کشمکشهای سیاسی در اوکراین طی ماههای گذشته گرچه عرصهای برای مچ اندازی اروپا و واشنگتن با مسکو شده است اما آمریکا و رژیم صهیونیستی خواسته یا ناخواسته از این درگیریها سودهایی میبرند.
اوکراین به همراه آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا هفته گذشته در حالی پای نخستین دور از گفت و گوهای چهارجانبه در ژنو نشستند که از چند ماه گذشته به کانون توجه جهانی و عرصهای برای قدرت نمایی روسیه در برابر اروپا و آمریکا تبدیل شده است.
ماجرا از وقفههای پیاپی اتحادیه اروپا برای واگذاری 15 میلیارد دلار وام به اوکراین آغاز شد که "ویکتور یانوکوویچ" رئیس جمهوری وقت اوکراین، در سال 2010 میلادی (1389 ش) درخواست آن را برای چیرگی بر بحران مالی کشور ارایه کرده بود. با این همه، پیشبینی فقط 610 میلیون یورو کمک مالی در توافقنامه همکاری تجاری اوکراین با اتحادیه اروپا آن هم پس از گذشت چهار سال، برای یانوکوویچ گران آمد به گونهای که شرایط اتحادیه اروپا برای ارایه وام به "کی یف" را "تحقیرآمیز" خواند و از امضای این قرارداد سر باز زد.
همزمان، پیشنهاد کمک 15 میلیارد دلاری "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهوری روسیه، لبخند را به لبان یانوکوویچ و البته مخالفان معترض که از آذرماه سال گذشته به خیابانها و میدان استقلال کی یف آمده بودند، آورد.
حضور بسیاری از مقامهای آمریکایی و اروپایی در پشتیبانی از مخالفان، آتش خشم آنان را شعله ورتر و ناآرامیها را عمیقتر کرد تا جایی که سرانجام یانوکوویچ سوم اسفندماه اوکراین را ترک کرد و کشور در دست مخالفان افتاد.
با این همه، جدایی شبه جزیره کریمه به عنوان تنها بخش خودمختار اوکراین در پی برگزاری همه پرسی بیست و پنجم اسفندماه 1392 موضع دولت موقت غربگرای اوکراین را تضعیف کرد. اکنون نیز پیروی مردم برخی شهرهای شرقی از همین خواسته تنشها میان مسکو و کی یف (با پشتیبانی واشنگتن و کشورهای اروپایی) را تداوم بخشیده است.
در این میان، ناآرامیهای اوکراین گرچه شهروندان روس تبار را رو در روی دیگر اوکراینیها قرار داد و تلی از ویرانی و آتشی زیر خاکستر را بر جای گذارد اما برای چندین طرف مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی سودهایی را به همراه داشته است.
آمریکا در رویارویی با روسیه برای سودجویی در شرق اروپا
گرچه روسیه با جدا کردن کریمه از بدنه اوکراین، قدرت تاثیرگذاری برای افزایش حوزه نفوذ خود را در پوشش تازهترین نلاشها برای دگرگونیهای مرزی در قاره اروپا نشان داد و خواست خود برای تحقق رویای اوراسیای وسیع و مقتدر را به رخ کشید اما نمیتوان سود آمریکا از ناآرامیهای اوکراین را نادیده گرفت.
واشنگتن از کیلومترها دورتر از منطقه به طور جدی اوضاع اوکراین را پیگیری میکرد و حتی مقامهای رسمی و نظامی خود را به عرصه فرستاد.
گرچه در آغاز برخی اقدامهای مقامهای آمریکایی مانند افشای گفت و گوی "ویکتوریا نولاند" سخنگوی وزرات امورخارجه آمریکا با سفیر این کشور در کی یف و سخنان توهین آمیز او درباره اتحادیه اروپا واکنش منفی مقامهای قاره سبز را به همراه داشت اما واشنگتن با سیاست "رهبری از پشت پرده" کم کم خود را با هدف بازآفرینی انقلاب نارنجی در سال 2004 میلادی (1384 ش) جلو کشید.
کاخ سفید همچنین در میانه جنگ لفظی و استفاده از ابزار تحریمی علیه مسکو، کنار رهبران اروپا قرار گرفت تا شاید کینه آنان از موضوع شنود تلفنی و جاسوسی را از بین ببرد و در سفر اوایل فروردین ماه به بروکسل موضوع ایجاد بزرگترین منطقه آزاد جهان میان آمریکا و قاره سبز با سودآوری سالانه 119 میلیارد دلار را نهایی کند؛ هدفی که تا اندازهای به آن رسید.
خواسته بزرگتر آمریکا به موضوع استقرار سامانه پدافند موشکی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در شرق اروپا و همجوار با مرزهای روسیه بازمی گردد که سالها عاملی تنشزا میان مسکو- واشنگتن بود. اما به نظر میرسد اوضاع تازه اوکراین، جولان رزمناوهای آمریکایی در دریای سیاه و افزایش نیروهای نظامی را به همراه داشته و بازار فروش سلاح به کی یف را داغ کرده است.
بیستم فروردین ماه هم خبرگزاری فرانسه به نقل از معاون وزیر دفاع آمریکا نوشت: "گرچه واشنگتن به دنبال رویارویی با روسیه در اروپا نیست ولی ممکن است نسبت به میزان حضور خود در اروپا و برگزاری رزمایشهای متعدد و نیز درباره شمار نیروهای مستقر خود در این منطقه به ناچار تجدید نظر کند".
هم اکنون 40 هزار نیروی نظامی آمریکا در آلمان، 11 هزار نفر در ایتالیا و 9 هزار و 500 تن در انگلیس مستقرند. بنابراین بیجا نیست همانگونه که شبکه خبری "المنار" لبنان بیست و دوم فروردین ماه درباره گفتههای رئیس جمهوری آمریکا در سفر به عربستان نوشت، اوکراین را اولویت کنونی برنامههای واشنگتن بخوانیم.
از سوی دیگر، آمریکا اینک میدان را برای پر کردن جای خالی روسیهای خالی میبیند که با افزایش قیمت گاز صادراتی خود به اوکراین تا 485 دلار برای هر مترمکعب، دوباره چشمان رهبران اروپا درباره تکرار قطع گاز را نگران کرده است. آنگونه که رادیو دولتی "صدای روسیه" گفت: "واشنگتن میتواند نزدیک به 60 میلیارد از نیاز 150 میلیارد مترمکعبی اروپا به این منبع انرژی را تامین کند".
همچنین آنگونه که خبرگزاری آمریکایی "آسوشیتدپرس" به دنبال سفر وزیر امورخارجه آمریکا به کی یف نوشت، کاخ سفید آمادگی خود را برای دادن وام یک میلیارد دلاری به اوکراین برای جبران یارانههای از دست رفته در بخش انرژی اعلام کرده است.
رژیم صهیونیستی و معادله گازی
این رژیم از زمان آغاز ناآرامیها در اوکراین کوشید موضع چندان روشنی نداشته باشد و حتی در برخی نشستهای سرنوشت ساز برای تصمیم گیری درباره تحریم روسیه شرکت نداشت، موضوعی که نارضایتی کاخ سفید را به دنبال داشت.
از سوی دیگر انتشار برخی خبرها مانند آنچه روزنامه فرامنطقهای "الحیات" نوشت، از حضور شماری از نیروهای نظامی اوکراینی تبار در کی یف برای رهبری گروههای مخالف یانوکوویچ حکایت میکرد.
همچنین روزنامه صهیونیستی "جروزالم پست" از آموزش فوریتهای پزشکی به یهودیان اوکراین از سوی موسسههای "یونایتد هتزولا" و "زاکا" که به تازگی ادغام شده بودند، خبر داد و هدف آن را "آمادگی برای پاسخ دادن به نیازهای پزشکی در شرایط تلفات شدید و در صورت بالا گرفتن بحران اوکراین" دانست.
در شرایطی که گفت و گوهای سازش در سایه دگرگونیهای اوکراین کمرنگ شد و به نوشته المنار، در رتبه دوم برنامههای کاخ سفید قرار گرفت، رژیم صهیونیستی تعهدهای خود در مسائل گوناگونی مانند آزادسازی اسرای فلسطینی یا ساخت شهرکهای تازه را با دستهای بازتر و خیال راحتتر درباره انتقاد کمتر کاخ سفید نقض کرد.
البته این رژیم به منظور دستیابی به یک موضوع حیاتی از دید قاره سبز دندان طمع خود را تیز کرده است؛ وابستگی اروپا به گاز صادراتی از روسیه.
این رژیم طی سالهای گذشته با دست اندازی بر منابع نفت و گاز منطقه حتی برای چاههای موجود در آبهای مشترک با لبنان و قبرس نقشه کشید و از چندی پیش برای تامین نیاز گازی کشورهای اروپایی وارد میدان شد.
سال گذشته خبرگزاری قطر از سفر وزیر دارایی رژیم صهیونیستی به مجارستان و خواست مقامهای مجاری برای سپردن وظیفه تامین نیاز گازی هفت میلیارد مترمکعبی خود به این رژیم خبر داده بود. از این رو، سود رژیم صهیونیستی برای رسیدن به اهداف خود در ادامه تنشها در اوکراین و دامن زدن به اختلافهای واشنگتن- مسکو است.
البته شاید اوضاع کنونی منطقه در ابراز ظاهری بیطرفی این رژیم بیتاثیر نباشد. از یک سو رژیم صهیونیستی و اوکراین بازارهای تسلیحاتی پرکششی برای هم دارند و مقامهای این رژیم نمیخواهند خود را از این تبادلات نظامی محروم کنند.
از سوی دیگر، فلسطین اشغالی در منطقهای میان سوریه، لبنان، اردن و مصر قرار گرفته که دگرگونیهای سه سال گذشته چهره تازهای به آن بخشیده است.
آمریکا تلاش بسیاری میکند برای پیاده سازی سیاست "درگیری نیابتی"، رژیم صهیونیستی را هر چه بیشتر به میدان درگیریهای سوریه وارد کند تا به برتریهای کنونی ارتش سوری که همراهیهای حزبالله لبنان را نیز با خود دارد، پایان دهد. برای واشنگتن بر هم زدن صحنه سوریه به معنای پیروزی بر سیاستهای مسکو برای پشتیبانی از نظام مستقر در آن کشور است.
از سوی دیگر کشیده شدن نبردها به مناطق مرزی، پرتاب گاه و بیگاه موشکها را به درون مرزهای فلسطین اشغالی به همراه داشته و مهاجران صهیونیست را نگران کرده است.
بر همین پایه بود که روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" به نقل از یک مقام این رژیم نوشت: اسراییل بیش از دو هفته پیش نگرانیهای خود درباره اتخاذ یک موضع عمومی علیه روسیه را به آمریکا منتقل کرده است؛ زیرا امکان دارد این امر، به منافع امنیتی اسراییل آسیب جدی وارد کند.
این روزنامه از گفت و گوی تلفنی پوتین با "بنیامین نتانیاهو" نخستوزیر این رژیم، خبر داد و نوشت: آمریکا و اسراییل در محکوم کردن روسیه (درباره اوضاع اوکراین) تضاد دارند.
به نوشته این روزنامه "نتانیاهو به تازگی به سبب عقب نشینی در محکوم کردن روسیه، زیر آتش آمریکا قرار داشت و یک مقام ارشد آمریکایی گفت یکی از دلایل خشم کاخ سفید، غیبت اسراییل در نشست دو هفته پیش مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای رای گیری درباره محکوم کردن حمله روسیه به اوکراین و پشتیبانی از تمامیت ارضی کی یف بود".
واشنگتن که از مدتها پیش بر سر موضوعهایی مانند استقرار سپر دفاع موشکی در شرق اروپا، ناآرامیهای سوریه، حقوق بشر و... با مسکو اختلاف داشت، اوکراین را عرصهای مناسب برای مچ اندازی با روسیه یافت.
گرچه در آغاز کاخ سفید میخواست با سیاست "رهبری از پشت پرده" از رویارویی مستقیم با کرملین بپرهیزد اما به مرور زمان و برای بستن هر چه زودتر پرونده کی یف، نمایندگان و مقامهای بلندپایهای را به میدان استقلال کی یف گسیل کرد و گرچه پس از بیرون رفتن یانوکوویچ از کشور، هیبت مسکو را ویران شده و چهره آن را شکست خورده ترسیم میکرد اما در برابر رخدادهای کریمه قرار گرفت.
به هر روی، اکنون واشنگتن به دنبال پیروز بیرون آمدن از صحنه اوکراین است تا هم دست به دست رهبران اروپایی به سوی اهداف اقتصادی- راهبردی خود برود و هم تندروها و زیاده خواهان کنگره و منتقدان داخلی را برای مدتی ساکت کند. در این میان، رژیم صهیونیستی نیز گرچه سودهای اقتصادی- امنیتی بسیاری را در ادامه تنشهای روسیه با اروپا دارد اما به دلیل موقعیت منطقهای خود، مصلحت را در بیطرفی- دستکم در ظاهر- میبیند. از این رو، به نظر میرسد ناآرامیهای اوکراین نه فقط برای آمریکا سودهایی را در پی داشت و واشنگتن بر پایه مصالح و منافع خود از آن بهره جسته و میجوید، بلکه نوزاد نامشروع غرب در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی نیز میکوشد از نمد اختلاف اروپا و روسیه بر سر اوکراین، کلاهی برای خود ببافد.