مهسا امرآبادی
«در شرایط کنونی باید ایستادگی و مقابله کرد و بت آزادی را شکست.» آیتالله دوباره فعال شده است. آیتالله مصباحیزدی که در دولتهای نهم و دهم ترجیح میداد در نقش حامی جدی دولت ظاهر شود، بهنظر میرسد در این دوره احساس تکلیف میکند تا انتقادهایش از سیاستهای دولت یازدهم را تبیین کند. او ردایی را بر تن میکند که زمانی نهچنداندور در دوره ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی نیز بر تن کرده بود. آیتالله؛ گویی بازهم میخواهد نقدها و مخالفتهایش با دولت غیرهمسو را تبیین کند و شاگردان و هوادارانش را برای نقد سیاستهای خارجی و داخلی دولت، مهیا کند.
«تسنیم» گزارش داد که آیتالله محمدتقی مصباحیزدی در همایش «راهکارهای اجرای اصل هشتم قانوناساسی (امربهمعروف و نهیازمنکر)» که در موسسه امامخمینی(ره) برگزار شد، گفته است: «این یک اصل طبیعی است که آدمها به آزادی علاقهمند هستند و فرهنگ جهانی نیز به آزادی تاکید دارد که این فرهنگ جهانی دولتهای زیادی را تحتتاثیر قرار داده است بهویژه ایران نیز تحتتاثیر همین آزادی قرار گرفته است، البته پرچمدار این حرکت آمریکاست که بتی از آزادی ساخته تا همه آن را پرستش کنند.»
بنیانگذار و مدیر موسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی(ره) افزود: «در ایران، روشنفکران ما نیز تحتتاثیر این فرهنگ غرب هستند، تا جایی که در دولت قبل از وزیر فرهنگ و ارشاد میپرسند که شما برای فرهنگ چهکاری انجام دادهاید، جواب داد آزادی را برای مردم به ارمغان آوردهایم.»
مصباحیزدی با اشاره به لابیهای سیاسی برای رسیدن به قدرت، عنوان کرد: «وقتی که برای کسب قدرت با یهودیها در این نظام لابی میکنند نمیتوان انتظار داشت که دغدغه فرهنگ را داشته باشند و برای رفع آن تلاش کنند. در شرایط کنونی باید ایستادگی و مقابله کرد و بت آزادی را شکست و قدم در راه صحیح گذاشت یا اینکه میتوان پای در راه شیطان و هوای نفس و آزادی گذاشت.»
آیتالله مصباحیزدی، از فعالان سیاسی پرتلاش است؛ چه زمانی که در نقد سیاستهای دولت خاتمی، از تریبون نمازجمعه تهران استفاده میکرد و چه زمانی که با دفاع از دولت محمود احمدینژاد، هواداران خود را به حمایت از رییس دولت نهم و دهم فراخواند و «جبهه پایداری» نیز بهعنوان تشکلی نزدیک به دیدگاههای آیتالله مصباحیزدی راهاندازی شد تا محملی برای بهبارنشستن نقشآفرینی سیاسی- انتخاباتی وی باشد.
اعضای این جبهه، هرچند، موفق شدند چند نامزد خویش را راهی «بهارستان» کنند اما اختلافنظر آیتالله مصباحیزدی با دونفر دیگر از اضلاع ریشسفیدان اصولگرایی یعنی آیتالله یزدی و آیتالله مهدویکنی، از گسترش و تعمیق نفوذ آیتالله مصباحیزدی کاست و حتی پس از انتخابات ریاستجمهوری اخیر، آیتالله یزدی از نگرانیاش نسبت به ازهمپاشیدگی «جامعه مدرسین» حوزه سخن گفت.
آیتالله مصباحیزدی، با همراهی برخی از شاگردانش مانند قاسم روانبخش، موسسهای بهنام «پرتو» تاسیس کرد.
در زمان ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی، بهدلیل مخالفتهای صریح و انتقادهای تند از رییسجمهور و اندیشههای اصلاحطلبان، در اردوگاه اصولگرایان آوازهای یافت و به یکی از چهرههای آنان تبدیل شد که در مسیر ترغیب حوزههای علمیه و طلاب برای مخالفت با سیاستهای فرهنگی و اجتماعی دولت خاتمی، گام برمیداشت و میکوشید، منتقدان سیاسی دولت را علیه خاتمی متحد کند. هرهفته از تریبون نمازجمعه تهران، به نقد تئوریک دولت اصلاحات و تشریح ویژگیهای حکومت اسلامی موردنظرش میپرداخت.
پس از دوران خاتمی، آیتالله، دیگر تمایلی به حضور پررنگ در عرصههای عمومی نداشت چه آنکه دولت متبوع و رییسجمهور موردحمایتش بر سر کار بود و گویی نگرانیهایش درخصوص سیاستهای فرهنگی و اجتماعی دولت کمتر شده بود. اما آیتالله تمایل داشت تا حضوری غایبانه داشته باشد، حضوری در پشت صحنه و با رویکرد حمایتی تام و تمام از دولت احمدینژاد. شاید بتوان نخستین حضور غایبانه مصباح را در انتخابات مجلس نهم ارزیابی کرد. او با گردآوری افراد همفکر و همراهش در «جبهه پایداری» بهعنوان پدر معنوی این جبهه تلقی شد.
آیتالله مصباحیزدی، دولت احمدینژاد را با تمام قوا حمایت کرد و این پشتیبانی تا بروز اختلافاتی درباره حضور مشایی در دولت ادامه داشت یعنی تا زمان معرفی مشایی بهعنوان معاون اول رییسجمهور. اینبار او نتوانست از نفوذ خود برای دورکردن مشایی از احمدینژاد و دولت استفاده کند و پس از آن بود که از احمدینژاد ناامید شد و به هفتهنامه «شما» نشریه حزب«موتلفه اسلامی»، گفت بیش از ۹۰درصد احتمال میدهد که احمدینژاد را شخصی (مشایی) سحر کرده باشد.
انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، صحنه مهمی برای افزایش نقشآفرینی ایشان بود. حامیان آیتالله مصباح یزدی تمام تلاش خود را به کار بستند تا نامزد مطلوب آیتالله، گزینه نهایی و واحد اصولگرایان در انتخابات شود. کامران باقری لنکرانی، نامزدی بود که آیتالله در توصیف وی گفت: «من در پیشگاه الهی شهادت میدهم در بین کسانی که در یازدهمین دوره ریاستجمهوری کاندیدا شدهاند جناب اقای دکتر لنکرانی اصلح هستند و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی در نامه 80ساله من باشد.»
با این حال، این «اصلحترین» نامزد، بهصورت ناگهانی و پیش از اعلام نتایج بررسی صلاحیتها از ادامه رقابت انصراف داد و آیتالله بهجای «اصلحترین» کاندیداها، سعید جلیلی دبیر شورایعالی امنیت ملی را بهعنوان نامزد مورد حمایت برگزید و تاکید کرد: «بعد از آقای باقریلنکرانی همه دوستان ما تشخیص دادند که اصلح آقای جلیلی است و امیدواریم که احیای ارزشهای اسلامی بهدست ایشان اتفاق بیفتد و ایشان بهترین یاور رهبری باشند.» البته جلیلی نیز در رقابت با حسن روحانی، نتیجه انتخابات را واگذار کرد.
اکنون؛ دولت غیرهمسو با آیتالله سرکار آمده و بهنظر میرسد او میخواهد به نقش هشتسال پیش خود بازگردد. اینبار اما این توانایی را داشته است تا مخالفان را از حوزهها به دانشگاهها بکشاند و الان دیگر جبههای منتسب به خود دارد که میتواند همایش برگزار کند و آزادانه در همایشهای گوناگون دولت بر سرکار را به نقد بکشد.
او نخستین مخالفت جدی خود را بعد از سخنان رییسجمهور در مورد منتقدان مذاکرات هستهای بیان کرد و گفت: «متهم میکنند به بیسوادی و کم فهمی و کج فکری و چیزهای دیگر، اینها خودشان نصیحت خدا و پیغمبر است، دوست نمیدارید کسی شما را نصیحت کند و از شما انتقاد کند، میگویید انتقاد را دوست داریم و حق با مخالف است ولی دروغ میگویید، طاقت شنیدن یک جمله را ندارید» سخنان روز پنجشنبه آیتالله مصباح، بیانگر ورود وی به نقد تئوریک و عملی دولت تدبیر و امید است.
بر اساس تجربه انباشته پیشین میتوان پیشبینی کرد، آیتالله مصباحیزدی با افزایش تعداد و عمق انتقادها به دولت روحانی، نقشی مشابه دوره دولت اصلاحات ایفا کند و طبیعی است که در این تلاش، پیروان و حامیان آیتالله نیز در حوزه «نظر» و «عمل»، او را تنها نخواهند گذاشت که این به معنای، داغترشدن سیاستورزی در پهنه رقابت سیاسی ایران زمین خواهد بود.