تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۲۶۶۶۲۰
تغییرات در هیات حاکمه عربستان در گفت‌وگو با حسین رویوران

فصل تغییر سیاست‌های خاندان سعودی

مقدمه: حکومت آل‌سعود روزهای حساس و تعیین‌کننده‌ای را سپری می‌کند. در داخل پزشکان از ادامه درمان ملک عبدالله ناامید شده‌اند، تغییرات گسترده‌ای در مناصب حکومتی در حال انجام است و از سوی دیگر صدای معترضان در این کشور بلند‌تر شده است. در روابط بین‌المللی هم عربستان به سبب حمایت بخش‌های تندروی حاکمیت از تروریست‌ها و حامیان القاعده در سوریه، منزوی شده و این سیاست ریاض، انتقاد‌های آمریکا را در پی داشته است. حاکمان ریاض که تصور می‌کردند واشنگتن حامی دائمی آنهاست اکنون نگران آن هستند که آمریکا برای حفظ منافع خود پشت خاندان سعودی را خالی کند. به همین دلیل ملک عبدالله یکی از مقتدرترین افراد خود یعنی بندر بن سلطان را که بیش از 20 سال سفیر عربستان در آمریکا بود و نیز در کسوت ریاست سازمان اطلاعات و جاسوسی عربستان، به تلاش برای سقوط حکومت اسد ادامه می‌داد را برکنار کرد و به نظر می‌رسد تغییرات دیگری هم در راه باشد. این تغییرات بهانه‌ای شد تا با حسین رویوران کارشناس جهان عرب گفت‌وگویی انجام دهیم و دلایل این تغییرات و نیز آینده پیش روی حکومت عربستان را مورد بررسی دقیق‌تر قرار دهیم.

* ‌پادشاه عربستان تغییرات گسترده‌ای را در مناصب حاکمیتی حکومت خود آغاز کرده که آخرین آن برکناری بندر بن سلطان بود. از نظر شما این تغییرات به چه دلایلی صورت می‌گیرد؟

** در ساختار حکومت عربستان چهار خاندان قدرت را در اختیار دارند. خاندان سلطان، فیصل، نایف و ملک عبدالله. تمام مناصب مهم حکومتی در عربستان در اختیار این 4 خانواده قرار دارد. بندر نیز از خاندان صاحب نفوذ سلطان است و برکناری‌اش را باید نشانه‌ای در تغییر برخی سیاست‌ها در هیات حاکمه عربستان تفسیر کرد. این تغییر هم دلایل داخلی دارد و هم ناشی از تحولات خارج از عربستان به‌خصوص در سوریه است. با آغاز بحران در سوریه، ملک عبدالله برای اینکه بتواند آمریکا را نیز در کنار خود وارد این بحران کند می‌خواهد با سرنگون کردن بشار اسد نفوذ شیعیان را در این کشور از بین ببرد.

ملک عبدالله برای دستیابی به این هدف روی نفوذ بندر بن سلطان در هیات حاکمه آمریکا حساب ویژه‌ای باز کرده بود. بندر 22 سال سفیر عربستان در واشنگتن بود و از سه سال قبل وظیفه داشت تا آمریکا را به سود خود وارد ماجرای سوریه کند اما این تلاش‌ها نتیجه نداد و اوباما حاضر نشد وارد جنگی دیگر شود. این ناکامی و نیز تغییر شرایط در خاورمیانه باعث شد تا پادشاه عربستان به فکر برکناری بندر بن سلطان از جایگاه ریاست سازمان اطلاعات بیفتد. یکی دیگر از علل برکناری بندر بن سطان را باید در موضوعات داخلی این کشور دنبال کرد.

ملک عبدالله از نظر سلامت جسمی روزهای پرتنشی را سپری می‌کند و اخیرا هم پزشکان نسبت به بهبود وضعیت بیماری ریوی پادشاه عربستان ابراز ناامیدی کرده‌اند. به این ترتیب او به دنبال سر و سامان دادن به اوضاع جانشینی خود است و نمی‌خواهد اختیار انتخاب پادشاه بعدی به هیات بیعتی که در سال 2006 تاسیس کرد واگذار شود. ملک عبدالله اقداماتی را اخیرا انجام داد که تاکنون سابقه نداشته است. برای نمونه انتخاب سلمان به‌عنوان ولیعهد عربستان اقدامی بود که تعجب بسیاری را برانگیخت. ملک عبدالله در حالی این اقدام را انجام داد که مدت کوتاهی قبل از آن مقرن بن عبدالعزیز را به‌عنوان ولیعهد انتخاب کرده بود.

این اقدامات را باید دور زدن هیات بیعت پادشاهی عربستان تفسیر کرد. ملک عبدالله برادر ناتنی‌اش مقرن‌بن‌عبدالعزیز را برای رهبری در نظر دارد به‌ویژه که وی را به دیدگاه‌های خود نزدیک می‌بیند و اعتماد ویژه‌ای به وی در سر و سامان دادن اوضاع دارد. اما برخی دیگر از افراد نزدیک به دفتر پادشاه عربستان ادعا می‌کنند که عبدالله درنهایت به دنبال زمینه‌سازی فرزند ارشد خود متعب بن عبدالعزیز است که ریاست گارد ملی را هم عهده‌دار است.

متعب قرار است جانشین مقرن در پست معاونت نخست‌وزیر شود و سپس راه برای پادشاهی‌اش هموارتر شود. یک نکته مهم در این زمینه وجود دارد و تثبیت اساس دوره آینده به رهبری مقرن بن عبدالعزیز در صورتی که امور به وی محول شود، است. بنابر این باید موانع از سر راه وی برداشته شود.

بندر بن سلطان یکی از این موانع است و در ترکیب آینده عربستان نباید جایی داشته باشد. ناآرامی‌های داخلی عربستان را نیز باید یکی دیگر از این عوامل برشمرد. بروز اعتراض‌ها در شرق عربستان و نیز تشدید نا آرامی‌ها برای آزادی زندانیان، اوضاع را وخیم‌تر کرد. در عربستان تقریبا تمام استانداران و وزرا افرادی مسن و بیمار هستند و به نظر می‌رسد پادشاه عربستان در مراحل بعدی دست به تغییر این افراد هم بزند تا هم نیروهای جوانتر را جایگزین آنها کند و هم اعتراضات سال‌های اخیر در بریده، مکه، مدینه و جده را فرو بنشاند.

* در خارج از خاک عربستان هم تحولاتی در حال وقوع است که خاندان سعودی را نگران کرده است. می‌توان بحران سوریه را مهم‌ترین این تحولات دانست که به سمتی پیش می‌رود که عربستان را در انزوا قرار داده و رابطه این کشور با آمریکا را متشنج کرده است. نقش این عوامل را هم نمی‌توان در تغییرات اخیر نادیده گرفت.

** درست است. مهم‌ترین عامل خارجی این تصمیم‌ها، شکست عربستان در بحران سوریه است. بندر بن سلطان یکی از عوامل تنش‌های اخیر میان ریاض و واشنگتن بود. با توجه به خودداری آمریکا از وارد شدن در جنگ سوریه و عدم اقدام نظامی در برابر ایران برای کاستن جایگاه منطقه‌ای ایران، بندر بن سلطان ضمن انتقاد از آمریکا از امکان کاهش روابط سیاسی و اقتصادی با آمریکا سخن گفت؛ موضوعی که خوشایند آمریکایی‌ها نبود. شاید برکناری‌اش اندکی پس از دیدار باراک اوباما از ریاض غیر منتظره نبود و این دیداری بود که طرفین از آن انتظار تفاهم و نزدیکی در دیدگاه‌ها را درباره پرونده‌های مورد اختلاف داشتند.

اوباما در این سفر نیز به انتقادات حاکمان عربستان پاسخ داد. پادشاه عربستان از اینکه آمریکا در کنار حسنی مبارک و بن علی نمانده بود از اوباما انتقاد کرد و با این پاسخ اوباما روبه‌رو شد که منافع آمریکا نسبت به بقیه موارد در اولویت قرار دارد. اوباما همچنین به رهبران ریاض نیز هشدار داد که اگر اصلاحاتی در سیاست‌های داخلی و خارجی ریاض صورت نگیرد واشنگتن نیز تعهد دائمی برای حمایت از هیات حاکمه عربستان ندارد. به همین دلیل عربستان برای از دست ندادن حمایت واشنگتن باید اقداماتی عملی انجام می‌داد.

دستیابی به تفاهم، کاهش سطح خواسته‌های ریاض از واشنگتن و وجود افراد مورد تفاهم طرفین در راس قدرت از خواسته‌های واشنگتن بود. برکناری بندر بن سلطان از پست ریاست دستگاه اطلاعاتی عربستان مشابه آنچه درباره ترکی الفیصل رخ داد، است. زیرا وی همین سمت را قبل از حوادث 11 سپتامبر سال 2001 برعهده داشت. وی در آن برهه روابطی با طالبان در افغانستان داشت که پس از اتهاماتی که محافل آمریکایی علیه سعودی‌ها طرح کردند، ترکی الفیصل کنار گذاشته شد. به این ترتیب نباید از بروز چنین تغییراتی در حکومت عربستان شگفت‌زده شد.

* حال با توجه به این تغییرات می‌توان انتظار داشت که سیاست‌های عربستان در سوریه با تغییراتی روبه‌رو شود؟ در مورد دیگر چالش‌ها ازجمله تنش در رابطه با قطر چه تغییرات احتمالی رخ خواهد داد؟

** عربستان حامی اصلی مخالفان بشار اسد است اما با اجماع جهانی علیه تروریسم تکفیری، ریاض هم باید تغییراتی در سیاست‌های خود ایجاد کند. تحت همین فشار‌های بین‌المللی بود که چندی پیش هم ملک عبدالله فرمان داد تا هر فردی که به داعش و جبهه النصره یاری می‌رساند اجازه ورود به خاک عربستان را نخواهد داشت و در صورت ورود زندانی خواهد شد. در ماه‌های اخیر عربستان تلاش زیادی کرد تا اجماع جهانی علیه خود ایجاد نکند و این تغییرات در هیات حاکمه هم در ادامه همین تغییر سیاست‌ها باید تحلیل شود.

به این ترتیب در مورد بحران سوریه، ریاض تغییراتی در سیاست‌های خود ایجاد خواهد کرد و ناچار است حمایت‌های خود از گروه‌های تروریستی را محدود کند. اما به نظر نمی‌رسد این تغییرات، باعث تحولی در روابط پرتنش عربستان و قطر شود. اختلاف ریاض و دوحه بسیار ریشه‌ای است. قطر از اخوان‌المسلمین مصر حمایت می‌کند و منتقد جدی حکومت مصر و عربستان در برکناری اخوان‌المسلمین از قدرت در مصر بود. اما در مقابل، عربستان که داعیه رهبری سنی‌های جهان را دارد جریان اخوان‌المسلمین را به‌عنوان رقیب جدی خود می‌داند و حاضر نیست با قدرت گرفتن آنها در کشوری با اهمیت مصر کنار بیاید. اقدامات ماه‌های اخیر ارتش مصر در سرکوب و قلع و قمع اخوان‌المسلمین نیز به‌طور قطع با حمایت عربستان صورت گرفته است. به این ترتیب نمی‌توان امیدوار بود تا رابطه عربستان و قطر در آینده نزدیک بهبود یابد. شاید فقط تنش‌های میان این دو کشور کمتر در رسانه‌ها راه پیدا کند.

‌* چشم‌انداز رابطه ریاض و غرب را چگونه می‌بینید؟

** برای عربستان بسیار مهم است که حمایت سیاسی و نظامی آمریکا و غرب را همراه خود داشته باشد و به همین دلیل تن به تغییرات اساسی در ساختار حکومتی خود داده است. با توجه به نیاز متقابل غرب به نفت عربستان، حداقل تا یک دهه آینده و جایگزینی کامل منابع جدید انرژی، رابطه عربستان و آمریکا دچار تغییرات اساسی نخواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات