تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۶۷۲۶۰
گفت‌وگو با علی‌اکبر رائفی‌پور درباره جریان‌های انحرافی ظهور

جوانان ما جریان‌شناس شده‌اند

معصومه طاهری - اشاره: مدت زمان است که اکثر دانشجویان درباره مسئله صهیونیسم و فراماسونری اطلاعات نسبتا خوبی دارند و با اشتیاق سی‌دی سخنرانی‌هایی با این مضامین را دست به دست می‌چرخانند به طوری که موضوع مباحث ورد زبان‌شان شده است. این موج به آنجا رسیده که حتی یک رپر برای اولین بار با تم مذهبی اقدام به خواندن آهنگ رپ ضد فراماسونری کرده است که با توجه به فضای عمومی حاکم بر این نوع آهنگ‌ها در کشور ما بسیار عجیب می‌نماید، اما چه چیزی باعث شده تا در کمترین مدت اطلاعات عمومی مردم در رابطه با پدیده فراماسونری که روزگاری فقط در محافل روشنفکری مورد بحث قرار می‌گفت بالا برود و به قسمتی از صحبت‌های روزمره آنها تبدیل شود؛ در حقیقت این دشمن‌شناسی در میان دانشگاهیان سراسر کشور عمدتا مدیون سختکوشی و مجاهدت علی‌اکبر رائفی‌پور استاد جوانی از اهالی سمنان است که در این دوره تهاجم نرم دشمن تکلیف خود می‌داند تا به ندای ولی امر مسلمین لبیک بگوید و برای آگاه‌سازی جوانان یک تنه وارد میدان شده است.

* بیشتر سخنرانی‌های شما راجع به مباحث مربوط به صهیونیسم است. آیا احساس می‌کنید باید در این باره برای مردم اطلاع‌رسانی کرد؟

**سخنرانی‌هایی به طور عام در حوزه صهیونیسم داشته‌ام و به مسائلی چون عرفان‌های نوظهور و فرق ضاله هم پرداختم. در بحث صهیونیسم زیر شاخه‌هایی مثل رسانه، فراماسونری و جوامع مخفی، غرب‌شناسی، آخرالزمان و... وجود دارد؛ مثلا در بحث «هرم قدرت» گفتم فراماسونری بخش کوچکی از نظام سلطه است. مطابق با فرمایش آقا که عبارت «نظام سلطه» را برای آنها استفاده می‌کنند واقعا هم همین نام با مسماست.

سال 1384 جریانی در امریکا به وجود آمد موسوم به جریان دیودید آیک، برداشت ما این بود آنها در حال اعمال تغییراتی برای ماندگاری نظام سلطه هستند شبیه آن چه در سال 1897 به نام افشای پروتکل‌های صهیون در 24 بند صورت گرفت حالا برخی آن را جعلی و برخی غیر جعلی می‌دانند. در هر حال بخشی از اطلاعات پخش شد و یک عده به دنبال رد یا تایید آن قضایا  برآمدند؛ امروز مثلا در ویکی پدیا دست یهود برای رد این اصول خیلی آشکار است، لذا وقتی حواس‌ها معطوف به این موارد شد صهیونیست‌ها یک انتقال قدرت از اروپا به آمریکا دادند به صورتی که امروز نبض قدرت امریکا در دست صهیونیسم است حالا در سال 84 و 85 یک بار دیگر این پروسه اتفاق افتاده در واقع بهتر است بگوییم یک پروژه است برای انتقال قدرت از امریکا به شرق و جنوب شرق آسیا و قطعا آمریکا در مسیر زوال است و در این شکی نیست.

* با همان سبک و سیاق قبلی که در مورد پروتکل‌ها صورت گرفته بود؟

** بله، با همان روش منتها به جای پروتکل‌های یهود آمدند و فراماسونری را لو دادند، آن هم چند پرونده سطحی و به درد نخور را لو دادند، اصل معیارشان بر این استوار بود که دین یهود را مصر باستان ساخته بعد مسیحیت را یهودیت ساخته و یهودیت و مسیحیت با هم اسلام را بنا کرده‌اند، مصادیقی هم در این رابطه آوردند. مثلا در مصر باستان خدای آسمان‌ها آمون بود؛ دیوید آیک می‌گفت شما یهودیان و مسیحیان در آخر دعا «آمن» می‌گویید و مسلمانان هم در آخر دعا «آمین» می‌گویند، دیدید خدایی وجود ندارد، خدای شما همان آمون یعنی الله و یهوه است؛ یا می‌‌گفت فرعونی که برزگ‌تری هرم متعلق به اوست «کوفو» نام دارد که در کتاب قرآن به آن اشاره شده «و لم یکن له کفو احد» یعنی برای خدای آسمان‌ها همان خدای خورشید یا آمون کسی مثل «کوفو» نمی‌شود در حالی که این قیاس مع‌الفارق است و هیچ ارتباطی به هم ندارند؛ دیوید آیک با ترمینولوژی و لغت‌شناسی غلط حرف‌های بی‌اساسی را مطرح می‌کند که خدایی وجود ندارد این بزرگ‌ترین خطری است که جریان آیک دنیا را تهدید می‌کند او با دلایل واهی کار می‌کند مثلا الله را همان اللات معرفی می‌کند، لذا بلافاصله تشخیص دادیم طبق معمول این جریان حداقل طی دو سال به کشور وارد خواهد شد و باید اقدام کنیم با برخی از صهیون پژوهان کشور مشورت داشتم بیشترین نگرانی آن عزیزان بحث جانی من بود که حقیر از این بابت خودم نگرانی نداشتم لذا آمدیم با جلسات شیطان‌تپرستی شروع کردیم. در واقع از اسم آن سوءاستفاده نمودم ولی زیاد به این مسئله نپرداختیم چون از نظرم شیطان‌پرستان چند جوان با مد و پوشش خاص نیستند؛ عاملان اصلی یعنی بوش و بلر و... پشت سر این جوان‌ها مخفی شده‌اند. این بهانه‌ای شد تا حقایق جریان کهانت مصر باستان و تاثیراتی که سامری صفتان متأثر از آن فرهنگ بر آیین الهی یهود گذاشتند را بررسی کنیم و سخن از این تحریف بزرک کتاب الهی (عهد عتیق) به میان آوردیم و به بهانه آن آیات قرآن را تبیین کنیم. جلسات فرصتی شد تا فرمایش امام خمینی(ره) که امریکا شیطان بزرک را برای جوانان زنده کنیم که چرا مرگ بر امریکا می‌گوییم. زیرا جوان امروز ما جنایت امریکا را نسبت به ایران درک نکرده است بنابراین ما به بحث شیطان بزرگ، امام(ره) را زنده کردیم. بحث عرفان‌های نوظهور و تمام پرونده‌هایی که در این سال‌ها جرئت پرداختن به آن را نداشتیم انجام دادیم. وقتی جریان تبیین فراماسونری را دست گرفتیم بعد از یکسال و نیم بیانیه دادیم که کار در این حوزه کافی است و نباید بیش از این به آن بپردازیم چون تقریبا توانستیم خطر فتنه جدید غرب را رد کنیم.

* یعنی پیش‌بینی‌های شما درست از آب در آمد؟

** بله،‌ جریان دیوید آیک بعد از دو سال و نیم به کشور واردش با قالب مستند‌هایی که برخی مسلمانان ساختند مثل سی‌دی 52 قسمتی «ظهور» که دو نفر متاثر از عبدالله هاشم ساختند، خود این آقای عبدالله هاشم قبلا مستند 13 قسمتی «راز ماسونی» که عینا کپی‌برداری از دیوید آیک بود را ساخته بود. به ایشان ایمیل دادم که اگر قصد تبیین‌داری خوب است، ولی منابع شما درست نیست، عموما مسموم است، ما مسلمان هستیم و از منابع قرآنی و روایی خودمان استفاده می‌کنیم و حدیثی از حضرت علی(ع) از وسائل‌الشیعه درباره فتنه دجال در آخرالزمان را برایش فرستادم. از سوی سایت ایشان جواب آمد که عجب اعجازی (منظورش حدیث امام بود» من می‌خواهم شیعه بشوم که البته شاید دروغ گفته بود، ولی این مسئله هنوز مشخص شده است. بنده معتقدم وی شاید در ابتدا نیت‌خیر داشته ولی به هر دلیل هم اکنون قطعا در زمین دشمن‌بازی می‌کند. در مستند‌های ایشان و متاثرین از وی یعنی مستند «Arrivil» اصلا اسمی از ایران نمی‌بینیم، در حالی که علم مبارزه را ما نگاه داشتیم تا دیگر کشورها رسیدند (بیداری اسلامی) هراس از دشمن در این مستند م��ج می‌زند؛ جاهایی که صهیونیسم شکست خورده را نمی‌بینیم کاملا یک طرفه قدرت آنها را به تصویر کشیده که همه می‌تواند نشان از حضور خود صهیونیست‌ها در کار باشد اما اگر دقت فرمایید ما مثلا در دانشگاه علامه طباطبایی پنج جلسه درباره جبهه شیطان گفتیم و هفت جلسه درباره جبهه خدا برای جوان جا انداختیم. پوزه این غول بی‌شاخ و دم را تشیع به خاک مالید در هشت سال دفاع مقدس، در جنگ 33 روزه و 22 روز و پیش‌بینی ما درست درآمد، عبدالله هاشم یکباره اعلام کرد یمانی ظهور کرده و در عراق است (الامام احمد حسن الیمانی) و خیل کثیری از جوانان مسلمان را با خود همراه کرد، ولی نقشه‌اش در ایران نگرفت چون در ایران جریان فراماسونری را بومی شناختند. بعد از اینکه فهمیدند در ایران کاری از پیش نمی‌برند به صورت کاملا علنی اعلام کردند و کلیپ ساختند و حقیر را نیز به بیعت با یمانی گذایی فرا خواندند تا شاید از طریق بنده جوانان ایرانی را گمراه کنند، غافل از اینکه به لطف خدا این جوانان حتی اگر من اشتباه کنم از بنده هم به سرعت عبور می‌کنند چون خودشان جریان‌‌شناس شده‌اند. ما با افتخار می‌گوییم کار ما نتیجه داد نه تنها تهدید را دفع کردیم بلکه از آن فرصت هم ساختیم. جالب است بدانید این عبدالله هاشم در مستند جدید خود به نام «ظهور کرده» اعلام می‌کند امام بر بزرگان ظهور کرده است (شبیه به آن چه برخی در داخل کشور ادعا می‌کنند) تنها چند گام مائده تا ظهور که یکی از آن مراحل را حمله بلال حبشی از غرب پس از به قدرت رسیدن (اوباما) به ری (تهران) معرفی می‌کند. می‌بینید این یک تهدید علیه امنیت ملی ماست، یعنی دشمن می‌خواهد کاری کند حمله به ایران در راستای تعجیل در امر ظهور قلمداد شود. (جبر در ظهور)

* شما سال گذشته در 9 ماه 307 جلسه سخنرانی در دانشگاه‌ها داشتید. استقبال دانشجویان از اینگونه مباحث چگونه بوده است؟

** خیلی عالی بود؛ البته به ما انرژی می‌داد پاسخ به ندای «این عمار» آقا و همین اظهار لطف جوانان بود. تقریبا روزی دو الی سه جلسه داشتیم، از دانشگاه‌ها بگیرید تا هیئت‌ها، مساجد، ارگان‌ها و... با جوان باید به زبان خودش حرف زد، جوان تشنه این اطلاعات است. برای جوان باید شور و شعور را در هم آمیخت، این مباخث کاملا در دانشگاه پذیرفته شد و اثربخش بود چنانچه فیلم «شکارچی شنبه» ساخته آقای شیخ طادی در ده‌ها دانشگاه مورد اقبال دانشجویان قرار گرفت که خود او هم متعجب شده بود. پس از تبین صهیونیسم ما در سخنرانی‌های‌مان بحث مهدویت را ارائه کرده‌ایم که این هم با استقبال خوب مواجه شد؛ از صهیونیسم جریان را به مهدویت سوق دادیم. شما جو مهدوی دانشگاه‌ها را با دو سال پیش قیاس کنید. البته در این اثنی افرادی نیز تا توانستند سنگ‌اندازی کردند که دقیقا اثر عکس هم گذاشت چون جوانان ما صداقت را تشخیص می‌دهند.

* جوانان قرار است یاوران حضرت مهدی(ع) باشند. به نظر شما چگونه می‌توان از این پتانسیل عظیم بهره برد؟

** تا جوان قد و قواره و هدف خودش را نشناسد هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ متاسفانه سیستم آموزشی در این رابطه ضعیف عمل کرده است؛ در تلویزیون امام زمان(عج) مختص پنچ‌شنبه شب‌ها و روزهای جمعه شده است در حالی که حضرت امام(ره) فرمودند «در جمهوری اسلامی هر مسئولی نگاه مهدوی نداشته باشد خائن است.» لذا همه باید در هر مقامی هستیم به این اصل توجه کنیم؛ چرا که هدف انقلاب ما این است. اگر می‌خواستیم نظام پهلوی را بودن نگاه مهدوی براندازیم. هیچ فرقی با سایر کشورهایی که مقابل دیکتاتوری‌ها ایستادند نداشتیم؛ خواستیم با شعار نه شرقی و نه غربی حسن‌نیت‌مان را به دین نشان دهیم تا خدا صاحب دین را بفرستد چون اعتقاد داریم 1400 سال است امت اسلامی به دلیل بی‌توجهی به احکام اسلامی و اهل‌بیت از نعمت حضور امام محروم شده ولی ما به نایب امام زمان حسن‌نیت‌مان را نشان دادیم، این یعنی اینکه می‌گوییم خدایا ما آماده هستیم برای آخرین ذخیره‌ات، این نگاه ماست.

* فرقه‌گرایی و عرفان‌های نوظهور بعضا میان جوانان با نام کلاس‌های مدیتیشین رواج پیدا کرده است درباره این تهاجم دشمن چه باید کرد؟

** با بگیر و ببند مشکل حل نمی‌شود بلکه کنجکاوی را بیشتر می‌کند. (البته با گروه‌های سازمان‌یافته باید برخورد جدی شود) حضرت آقا در سفر به قم فرمودند در عرفان راهکار عملی بیاورید و جوانان را با عرفان عملی آشنا کنید پرداختن بیش از حد در عرفان نظری جز تشنه کردن جوانان سودی ندارد مثل اینکه مدام از فواید آب بگوییم ولی به فردا آب ندهیم و حس تشنگی را در او به غلیان در آوریم. این جاست که فرد ممکن است هر آب کثیفی را هم بخورد. در تلویزیون برنامه‌های مختلفی در مورد عرفان بخش می‌شود ولی در عمل راهکاری برای جوان ارائه نمی‌دهیم.

جوان به دنبال مأمن و آرامش است لذا این جاست که دشمن وارد می‌شود. بهتر است کنار نهی از منکر (فرق ضاله) امر به معروف (عرفان صحیح) هم بکنیم، چه عرفانی بهتر از  عرفان شیعه اثنی عشری، از طرف دیگر باید در اتاق فکری با اجماع نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی فرهنگی و... برای برخورد مناسب با هر معضل کارشناسی شود و البته در بخش‌هایی نیز خلاء را جبران کنند. سال قبل خدمت یکی از مراجع رسیده بودیم، با ایشان درباره یکی از این افراد که مردم را گمراه و از آنان سوءاستفاده می‌نمود صحبت کردم و ایشان اسناد و مدارک مربوط به این فرد را دیدند و متوجه شدند که به دلیل خلاء خانونی، وی آزاد شده، فرمودند اگر سراغ من می‌آمدند من حکم «ساب» می‌دادم.

* چقدر خودتان را در امور با معیار ولایت می‌سنجید؟

** ما مسیرمان را براساس خط ولایت نشانه‌گذاری می‌کنیم و هیچ‌گاه سعی نکردیم تا از ولایت برای پیشبرد امور به عنوان سیبل استفاده کنیم و هیچگاه به دنبال انتصاب هم نبودیم تا مبادا در صورت وقوع ایراد در کارمان دشمن با مستمسک قرار دادن آن ولایت را تضعیف نماید. در یکی از سخنرانی‌هایم در بهمن سال 89 درباره نقد پروژه 2012 فتنه جدید نظام سلطه را آشوب‌های اقتصادی معرفی نمودم و این حاصل پژوهش‌های شخص و تحلیل خودم بود و راه مقابله با فتنه اقتصادی را خرید کالاهای داخلی دانستم. وقتی حضرت آقا سال 90 رابه نام «جهاد اقتصادی» و سال بعد را «حمایت از کالا و تولید ملی» نامیدند خیلی خوشحال بودم از اینکه در مسیر فرمایش ایشان حرکت می‌کنیم و این معیار و محک خوبی بود که ببینیم تحلیل ما از امور درست است.

* فضای اینترانتی با وجود گستردگی و تنوع موضوعات کاربرد زیادی هم دارد. با این حال دارای تله‌های نامحسوسی است که نباید از آن غافل بود، نظر شما در این رابطه چیست؟

** آقا می‌فرمایند: اینترنت از نعمات الهی است که در صورت استفاده نادرست به نقمت بدل می‌شود. قبول دارم اینترنت فضای جدید، بی‌پرده، بی‌هویت و بی‌سندی است که حتما برای ورود به آن نیاز به آموزش است هم برای کاربران جوان و نوجوان و هم خانواده‌های آنان متاسفانه امروز والدین پذیرفته‌اند حقی بار کنترل فرزندانشان ندارند و این رسوخ بیمار‌گونه فرهنگ غرب است. آموزش و پرورش در کنار جلسات اولیا و مربیان باید فضایی برای آموزش والدین ایجاد کند. متاسفانه در این زمینه مثل تلفن همراه اول کالا وارد می‌شود و بعد از عواقب جبران‌ناپذیر آن، فرهنگ‌سازی صورت می‌گیرد مثل اینکه فرزندمان را تنها به جنگ می‌فرستیم ولی از وجود حیوانات درنده او را آگاه نمی‌کنیم. مشکل ما عدم آموزش است، از آموزش دادن ضرر نمی‌بینیم برخی می‌گویند باز کردن قضایا درست نیست موجب اشاعه می‌شود یا اینکه می‌گویند «الانسان حریص علی ما منع»  ولی شهید مطهری در کتاب «فلسفه حجاب» می‌آورد این مسئله درست است ولی نه برای همه چیز؛ البته به شرطی که بتوانیم اهمیت و خطر آن موضوع را جا بیندازیم، مشکل جدی در مورد جوانان ما این است که بیشتر تابع شور هستند تا شعور که این هم اقضای سن و سال جوانی است و باید  به زبان خودشان برای‌شان مسائل را تفهیم کرد تا این شور با شعور همراه شود. بنده معتقدم در تشیع سه عنصر شور، شعور و شعار همراه هم هستند. انسان آرمان و شعارش را انتخاب می‌کند، با شعور (عقلانیت) برنامه‌ریزی می‌کند و با شور (انرژی و پویای) به سمت آرمانش حرکت می‌کند در کشورمان معمولا از این مسئله غفلت می‌شود و نتیجه اینکه آقایان یا از این طرف بام می‌افتند (سخنان سنگین و خسته‌کننده برای جوانان) یا از آن طرف (سخنان پرشور و هیجان‌انگیز بدون عقلانیت).

* چرا وقتی هم که در این موضوعات کار فرهنگی می‌شود با انبوه شایعات و برچسب مواجه می‌شویم؟

** دشمن تخریب می‌کند و برای این کار هم بسترسازی دارد. در این سال‌ها که سعی کردیم با جوانان کار کنیم، با شایعه‌سازی برچست می‌زنند، البته به قطاری که در حرکت است سنگ پرتاب می‌کنند؛ مهم این است که تحت تفکر و معیار نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه حرکت می‌کنیم. این شایعه‌سازی‌ها عمدی یا سهوی با برخی زمینه چینی‌های دشمن صورت می‌گیرد که به خاطر ضعف ما در عرصه دشمن‌شناسی است. برخی متوجه نیستند که دشمن در تلاش برای تفرقه‌افکنی و شایعه‌سازی هست و نادانسته پازل دشمن از تکمیل می‌کنند. ما کار خودمان را می‌کنیم، اگر در عرصه کار فرهنگی سنگ جلوی پایت نینداختند باید شک کنی! کار ما ایجاب می‌کند دشمنان زیادی داشته باشیم، این همه فرقه که بنده پنبه آنها را چوب زده‌ام بیکار نمی‌نشینند. ما در حال مبارزه با «شدالناس عداوه للمونین» هستیم.  این مسائل طبیعی است. مثلا اخیرا هم آمده‌اند با تقطیع سخنان بنده بدون ذکر قبل و بعد‌ آن، فتنه‌ای جدید به راه انداخته‌اند که البته به خاطر آشنایی مخاطبان با مباحث حقیر به لطف خدا این هم ناکام ماند؛ مثلا شایعه کردند رائفی گفته این بیداری اسلامی نیست، در حالی که بنده حداقل 30 مورد سخنرانی درباره بیداری اسلامی داشته‌ام.

* این همان جنگ نرمی است که حضرت آقا در سخنان‌شان تأکید دارند؟

** ایشان هوشیارانه از همان ابتدا نسبت به تهاجم فرهنگی دشمنان هشدار دادند ولی برخی مسئولان می‌گفتند که مگر فرهنگ گلوله است که تهاجمی بشود و جدی نگرفتند. بعد ایشان به شبیخون فرهنگی اشاره کردند که یعنی شما در خواب هستید و دشمن حمله غافلگیرانه می‌کند، بعد فرمودند که آنها با هم پیمان بستند تا شما را از پا در آورند. ما با ناتوی فرهنگی مواجهیم و امروز وسط جنگ هستیم آن هم به تعبیر ایشان جنگ نرم ولی هنوز به سخنان آقا پی نبرده‌ایم در صورتی که برخی نادان‌ها از سخنان معظم له تعبیر می‌کنند که دشمن قوی است، نخیر دشمن قوی نیست بلکه «ان کید الشیطان کان ضعیفا» اما ما متاسفانه «ضعف» عمل می‌کنیم. وصیت حضرت امیر را مرور بفرمایید «اوصیکم بتقوالله و نظم امرکم» این اهمیت نظم و نظامندی را می‌رساند البته بنده تقوای افراد را با نظم‌شان می‌سنجم. ما در امورمان نظم نداریم می‌بینیم تجربه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که با وجود برخی بی‌نظمی‌ها توانستیم جلوی کل دنیا بایستیم حالا اگر منظم بودیم چه نتایجی که نمی‌گرفتیم، قطعا جلوتر بودیم. امروز وقتی می‌خواهند فاتحه بحثی را بخوانند بلافاصله می‌گویند هیئتی با بسیجی عمل کنید، این چه حرفی است؟

چرا با آبروی بسیج بازی می‌کنید؟ چرا نام هیئت را خراب می‌کنید؟ بروید تجربه نظم را در عملیات والفجر 8 ببینید بعد این حرف‌ها را بزنید، نظم وظیفه ماست و سنت امداد وعده الهی به مومنان است که در این معادله پیروزی حتمی است.

* بعد از فتنه 88 شما گفتید دشمن در این فتنه شکست خورد و تغییر فاز داده و از فضای امنیتی وارد عرصه فرهنگی شده، لطفا کمی در این باره بیشتر توضیح دهید؟

** طرح دشمن این است که من آن را استراتژی «شعبده بازی» می‌گویم. شعبده‌باز موقع کار دست چپش را تکان می‌دهد آن لحظه به دست راستش باید نگاه کنیم چون می‌خواهد چشمان ما را فریب بدهد این جا هم دشمن می‌بیند فضا امنیتی شده و نگاه‌ها به مباحث امنیتی معطوف است؛ همزمان دشمن حمله را در عرصه دیگر شروع می‌کند. ببینید از طریق عوامل داخلی عامل و جاهل در این دو سال چه فیلم‌هایی که مجوز نگرفتند، چه کتاب‌هایی که منتشر نشدند، چه سایت‌هایی که شبهاتی علیه دین راه نینداختند و چه پوشش‌هایی ناجوری که رواج پیدا نکرد، دست صهیونیست را در نوشتار و پوشش می‌بینیم؛ نوشتار اعم از کتاب، فیلمنامه و مقالات نشریات. این عین شعبده‌بازی این بنابراین باید هوشیار باشیم. از اشاعه فرهنگ سیاسی ضرر نمی‌کنیم بلکه مردم پخته‌تر و آگاه‌تر می‌شوند ولی از ضربه خوردن در مسائل دینی قطعا متضرر می‌شویم. اگر کسی اسلامی را قبول نکند می‌خواهد ولایت فقیه را قبول کند؟ الان اگر بگویند امریکا تهدید به بمب اتم کرده به خدا سوگند نمی‌ترسم ولی اگر از راه‌اندازی یک شبکه ماهواره‌ای خبر بدهند نگران می‌شوم چون اثرش دراز مدت و ماندگار است. فارسی وان (فرهنگی) خطرناک‌تر از بی.بی.سی پرشین (ظاهرا سیاسی) است. دشمن زیر پوستی حمله می‌کند. حکومت حضرت امیر(ع) را موشک و جنگ با کفار از پا در نیاورد، بلکه حضرت درگیر سه جنگ داخلی با مسلمانان شدند، البته دشمن نقطه ضعف‌هایی هم دارد که باید هوشیارانه دشمن‌شناسی کرد. بنده معتقدم بهترین دفاع، حمله است و همچنین باید استراتژیست تهدید را به فرصت تبدیل کرد. بعد از اعلام رسمی آقا در نماز جمعه، 21 نقطه ضعف ایدئولوژیک اسرائیل و رژیم صهیونیستی را شناسایی کردیم که به وقتش از آن بهره خواهیم برد و آن را به تمام مسلمانان و جهانیان معرفی خواهیم کرد. برای از میان برداشتن این غده سرطانی در کنار آمادگی نظامی (جنگ سخت) باید خاستگاه‌های ایدئولوژیک آن را هدف قرار داد (جنگ نرم).

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات