الف) واژه شناختی
"امت " مفهومی منحصر به فرد است که در زبانهای غربی ،معال ندارد. تلاشهای اولیه برای مساوی دانست "امت " با " ملت " یا " دولت – ملت " ، در مقابل مساوی دانستن آن با اجتماع (Community) که اخیرا در محافل غربی سیاست رواج یافته نتیجه نداده است چرا که اصطلاح ملت یا "دولت _ ملت " خاستگاهی کاملا غربی دارد توسط روشنفکران بومی که تحصیلات غربی ،آنها را به تقلید از معلمان خارجیشان رهنمون ساخته بکار رفته است کاربرد واژه "اجتماع "نیز به عنوان مترادفی برای "امت"، اشتباه است و باید پذیرفت که مشابهت این دو واژه سطحی است. (1)
واژه اجتماع تقریبا به " هرگونه از زندگی مشترک " اطلاق میشود و از گروهی محلی تا هر حوزه زندگی اجتماعی " چون روستا و شهر و کشور را در برخواهد گرفت (2) اجتماع ،" یک نظام اجتماعی پیچیده با جایگاهی مادی ،روانشناختی معلوم " (3) است و گروهی از مرد مرا شامل میشود که به منطقهای مشخص وابستگی مشترک چون پیوندهای خویشاوندی ، فرهنگ مشترک ،سرزمین مشترک و یا ترکیبی از اینها دارند . حال آنکه اصل تعیین کننده در امت هیچیک از نژاد زبان تارخی و یا ترکیبی از آنها و نیز عوامل جغرافیایی نیست . امت فراتر از نژاد، زبان و جغرافیاست نظم جهانی محصور در جماعتی کامل از مسلمانان ساکن در کره زمین است که با تعهد نسبت به ایدئولوژی اسلام ،متحد شدهاند.
1. امت در قرآن و سنت
در قرآن ، " امت "مفهومی جامع است و معانی متعددی را در بر میگیرد.(4) برخی آیات به "مردم " یا " ملت "اشاره دارد و امت را مترادف " قوم "یا "شعب " قرار میدهد که با حلقههای خویشاوندی به یکدیگر پیوند خوردهاند.(13:46؛5: 40) همچنین امت برای اشاره به گروهی از مردم درون اجتماعی بزرگتر (159: 7) و یا گروهی از "انسانها" (33: 28) بکار رفته است . در آیه نوزدهم از سوره یونس از تمامی انسانها به عنوان " امت واحده " و اجتماعی یگانه،یاد شده که به خاطر تمسک به " دیدگاههای انحرافی " تجزیه شدهاند .
در هر صورت ، واژه امت در تفسیری قانونگرایانه به گروهی از مردم اشاره دارد که به وسیله عقیده و عمل مذهبی با یکدیگر متحد شدهآند (7:159) گروهی از مرد مکه به گفتههای پیامبر (ص) گوش فرا میدهند و به او ایمان دارند. (قرآن 10:47) افرادی که با الله – سبحانه و تعالی – پیمان میبندند که تنها او را پرستش کنند. بویژه در این معناست که قرآن از پیروان حضرت محمد(ص) سخن به میان میآورد و آنها را اینگونه توصیف میکند: شما بهترین امتی هستنید که برای مردم بوجود آمده به نیکی امر و از بدی نهی میکنید و به خداوند ایمان میآورید. " (3:110) در نتیجه امت منحصرا به مؤمنین اشاره دارد و مؤمنین در تضاد با غیر مؤمنین ( کفار )یهودیان و مشرکین هستند. بنابراین "ما آنها را بر روی زمین به امم (جمع امت ) متفاوتی تقسیم کردیم. برخی از آنها صالح هستند و برخی بر خلاف آن " (7:168) با یان تفسیر شهادت در اسلام ،تنها گواهی به وحدانیت الله – سبحانه و تعالی – و رسالت محمد(ص) نیست؛ بلکه به همان صورت سوگند پیروی از امت نیز هست. همین مفهوم از مت است که به عنوان پیام اسلام برای همه انسانها معرفی شده است: "به مردم بگو من بدون استثناء و از جانب خدای متعال بر جنس بشر فرستاده شدهام. خدایی که آسمانها و زمین ملک اوست و هیچ خدایی جزا و وجود ندارد...) (7:58)
بیشترین کاربرد واژه امت ، در سنت پیامبر (ص) است که پیروان خود را امت نامیده و بر حفظ اتحاد انداموار و یکپارچگی روانی آن نظم اجتماعی نوپا ، تأکید فراوان داشته است. مفهوم سازی امت بوسیله پیامبر (ص) و در " قانون اساسی مدینه " که به قول حمیدالله (Hamidullah) اولین قانون اساسی نوشته شده در جهان است. صورت بندی قانون اساسی مدینه که " حتی انتقادیترین دیدگاههای در اعتبار آن تردیدی ایجاد نمیکند" (5) سند اساسی تأسیس امت اسلامی و اولین معاهده میان مسلمانان و اهل کتاب (که در این سند ، یهودیان مدینه هستند) میباشد.
اینکه قانون اساسی مدینه با " بسمالله الرحمن الرحیم " آغاز شده نشان میدهدکه مؤمنان امتی مستقل هستند (6) همچون بدنی واحد عمل میکنند و با غیر مؤمنان – یعنی یهودیان و مشرکان – در تضاد هستند(8)
با وجود چنین تأکیدات آشکاری ،تلاشهای صورت گرفته تا اثبات کند " امت " همانگونه که در قانون اساسی مدینه آمده است در واقع پایهای سرزمینی (Territoroial basis) دارد. " (9)روزنتال (Rosenthal) و مونتگمری وات (Montgomery) گفتهاند که قانون اساسی مدینه واژه امت را در "معنایی اجتماعی و سیاسی ،دال بر اعطا کننه حق انحصاری ویژه برای همه اعضاء یعنی مسلمانان ،یهودیان و ملحدان – و همچنین تعیین کننده وظایف مشخص باری این اعضاء "(10) بکار برده است . مبنای چنین توهماتی معمولا نص قانون اساسی مدینه است:
" همانا یهودیان بنی عوف به همراه مؤمنین یک امت واحد هستند "
بدین معنا که یهودیان و مسلمانان با یکدیگر یک امت را در مدینه تشکیل میدهند . چنین تفسیری به دلایل متعدد، غیر قابل قبول است . اولا ناقض مفهوم امت در قرآن است . ثانیا اولین قانون اساسی مدینه را نفی میکند که مؤمنان ، یعنی مسلمانان و کسانی را که از آنها پیروی میکنند و به همراه آنها مجاهدت میکنند به عنوان اعضای امتی جدگانه متمایز میسازد و آنها را در مقابل یهودیان و ملحدان قرار میدهد . سرانجام آن که در تمامی متون ، یهودیان در مقابل مؤمنان و نه هرگز در میان آنان قرار داشتهاند . هنگامی هم که مذاکره با دو گروه یهودیان و ملحدان لازم شده قانون اساسی ،اصطلاح " اهل هذه الصحیفه " (مردم معتقد این سند )را بکار گرفته است . بنابراین یهودیان بنی عوف ،امتی در مقابل مؤمنان هستند در نتیجه همانگونه که الفاروقی توضیح داده امت اسلامی عبارت است از:
" کالبدی جمعی اندام وار و مدنی که به سرزمین مردم نژاد و فرهنگ [ خاصی ] محدود نیست . بلکه جهانگرا (Univrsal) تمام عیار و مسئول زندگی فردی و جمعی هر کی از اعضاءاست. برای دستیابی هر انسانی به سعادت در دو چهان و عملی سازی زمانی – مکانی اراده الهی ، وجود امت ،غیر قابل اجتناب است. " (11)
2. ویژگیهای ذاتی امت
گفته شد که امت بر گروهی از مدرم دلالت میکند که دارای ویژگیهایی مشخص و دائمی هستند . اولا امت مسلمان با توجه به دیدگاهها در مورد پرودگار هستی،اعضاء خود را بر میگزیند و بدین ترتیب ،خود را از دیگر اجتماعات متمایز میکند. اساسا موجودیت مؤمنان باید اتحادی مستحکم را میان خود و مستقل از کسانی که ایمان را نمیپذیرند، بنا نهد . مؤمنان بر ایمان خود به وحدانیت خدا و خاتمیت حضرت محمد (ص) شهادت میدهند . یک کتاب را میپذیرند ،مناسک را به جای میآورند و از شریعت پیروی میکنند اسلام ذات امت را شکل میدهد و بدین ترتیب تمامی بنیانها را بر یک کل یکپارچه بنا مینهد و اعضایش را از بقیه بشریت متمایز میکند. بدون شک در قانون اساسی مدینه ، یهودیان نیز امتی غیر از امت مسلمان هستند زیرا به ایمان دیگری شهادت دادهاند و از ایدئولوژی دیگری طرفداری میکردهاند.
ثانیا : همانگونه که اسلام به امت هویت میبخشد آن را ملزم میکند به جای گروه گرایی (Particularistic) جهانی باشد قرآن ، آشکارا اعلام مینماید تمامی انسانها از یک زوج همانند هستند و اگر در درون قبایل و ملتها قرار داده شدهاند تا با یکدیگر معاشرت نمایند، و متقابلا یکدیگر را یاری کنند. (13: 49) از همان ابتدا ،مخاطبان قرآن و پیامبر (ص) تمای مردم و همه بشریت بودند. از انجا که امت اسلامی مستقیما بر نظامی عقیدتی بنا شده که جهانی است لذا نمیتواند غیر جهانی باشد امت هرگز نمیتواند خود را به هیچ کاست ،طبقه یا نژاد و رنگی محدود کند بلکه همه مسلمانان را شامل میشود. قرآن ،امت اسلامی را امت واحدی میداند (53: 23 ؛ 92: 21) که باید اراده الله – سبحانه و تعالی - را عملی کنند. لازم به تأکید است که جهانگرایی نه به معنی ممنوع دانستن گروه بندیهای طبیعی انسانها در قالب قبایل و اجتماعات است و نه به معنی نادیده انگاشتن جاذبه مرزبین سرزمینی در چهارچوب واحدها و دولتهایی که هدف از آنها سهولت و کارآیی اجرایی و اداری است . در هر صورت چنین گروه بندیهایی و تقسیمات اجرایی و اداریی نباید آخرین معیار برای همه چیز باشد بلکه در چنین گروه بندیهایی ، شریعت باید بالاترین حاکم باشد و اعضای این گروهها باید در جهت حاکم کردن شیوه الهی [ زندگی ] بر روی زمین ،پیوسته تلاش کنند. امت اسلامی متکی به زیست شناسی ، جغرافیا و تشابه زبانی نیست . اسلام این گروهبندیها را به عنوان جعل الهی میشناسد . در ورای این سرنوشت اجتماعی ،فرهنگی و اخلاقی ظاهری ، تجانس بنیادین تمدن اسلامی قرار میگیرد که اجتماع کامل مسلمانان را شامل میشود. مسلمانان ممکن است به سرزمینهای مختلف و اجتماعات متنوع تعلق داشته باشند اما پذیرش " شهادت " و شریعت این تفاوتها را از بین میبرد و همه مسلمانان را به دلیل ماهیتشان ،اعضای یک امت میشناسد.
ثالثا ، امت اسلامی علاه بر جهانی بودند ، در ذات خوداند اموار نیز است. امت ساز و کاری منظم است که میان قسمتهای مختلف آن هماهنگی وجود دارد به عبارتی قسمتهای مختلف ،مناسب یکدیگرند و به همه متصلاند و یک کل قابل تشخیص را تشکیل میدهند. در قرآن کریم میخوانیم: مؤمنان چه مرد و چه زن اولیاءیکدیگرند (قرآن ،71: 9) آنها انصار و اعوان یکدیگرند (12) و روابط دوستانه و محبت به یکدیگر قلبهایشان را یکی کرده است (13) این ارتباط " والا " و " عمیق " بیشتر با مفهوم " اخوت " عینیت یافته است. چنان که میخوانیم " همان مؤمنان با یکدیگر برادرند " (10: 49) این برادری نه بدلیل نسب، بلکه به واسطه مذهب ایجاد شده است و در محبت و همکاری میان اعضای امت متقابلا و در موارد متعدد با یکدیگر مرتبط هستند. در واقع مبنای سخن پیامبر (ص) که مؤمنان در تشبیه جامعه انسانی به "عمارتی متحد" که در آن قسمتهای مختلف بنا یکدیگر را تقویت میکنند، نیز آمده است. در تشبیه دیگر از امت به "ید واحد " یاد شده ؛ (15)
همانگونه که انگشتان از طریق دست با یکدیگر مرتبطند اعضای امت نیز از طریق پیامبر (ص) با یکدیگر در ارتباط هستند. پیامبر (ص) بارها بر این مسأله تأکید کرده است:
"وارد بهشت نخواهید شد مگر اینکه ایمان داشته باشید و نمیتوانید به ایمان دست یابید مگر آنکه یکدیگر را دوست بدارید. "(16)
ایشان همچنین فرمودهاند:
" هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است نه به او ظلم میکند و نه اجازه میدهد به او ظلم شود. " (17)