تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۵:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۶۷۲۴

روابط مثلث عربی با رژیم صهیونیستی در دور جدید

خبرگزاری فارس: طرح عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. سفر وزرای خارجه مصر و اردن به تل‌آویو، افشای اطلاعاتی مبنی بر روابط پنهانی عربستان با رژیم صهیونیستی و نیز احتمال دیدار مقامات ریاض با سران این رژیم و برقراری نشست اتحادیه عرب در شرم‌الشیخ مجموعه تحولاتی است که نشان دهنده تحرکات جدید مثلث مصر، عربستان و اردن در منطقه است.

طرح عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. سفر وزرای خارجه مصر و اردن به تل‌آویو، افشای اطلاعاتی مبنی بر روابط پنهانی عربستان با رژیم صهیونیستی و نیز احتمال دیدار مقامات ریاض با سران این رژیم و برقراری نشست اتحادیه عرب در شرم‌الشیخ مجموعه تحولاتی است که نشان دهنده تحرکات جدید مثلث مصر، عربستان و اردن در منطقه است. با این حال سوال اینجاست که این تحرکات به چه سویی در جریان است؟ و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

الف) بسترهای تحرکات جدید در منطقه

آنچه در مورد تحرکات جدید در منطقه مد نظر است در واقع همان مساله جدی شدن طرح عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی است که از سال 2002 در دستور کار برخی از کشورهای عربی قرار گرفته است. اما در حال حاضر زمینه و بسترهایی در منطقه شکل گرفته است که همگام با عملی شدن طرح صلح عربی، چشم انداز جدیدی را به نفع رژیم صهیونیستی در منطقه رقم خواهد زد. این بسترها عبارتند از:

1- سران عرب سه کشور مصر، اردن و عربستان نسبت به این مساله مبهم که مقامات رژیم صهیونیستی طرفدار صلح بوده و بی‌صبرانه تشکیل دو دولت مستقل فلسطین و اسرائیل را انتظار می‌کشند، اطمینان حاصل کرده و در واقع سفر وزرای خارجه مصر و اردن به رژیم صهیونیستی که به نمایندگی از طرف کمیته منتخب کشورهای عرب صورت گرفت نشان می‌دهد که سران عربی بدون توجه به خواست ملت فلسطین در پی ایجاد یک شرایط اجباری جهت پیاده کردن صلح عربی هستند. مساله فراهم کردن زمینه ‌های استقرار طرح صلح عربی و عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از یک سو با خواست مردم فلسطین مغایرت دارد و از سوی دیگر هیچ گونه تضمینی جهت پایداری آن توسط رژیم صهیونیستی وجود ندارد از این رو نوعی تصور ساده انگارانه‌ی مثلث عربی است که به هر شکل آینده منطقه را وارد شرایطی جدید خواهد کرد.

2- در حال حاضر مقامات سعودی به دنبال تکمیل طرح گسترش روابط خود با رژیم صهیونیستی هستند. در واقع به گفته یکی از مقامات مسئول رژیم صهیونیستی مذاکرات رسمی عربستان با اسرائیل بعد از صدور فتوای مفتی‌های عربستانی در محکومیت مقاومت لبنان در جنگ 33 روزه آغاز شده است این موضوع که از دیدگاه روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارنوت» با هدف تبادل نظر و هماهنگی ریاض- تل‌آویو در رویارویی با خطرات مشترک تهدید کننده دو طرف یعنی «خطر تشیع» (!) صورت می‌گیرد نشان می‌دهد که موضوع برخورد با تشیع از رابطه درونی برخی اعراب سنی با یکدیگر فراتر رفته و به مساله‌ای در روابط اعراب با رژیم صهیونیستی و آمریکا تبدیل شده است.

3- در شرایطی که دولت قانونی حماس در فلسطین منحل شده است رژیم صهیونیستی کماکان کمک های نظامی زیادی را در اختیار ابومازن و کابینه دستوری سلام فیاض قرار داده و از سوی دیگر طرح جدیدی را جهت ترور رهبران حماس در دستور کار قرار داده است. این مساله بیانگر آن است که رژیم صهیونیستی سعی دارد تمامی راههای بازگشت دوباره حماس را به صحنه سیاسی فلسطین مسدود نماید در کنار این مساله حمایت مثلث عربی از کابینه دستوری سلام فیاض از همراهی آنها با رژیم صهیونیستی در تثبیت موقعیت ابومازن و همراهان وی حکایت می‌کند.

4- فارغ از تحولات سیاسی فوق، آمریکا در شرایط کنونی به تجهیز نظامی گسترده عربستان، مصر و رژیم صهیونیستی پرداخته است. بر اساس اعلام روزنامه واشنگتن پست، آمریکا قصد دارد 20 میلیارد دلار اسلحه به عربستان و مصر و پنج کشور عربی حوزه خلیج فاس بفروشد. در کنار آن آمریکا طرحی را مبنی بر پشتیبانی نظامی از قاهره و تل آویو به مدت 10 سال مدنظر دارد که شامل 30میلیارد دلار کمک ایالات متحده به اسرائیل و 13 میلیارد دلار کمک به مصر است.

در همین زمینه رژیم صهیونیستی قرار است جهت ارتقاء سیستم موشکی خود 150 میلیون دلار از آمریکا دریافت کند که این رقم علاوه بر کمک دایمی نظامی آمریکا به اسرائیل است که بالغ بر 4/2 میلیارد دلار می باشد.

ب) جهت گیری و اهداف تحرکات جدید در منطقه

با توجه به تحولات و بسترهای فوق می‌توان گفت که سمت و سوی این تحرکات دو هدف و جهت کلی را دنبال می کند:

1- در شرایطی که اقبال دولتهای مهم عرب به سوی رژیم صهیونیستی در جریان است، این رژیم سعی می‌کند با همراه نشان دادن خود با طرح صلح عربی و استقبال از آن به بازسازی اوضاع داخلی خود و حل شکافهای موجود در آن بپردازد چرا که بعد از شکست در جنگ 33 روزه و افشاگری کمیته حقیقت یاب وینوگراد، دستگاه سیاسی رژیم صهیونیستی در ضعیف ترین موضع خود قرار گرفته است. برکناری وزیر دفاع این رژیم و کاهش طرفداران اولمرت در مجلس رژیم صهیونیستی و نیز تعویض فرمانده نیروی دریایی آن از جمله تحولات ناشی از بروز بحرانهای داخلی اسرائیل است.

2- با توجه به اینکه روند نظامی‌گری در منطقه شدت می‌توان گفت که آمریکائیها علاوه بر ایجاد پشتوانه سیاسی و همراه سازی سیاست مثلث عربی با رژیم صهیونیستی سعی دارند با تجهیز نظامی این رژیم صهیونیستی یک قطب جدید قدرت را در منطقه ساماندهی کرده که هدف آن جلوگیری از رشد جریان شیعی در عراق و لبنان ، جریان همسو با آن یعنی حماس در فلسطین و مهم تر از همه تنگ‌کردن حلقه منزوی سازی جمهوری اسلامی است. در حقیقت قدرت یابی منطقه ای جمهوری اسلامی و اعتراف و آگاهی اعراب و آمریکا از موقعیت ایران در منطقه، پیروزی حزب الله در صحنه سیاسی لبنان و حرکت رو به جلو جریان شیعی در عراق از جمله روندهایی است که باعث قطع نفوذ کاخ سفید در خاورمیانه شده و حکومتهای اقتدارگرایی همچون عربستان، مصر، اردن و دیگر کشورهای عرب را با خطر رشد افکار عمومی جامعه علیه آنها مواجه می‌سازد.

در مورد فلسطین باید گفت که مساله به شکل مهم تری است چرا که در آنجا یک جنبش اجتماعی توانسته است با کسب قدرت سیاسی موقعیت خود را تثبیت کند که از دیدگاه جامعه شناسی سیاسی مرحله اوج موفقیت یک جنبش محسوب می‌شود و این توانایی را خواهد داشت که به الگویی برای سایر گروههای در اندیشه جنبش و قیام تبدیل شود. به همین علت طی یک سال گذشته دیدارهای متعددی بین عربستان ، مصر و اردن با سران صهیونیستی و آمریکا برگزار شده که هدف آن سرکوب جنبش حماس و حمایت از ابومازن بوده است در واقع سفر اخیر سلطان بن عبدالعزیز به مصر جهت دیدار با حسنی مبارک،‌ دیدار هفته گذشته شاه اردن با جرج بوش و نشست کنونی سعود الفیصل‌،‌ کاندولیزا رایس و احمد ابوالغیظ وزیر خارجه مصر در شرم الشیخ از آخرین تلاش های این قطب جدید همکاری می‌باشد.

در همین راستا«معروف بخیت» نخست وزیر اردن از هماهنگی اردن، مصر و عربستان در خصوص اوضاع فلسطین خبر داد که موضع آن حمایت از قوانین تشکیلات خودگردان فلسطین است و البته باید گفت که این مثلث در مورد لبنان نیز سیاست حمایت از جریان 14 مارس و کابینه فواد سینیوره را دنبال می کند.

ج) چشم انداز تحرکات مثلث عربی

از آنچه گفته شد این سخن حاصل می‌شود که تحرکات مثلث عربی با حمایت رژیم صهیونیستی و آمریکا در آستانه شکل گیری یک قطب قدرت قرار گرفته که سعی دارد تحولات منطقه را به نفع خود سامان دهد. ناگفته نماند که در کنار این تحرکات باید از بازیگری تونی بلر هم که مسئول کمیته چهارجانبه خاورمیانه است نام برد که تنها کارکرد آن تدام ارتباط دولت های عرب با رژیم صهیونیستی است چرا که به گفته مصطفی برغوثی یکی از وزرای سابق دولت فلسطین، اختیارات بلر تنها در حد صحبت‌کردن درباره شکل و ساختار دولت فلسطین است و توانایی حل تنش‌های فلسطینی – اسرائیلی را ندارد و البته بی نتیجه بودن سفر اخیر بلر به منطقه دلیلی بر این مسئله است.

با این وجود تحرکات مثلث عربی،‌ رژیم صهیونیستی و آمریکا در درون خود دارای تناقضاتی است. به طور کلی طرف آمریکایی این جریان قصد دارد با وارد نمودن سه کشور عربی در یک رویارویی با جریان شیعی و گروههای همراه با آن در منطقه، از میزان حرکت‌های رو به جلو جریان شیعی کاسته و در نهایت آن را با شکست مواجه سازد. این مساله در حالی است که ایجاد فضای بازیگری زیاد برای عربستان و مصر می‌تواند در آینده به چالشی برای آمریکا و محدود شدن حوزه نفوذ آن در خاورمیانه بینجامد و البته اعتراض کاخ سفید به تحرکات ریاض در عراق و موضع‌گیری صریح خلیل‌زاد بر علیه عربستان در این باره دلیلی بر همین مساله است. از سوی دیگر سه کشور عربی مذکور قصد دارند از این بازیگری امکان اظهار وجود برای خود را فراهم ساخته و تفوق خود را بر منطقه در مقابل جمهوری اسلامی ایران ثابت کنند؛ تفوقی که شاید بدون در نظر گرفتن آمریکا مورد نظر باشد. اما در این میان هرچند این دو روند به نوعی در مقابل یکدیگر قرار دارد لکن به هر حال می تواند به طرح عادی سازی روابط اعراب بارژیم صهیونیستی، بازسازی اوضاع داخلی این رژیم و تثبیت موقعیت آن در مقابل حزب ا... و حماس، کمک نماید از این رو باید در مقابل حرکت های پنهان و ناگهانی رژیم صهیونیستی در سال جاری حساس بوده و بویژه تقویت سیستم موشکی آن را جدی گرفت. علاوه بر این دیپلماسی فعال با عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس می تواند به خنثی سازی بسترهای شکل گیری یک قطب قدرت کمک نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات