کریم ملک آسا*
طیفهای گوناگون اصلاحطلب برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم که قرار است در تاریخ 24 اسفند برگزار شود، فعال شدهاند. این گروهها 2 دغدغه مهم به شرح زیر دارند:
1- بیم و هراس از روند بررسی صلاحیتها مشابه آنچه در دورههای چهارم، پنجم و هفتم مجلس شورای اسلامی که به صورت فلهای نیروهای خط امام و اصلاحطلب رد شدند.
2- تلاش گسترده و هدفمند در جهت ایجاد وفاق برای رسیدن به جبهه واحد.
آنچه که در اینباره نمود عینی دارد، تشکیل شورای مشورتی 21 نفره توسط سیدمحمد خاتمی، جلسات منظم استانداران 8 سال دوره اصلاحات و تیم فعال مؤسسه باران، سه تشکلی هستند که اعضای آنها عمدتاً از نیروهایی شکل گرفته است که در دوره اصلاحات سردمدار امور بوده و همخوانی بیشتری با هم دارند. اگر چه برخی از نیروهای منتسب به برخی احزاب اصلاحطلب دیگر در بین آنها حضور دارند، اما وجه مشترک همه آنها قبول محوریت بلامنازع خاتمی است و پر رنگترین احزاب در این مجموعه مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران سازندگی و... هستند. این مجموعه خود را مالک اصلاحات میداند و معتقد است بهای اصلاحات را بیشتر از هر کس و گروه دیگری پرداخته است، بنابراین جهتدهنده حرکت اصلاحات باید خودشان باشند. در مقابل حزب اعتماد ملی به دبیر کلی کروبی نیز تشکلی است که در سراسر کشور در استانها و شهرستانها عضوگیری نموده و حتی بسیاری از اعضای سابق گروههای ذکر شده به این حزب پیوستهاند و این حزب چراغ روشنی است که نیروهای معتدل اصلاحطلب در سراسر کشور در آن جمع شدهاند. اعتماد ملی به صورت تشکیلاتی فعالیت خود را ادامه میدهد و برای امر انتخابات ستاد تشکیل داده و در حال بررسی وضعیت کاندیداها در سراسر کشور است. تشکلهای دیگری که تشکیل دهندگان اولیه جبهه اصلاحات بودهاند نظیر مجمع روحانیون مبارز، مجمع نیروهای خط امام، انجمن اسلامی مهندسان و بیش از 40 حزب و گروه دیگر که در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات عضو نیستند نیز درصدد ایجاد وفاق حول محور کروبی به عنوان طرفدار مشی اصلاحات معتدل و یا اصلاحطلبان پیرو خط امام میباشند. در این مجموعه که یک ضلع دیگر مثلث اصلاحات نامیده میشود همه درصدد هستند که اختلافات به حداقل برسد و با حرکت همهجانبه و منسجم با اتحاد در انتخابات مجلس حضور یابند. ضلع سوم قضیه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است که 21 گروه عضو این شورا هستند و این مجموعه نیز از سه طیف نیرو تشکیل شده است: طیف اول نیروهای متمایل به خاتمی، طیف دوم نیروهای متمایل به کروبی و طیف سوم نیروهای متمایل به هاشمیرفسنجانی.
البته گروههایی نظیر حزب اعتدال و توسعه که بیشتر به هاشمیرفسنجانی تمایل دارند و سایر گروهها و احزابی که در بیرون از این مرزبندی هستند نیز مجموعههایی را تشکیل میدهند که به مرور زمان و هر چه به زمان انتخابات نزدیک شویم وضعیت آنها روشنتر میشود. پر واضح است که اصلاحطلبان همانند اصولگرایان نمیتوانند اصلاحطلبی را در انحصار خود داشته باشند، کما اینکه اصولگرایان نیز نباید فکر کنند که اصولگرایی فقط متعلق به آنها است زیرا بسیاری از اصولگرایان خود را اصولگرایان اصلاحطلب میدانند و حتی حزب و گروه خود را با این نام معرفی مینمایند و بسیاری از اصلاحطلبان مخصوصاً اصلاحطلبان خط امام و آنهایی که قبل و بعد از انقلاب همه توان خود را صرف تحقق آرمانهای امام نمودهاند و در همه صحنهها حضور داشتهاند در جبهه و جنگ و میادین مختلف سر از پا نشناخته، در خدمت نظام بودهاند، قانون اساسی را قبول دارند و التزام عملی به آن دارند. آنها رهبری نظام را در رأس امور میدانند. در این طیف بزرگ که از منهای بینهایت تا به علاوه بینهایت است جایگاه آنها حدوسط میباشد و به نام اصلاحطلبان معتدل و یا خط امامیهای اصلاحطلب شناخته میشوند.
نباید از نظر دور داشت که اینان وجه مشترک بسیار زیادی با نیروهای اصولگرای واقعی دارند. فکر میکنم قاطبه اصلاحطلبان انقلابی در این طیف عظیم جای میگیرند. به هر حال اردوگاه اصلاحطلبان در حال تلاش برای رسیدن به وفاق حول سه محور اساسی و یا سه ضلع مثلث خاتمی، کروبی و هاشمی میگردد. اگرچه هاشمی شخصیتی فراجناحی است و یکی از استوانههای نظام به شمار میرود، اما طیف عظیمی از نیروهای موجود به سوی این شخصیت بزرگ گرایش دارند. در مجموع آنچه حایز اهمیت است تشکیل جبهه بزرگ اصلاحطلبان برای حرکت به سوی انتخابات سرنوشتساز مجلس هشتم بوده و آنچه شنیده میشود، صدای وفاق و اتحاد و همدلی است و بسیاری از آنهایی که انحصارگرایی را در دوره 8 ساله اصلاحات رواج میدادند و به کسی غیر از خودشان و همفکرانشان توجه نمیکردند و در شکست اصلاحطلبان نقش آفرین بودند ظاهراً در شرایط موجود به فکر سهمخواهی نیستند و میخواهند همه با هم حرکت کنند تا به نتیجه مطلوب برسند به امید اینکه اگر نتیجهای عاید شد این گروه باید بدانند که مطلقگرایی و ایدهآلی فکر کردن و همه را به قربانگاه بردن و خود را قیم همه اصلاحطلبان دانستن را کنار بگذارند و متوجه باشند که هر حزب و گروهی باید به اندازه اثربخشی خود در کل طیف اصلاحطلبان سهم داشته باشد، زیرا هیچ فرد، گروه یا حزبی نمیتواند پیادهنظام دیگران باشد.