تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۶۶۸۷
اعتراف روز هفتم

اشتباهات استراتژیک و اشتباهات تاکتیکی


بابک مهدیزاده

*آیا شده در سیاست کاری انجام داده باشید که الآن از آن پشیمان باشید؟

**سعدی علیه رحمه در 700 سال پیش فرمود آدم باید دو بار عمر کند؛ یک‌بار تجربه پیدا کند و یک‌بار هم آن تجربه‌ها را به‌کار ببندد. چه کسی می‌تواند در این دنیا ادعا کند که در طول 60 سال مبارزات ملی دچار اشتباه نشده است. قطعا ما هم اشتباهاتی مرتکب شده‌ایم.

*در کجاها اشتباه کردید؟

**اوه، شما می‌خواهید من سیاهه اشتباهاتم را بگویم(می‌خندد). بله، ما باید دو نوع اشتباه را از هم تشخیص دهیم. یک نوع اشتباهات استراتژیک است و یک نوع اشتباهات تاکتیکی. من علی‌الاصول در مجموع فعالیت‌های گذشته‌ام اشتباه استراتژیک نمی‌بینم. یعنی ما هر فعالیتی کردیم برای حقوق و آزادی‌های مردم و برای تحقق حاکمیت ملت بوده و این مبارزات استراتژیک هیچگاه اشتباه نبوده اما در تاکتیک‌ها بله، اشتباهاتی صورت گرفته که می‌توان آنها را مورد بررسی قرار داد.

*مهم‌ترین اشتباهاتتان کدام‌ها بوده‌اند؟

**خب الآن نمی‌خواهم به بعضی از اشتباهات خودم در شرایط موجود اقرار و اعتراف کنم.(می‌خندد)

*چرا؟

**حالا می‌گویم. ایرادی ندارد. اشتباه اول این بود که من عامل اصلی بودم که مهندس بازرگان نخست‌وزیری را بپذیرد اما ما بایستی با قول و تعهدات بیشتری قبول مسوولیت می‌کردیم. ما و مهندس بازرگان نباید به آن سرعت مسوولیت دولت موقت را می‌پذیرفتیم بلکه اگرچه پذیرش‌اش درست بود اما باید با تمهیدات بیشتری قبول می‌کردیم.

*بسیاری از مهندس بازرگان انتقاد می‌کنند که چرا در مقابل فشارها نایستاد. آیا استعفای دولت موقت اشتباه نبود؟

**نه، با اطلاعاتی که ما در آن موقع داشتیم اگر دولت موقت استعفا نمی‌داد مسائل دیگری مطرح می‌شد که پیامدش به مراتب بدتر بود.

*چه مسائلی؟

**اطلاعاتی به دست ما رسیده بود، که عده‌ای می‌خواهند در وزارتخانه‌ها با جنجال و هیاهو از ورود وزرا جلوگیری کنند اگر چنانچه دولت موقت پیش دستی نمی‌کرد و استعفا نمی‌داد همان نیروها چنین کاری را هم با دولت موقت می کردند. بنابراین اختیار دولت به دست کسانی می‌افتاد که معلوم نبود از کجاها دستور می‌گیرند.

*اما مهندس بازرگان همواره مورد حمایت امام بودند و شما هم که از یاران نزدیک امام در پاریس بودید. یعنی نمی‌توانستید باتوجه به نزدیکی‌تان با امام جلوی این فشارها را بگیرید؟

**نه، نمی توانستیم. چون وقتی انقلاب شد همه مردم به کوچه و خیابان آمدند.اکثریت جمعیت هم مردم عامی و عادی هستند و روشنفکران دینی و عرفی سرجمع یک اقلیت عددی را تشکیل می‌دادند. طبیعی بود که توجه رهبر انقلاب به اکثریت مردم باشد و عامل ارتباط اصلی با آن مردم هم مساجد و تکایا و 180 هزار روحانی در سراسر ایران بودند.

پس عملا امام خمینی به آن نیروها توجه داشتند و ما در مقام رقابت با آنها نبودیم که بتوانیم کاری بکنیم. اضافه بر این خود روشنفکران هم اختلافات خیلی اساسی بین خودشان داشتند و نتوانستند هماهنگی به وجود بیاورند.

*شما با عباس امیرانتظام رابطه خوبی نداشتید. حتی می‌گویند که شما از او در دادگاه حمایت خوبی هم نکردید. آیا درست است؟

**نه این حرف‌ها بی‌ربط است. من در دادگاه حضور پیدا کردم و از او حمایت کردم. من وزیر خارجه دولت مهندس بازرگان بودم و اتهاماتی که به آقای امیرانتظام نسبت داده بودند به ما هم برمی‌گشت. به همین دلیل از ایشان حمایت کردیم. اما بله، اختلاف بین ما بود. اما اختلاف در دیدگاه‌ها به این معنا نبود که از او حمایت نکنیم.

*آیا این اختلافات در بین وزرا و استعفای زودهنگام آنها از کابینه دلیل تضعیف کابینه نبود؟

**اختلاف یک چیز است و وسط کار رها کردن چیز دیگر. ما نمی‌توانیم در بهترین شرایط هم انتظار داشته باشیم همه همکاران یک نخست‌وزیر باهم اختلاف نداشته باشند. اما تضعیف دولت موقت چیز دیگری است. آن چیزی که به نظر من درست نبود این بود که به‌رغم اختلافات بین وزرا دولت موقت نباید تضعیف می‌شد.

*نظر شما درباره شرکت‌تان در انتخابات دومین شوراها چیست؟

**در انتخابات شوراهای دور دوم شاید اشتباه ما این بود که باید در یک صورت شرکت می‌کردیم و آن اینکه اصلاح‌طلبان به یک لیست مشترک می‌رسیدند.

*در انتخابات ریاست جمهوری دکتر معین شعارهایی در خصوص تشکیل جبهه دموکراسی‌خواه دادند. اما حال که دو سال از آن روزها می‌گذرد این جبهه با موانع زیادی رو‌به‌رو شده است. با این اوصاف فکر می‌کنید شرکتتان در انتخابات به‌خاطر یک شعار درست بود؟

**شرکت ما در انتخابات درست بود و اگر چنانچه یک حزبی براساس تحلیل‌های خودش در انتخابات شرکت می‌کند طبیعی است که یا کاندیدای خودش را بدهد که ما را رد کردند یا اینکه می‌بایستی از کاندیداهای موجود یکی را انتخاب کنند و از میان آنها هم خیرالموجودین را معین تشخیص دادیم.

*و در مورد جبهه دموکراسی‌خواهی؟

**اصل اینکه جبهه‌ای به نام دموکراسی‌خواهی تشکیل شود غلط نبود اما دلیلی وجود ندارد که ما هر برنامه‌ای که می‌گذاریم موفقیت‌آمیز باشد. موانع و عللی بر سر راه تشکیل این جبهه وجود دارد که ما اکنون نمی‌خواهیم آن دلایل را عنوان کنیم.

*در این مورد هیچ انتقادی به خودتان وارد نمی‌دانید؟

**ترجیح می‌دهیم کسانی که از بیرون نگاه می‌کنند ما را نقد کنند و از این بابت خوشحال هم می‌شویم.

*چرا همفکران شما دستگیر می‌شوند اما خودتان نه؟

**اگر نمی‌آمدم به ایران قابل سرزنش بودم اما وقتی برای سخنرانی در چند دانشگاه به آمریکا رفتم در یک آزمایش پزشکی تشخیص دادند که مبتلا به سرطان هستم. وقتی با دوستانم مشورت کردم همه توصیه کردند که خودم را در آمریکا درمان کنم. وقتی در اواخر اسفند 79 و اوایل فروردین 80 نهضتی‌‌ها را گرفتند، من درحال شیمی‌درمانی بودم. همان موقع هم اعلام کردم به محض اتمام درمان به ایران بازخواهم گشت. وقتی هم آمدم حکم بازداشت هم داده بودند و به موجب این حکم هم برای بازداشت من به فرودگاه آمده بودند اما شورای عالی امنیت ملی گفت که وقتی خودش با پای خودش به ایران آمده لزومی ندارد که او را بازداشت کنیم بنابراین یک گروه آمده بود بنده را بازداشت کند و یک گروه هم آمده بودند که از بازداشت ممانعت به عمل آورد. اما بعدا 52 جلسه بازجویی پس دادیم ولی دادگاه ما تشکیل نشد.

*خیلی از احزاب و جریانات دچار تغییرات فکری می‌شوند. اما نهضت آزادی با حفظ نیروهای مسن خودش آیا دچار این تغییرات شده است؟

**نهضت آزادی به جریان روشنفکری دینی تعلق دارد که متاثر از آموزه‌های قرآنی است. بنابراین نهضت آزادی ایران در جهت مبانی فکری دچار هیچگونه تغییر و تحولی نشده است. به جهت سیاسی هم جریانی است که به‌دنبال برقراری حاکمیت قانون و ملت است. بنابراین از این جهت هم دچار نوسانات نشده است. در عین حال نهضت عضوگیری می‌کند اما بی‌بی از بی‌چادری خانه‌نشین است. وقتی حتی نمی‌توانیم یک جلسه آموزشی برای اعضای جدیدمان بگذاریم چطور می‌توانیم خودمان را توسعه بدهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات