تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۰:۲۹  ، 
کد خبر : ۲۶۶۶۲۳

پوست‌اندازی در حاکمیت سعودی


رضا غبیشاوی

عربستان سعودی در چند ماه اخیر شاهد تحولات مهمی بوده است. این تحولات شامل موضوعات زیر هستند:

اول: برکناری شاهزاده بندربن سلطان چهره مقتدر و بانفوذ دربار ریاض از ریاست سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی

دوم: برای نخستین بار برای ولیعهد، جانشین تعیین شد.

جانشین تعیین‌شده آخرین پسر از فرزندان ملک عبدالعزیز بنیانگذار حکومت پادشاهی آل سعود است.

سوم: برای نخستین بار قوانینی برای مجازات شهروندان سعودی شرکت‌کننده در جنگ‌های خارج از این کشور تصویب شد و به دنبال آن شماری از شهروندان سعودی به اتهام شرکت در جنگ‌های خارج از این کشور محکوم و مجازات شدند. عربستان سعودی همزمان با ادامه حمایت‌های تسلیحاتی، سیاسی و مادی از مخالفان بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه، تبلیغات برای اعزام جوانان به سوریه برای جنگ علیه اسد را متوقف کرده و تهدیداتی را علیه حضور شهروندان سعودی در جنگ مسلحانه علیه اسد مطرح می‌کند.

چهارم: برخلاف گذشته، وزیر کشور عربستان سعودی با سفر به آمریکا، مذاکرات و توافقات مقدماتی با مقامات واشنگتن را انجام داد. این توافقات در سفر باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا به ریاض با ملک عبدالله، پادشاه و دیگر مقامات ارشد سعودی به بحث و بررسی گذاشته شد.

سابق بر این، پرونده روابط عربستان سعودی با آمریکا در اختیار شاهزاده بندر رئیس وقت سازمان اطلاعات امنیت عربستان بود.

پنجم: شماری از رسانه‌ها گفته‌اند حکومت سعودی، مهم‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی‌اش یعنی ارتباط با آمریکا، تحولات سوریه و لبنان را از شاهزاده بندر پس گرفته و به وزیر کشور سپرده است.

به نظر می‌رسد این اتفاقات جدید در عربستان سعودی برای تعامل با تحولات جدید در منطقه شامل موارد زیر است:

1ـ سیاست جدید آمریکا در برابر خاورمیانه

دستیابی به شیوه‌های نوین برای برداشت کم‌هزینه‌تر از منابع نفت شنی در آمریکا، باعث شده تولید نفت این کشور روند افزایشی را طی کند تا این کشور ضمن خروج از وضعیت وارد‌کننده نفت خام، به صادر‌کننده این انرژی فسیلی تبدیل شود. هم‌اکنون نیز آمریکا جایگاه خود را به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام به چین واگذار کرده است. همزمان چین نیز به بزرگ‌ترین اقتصاد جهان تبدیل خواهد شد. در نتیجه این تحولات، وابستگی آمریکا به نفت خلیج فارس روزبه‌روز کمتر می‌شود و به تبع آن، نوع رابطه و تعاملات آمریکا با کشورهای نفت‌خیز خلیج‌فارس نیز تغییر خواهد کرد. بیشترین حجم این تغییرات ارتباطی و تعاملی شامل حال بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت اوپک یعنی عربستان سعودی خواهد شد.

2ـ بحران فلسطین و اسرائیل بدون حل باقی می‌ماند

سعودی‌ها درباره امکان موفقیت برقراری صلح میان فلسطین و رژیم‌صهیونیستی همیشه امید داشتند و به همین دلیل از تلاش‌های آمریکا برای میانجیگری نیز حمایت می‌کردند و از اعطای هر تسهیلات سیاسی و مادی برای دستیابی به چنین صلح و توافقی نیز فروگذار نکرده‌اند. عربستان سعودی معتقد است ادامه روند موجود اشغالگری اسرائیل در فلسطین منجر به قدرت گرفتن جریان‌های تندرو در کل منطقه و منزوی شدن جریان‌های میانه‌رو می‌شود. این موضوع در کوتاه و درازمدت به افزایش تنش و درگیری و بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه منجر می‌شود که براساس نگاه ریاض، چنین وضعیتی با منافع ملی سعودی‌ها همخوان نیست.

در حال حاضر آخرین تلاش‌های میانجیگری آمریکا میان فلسطین و اسرائیل نیز به نتیجه نرسیده است و به نظر می‌رسد سعودی‌ها به این اقناع رسیده‌اند که چشم‌اندازی برای حل این مساله وجود ندارد و باید با این واقعیت به نوعی کنار آمد.

3ـ توافق ایران و آمریکا بر سر مساله هسته‌ای

در حالی که دستیابی به هرگونه توافق هسته‌ای میان ایران و آمریکا دور از انتظار بود، دو طرف از کانال مذاکرات در کشور سوم از یک سو و روی کارآمدن دولت اعتدال‌گرا در تهران از سوی دیگر به توافق تاریخی دست یافتند. ناگهان، روند منزوی شدن ایران و اعمال تحریم‌های رو به افزایش علیه این کشور، متوقف شد و غرب با غنی‌سازی اورانیوم ایران موافقت کرد. این اتفاقات برای سعودی‌ها غیرمنتظره و غیرقابل پیش‌بینی بود. آمریکا و ایران در مسیر همگرایی و همکاری در منطقه قرار گرفته‌اند. سعودی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند در صورتی که با واقعیت جدید ارتباط ایران و آمریکا در منطقه تعامل نکنند، منافع ملی آنها در خطر قرار خواهد گرفت.

4ـ بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه باقی می‌ماند و همه تلاش‌ها برای برکناری وی به نتیجه نرسیده است.

عربستان سعودی یکی از حامیان اصلی برکناری اسد از قدرت با هر هزینه‌ای بود. به همین دلیل سعودی‌ها حتی بسیاری از خط‌قرمزهایی را که برای دهه‌ها، آنها را رعایت می‌کردند کنار گذاشتند و عریان در صحنه دیپلماسی، دست به اقدامات خشن و افراط‌گرایانه زدند اما هیچ‌یک نتوانست ریاض را به دمشق بدون اسد برساند. امروز دیگر اسد نه‌تنها در آستانه کناره‌گیری از قدرت نیست بلکه خود را برای آغاز دوره جدید ریاست‌جمهوری آماده می‌کند. آمریکا یعنی تنها کشور توانمند برای حمله نظامی به سوریه و برکنار کردن اسد از قدرت هم این گزینه را به کلی از دستور کار خود خارج کرده است، در نتیجه اسد تا اطلاع بعدی بر سر قدرت است و تلاش‌های سعودی‌ها بیهوده و برنامه‌ها و اعتبارشان در معرض خطر.

مقامات عربستان برای این واقعیت منطقه‌ای و بقای اسد هم باید فکری کنند. به نظر می‌رسد هدف اصلی مقامات عربستان سعودی از تغییرات و اقدامات جدید برای همراهی کردن با متغیرهای جدید در منطقه شامل چهار مورد اشاره شده برای حفظ منافع ملی ریاض از یک سو و از سوی دیگر، هموار‌سازی مسیر برای انتقال قدرت از نسل پسران ملک عبدالعزیز به نسل نوه‌های وی است.

در همین راستا باید گفت آخرین فرزند پسر ملک عبدالعزیز نیز وارد چرخه سمت‌های ارشد عربستان سعودی شد و به سمت جدیدالتاسیس «جانشین ولیعهد» منصوب شده است.

با پایان یافتن پروسه روند سپردن سمت‌های کلان به پسران ملک عبدالعزیز، هم‌اکنون زمان آن رسیده است که سمت‌های کلان شامل پادشاه، ولیعهد و معاون دوم پادشاه به نوه‌های ملک عبدالعزیز سپرده شوند.

ملک عبدالعزیز، بنیانگذار حکومت پادشاهی سعودی در سرزمین حجاز بود و بنابر وصیت‌اش، سمت‌های پادشاهی کشور پس از او باید به صورت متوالی به پسرانش سپرده شود.

اما هم‌اکنون همه پسران باکفایت که توانسته باشند رضایت پادشاه وقت را کسب کنند به سمت‌های کلان دست یافته‌اند و نوبت به نسل بعدی یعنی نوه‌ها یا فرزندان ذکور پسران ملک عبدالعزیز رسیده است و قطعا رقابتی سخت نیز در میان این شاهزادگان وجود دارد. شاهزادگانی که برخلاف نسل پسران ملک عبدالعزیز دارای تحصیلات آکادمیک در غرب هستند با محدودیت‌های علمای تندروی اسلامی در کشورشان مخالفند، خواستار اصلاحات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی‌اند اما در عین حال درباره بقای سلسله آل‌سعود نیز نگران هستند که نکند اصلاحات، اساس حکمرانی این خانواده را به باد بدهد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات