در ماههای گذشته، بسیاری از مسئولان ایرانی ضمن دفاع از مذاکره با آمریکاییها بر سر مساله عراق، انجام این مذاکره را خواسته مقامات عراقی و در راستای ایجاد امنیت در آن کشور دانستند.
این در حالی بود که در همین مدت، نه تنها هیچ نشانهای از مشابهت دیدگاه رسمی ایران و عراق پیرامون اصلیترین اختلاف ایران و آمریکا در عراق - یعنی حضور نیروهای خارجی در آن کشور - مشاهده نمیشد، بلکه مقامات عراقی بر اعلام مستمر این دیدگاه خود اصرار داشتند که «نیروهای خارجی فعلاً نباید عراق را ترک کنند» و در آخرین موضعگیری نیز وزیر خارجه آن کشور، خروج نیروهای آمریکایی را موجب تجزیه عراق دانست. اما به هر حال مقامهای ایرانی کماکان انجام مذاکره با آمریکا را از آن جهت ضروری میدانستند که «دوستان عراقی ما، خواستار آن هستند.» حتی بعضی از سیاستمداران ایرانی پا را فراتر گذاشته و به گونهای سخن گفتند که گویی حاضرند برای نجات آمریکا از عراق پای میز مذاکره بنشینند. در کنار این اظهارنظرها، عدهای پیشنهاد میکردند که از «نیازمندی فعلی آمریکا به ایران» برای حل برخی مشکلات دیگر از جمله اتهامافکنیهای مکرر علیه ایران و نیز فشار روزافزون بر پرونده هستهای کشورمان استفاده شود که این پیشنهاد با واکنش بعضی از تصمیمگیران مواجه میشد که «هیچ موضوعی جز امنیت عراق در مذاکرات مطرح نمیگردد.»
پس از کشوقوسهای فراوان، دور اول مذاکرات برگزار و طرفین با ارائه گزارشهای یکطرفه از روند مذاکرات، تلاش کردند که ثابت کنند «در این جلسه، رفتارهای غلط طرف مقابل به او گوشزد شده است.» پس از برگزاری دور اول مذاکرات- که در نوع خود در 28سال گذشته بینظیر بود- طرف عراقی با اعلام صریح این موضوع که «مذاکره ایران و آمریکا، منافع ملی عراق را تامین میکند» خواستار تداوم مذاکره و برگزاری دورههای بعدی آن شد. دوستان عراقی ما! در حالی مرتباً بر اجرای این خواسته خود پافشاری میکردند که حاضر نبودند حتی برای آزادی ایرانیان بازداشت شده در اربیل، اقدام موثری انجام دهند و حتی به صراحت اعلام میکردند که «در این مورد قولی نمیدهیم.» این مذاکرات البته در میان کشورهای عربی و نیز در بین برخی از طوایف عراقی، بازتابهایی داشت که جنبه مثبت آن نسبت به ایران بسیار کم بود، اگر نگوییم به طور کامل بر علیه ایران بود! همین امر عدهای از آنها را بر آن داشت که بر حجم فعالیتهای ضدامنیتی خود بیفزاید و با کمک برخی رسانههای خاص عربی و غربی، به بزرگنمایی ناامنیها بپردازند. در حالی که هیچ نشانهای از افزایش ناامنی در عراق طی یکی دو ماه اخیر وجود نداشت. آمریکاییها نیز با یک تقسیم وظیفه پیچیده داخلی، بازی «خارج میشویم، خارج نمیشویم» را با بازیگری مشترک دموکراتها و جمهوریخواهان به راه انداختند تا بار دیگر شاهد اوجگیری تقاضای مقامات عراقی برای عدم خروج زود هنگام نیروهای خارجی باشند. اکنون به نظر میرسد آمریکاییها که مطمئن شدهاند ایران تغییری در برخی مواضع خود ایجاد نخواهد کرد و از سوی دیگر احساس کردهاند جلب همکاری ایران میتواند برخی مخالفتها را در داخل و خارج عراق بر علیه آنان تشدید کند، صحنه بازی را تغییر دادهاند. آنها از یک سو با آغاز دور جدید اتهامافکنیها و تلاش برای القای نقش مخرب ایران در ناامنیهای عراق، میخواهند دولتمردان عراقی نزدیک به ایران را تحت فشار قرار دهند تا آنها نیز با مقامات ضدایرانی در عراق همزبان شوند و ایران را عامل آشوبها در آن کشور معرفی کنند و از سوی دیگر، در پشت پرده کماکان بر مقامات عراقی فشار میآورند تا ایران را به همکاری با سیاستمداران عراقی- آمریکایی بغداد تشویق نمایند پس از آن هم لابد برای توجیه این همکاری، خواهند گفت که چون ایران عامل اصلی ناآرامیها در عراق بود، به خواسته دولتمردان عراقی با ایرانیها مذاکره کردیم تا از مزاحمتهای ایران کاسته شود! البته به نظر میرسد آمریکاییها در پروژه جدید خود، اهداف پیچیدهتری را نیز دنبال میکنند. اظهارات روز گذشته ژنرال ارشد آمریکایی و ادعاهای او در مورد ارتباط یک فرمانده دستگیر شده حزبالله لبنان در عراق با سپاه قدس، ضمن آن که هدف اصلی آمریکا برای متهم ساختن ایران در آشوبگری در عراق را تعقیب میکند، میتواند در جهت تخریب چهره گروههای مرتبط با ایران در لبنان و فلسطین و توجیه فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی بر آنان نیز مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
پیچیدگی روش آمریکا در برخورد با ایران، بایستی سیاستمداران ایران را نیز تشویق کند که برخی روشهای کلیشهای در مواجهه با موضوع عراق- آمریکا را کنار بگذارند و طرحی نو در اندازند. در غیر این صورت ممکن است آنچه دیروز بر زبان یک ژنرال آمریکایی جاری شده است، در آینده نزدیک از زبان کسانی شنیده شود که همه دنیا آنها را به عنوان متحدان ایران در عراق میشناسند.