تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۶۶۷۵۲

نگاهی به امنیت و سیاست در خاورمیانه

سیدمحمدکاظم سجادپور ـ مقدمه: به ابتکار موسسه سلطنتی روابط بین‌الملل انگلیس موسوم به چاتم هاووس در 21 شهریور 1382، کنفرانسی با عنوان «نگاهی به امنیت و سیاست در خاورمیانه» با حضور بیش از دویست نفر و با سخنرانی حدود 15 نفر از کارشناسان امور بین‌المللی در لندن تشکیل شد. هدف این کنفرانس ارزیابی شرایط منطقه خاورمیانه بعد از اشغال عراق بود. مباحث در چهار جلسه بعلاوه یک سخنرانی کلیدی در مورد سیاست انگلیس در خاورمیانه عرضه شده که در زیر چکیده‌ای از عمده‌ترین مطالب ارائه می‌گردد.

1. وضعیت عراق: در این جلسه خانم انکلوید، نماینده پارلمان انگلیس اظهار داشت که یک حس زندگی عادی دارد در عراق بوجود می‌آید و حرف‌هایی که در مورد هرج و مرج زده می‌شود پایه‌ای ندارد. اکثریت مردم از نیروهای ائتلاف حمایت می‌کنند. ایدۀ محاکمه سران رژیم گذشته چندان جدی دنبال نمی‌شود.

اسام الخرجی، استاد عراق‌الاصل دانشگاه آمستردام اظهار داشت که عراق موش آزمایشگاهی تغییر استراتژی آمریکا در خاورمیانه شده است. وی از سیاست فرانسه به عنوان ریاکاری یاد کرد. با این استدلال که فرانسه با طرح این مطلب که دنیا یک‌قطبی شده و ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم، اقدامی در خور توجه انجام نداد. وی اظهار داشت که سیاست آمریکا برای پنجاه سال مبتنی بر نفت و نه بر خواست مردم منطقه بوده است. آمریکا در زمان بپا خواستن دمکراتیک مردم عراق در 1991 کاری انجام نداد. در جنگ اخیر دو دیدگاه در آمریکا بوجود آمده است: واقع‌گرایان وزارت خارجه و ایدئولوژی‌گرایان وزارت دفاع. دسته اول در پی آن بودند که بعثی‌های اطوکشیده را در رأس حکومت قرار دهند. وی ضمن انتقاد از اعراب گفت چرا خواست مردمان عرب که تغییر وضع موجود است از زبان نئومحافظه‌کاران آمریکا که بر تغییر وضعیت کنونی تأکید می‌کنند بیان شود. وی با بیان تغییر مواضع پی در پی آمریکایی‌ها در مورد نحوه اداره عراق و برخورد با معارضین صدام گفت که با بیکار کردن ارتش چهارصد هزار نفری عراق که روزی پنجمین ارتش دنیا بود و یا 70% بیکاری جامعه عراق واقعاً نجیبانه برخورد کرده و صبور است. در مجموع وی از بی‌توجهی آمریکا به دمکراسی انتقاد داشته و بیان داشت که آمریکا در پی تغییر رژیم (Regime Change) بود و نه تغییر دمکراتیک رژیم (Demoratic Regime Change)

گارت استاسفیلد Gareth Stansfield، استاد دانشگاه اکستر به مسائل هویتی عراق پرداخته و گفت: عده‌ای از متخصصان غربی امور عراق می‌گفتند بدون بعثی‌ها جامعه عراق دچار پاشیدگی می‌شود و این اشتباه بود. باید از زاویه‌ جدیدی به مسائل عراق توجه کرد و مفاهیم نویی را بکار گرفت. یکی از مفاهیم نو، ظهور شیعه در عراق است. مسئله عراق،‌ مسئله مشروعیت و کارآئی است. سنی‌ها توان شکل دادن به قدرت را در مقایسه با کردها و شیعیان ندارند. احتمال درگیری‌ها و جنگ داخلی را نباید نادیده گرفت. برخی از شرکت‌کنندگان در کنفرانس موضوع عراقی‌های ملی را مطرح کردند که فراتر از تعلق‌های مذهبی، فرقه‌ای و قبیله‌ای به عراق می‌اندیشند. ولی برخی دیگر، ‌این گروه را چندان جدی نگرفته و معتقد بودند که سقوط رژیم صدام به ظهور هویت‌های مختلف، انجامیده است. حتی هویت‌های مذهبی در مناطق مختلف با هم فرق دارند. شیعه نجفی با شیعه کربلائی از نظر هویتی متفاوتند. مردم از کشف هویت‌های خود لذت می‌برند و دور جدیدی از هویت‌یابی در عراق آغاز شده است.

در مورد نقش مذهب و اسلام گفته شده که تقریباً اجماعی در داخل عراق وجود دارد که مبنای اقتدار دولت آینده عراق، برگرفته از مذهب نباشد. همچنین در مورد ساختار دولت عراق گفته شد که باید روشن شود که چه مدلی از تمرکززدائی مناسب است. در مورد ساختار دولت عراق، تا زمانی که دولت عراق متکی به نفت دولت تحصیلدار (Rential) می‌باشد، از دمکراسی از عراق خبری نخواهد بود. کردها توانسته‌اند مدلی از دمکراسی را در چند سال گذشته برپا دارند.

در این جلسه نسبت به نقش سازمان ملل در عراق با دید خوش‌بینی نگاه نشد و بیان گردید که برای عراق، سازمان ملل نماد فشار و تحریم علیه عراقی‌ها قلمداد می‌گردد.

2. بازیگران منطقه‌ای: در این جلسه، شاهزاده ترکی الفیصل سفیر عربستان که قبلاً رئیس دستگاه اطلاعاتی این کشور بوده عمدتاً بر آمادگی عربستان برای کمک به حل مسئله عراق در قالب نهادهای چندجانبه پرداخت. وی در مورد احتمال تنش بین آمریکا و ایران در پی مسائل اتمی ایران ابراز نگرانی کرد. وی همچنین سعی کرد که چهره باثباتی از عربستان امروز عرضه نماید. در خصوص تروریزم در عربستان گفت که پدیدۀ جدیدی نیست و دولت پادشاهی عربستان از دهه 60 میلادی با این مسئله مبارزه کرده است.

در مورد ایران، اینجانب در سخنرانی خود گفتم که ایران امروز را با سه حس و تعامل و پویائی میان این حس‌ها می‌توان شناخت: حس فشارهای گوناگون توسط آمریکا و اسرائیل و حتی گروه‌هایی مثل القاعده، حس ثبات و برقراری زندگی معمولی علیرغم همه چالش‌ها و حس دریانوردی در دریای پرتلاطم خاورمیانه با مشخص بودن چارچوب حرکت که عبارتند از: پرهیز از درگیری و کاهش تنش، همکاری منطقه‌ای و اعتماد به نفس که می‌توان بحران‌ها را مدیریت کرد. ایران قدرتی منطقه‌ای است که خواهان ایفای نقش مثبت منطقه‌ای خود می‌باشد. ایران خواهان عراقی باثبات می‌باشد.

Suli Ozel، استاد دانشگاه Bilgi استانبول در مورد ترکیه گفت: افکار عمومی در طی دوران جنگ و بعد از جنگ آمریکا علیه عراق نقش عمده‌ای ایفا کرد. افکار عمومی ضد جنگ بود. در ترکیه این برداشت وجود داشت که آمریکا بدون استفاده از جبهه شمالی، قادر نخواهد بود، جنگ را ببرد. مسئله ترکیه توان تصمیم‌گیری دمکراتیک در این بحران بود. وی به روابط آمریکا و ترکیه پرداخته و گفت آمریکا از ترکیه می‌خواهد که علیه ایران و سوریه موضع‌گیری کند ولی این اقدامی است که ترکیه انجام نمی‌دهد. جالب آن که روابط سوریه و ترکیه در یکی از طلائی‌ترین دوران‌های خود بسر می‌برد. وی افزود برای ترکیه بدترین وضعیت، بهم‌ریختگی و تجزیه عراق است. نکته دیگر قابل توجه در صحبت وی این بود مثلث رابطه ترکیه ـ آمریکا و اتحادیه اروپایی، نقش عمده‌ای در ثبات منطقه‌ای خواهد داشت.

3. سیاست انگلیس در منطقه خاورمیانه: این موضوع سخنرانی کلیدی Sir Malcolm Rifkind،‌ وزیر مشاور خارجی سابق انگلیس در دوران خانم تاچر بود. وی با این سؤال آغاز کرد که آیا اصلاً انگلیس باید نقشی در خاورمیانه داشته باشد؟ در پاسخ گفت به طور کلی اروپا و از جمله انگلیس بخاطر همسایگی مجبور است به خاورمیانه توجه داشته باشد. نفت مسأله اصلی نیست. تمام کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه خواهان فروش نفت و تأمین امنیت نفت هستند. مهم این است که منطقه‌ای که در همسایگی اروپا قرار دارد، از نظر دمکراسی از مناطق دیگری که طی بیست سال گذشته رشد دمکراسی داشته‌اند عقب است. طی دو دهه، آمریکای لاتین و جنوب شرقی آسیا، تحولات دمکراتیکی داشته‌اند و خاورمیانه نداشته است. وی در مورد عراق و جنگ آمریکا و عراق، ضمن بیان مخالفت خود با جنگ اظهار داشت که درس عمده‌ای که جنگ اخیر داشت در مورد جنگ دکترین جنگ‌های پیشگیرانه بود و آن اینکه اگر قرار باشد اقدام پیشگیرانه مطرح باشد، چرا فقط آمریکا؟ همه کشورها می‌توانند چنین اقداماتی انجام دهند. بعلاوه اگر قرار است اقدام پیشگیرانه صورت پذیرد باید به اندازه کافی دلیل و شاهد و مدرک وجود داشته باشد. نبود دلائل کافی را نمی‌توان با باج سبیل‌خواهی اخلاقی (Moral Blackmail) جبران کرد. بدین صورت که در زمانی که طرفداران جنگ با کمبود دلیل و شاهد روبرو شوند، به مخالفان خود اظهار دارند که پس شما طرفدار رژیم‌های سرکوب‌گر هستید.

در مورد وضعیت کنونی عراق گفت: پنتاگون نباید مسئولیت ادارۀ سیاسی عراق را بعهده داشته باشد. در مورد نیت‌های دمکراتیک عراق در منطقه شک وجود دارد. شک در این است که آیا آمریکا واقعاً نتایج دمکراسی در عراق را می‌پذیرد. اگر در مصر و دیگر کشورهای منطقه دمکراسی وجود داشته باشد، در دولت‌های آن کشورها، طرفدار غرب بر سر کار نخواهند آمد.

در مورد منازعه فلسطین گفت: غرب مسئول شکست ابومازن است. مسئله جمعیت یکی از معضلات عمده در این منطقه است. در واقع این مسئله جمعیت است که باعث شده هیچ دولتی در اسرائیل نتواند انضمام ساحل غربی را هضم کند.

در مورد سعودی باید گفت که در زمانی که عراق باثبات شود، دیدگاه رویاروئی در مورد سعودی وجود نخواهد داشت. در عین حال هیچ جایگزینی برای نظام پادشاهی فعلی وجود ندارد.

در مورد ایران باید گفت که کشوری است که در مورد آن سوء درک کاملی به چشم می‌خورد. ایران کشوری دمکراتیک نیست، اما تکثرگرا (Pluralistic) می‌باشد. در روزنامه‌ها و جراید و مجلس آن انواع بحث‌ها وجود دارد. ایران دارای جامعه‌ای باز و پرقدرت است و ظرفیت رشد و توسعه بالایی دارد. جامعه ایران پرقدرت است.

4. سیاست آمریکا در منطقه: Bronson از شورای روابط خارجی گفت که زمان سازش و تعدیل سیاست‌های تند توسط دولت بوش فرا رسیده است و نطق هفته گذشته وی منعکس‌کننده، این تعدیل می‌باشد. در ابتدای کار، رویاهائی در مورد عراق و خاورمیانه در آمریکا وجود داشت از جمله این که پول نفت عراق برای بازسازی آن کشور کافی خواهد بود، اینکه در فلسطین خشونت پایان خواهد یافت و اینکه امنیت در کابل باعث برقراری امنیت در سرتاسر افغانستان خواهد شد. همچنین باید در نظر داشت که خاورمیانه در ابتدای ریاست جمهوری برای بوش، مسئله عمده نبود، مسئله عمده وی روسیه و چین بودند ولی دگرگونی بوجود آمد. بوش در دوران انتخابات می‌گفت که دنبال کار دولت ـ‌ ملت‌سازی (Nation – Building) در کشورها نخواهد بود ولی در حال حاضر به بزرگ‌ترین اقدام دولت ـ‌ ملت‌سازی بعد از جنگ جهانی دوم در عراق دست زده است. در حال حاضر، دولت بوش، یک برنامه سیاست خارجی وسیع را دنبال می‌کند و جالب آن که ابزارهای کمتری در مقایسه با رؤسای جمهوری دیگر آمریکا در اختیار دارد.

دولت بوش فاقد یک نقشه استراتژیک و نگرش کلان می‌باشد. جالب آن که آنچه در مباحثات و مجادلات داخلی انگلیس در مورد خاورمیانه رخ می‌دهد کمکی به دولت بوش می‌باشد.

رابرت هانتر (Hunter) مشاور مؤسسه راند گفت که سیاست آمریکا در خاورمیانه در طی زمان در حال تغییر است. نفوذ محافظه‌کاران جدید نسبت به گذشته کمتر شده است. آمریکا فاقد یک دیدگاه استراتژیک کلان است آمریکا در عراق باید موفق شود و نمی‌تواند از عهده شکست خوردن برآید. آمریکا برای تسخیر قلوب و دل‌ها در عراق به کمک غیر غربی‌ها احتیاج دارد. آمریکا در عراق به ناتو نیازمند می‌باشد. آمریکا و اروپا برای سامان دادن به خاورمیانه به یکدیگر احتیاج دارند.

استیفن گمپرتز (Stephane Gompertz) کارشناس وزارت خارجه فرانسه اظهار داشت، که آمریکا و اتحادیه اروپا، سوار یک قایق مشترک هستند و باید با هم همکاری کنند و جالب آن که در طول جنگ عراق، علیرغم جو تبلیغاتی بین فرانسه و آمریکا، سرویس‌های اطلاعاتی دو کشور، همکاری بسیاری نزدیکی در مبارزه با تروریزم و مبادله اطلاعات در این زمینه داشتند. وی در عین حال اظهار داشت که در دولت بوش، گرایش‌های ایدئولوژیک وجود دارد. دولت بوش در پی ساده کردن مسائل پیچیده است و تمایل به بکار بردن نیروی نظامی را نشان می‌دهد. افکار عمومی آمریکا، احتیاج به یک دشمن دارد. صدام زمانی این دشمن مطلوب بود و الان عرفات یک دشمن قلمداد می‌گردد. دشمن معرفی کردن عرفات، نتیجه عکس می‌دهد.

در ادامه مباحث این جلسه بیان شد که موضوع عراق و خاورمیانه در مبارزات انتخاباتی آمریکا مطرح خواهد شد ولی مردم آمریکا منطق به جنگ رفتن علیه صدام را زیر سؤال نخواهند برد. به طور کلی کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا براساس سیاست خارجی، برنده نمی‌شوند، سیاست خارجی نقطه بردن نیست، بلکه نقطه باختن است. همچنین بیان شد که عراق مثل ویتنام نخواهد شد چون شرایط متفاوتی وجود دارد.

5. منازعه اعراب و اسرائیل: در این بحث بسمه قدمانی از قاهره گفت: انتفاضه، قیامی علیه اسرائیل و همچنین قیامی علیه نحوه حکومت فلسطینی‌ها بود. در حال حاضر در داخل فلسطین تعدادی خشونت را رد می‌کنند و به این واقعیت رسیده‌ا ند که خشونت سودمند نیست. در دو طرف منازعه چنین گرایش‌هایی در حال مطرح شدن است. استعفای رئیس شورای امنیت ملی اسرائیل در این راستا باید قلمداد گردد. یکی از مشکلاتی که با پروسه صلح اسلو وجود داشت این بود که این پروسه خیلی نخبه‌گرایانه بود و مباحث در حلقه‌های بسته نخبگان دو طرف دنبال می‌شد. باید پروسه صلح دمکراتیک شود و تمام عناصر دو جامعه درگیر، نقش داشته باشند. یکی از مواردی که می‌تواند در این راستا به حل مسأله کمک کند مدل حل منازعه سیاهان و سفیدان در آفریقای جنوبی است که فراگیر بود و نخبگان و مردم را به طور همزمان دربرمی‌گرفت. همانگونه که مدل ایجاد مناطق موسوم به بانتوستان در آفریقای جنوبی در جداسازی سیاهان و سفیدان کار نکرد مدل جداسازی فعلی در فلسطین بخاطر در تضاد بودن با واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی کار نخواهد کرد و دیوارسازی اسرائیل جواب نخواهد داد. نهایتاً باید فرمول دو دولت را تحقق بخشید و این نیاز به درگیر شدن جامعه بین‌المللی دارد.

مارک هلر از مرکز مطالعات استراتژیک جافا گفت که با توجه به شرایط بوجود آمده، امکان سازشی وجود ندارد. چون فلسطینی‌ها دستورالعمل مطلق‌گرایانه سنتی حذف و نابودی اسرائیل و عدم پذیرش آن را دنبال می‌کنند. مشکل وجود چنین دیده‌گاه‌هایی است. به خاطر شرایط موجود، گرایش جامعه اسرائیل به صلح کم شده است.

خلیل شقاقی از مرکز تحقیقات فلسطین در رام‌الله گفت: فلسطینی‌ها تا زمانی که راه‌حل نهایی و مشخص شده‌ای وجود نداشته باشند نمی‌توانند از مسیر فعلی دست بردارند. نمی‌توان یک دولت فلسطینی با مرزهای نامشخص داشت. نقشه راه به خاطر فقدان یک نگرش همه‌جانبه شکست خورده است. از آنجا که برنامه نقشه راه، تغییر رژیم فلسطینی‌ها در قالب ایجاد اصلاحات بود، با شکست روبرو شد. برنامه نقشه راه در مرحله اجرائی، گذاشتن فلسطینی‌ها در مقابل هم و ایجاد یک جنگ داخلی بود. هدف از تضعیف عرفات، تضعیف موضع فلسطینی‌ها در مذاکره بود.

راه‌حل آن است که نگرشی برای راه‌حل‌ نهایی عرضه شود و بحث باطل تغییر رژیم به کنار زده شود. اوضاع وخیم‌تر خواهد شد. هر دو طرف بر این باورند که خشونت جواب طرف مقابل است. روش اسرائیل در کشتن رهبران حماس نیز جواب نخواهد داد و حماس جنبشی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است و یک سوم فلسطینی‌ها را با خود دارد و کشتارهای اسرائیل بر قدرت توسعه‌ای و همه‌جانبه آن خواهد افزود.

در مجموع این کنفرانس روشن ساخت که از بعد از حمله آمریکا به عراق، اوضاع در منطقه خاورمیانه بسیار پرتنش می‌باشد. این تنش‌ها، لایه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی فراوانی دارند و چشم‌اندازی برای حل فوری آن‌ها وجود ندارد. در ضمن در چشم‌اندازی مقایسه‌ای، کنفرانس نشان می‌داد که وضع ایران نسبت به دیگر کشورهای منطقه‌ای، در ابعادی بسیار بهتر است. در عین حال چالش‌ها هم وجود دارند. مهم آن است که ایران بتواند در کنار حفظ ثبات، امنیت و آرامش خود، نقشی منطقه‌ای ایفاء کند و این خود در گرو چگونگی مدیریت بحران‌های بین‌المللی سیاست خارجی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات