1. کلیات
1-1. طرح مسئله
در ادبیات راهبردی، «دفاع» بر اساس مجموعه عوامل گوناگونی از جمله موقعیت ژئوپلیتیک، ناهمواریها، عوامل کمی و کیفی انسانی، فرهنگ راهبردی، تجهیزات نظامی، فناوری و ... تحلیل میشود. پیشرفت سریع و شگفتانگیز فناوری ارتباطی و اطلاعاتی در سالهای اخیر، مفهوم دفاع را از بنیان دچار تحول کرده است. اگرچه نمیتوان نقش عوامل سختافزاری را نادیده گرفت، اما با توجه به تحول مفهوم قدرت، نقش عوامل نرمافزاری در دفاع به شدت در حال افزایش است. به همین دلیل، مطلوبیت و همچنین کارآمدی «قدرت نظامی» برای دفاع و امنیتسازی منطقهای و بینالمللی کاهش یافته است و بررسی روندها، نشاندهندۀ افزایش بیش از پیش مؤلفههای جدید قدرت به ویژه قدرت نرم در امنیت ملی کشورهاست. در سالهای اخیر اختراعها و فناوریهای جدیدی در حوزۀ ارتباطات ایجاد شده و عناصر جدیدی وارد نظام بینالملل شده است. این فناوریها محیط بینالمللی قرن 21 را رسانهای کرده و ماهیت بسیاری از مسائل از جمله نبرد و دفاع را متحول کردهاند. مسئلۀ این مقاله آن است که چگونه میتوان از ظرفیتهای دیپلماسی عمومی نوین به عنوان یک مقولۀ نرمافزاری در راستای دفاع همهجانبه بهره گرفت؟
1-2. پرسش تحقیق
رابطۀ فناوریهای جدید ارتباطی ـ که در «وب 2» تجلی یافتهاند ـ با دفاع همهجانبه از انقلاب اسلامی چگونه است؟
1-3. فرضیۀ تحقیق
انقلاب اسلامی با دفاع همهجانبه استقرار یافت و با همین راهبرد، تهدیدهای مختلف را پشت سر گذاشته و استمرار یافته است. فناوریهای جدید ارتباطی ـ به ویژه وب 2 ـ دارای ویژگیهای خاصی هستند که امکان تحقق دفاع همهجانبه از جمهوری اسلامی توسط آنها وجود دارد. این مسئله در پرتو دیپلماسی عمومی نوین، امکانپذیر است.
1-4. روش تحقیق
نوشتار حاضر با روش تحلیل کیفی، رابطۀ میان «دیپلماسی عمومی نوین» و «دفاع همهجانبه» را در جمهوری اسلامی ایران تبیین میکند.
1-5. پیشینۀ تحقیق
این نوشتار رابطۀ میان «دیپلماسی عمومی نوین»، «فناوریهای جدید ارتباطی ـ وب 2» و «دفاع همهجانبه» را بررسی میکند. دربارۀ رسانههای نوین ارتباطی به ویژه وب 2 در حوزۀ فنی و اجتماعی پژوهشهای فراوانی انجام شده است. دربارۀ دیپلماسی رسمی و عمومی سنتی و نیز دیپلماسی عمومی و رسانههای جدید ارتباطی نیز پژوهشهایی انجام شده است (نیکآئین، تابستان 1388؛ بیات، 1385؛ میلسن، 1389؛ Kelley, April 2011; Hayden, 19 February 2010; Gilboa, Oct 2006; Morozov, Winter 2010; Saddiki, Winter 2006; Nancy and Taylor, 2009).
همچنین دربارۀ دفاع همهجانبه نیز پژوهشهای فراوانی انجام شده است (کیوان حسینی، 1381 و 1384 و خانی، زمستان 1376)، اما در مورد رابطۀ میان «دیپلماسی عمومی نوین»، «فناوریهای جدید ارتباطی» و «دفاع همهجانبه»، پژوهش مستقلی انجام نشده است.
1-6. سازماندهی تحقیق
ابتدا چیستی دیپلماسی عمومی نوین و عوامل مؤثر در شکلگیری آن بررسی میگردد، پس از آن ظرفیتهای دیپلماسی عمومی نوین برای دفاع همهجانبه مورد مطالعه قرار گرفته و در انتها نیز دفاع همه جانبۀ مجازی بر سر نام خلیجفارس، به عنوان نمونهای از میزان کارکرد دیپلماسی عمومی نوین، مورد اشاره قرار میگیرد.
2- چیستی دیپلماسی عمومی نوین
در این مقاله، دیپلماسی عمومی با پسوند «نوین» بررسی میشود. این صفت بیانگر تحولی است که در دیپلماسی ایجاد شده است. بنابراین پیش از بررسی ظرفیت و چگونگی استفاده از دیپلماسی عمومی نوین در دفاع همهجانبۀ جمهوری اسلامی، ضروری است دربارۀ اصطلاح «دیپلماسی عمومی نوین» توضیحاتی داده شود تا تفاوتهای آن با دیپلماسی عمومی مشخص شود. همچنین از آنجا که فناوریهای جدید ارتباطی به ویژه وب 2، در تحول مفهوم دیپلماسی و پیدایش دیپلماسی نوین، نقش تعیینکننده دارند، بنابراین باید چگونگی تأثیرگذاری آن بر دیپلماسی عمومی نوین نیز تحلیل شود.
2-1. دیپلماسی رسمی
بازیگران سیاسی در طول تاریخ، دیپلماسی را به مثابۀ یکی از مهمترین ابزارهای تأمین و دفاع از منافع و امنیت خویش به کار گرفتهاند. طبیعی است که دیپلماسی بر اساس مؤلفههای گوناگون از جمله فناوری ارتباطات و اطلاعات، متحول شده است. سابقۀ دیپلماسی در مفهوم کلی آن به پیدایش واحدهای سیاسی و تشکیل امپراتوریها و دولتها در تاریخ بشر باز میگردد.
این واحدها، از دیپلماسی به مثابه مجرای تماسی برای اعلام مواضع، گردآوری اطلاعات و راضی یا قانع کردن یک کشور برای حمایت از مواضع خود (Fransworth, 1992:179) استفاده کرده و آن را در خدمت دفاع از خویش قرار میدادند. اینگونه دیپلماسی که «دیپلماسی رسمی» نامیده میشود و مدیریت روابط کشورها با یکدیگر و میان کشورها با دیگر بازیگران بینالمللی را شامل میشود، تاکنون به عنوان نظامی اطلاعاتی برای بیان و دفاع از منافع و اعلان تهدیدها و هشدارها به کار گرفته شده است (Bartson, 1997:1).
2-2. دیپلماسی عمومی سنتی
اگرچه دیپلماسی رسمی همچنان در عرصۀ دفاع به کار گرفته میشود، اما فناوریهای ارتباطی باعث تحولی بزرگ در این مفهوم و پیدایش «دیپلماسی عمومی» شدهاند. این تحول نیز دارای سابقهای طولانی است. لرد پالمرستون، وزیر امور خارجۀ وقت انگلیس هنگامی که اولین تلگراف را در سال 1840 دریافت کرد، گفت: «خدای من، این پایان دیپلماسی است» (Saddiki, Winter 2006: 94) منظور وی، آغاز دورهای جدید در دیپلماسی رسمی بود.
هرچند اصطلاح دیپلماسی عمومی در سال 1965 توسط ادموند گولیون، دیپلمات و محقق آمریکایی به مثابۀ ابزار سیاست خارجی به کار برده شد و در دهۀ 1990 مورد استفاده عام قرار گرفت، اما سابقۀ پیدایش این اصطلاح به سال 1851 در روزنامۀ تایمز لندن میرسد (Nancy and Taylor, 2009: 19-22). در حالی که در دیپلماسی رسمی، فقط از امکانات اولیۀ ارتباطی و به تعبیر مکلوهان، «کهکشان شفاهی» استفاده میشد، با پیدایش فناوری ارتباطات، دیپلماسی رسمی متحول شد. پیش از اختراع تلگراف، با اختراع ماشین چاپ در قرن پانزدهم، مقیاس ارتباط رسمی با دولتهای خارجی به میزان زیادی تغییر کرده بود (میلسن، 39:1389).
دیپلماسی عمومی، در واقع مجموعهای از سازوکارهاست که به واسطۀ آن، سیاست خارجی یک کشور برای عامۀ مردم آشکار میشود؛ یعنی مردم هدف اصلی هستند و باید اطلاعات را به آنها منتقل کرد. دیپلماسی عمومی، معطوف به مخاطبان خارجی است و هستۀ اصلی دیپلماسی آن، ارتباط هدایت شده با افراد خارجی به منظور تأثیر گذاشتن بر افکار آنها و سرانجام تأثیر گذاشتن بر دولتهای آنهاست (گیلبوا، 80:1388).
هانس. تاچ در تعریف دیپلماسی عمومی میگوید: «فرایندی برای ایجاد ارتباط با مردمان خارجی و تلاشی برای به وجود آوردن درکی مطلوب از ایدهآلها و آرمانها، فرهنگ و نهادهای آنها و همینطور سیاست و هدفهای ملی برای آن مردم است» (میلسن، 54:1389-53).
2-3. دیپلماسی عمومی نوین
با توجه به پیشرفتهایی که در سالهای اخیر در حوزۀ ارتباطات و اطلاعات انجام شده است، دیپلماسی عمومی نیز متحول شده و تحت دو عنوان «دیپلماسی عمومی سنتی» و «دیپلماسی عمومی نوین» مطرح میشود. گونۀ نوین دیپلماسی عمومی بیش از هر عاملی، متأثر از رسانههای جدید ارتباطی است. گفته میشود اگر عمر 3600 سالۀ تاریخ گذشته به 24 ساعت تشبیه شود، تحولات مهم در حوزۀ ارتباطات و اطلاعات در همین دو دقیقۀ آخر انجام شده است (زورق، 132:1386).
البته در آخرین ثانیههای انقلاب ارتباطی و اطلاعاتی، اختراعهایی شده است که قابل مقایسه با بقیۀ دو دقیقه نیست. موج جدید اختراعها که میتوان تجلی آن را در وب 2 مشاهده کرد، در مدت بسیار کوتاهی، ماهیت بسیاری از مسائل سیاسی و دفاعی را متحول کرده است.
تا پیش از پیدایش رسانههای جدید، کشورهای مختلف به تناسب توانایی، آموزهها و راهبردهای سیاسی ـ نظامی خود، از دیپلماسی عمومی سنتی استفاده میکردند، اما در رسانههای جدید نیز انقلابی رخ داد که ماهیت خود آنها و به تبع، دیپلماسی عمومی سنتی را متحول کرد. در حالی که در دهۀ 1990 با ترکیب تلفن، رایانه و تلویزیون، اینترنت اختراع شد و شبکۀ جهانی یا وب 1 به وجود آمد، فناوری ارتباطی در یک تغییر ماهوی از سال 2004 وارد عصر وب 2 شد. از این مقطع است که دیپلماسی عمومی نوین مطرح میشود و قالب فکری جدیدی در موضوع دفاع وارد ادبیات راهبردی میشود.
وب 2 پس از برگزاری همایشی با همین عنوان در سال 2004 و توسط «تیم او. ریلی» از برگزار کنندگان این همایش، مطرح و سپس رایج شد (صابری و صدیقی، 9 دی 1386). وب 2 در واقع پدیدهای است که در خصوص چگونگی استفاده از فناوری و طراحی وبگاهها در اینترنت رایج شده است. وبگاهها یا خدمات اینترنتی که امکان تبادل اطلاعات را میان کاربران فراهم میکنند، یا به آنها اجازۀ تولید یا دستکاری در اطلاعات را میدهند، اغلب، وب 2 تلقی میشوند.
در وب 2، دیگر محدودیت سختافزاری مطرح نیست و حالت فیزیکی دسترسی به اطلاعات محدود به یک رایانۀ ثابت نیست و به طور کلی، آن دسته از تجهیزات همراه که قابلیت فیزیکی اطلاعات را در اختیار کاربر قرار میدهند، در وب 2 قابل استفاده هستند. در فناوری وب 2، گوشیهای تلفن همراه، تلویزیونهای رایانهای و دوربینهای خودکار و... میتوانند بدون واسطه با اینترنت ارتباط برقرار کنند، داده بگیرند و خود بر غنای محتوای آن بیفزایند. با توجه به مطالب فوق میتوان نتیجه گرفت که وب 2 به معنی مشارکت همگانی در تولید، ارائه و پردازش اطلاعات میباشد.
یکی از پیامدهای بسیار مهم وب 2 که به دیپلماسی عمومی نوین و دفاع همهجانبه مربوط میشود، ایجاد شبکههای جدید اجتماعی است. یک شبکۀ اجتماعی، وبگاه یا مجموعهای از وبگاههاست که برای کاربران این امکان را فراهم میکند تا علاقهمندیها، افکار و فعالیتهای خودشان را با دیگران به طور متقابل به اشتراک بگذارند. اهمیت شبکههای اجتماعی در آینده به حدی است که جوزف نای؛ نظریهپرداز مهم قدرت نرم پیشبینی میکند که انقلاب اطلاعاتی، سلسله مراتب دیوانسالارانه را برخواهد انداخت و شبکهای اجتماعی را جایگزین نهاد دولت ـ ملت خواهد کرد. وی شبکههای اینترنتی را بُعد جدید قدرت در قرن 21 میداند. نای از دو نوع تغییر قدرت در قرن اخیر صحبت میکند که انتقال قدرت و انتشار قدرت هستند. به نظر وی، انتقال قدرت، یک امر معمول بوده و قدرت همواره منتقل شده است، اما در سالهای اخیر، موضوع انتشار و تقسیم قدرت نیز مطرح شده است (Nye, 11 February 2011).
یکی از پیامدهای مهم شبکههای اجتماعی، پیدایش جنبشهای جدید اجتماعی است. در حالی که ساختار سازمانی جنبشهای قدیمی به تمرکزگرایی و تصمیمگیری متمرکز تأکید داشت، جنبشهای اجتماعی جدید، بیشتر حالت غیر سازمانی و شبکهای دارند. این جنبشها کوششی هماهنگ و مستمر هستند که توسط یک یا چند گروه اجتماعی برای رسیدن به هدف یا هدفهای مشترک دنبال میشود.
در عصر وب 2 و شبکهها و جنبشهای جدید اجتماعی، کارکرد و بازیگران دیپلماسی نیز تغییر کردهاند. الکساندر لنون این تغییر را اینگونه بیان میکند: «یک نسل پیش، گروههای کوچکی از افسران بخش (سرویس) خارجی آمریکا با ماشینهای جیپ خود به مناطق داخلی آمریکای لاتین و دیگر مناطق دور دست جهان میرفتند تا فیلمهای سینمایی جذاب را برای مخاطبان پخش کنند، و در همان حال، دیپلماتهای آمریکایی در شهرها و پایتخت، رهبران آینده را شناسایی میکردند و آنها را از طریق برنامههای مبادلاتی برای گسترش ارزشهای آمریکایی به این کشور میفرستاندند، اما حالا شرایط تغییر کرده و تعداد و پیوستگی بازیگران دیپلماسی عمومی به شکل قارچگونه افزایش یافته است... امروزه سازمانهای غیردولتی و اشخاص به طور فزایندهای اغلب با مهارت و موفقیت، هدفهای خود را در صحنۀ عمومی جهان تعقیب میکنند» (لنون، 400:1388 و 322).
در دیپلماسی عمومی سنتی، دولتها از شیوههای مختلفی مانند رسانههای بینالمللی، مبادلههای علمی ـ فرهنگی بین دانشجویان، محققان، هنرمندان و اندیشمندان، شرکت در جشنوارهها و نمایشگاهها، ایجاد مراکز فرهنگی، آموزش زبان، راهاندازی مسابقههای دوستانه و انجمنهای تجاری استفاده میکنند، اما دیپلماسی عمومی نوین بر اساس این فرضیه عمل میکند که افراد بیشتری گرایش به شرکت در جریانهای سیاسی پیدا کردهاند، بسیاری از حکومتهای استبدادی به حکومتهای دموکراسی تبدیل شدهاند، انقلاب به وجود آمده در ارتباطات و فناوری اطلاعات، افزایش میزان تأثیر رسانهها حتی در دور افتادهترین نقاط دنیا و ظهور اینترنت، به جهانی شدن ارتباطات الکترونیکی، افزایش تعداد شبکهها و مخاطبان رسانهها منجر شده است و در نتیجه، دیپلماسی نیز متحول میشود.
در حالی که دیپلماسی عمومی سنتی، یک جانبه است؛ به گونهای که پیامدها و اطلاعات بین همۀ قشرها پخش میشود، ولی تلاشی در جهت ایجاد ارتباط دو جانبه و توجه به علایق و خواستههای مخاطبان نمیشود، در صورتی که دیپلماسی عمومی نوین بر اساس ارتباط دوجانبه بنا شده و توجه خاصی به گوش دادن به واکنشهای تمامی مخاطبان دارد. دیپلماسی عمومی نوین مبتنی بر ارتباطی راهبردی است که در آن، ارزیابی علمی افکار عمومی و فنون متقاعدسازی به چشم میخورد. همچنین این دیپلماسی به خلق و گسترش موضوعهای مشخص و پایدار میپردازد.
مدیریت اطلاعات، ابزاری است که مسئولان به کمک آن بر پوشش خبری و قالببندی وقایع و جریانهای مهم اثر میگذارند. دیپلماسی عمومی نوین در یک «محیط شبکهای» عمل میکند؛ به گونهای که مردم فعالانه در دادن و گرفتن پیام، مشارکت میکنند. این شبکهها، الگوی جدیدی از اقناع در عرصۀ بینالملل هستند و به عنوان یک چارچوب جدید، اثربخشی دیپلماسی را تعیین خواهد کرد.
وب 2 این امکان را به وجود میآورد که بتوان نگرش حمایتی برای خود کسب یا حملههای دشمنان را خنثی یا به آنها حمله کرد. فعالان به منظور ترویج نظر خود به کمک وب 2 از دیپلماسی عمومی مجازی در دنیای اینترنت استفاده میکنند. امروزه اهمیت وجههسازی مجازی کمتر از وجههسازیهای مرسوم نیست.
وجههسازیهای مجازی ملتها، ابتدا در پایگاههای اینترنتی اداری رئیسجمهورها، نخستوزیرها و همچنین مؤسسهها و وزارتخانههای امور خارجه، دفاع، امنیت ملی، بازرگانی، جهانگردی و علوم آغاز شد و امروزه توسط طیفی از شبکهها و جنبشهای جدید اجتماعی انجام میشود و کشورها متکی به برنامههای دیپلماسی عمومی دولتی نیستند. به عبارتی فضای دیپلماسی دیگر شامل دیپلماتهای سیاسی نیست.
انقلاب ارتباطات پس از انقلاب در تجارت و امور نظامی حالا به انقلاب در امور دیپلماتیک منجر شده است. در این محیط، یک رایانۀ خانگی میتواند گذرنامۀ ورود به آن سوی مرزها باشد (بیات، 56:1385). جان آرکیلا و دیوید رانفلد از اصطلاح «قدرت نرم» مطرح شده توسط نای در تفکر راهبردی استفاده نمیکنند. آنها از واژۀ نوپلیتیک استفاده میکنند که نقطۀ مقابل، روش سنتی مبتنی بر «قدرت سخت» است.
نوپلیتیک نوعی سیاست خارجی است که در آن عقاید، ارزشها، هنجارها، قوانین و اخلاق در اولویت بوده و از راه «قدرت نرم» عمل میکند (Nancy and Taylor, 2009; Gilboa, Oct 2006). ترویج این ارزشها بیش از دولتها توسط شبکههای مجازی ایجاد میشود. تغییرات ایجاد شده در فناوری ارتباطی و تأثیر آن بر تحول دیپلماسی و به تبع، دفاع را میتوان در جدول و نمودار زیر خلاصه کرد:
جدول شمارۀ 1. رابطۀ میان رسانه و دیپلماسی
|
موج |
نوع رسانه |
نوع دیپلماسی |
|
موج اول |
رسانههای چاپی |
دیپلماسی رسمی |
|
موج دوم |
رسانههای صوتی ـ تصویری |
دیپلماسی عمومی سنتی |
|
موج سوم |
رسانههای دیجیتال |
دیپلماسی عمومی نوین |
3. ظرفیتهای دیپلماسی عمومی نوین برای دفاع همهجانبه
3-1. رویکرد تجدید نظر طلبانۀ انقلاب اسلامی
جمهوری اسلامی ایران، بازیگری است که در اثر یک دگرگونی بنیادی به نام «انقلاب اسلامی»، در سه دهۀ گذشته وارد مناسبات بینالمللی شده است. این انقلاب با طرح الگویی جدید و ارائۀ قرائتهای نوین از سیاست خارجی، منافع ملی، نظم بینالمللی و ثبات جهانی، واکنشی اعتراضی به چگونگی توزیع قدرت در سطح بینالمللی و جهانی بوده و از این نظر، خواهان توزیع دوبارۀ قدرت و برقراری توازن جدیدی از نیروها در سطح بینالمللی است.
از آنجا که انقلابها را نمیتوان تنها یک پدیدۀ ملی و داخلی در نظر گرفت؛ بلکه باید آنها را در ارتباط تعاملی با نظام بینالمللی دانست، بنابراین هر انقلاب بزرگی، بر نظام بینالملل تأثیر گذاشته و از آن تأثیر میپذیرد. تحلیل تحولات بینالمللی به ویژه پس از انقلاب فرانسه، نشان میدهد نظام بینالمللی و از جمله بازیگران اصلی آن، همواره با ورود بازیگران جدید ـ به ویژه انقلابی ـ که نظم موجود را به چالش میکشند، مخالفت کرده و برای هضم و یا حذف آنها، اقدامهای مختلفی انجام دادهاند.
برخی از نظریهپردازان، نیروهای جدید علیه قدرتهای سیطرهطلب را، تندرو، چالشگر و غیردموکراتیک نامیده و با این ادعا که میان لیبرالدموکراتها هرگز جنگی به وقوع نمیپیوندد، ضرورت مقابله با بازیگران جدید را تأکید و توصیه میکنند (Doyle, Decebmer 1986; Doyle, summer and Fall 1983). اگرچه انقلاب اسلامی از نظر ماهیت، با دیگر چالشگران نظام بینالملل در دو قرن اخیر، تفاوت بنیادین دارد، اما به هر حال، نظام بینالملل در 33 سال اخیر به شیوههای متفاوت به دنبال سرنگونی و مهار آن بوده است.
3-2. چیستی دفاع همهجانبه
همانگونه که بیان شد، در ایران، انقلاب بزرگی رخ داد و تمامی مناسبات و معادلههای منطقه و حتی جهان را تغییر داد. به همین دلیل در حوزههای مختلف مورد تهدید و فشار قرار گرفت و به تبع، در برابر «تهاجم همهجانبه» به انقلاب، «دفاع همهجانبه» از آن مطرح شد (کیوان حسینی، زمستان 11:1384). دربارۀ دفاع همهجانبه تعریفهای متفاوتی ارائه شده است که در میان آنها، این تعریف دارای جامعیت بیشتری است: «آمادهسازی و به کارگیری همۀ سرمایههای انسانی، امکانات مادی و معنوی به منظور پیشگیری و مقابله با هر نوع تهدید و تهاجم دشمنان خارجی و داخلی، دفاع همهجانبه میباشد» (خانی، زمستان 149:1376).
مرجع اصلی، اصطلاح دفاع همهجانبه، یکی از سخنرانیهای حضرت امام خمینی(ره) است. ایشان در بیست و ششم شهریور ماه 1367 خطاب به فرماندهان نظامی فرمودند: «در هر حال، ما باید آماده و مهیا باشیم. روزهای حساس و تعیینکنندهای در پیش داریم و انقلاب اسلامی هنوز سالها و ماههای تعیین کنندۀ دیگر در پیش خواهد داشت؛ که واجب است پیشکسوتان جهاد و شهادت در همۀ صحنهها حاضر و آماده باشند، و از کیْد و مکر جهانخواران و آمریکا و شوروی غافل نمانند؛ و حتی در شرایط بازسازی نیروهای مسلح، باید بزرگترین توجه ما به بازسازی نیروها و استعدادها و انتقال تجارب نظامی و دفاعی به همۀ آحاد ملت و مدافعان انقلاب باشد؛ چرا که در هنگامۀ نبرد مجال پرداختن به همۀ جهات قوّتها، ضعفها، طرحها و برنامهها، و در حقیقت ترسیم راهبرد دفاع همهجانبه، نبوده است، ولی در شرایط عادی باید با سعهصدر و به دور از حُب و بغضها به این مسائل پرداخت؛ و از همۀ اندوختهها، تجربهها، استعدادها و طرحها استفاده نمود؛ و در جذب هرچه بیشتر نیروهای مؤمن به انقلاب همت گماشت، و تجارب را به دیگران منتقل ساخت؛ و در تجهیز همۀ آحاد و افراد این کشور، بر اساس اصول خاص دفاع همهجانبه، و تا رسیدن به تشکل واقعی و حقیقی بسیج و ارتش بیست میلیونی، کوشش نمود.» (خمینی، 1378، ج 135:21- 133).
ممکن از بیانات یاد شده، اینگونه استنباط شود که حضرت امام(ره) این راهبرد را یک دهه پس از پیروزی انقلاب و برای دفاع از آن در برابر تهاجم و دشمن خارجی مطرح کردند و بنابراین، پیش از آن، دفاع همهجانبه در ایران انقلابی مطرح نبود. اگر دورۀ حیات انقلاب اسلامی به دو مرحلۀ استقرار و استمرار تقسیم شود، در دورۀ استقرار و تثبیت انقلاب نیز، دفاع همهجانبه در برابر طیف گستردهای از تهدیدها، نقش اساسی ایفا میکرد. یکی از مهمترین ویژگیهای انقلاب اسلامی، عدم تحقق آن توسط یک حزب و گروه خاص بود. این انقلاب با حضور همهجانبۀ مردم به پیروزی رسید. فوکو دربارۀ این ویژگی انقلاب مینویسد: «آنچه در ایران مرا شگفتزده کرده، این است که مبارزهای میان عناصر متفاوت وجود ندارد.
آنچه به همۀ اینها زیبایی و در عین حال اهمیت میبخشد، این است که فقط یک رویارویی وجود دارد: رویارویی میان تمام مردم و قدرتی که با سلاحها و پلیس خود، مردم را تهدید میکند. لازم نیست خیلی دور برویم، این نکته را میتوان بیدرنگ یافت؛ در یک سو کل ارادۀ مردم و در سوی دیگر مسلسلها (فوکو، 58:1377-42). تحلیلگر دیگری از آن مسئله با عنوان «رمز این انقلاب» یاد میکند و مینویسد: «ما در برابر رمز این انقلاب قرار داریم؛ انقلابی با حضور همه» (عشقی، بهار 186:1378).
امام خمینی(ره) نه تنها تمامی مردم را در پیروزی نهضت، سهیم میدانستند (خمینی؛ 1378، ج 11: 6) بلکه بر اساس حدیث شریف «کلکم راع و کلکم مسئول» مسئولیت حفظ انقلاب را نیز وظیفهای همگانی اعلام کرده (خمینی، 1378، ج 165:12) و فرمودند: «بر همه واجب است که دفاع کنند (خمینی، 1378، ج 12: 49)؛ زیرا «با توجه به ماهیت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت، احتمال تجاوز را از سوی ابرقدرتها و نوکرانشان باید جدی بگیریم» (خمینی، 1378، ج 36:21).
انقلاب اسلامی وقتی در چنین موقعیتی قرار گرفت، براساس رهنمودهای حضرت امام(ره)، راهبرد بازدارندگی مردمی را برای دفاع از خود برگزید. این راهبرد دارای دو بُعد دفاعی و تبلیغی است. در بُعد دفاعی، با افزایش منابع داخلی قدرت و بسیج عده (نیروهای نظامی) و عُده (تسلیحات و جنگافزار) دشمن از اقدام تجاوزکارانه باز داشته میشود و در بُعد تبلیغی نیز دیپلماسی جهاد برای تغییر ذهنیتهای جامعۀ جانی به کار گرفته میشود (دهشیری، 148:1379-147). به طور کلی انقلاب اسلامی در مرحلۀ استقرار، مبتنی بر حضور گستردۀ مردم در صحنه بود و در مرحلۀ بعد نیز با دفاع همهجانبه، تداوم یافت؛ دفاعی که در اثر رابطۀ تعاملی پویا، انواع موانع و محدودیتهای ساختاری که میتوانست باعث توقف یا انسداد انقلاب و پیامهای آن شود، را مرتفع کرد.
3-3. دیپلماسی عمومی نوین و دفاع همهجانبه در حال و آینده
اختراعها در گذشته با یک فاصلۀ بسیار طولانی زمانی، به دیگر مناطق انتقال داده میشدند، اما امروزه اختراعها با سرعت بسیار زیادی منتقل میشوند و پیامدهای آن به سرعت و وضوح قابل مشاهده است. مروری مختصر به تاریخ اختراعها در حوزۀ ارتباطات به خوبی فاصلۀ زمانی اختراعها و زمان انتقال آنها به ایران و به تبع پیامدهای آن در حوزۀ دفاع را نشان میدهد. دستگاه چاپ، سال 1453، تلگراف، سال 1823، تلفن، سال 1876 و رادیو، سال 1920 اختراع شدند، اما اولین دستگاه چاپ با تأخیری چند صد ساله، در قرن نوزدهم، تلگراف در سال 1274، کاغذ اخبار سال 1316 و رادیو سال 1319 وارد ایران شد (محسنیان راد، 1384).
این در حالی است که فاصلۀ اختراع فناوری حوزۀ وب 2 از جمله فیسبوک، یوتیوب، تویتر و... و انتقال آنها به مناطق مختلف از جمله ایران بسیار کوتاه بوده است؛ به گونهای که این فناوری از سال 2004 به این سو اختراع و در مدت بسیار کوتاهی وارد ایران شدهاند.
اگر امنیت «توانایی جامعه برای تداوم بخشیدن به ویژگیهای سیاسی و فرهنگی بنیادی خود تحت شرایط متحول و در برابر تهدیدهای احتمالی یا واقعی» (ماندل، 149:1379)، و دیپلماسی «هنر مرتبط ساختن عناصر قدرت ملی به مؤثرترین شکل با آن گروه از ویژگیهای شرایط بینالمللی که به طور مستقیم به منافع ملی مربوط میشود» (مورگنتا، 247:1379-246)، باشد، در مورد جمهوری اسلامی، دیپلماسی عمومی نوین، هنر دفاع همهجانبه از انقلاب اسلامی در شرایط متحول بینالمللی به ویژه عصر وب 2 است.
دیپلماسی عمومی دارای ظرفیتها و کارکردهایی است که سنخیت بسیار زیادی با ماهیت شبکهای و فراگیر انقلاب اسلامی دارد و میتواند در دفاع همهجانبه در شرایط جدید مورد استفاده قرار گیرد. برخی از کارکردهای یاد شده به شرح زیر است:
3-3-1. ارائه تصویری جذاب از ایران
در سی و دو سال گذشته، رسانههای غربی، تصویری غیرواقعی از جمهوری اسلامی ایران در منطقه و نظام بینالملل ترسیم کردهاند. در این تصویر نامطلوب، ایران با بنیادگرایی، تروریسم و نقض گستردۀ حقوق بشر مترادف است. در عصر وب 2، دیپلماسی رسمی جمهوری اسلامی با تمام تواناییهایی خود، کمتر موفق خواهد بود. در این عرصه، دیپلماتهای نوین بینام و نشان در درون مرزهای ملی و نیز در شبکهای در سراسر دنیا باید وارد میدان شوند و تصویری واقعی و جذاب از جمهوری اسلامی به جهانیان ارائه کنند.
در فضای وب 2 با دور زدن تمام موانع دیوانسالاری و دیپلماتیک سنتی، میتوان با مهمترین نظریهپردازان بینالمللی که در ارائۀ تصویر مکدر از انقلاب اسلامی نقش داشتهاند، مصاحبه و جدل اینترنتی کرد و آنها را اقناع کرد.
3-3-2. تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانیان
ارائۀ تصویر واقعی از جمهوری اسلامی توسط شبکهای گستردهای از افراد، در مقایسه با تصویرسازی رسمی، امکان تأثیرگذاری بر افکار مردم دیگر کشورها را بیشتر میکند. میتوان از طریق جلب نظر مردم (یا بخشی از مردم) سایر کشورها برای اعمال فشار بر دولتهای خود، در جهت حمایت از تغییر سیاستها علیه جمهوری اسلامی استفاده کرد.
3-3-3. موضوعسازی دیپلماتیک
ارتباطات راهبردی یکی از بخشهای سه گانۀ دیپلماسی عمومی ـ در کنار ارتباطات روزانه و توسعۀ روابط پایدار با افراد تأثیرگذار از راههای مختلف ـ است که در آن مجموعهای از موضوعهای معمولی بسط مییابد که شباهت بسیاری به مبارزات سیاسی یا تبلیغاتی دارد. در عصر جهانی شدن، سرعت در همۀ عرصهها حاکم شده است. رسانههای نوین به ویژه شبکههای اجتماعی میتوانند در چند لحظه بر یک موضوع تمرکز کرده و آن را در دستور کار جهانی قرار دهند. گردآوری اطلاعات و دادهها یکی از وظایف دیپلمات و دستگاه دیپلماسی است که در رأس دیگر وظایف آنها یعنی مشاورۀ سیاسی، نمایندگی، مذاکره و خدمات کنسولی قرار دارد. رسانههای نوین ارتباطی، کارگزاران گردآوری اطلاعات را تغییر داده و نقش دیپلماتها تا حدی کاهش یافته است. بر این اساس، در دیپلماسی عمومی نوین، طیف گستردهای از افراد که در محیط وب 2 حضور دارند، میتوانند به گردآوری اطلاعات از دیگر کشورها پرداخته و آن را یا در اختیار مراجع تصمیمگیرنده قرار دهند و یا در عرصۀ نبرد مجازی، برای دفاع از امنیت ملی و منافع ملی کشور متبوع خود استفاده نمایند.
دیپلماتهای نوین ایرانی که زمانی این نقش را با گردآوری اطلاعات و گزارش دربارۀ گروههای معاند داخلی و یا در دورۀ جنگ تحمیلی از صحنۀ نبرد تهیه میکردند، اینک برای دفاع همهجانبه از انقلاب اسلامی، این کارکرد را باید با حضور فعال در محیط وب 2 و کسب اطلاعات انجام دهند. گستردگی فضای وب 2 از یکسو موجب میشود که دیپلماتهای رسمی توان رصد همۀ آنها را نداشته باشند و از سوی دیگر حجم بسیار گستردهای از اطلاعات در این محیط پراکنده شده است که با گردآوری هدفمند آنها، میتوان به خوبی در عرصۀ دفاع از آن بهره گرفت. گردآوری هوشمندانۀ اطلاعات و شبکهای منعکس کردن آن، در موضوعسازی سیاسی و دیپلماتیک بسیار مؤثر است.
3-3-4. واکنش سریع به تحولات
در حالی که موضوعسازی دیپلماتیک، یک عمل تهاجمی و پیشدستانه است، در عرصۀ دفاع باید مانع از موضوعسازی رقبا شد. امروزه یکی از راههای اندازهگیری توانایی قدرت دولتها، واکنش سریع آنها به رویدادها و روندهای سریع در حال وقوع جهانی است و بخشی از این به ساختار و میزان انعطافپذیری دستگاه دیپلماسی یک کشور و میزان استفاده از آن فناوریهای نوین بستگی دارد. یکی از عناصر مهم دیپلماسی مجازی، شکلگیری سفارتخانهای مجازی است. افزون بر تحرک دستگاه دیپلماسی رسمی، نقش دیپلماتهای نوین در این مرحله تعیینکنندهتر است.
در صورتی که با تعلل، مرحلۀ موضوعسازی (سوژهسازی) علیه کشور شکل گرفت، باید در مرحلۀ بعدی، واکنش جمعی گسترده و مجازی در سریعترین زمان انجام شود. در حقیقت در دیپلماسی عمومی نوین، زمینه برای تمرکز و یا انحراف از موضوعهای متعدد فراهم است. با تسری موضوعیابی (که بیشتر یک کار فردی است)، به شبکۀ اجتماعی، میتوان موج ایجاد کرد.
4. بررسی موردی؛ دفاع همهجانبۀ مجازی بر سر نام خلیجفارس
یکی از مصادیق بسیار مهم که در عصر وب 2 در عرصۀ دیپلماسی عمومی نوین برای جمهوری اسلامی رخ داد، موضوع تغییر نام خلیجفارس توسط وبگاه «گوگل ارث»1، بود. این موضوع، جایگاه وب 2 را در عرصۀ دیپلماسی عمومی نوین و دفاع همهجانبه به خوبی نشان داد. برخی از کشورهای عربی به دنبال ناکامی در تغییر نام خلیجفارس در مجامع بینالمللی، در سالهای گذشته، با اعمال نفوذ مالی در مراجع علمی و پُرمخاطب مانند «نشنال جئوگرافی» و «گوگل ارث»، تلاش کردهاند تا نام جعلی خلیج عربی را جایگزین خلیجفارس کنند. پس از آنکه نشنال جئوگرافی در سال 2004 این اقدام را انجام داد و با واکنش گستردۀ ایرانیان در اقصی نقاط جهان مواجه شد و این مرجع مجبور به عذرخواهی و اصلاح اقدام خود شد، نرمافزار شرکت گوگل، موسوم به گوگل ارث نام خلیج عربی را در کنار نام «خلیجفارس» نمایش داد.
این در حالی است که پیش از این، در تصاویر ماهوارهای گوگل ارث، تنها عنوان «خلیجفارس» دیده میشد. از آنجا که تصاویر ماهوارهای گوگل ارث به تازگی در فعالیتهای پژوهشی و رسانههای جهانی، کاربرد و گسترش فراوانی یافته و ثبت چنین نامی برای خلیجفارس شاید حتی از اقدام مؤسسۀ نشنال جئوگرافی و دیگر ابزارهای اطلاعرسانی به مراتب مهمتر و تأثیرگذارتر باشد، یک نبرد مجازی گسترده توسط ایرانیان آغاز شد و با توجه به حساسیت موضوع، نامۀ اعتراضآمیزی خطاب به مدیر بخش گوگل ارث تنظیم و ارسال شد و از عموم ایرانیان نیز توسط وبگاهها و وبلاگها تقاضا شد با امضای این نامه از مسئولان «گوگل ارث» بخواهند نسبت به اصلاح این عبارت به خلیجفارس به سرعت و بدون هیچ قید و شرطی اقدام کنند.
همچنین از همۀ ایرانیان علاقمندان خواسته شد با مراجعه به نشانی http://www.petitiononline.com، نامۀ یاد شده را امضا کنند. این اقدام از آنجا دارای اهمیت دیپلماتیک بود که اگر ایرانیان در رأیگیری گوگل برای تعیین نام خلیجفارس شرکت نمیکردند، نام خلیج عربی در این مرجع بینالمللی و بسیار پُرمخاطب ثبت میشد. براساس نامۀ الکترونیکی که به نشانی http://www.persianorarabiangulf.com، برای کاربران ارسال شد، در روزهای نخست، حدود 150 هزار نفر رأی دادند و سهم ایرانیان که خواستار تثبیت نام خلیجفارس بودند، بیش از 79 درصد در برابر کمتر از 21 درصد هواداران نام خلیج عربی در گوگل بود. پس از مدتی نتیجهای نبرد دیپلماتیک عمومی نوین تغییر کرد و تعداد رأیدهندهها به بیش از 759 هزار نفر رسید، ولی سهم ایرانیان از 79 درصد به 69 درصد کاهش یافته و رأی نام خلیج عربی از 21 درصد به 31 درصد افزایش یافته است.
این رأیگیری مربوط به کمپین یک میلیون امضای شرکت گوگل بود. شرکت گوگل مجبور است به هر درخواستی که به طور همزمان از سوی 5000 نفر و یا هر سازمان معتبر و ثبت شدهای، بابت به رأیگذاری یک قانون، نام، تعریف و... احترام گذاشته و موضوع مورد درخواست را به رأیگیری بگذارد. سرانجام، دیپلماتهای نوین ایرانی که تفاوت بسیار زیادی با دیپلماتهای رسمی و عمومی سنتی از نظر حرفه، موقعیت شغلی و نیز حتی موقعیت جغرافیایی دارند، در این دفاع همهجانبه و در این منازعه هویتی پیروز شدند و نام مجعول خلیج عربی حذف شد.
نتیجهگیری
در این نوشتار تلاش شد تا ظرفیتهای دیپلماسی عمومی نوین برای دفاع همهجانبه از جمهوری اسلامی تبیین شود. به این منظور و برای پردازش فرضیهای مبنی بر اجتنابناپذیری دفاع همهجانبه در پرتو دیپلماسی عمومی نوین، ابتدا چیستی این نوع دیپلماسی و عوامل مؤثر در شکلگیری آن بررسی شد. پس از آن گفته شد که انقلاب اسلامی در مرحلۀ استقرار و استمرار، مبتنی بر دفاع همهجانبه بوده است. با بررسی ویژگیهای رسانههای نوین اجتماعی که پایۀ اساسی دیپلماسی عمومی نوین هستند، مشخص شد که این ویژگیها با ذات و تجربۀ انقلاب اسلامی سنخیت بسیاری دارند و بنابراین میتوان آنها را نه به عنوان هزینه بلکه فرصتی برای تداوم نظام جمهوری اسلامی در آینده استفاده کرد.
در دیپلماسی عمومی نوین میتوان با هزینههای بسیار کم، تصویری واقعی و جذاب از جمهوری اسلامی در جهان ارائه کرد و با موضوعسازی دیپلماتیک، ابتکار عمل را در دست گرفت. با توجه به اینکه دولتها بسیاری از کارکردهای اختصاصی و انحصاری خود را به نفع ساختارها و کارکردهای غیردولتی از دست دادهاند (پوراحمدی، 170:1387) و دیگر این نهاد مانند گذشته بازیگر بدون رقیب نیست، به تبع در ایران نیز شبکۀ گستردهای از افراد، فناوریهای ارتباطی جدید را میتوانند در خدمت دفاع همهجانبه از جمهوری اسلامی قرار دهند.
این موضوع بیش از آنکه یک انتخاب باشد، یک الزام است. ماندگاری نظام جمهوری اسلامی مستلزم آن است که متناسب با فناوری و تغییر ماهیت تهدیدها، راهبرد دفاع همهجانبه را که تاکنون ضامن آن بوده، به روز نماید. طبیعی است در شرایط کنونی که عصر وب 2 نام گرفته و در آیندۀ بسیار نزدیک که به دورۀ وب 3 و 4 و... وارد خواهد شد، دفاع همهجانبه، الزامهای خاص خود را خواهد داشت.