میرکریمی
انتخاب «تونی بلر» نخستوزیر سابق انگلیس به سمت نماینده کمیته چهارجانبه بررسی روند صلح خاورمیانه، نوع نگرش این کمیته به قضیه فلسطین را آشکارتر کرده است. قبل از هر چیز اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که این انتخاب در پی پیشنهاد رییسجمهوری آمریکا بود که با نزدیک شدن زمان کنارهگیری اجباری بلر از منصب نخستوزیری انگلیس مطرح شد. پذیرش پیشنهاد بوش از سوی کمیته چهارجانبه در کمتر از 24 ساعت از زمان کنارهگیری رسمی بلر، میزان نفوذ آمریکا بر کمیته را میرساند کمیتهای که برخی از آن به کمیتهای یک جانبه تعبیر میکنند.
در ماموریت جدید بلر، حوزه فعالیت اصلی وی، منطقه خاورمیانه خواهد بود، منطقهای که بهویژه پس از همکاری گسترده انگلیس با آمریکا در جنگ اخیر با عراق و تلاش لندن و آمریکا در ایجاد شعلههای فتنه در لبنان و فلسطین، قبل از هر زمان دیگری به مفهوم صلح موردنظر آمریکا و انگلیس پی برده است، در نتیجه خاطره خوشی از سفیر جدید صلح کمیته چهارجانبه ندارد.
اغراق نیست اگر گفته شود در سالهای اخیر بوش و بلر در برانگیختن خشم مسلمانان جهان بهویژه مسلمانان خاورمیانه نقش اساسی داشتهاند، مروری به افکار عمومی منطقه، پایگاههای خبری کشورهای منطقه و رسانههای گروهی مسلمانان در خاورمیانه، به وضوح ثابت میکند که منفورترین چهرههای عصر، نزد افکار عمومی جهان اسلام، به ترتیب بوش و بلر هستند، حال شخصیت منفوری چون بلر که تا دیروز حمایت تمام و کمال از اسراییل را در اولویتهای سیاسی خود داشت، چگونه میتواند نماینده کمیتهای باشد که حل مشکلات میان اسراییـل - فلسطین را بررسی میکند؟
جرج بوش یعنی همان چهرهای که در صدر منفورترین چهرهها در نزد مسلمانان قرار دارد در پیشنهاد خود برای معرفی بلر شخصیت دوم منفور در نزد اعراب و مسلمانان به عنوان نماینده کمیته چهارجانبه، در پی آن بود تا پاداش اطاعت بیچون و چرای بلر از خویش را بپردازد، اطاعتی که حتی برخی از اشخاص در داخل انگلیس را نیز واداشت تا صفت سگ دستآموز را به بلر نسبت دهند، صفتی که حتی بوش نیز به کنایه بدان اشاره کرد و گفت: نسبت چنین واژههایی به بلر درست نیست.
برای درک هدف دیگر بوش از واگذاری این سمت به بلر ذکر این نکته ضرورت دارد که دهها تن از هموزنهای سیاسی بلر در گذشته در این ماموریت توفیقی نداشتند، زیرا اساس فعالیت کمیته چهارجانبه هواداری از یک طرف قضیه در خاورمیانه است و تا این کمیته بنایی بر پایههای نادرست است، توفیقی نخواهد داشت، اما این سئوال که بلر چگونه میتواند در ماموریت جدید موفق باشد تنها چند گزینه را پیش روی قرار میدهد.
اول اینکه، ممکن است، وی قضیه فلسطین را با مشکلات ایرلند شمالی اشتباه گرفته باشد دو مشکلی که بررسی جوانب آن نشان میدهد هیچ سنخیتی با هم ندارند و حتی بلر نیز شخصیت گذشته نیست و اختیار گذشته را ندارد، وی در زمان حل مشکل ایرلند شمالی نخستوزیر بود و از اختیارات نخستوزیری بهره میبرد اما در سمت جدید، چیزی جز در حد سخنگو یا پستچی کمیته چهارجانبه نیست.
گزینه دوم اینکه، ممکن است بلر در پذیرش سمت جدید از قهرمانان داستانهای خیالی «هری پاتر» تاثیر پذیرفته باشد. میخواهد رویاهای هم شهری خود «جی کی رالینگ» نویسنده مجموعه داستانهای خیالی هری پاتر را در دنیای واقعی بیازماید.
سومین گزینه اینکه، بلر بار دیگر اسیر خدعه بوش شده است و بوش با آگاهی از ناممکن بودن حل قضیه فلسطین براساس سیاستهای حاکم بر کمیته چهارجانبه، بلر را پیش انداخته است تا شکست وی در ماموریت جدید سبب افزایش تنفر از بلر در منطقه شود و از این طریق جای بوش را در مقام اول منفورترین چهرهها بگیرد.
آخرین گزینه که شاید مهمترین آن به شمار آید به نشست اخیر در شرمالشیخ مرتبط است، در نشست چهارجانبه شرمالشیخ مصر که با حضور حسنی مبارک رییسجمهوری مصر، ملک عبدالله شاه اردن، محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان و ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی برگزار شد، به نوعی تشکیل ائتلاف عربی و اسراییلی برای پیشبرد صلح موردنظر آمریکا نهایی شده است و حتی اظهارات محمود عباس در این نشست نشان میدهد وی برای تحقق این اهداف کوتاهی نخواهد کرد. وی در میان تایید دیگران خود را تنها نماینده قانونی فلسطین معرفی کرد و از مقاومت فلسطین با عنوان گروههای تروریست و خشن نام برد و وعده داد، این گروهها را برخواهد چید، وعدهای که اواخر هفته گذشته با صدور فرمان انحلال تمامی گروههای مقاومت که از آنها به شبهنظامیان خارج از قانون یاد کرد رسما به اجرا گذاشته شد.
آنچه در این میان نمیتوان آن را انکار کرد توجه افکار عمومی جهان اسلام به قضیه فلسطین به عنوان قضیهای مرتبط با جهان اسلام است، در نتیجه حتی اگر مورد اخیر راه را برای بلر هموار کند، مشکلات دیگری در این مسیر به وجود خواهد آمد که مبارزه با آن بسیار دشوار خواهد بود، افکار عمومی در جهان اسلام معتقد است کسی که برای افکار عمومی در جهان اسلام معتقد است کسی که برای تحقق مطامع یک شخص (جرج بوش) در به راه انداختن جنگ علیه عراق، به دروغسازی برای ملت خود پناه برده است تا با توجه به گزارشهایی فاقد دلیل و اسناد، از خطر عراق برای امنیت جهان سخن بگوید و مردم کشورش را برای ورود به جنگی نابرابر قانع کند، در مقام برخورد با ملل دیگر از جمله ملت مسلمان فلسطین که پیوسته مغضوب بلر بودهاند نمیتواند رفتاری جز بر پایه خدعه و نیرنگ داشته باشد.
در نتیجه اقدام اخیر کمیته چهار جانبه برای جهان اسلام، قابل پیشبینی اما غافلگیرکننده بوده است قابل پیشبینی بدین سبب که بلر خود طراح سیاستهای یک جانبه حاکم بر کمیته چهار جانبه بوده است، اما غافلگیرکننده بدین سبب که
انتظار میرفت با پایان عمر سیاسی بلر، وی در دادگاهی بیطرف به جرم دخالت در کشتار بیش از یک میلیون شهروند بیگناه عراقی در قالب جنایت علیه بشریت، محاکمه گردد اما چنین چهرهای نه تنها محاکمه نمیشود، بلکه ماموریت مییابد تا برای مردمی که چون مردم عراق از مشکل اشغالگری رنج میبرند، تصمیمگیری کند. انتخاب بلر چیزی جز این نکته نیست که کمیته چهار جانبه، صلح را برای اسراییل و مشکلات را برای جهان اسلام میخواهد، نکتهای که استقبال توام با خرسندی زایدالوصف تلآویو آن را تایید میکند.