاه را پیشبینی کرد و این پیشبینی یک سال بعد برای همه جهانیان روشن شد.
2. جهت دادن به هدف اصلی انقلاب:
قیام مردم قم با هویت دینی، برتری ایدئولوژی اسلامی و رهبری دینی آن را اثبات کرد، از این دوره به بعد شعارهای اسلامی بیش از پیش مطرح گردید و امام خمینی(ره) به عنوان رهبر سازشناپذیر و ضداستعمار نو، به رسمیت شناخته شد. هرچند قیام به خاطر دفاع از امام صورت گرفت. اما در واقع پس از آن بود که مردم ایران با دیدگاهها و دلایل مخالفت امام با شاه آشنایی کامل پیدا کردند؛ زیرا رژیم پس از سال 1342 با سانسور شدید مطبوعات از تبلیغ نام ایشان جلوگیری میکرد. با این واقعه، مردم، گمشده خود را یافتند و در راه تاسیس حکومتی مبتنی بر احکام اسلامی و متکی به آرای ملت، به تکاپو افتادند.
3. افشای ماهیت دروغین شعار حقوق بشر کارتر و فضای باز سیاسی رژیم:
جیمی کارتر با شعار حقوق بشر به کاخ سفید راه یافت و سعی کرد در نگرش سردمداران رژیمهای دیکتاتوری دگرگونی ایجاد کند. از این رو، تعدادی از کشورها زیر فشار قرار گرفتند تا فضای باز سیاسی را بر مخالفان باز کنند. البته هدف آمریکا حفظ منافع خود بود؛ زیرا نظریهپردازان سیاسی آن کشور به این نتیجه رسیدند که تداوم حاکمیت رژیمهای دیکتاتوری با وضعیت فعلی، بحرانهایی را در پی خواهد داشت. آنان برای پیشگیری از بحرانهای احتمالی، برنامه فضای باز سیاسی را مطرح ساختند. ایران نیز جزو این دسته از کشورها بود. کارتر در آبانماه سال 1356 به ایران آمد و ایران را «جزیره ثبات» نامید. شاه سرمست از تایید و تمجید آمریکاییها و با احساس قدرت، دست به اقدامی تلافیجویانه زد و از آنجایی که برگزاری مراسم ترحیم شهادت آیتالله مصطفی خمینی در کشور به عنوان شکست سنگینی برای سیاست شاه مبنی بر حذف نام امام خمینی(ره) از خاطر مردم بود، با چاپ مقالهای توهینآمیز و سرکوب قیام خونین مردم قم، اضطراب خود را از فراگیر شدن انقلاب نشان داد. حمایت بیدریغ آمریکا از شاه در سرکوب قیام مردم قم نشان داد که این منافع آمریکا است که ایجاب میکند در کجا از کشتار و حکومت دیکتاتوری و در کجا از شعارهای دروغینی چون حقوق بشر حمایت کند.
4. مردمی شدن نهضت امام خمینی:
از سال 1341 که امام خمینی نهضت خود را با شهامت آغاز کرد تا سال 1356، مردم و روحانیون از ایشان حمایت میکردند، اما قیام قم، این اعتراضها را علنیتر کرد و مبارزان را به خیابانها کشاند تا با سازماندهی و برنامهریزی جدید، نیروهای مذهبی و انقلابی در رسیدن به اهداف عالیه اسلامی، بیش از پیش بسیج شوند. از این پس، قیام مردم در قالب پدیده چهلمی بعد از چهلم دیگر در سراسر ایران نمود عینیتر پیدا کرد؛ زیرا مراسم گرامیداشت یاد شهیدان قم در تبریز در بیستونهم بهمن ماه آن سال به درگیری خونینی منجر شد. در مراسم چهلم قیام مردم تبریز، در یزد حادثه خونینی به وقع پیوست و زنجیرهای از این چهلمها تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. این پدیده یکی از مهمترین عوامل تسریع پیروزی انقلاب اسلامی بود.
نتیجه:
قیام نوزدهم دی نشان داد که قلب مردم ایران و مخالفان رژیم برای رهبر نهضت، با وجود اینکه ایشان فرسنگها دور از وطن در تبعید به سر میبرد، همچنان بیش از پیش میتپد و هیچگونه توهینی را به ایشان برنمیتابند. این قیام در عین حال ثابت کرد که در ورای قدرت پوشالی رژیم و آن سوی این چهره تا دندان مسلح، هیچ پشتوانهای وجود ندارد و رژیم به ستونی تکیه زده که با یک تلنگر از جا کنده میشود. قیام مردم قم به ملت مسلمان ایران و جهان فهماند که این همه هیاهو از سوی یک حکومت مستبد برای آن است که از یک طرف در دل مردم هراس افکند و از طرف دیگر ترس خود را فرو ریزد. ولی همه معادلات رژیم، نتیجه معکوس داد و ملت مسلمان ایران دریافتند که اکنون زمان آن رسیده که بیش از پیش آماده شوند و ضربات نهایی را بر پیکره حکومت استبدادی شاه وارد کنند. بنابراین قیام نوزدهم دی و برگزاری مراسم بزرگداشت برای شهدای این قیام، که منجر به درگیریهای خونین در سایر شهرهای ایران شد، موجب گردید یک سال بیشتر طول نکشد که رژیم پایان عمر پنجاه و سهساله خود را به سوگ بنشیند و سپیده انقلاب اسلامی در افق ایران طلوع نماید.