سیدرحیم نعمتی
رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه، بعد از انتخابات شهرداریها در ماه مارس نفس تازهای کشید. او تا اندازهای حق داشت چون سالی پرتنش را پشت سر گذاشته بود و تنش داخلی در ترکیه تا یک قدمی سقوط او رسیده بود اما نتیجه این انتخابات وضعیت را برای او تغییر داد. حزب اردوغان یا حزب عدالت و توسعه در این انتخابات به پیروزی رسید و هر چند که خود انتخابات شهرداریها اهمیت چندانی در شطرنج سیاسی ترکیه ندارد اما پیروزی در آن میتواند مقدمهای برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری باشد که کمتر از چند ماه تا برگزاری آن باقی مانده است.
این نخستین بار است که رئیسجمهور ترکیه با رأی مستقیم مردم برگزیده میشود و برای اردوغان اهمیت زیادی دارد تا با پیروزی در آن نظام سیاسی ترکیه را از سیستم پارلمانی به سوی سیستم ریاستی سوق دهد البته با ریاست جمهوری خود او. در این میان، مشکل برای او همچنان باقی است. متحد دیروز او مبدل به تهدید شماره یک او شده و حالا نخستوزیر ترکیه به دنبال آوردن این تهدید به ترکیه و مجازات او است. نام او فتحالله گولن است.
جنبش گولیست
تا همین یکی دو سال قبل نام فتحالله گولن عمومی نشده بود و در اخبار، رسانهها و تحلیلهای مرتبط با تحولات ترکیه چندان نامی از او برده نمیشد. اعتراضات می ـ ژوئن سال 2013 و جریان دستگیریها و پروندههای فساد مالی، اردوغان و دولتش را به چالشی سنگین کشاند که موجب برکناری قریب به 9 وزیر از کابینه شد و حتی نزدیک بود نزدیکترین افراد اردوغان نیز دستگیر و روانه زندان شوند. اردوغان نیروی پلیس و دستگاه قضایی را متهم به توطئه کرد و اشاره مستقیم به گولن داشت که در پشت این توطئه نقش رهبری آن برای براندازی دولتش دارد.
این شد که فتحالله گولن خود به خود از پرده درآمد و مبدل به مهرهای جدی در شطرنج سیاسی ترکیه شد و دیگر نمیتوانست کیلومترها دورتر و در خلوت خودخواستهاش بماند. او که تا آن موقع اکراه از مصاحبه داشت دیگر ناچار شده بود تا دعوت رسانهها را بپذیرد و به نوعی از خود دفاع کند به اینکه نقشی در تنش داخلی ترکیه ندارد اما این دفاع فایدهای نداشت و کسی نمیدانست که جنبش مرتبط به او درست در وسط معرکه داخلی ترکیه است. جنبش گولیست به نام حذمت (خدمت) خوانده میشود که رسانههای ترکیه از آن به عنوان جماعت، جامعه، یاد میکنند.
گولن این جنبش را دهه 70 بنیان گذاشت اما آن موقع نمیتوانست در ترکیه دوام بیاورد چون کمالیستهای حاکم به همراهی ارتش چندان نظر خوشی به او نداشتند و به همین دلیل، او مجبور شد بین زندان و خروج از کشور یکی را انتخاب کند. او گزینه دوم را انتخاب کرد و از سال 1999 برای یک تبعید خودخواسته به امریکا عزیمت کرد. این تبعید خودخواسته به معنای پایان کار گولن و جنبش او نبود بلکه او از دور هدایت جنبش را به عهده گرفت و دست به توسعه آن زد. پایه اصلی در هدایت جنبش با تأسیس مدارس و مراکز آموزشی بود که گفته میشود جنبش گولیس بیش از 2000 مؤسسه آموزشی در 140 کشور دارد که عمده آنها از کیفیت آموزشی قابل توجهی برخوردار هستند.
از سوی دیگر، جنبش از سوی بخشی از طبقه متوسط جامعه ترک، پیمانکاران با پشتوانه مالی و تجار حمایت میشود و به همین دلیل حدس زده میشود که منابع مالی جنبش چیزی در حدود 50 میلیارد دلار باشد. اندیشه گولن تنها در مدارس جنبش نیست که تعلیم داده میشود بلکه رسانههای مختلفی نیز هستند که در خدمت ترویج افکار او هستند. روزنامه زمان، نخستین روزنامه ترکیه با یک میلیون تیراژ، زمان امروز، نسخه انگلیسی، زمان فرانسه، نسخه فرانسوی، تارنماهای متعدد اینترنتی و شبکههای تلویزیونی مثل سمان یولو، راه شیری، از جمله رسانههایی هستند که وظیفه ترویج افکار گولن را به عهده دارند.
از اتحاد تا جدایی
این توان اجتماعی جنبش گولیست و به خصوص افراد هوادار آن در نیروی پلیس و دستگاه قضایی ترکیه کمک قابل توجهی برای اردوغان در آغاز کارش بود. اتحاد اردوغان با جنبش از 2003 باعث شد تا نخستوزیر بتواند اهرم قابل توجهی در مهار ارتش به دست بیاورد و دیگر دچار دولت اسلامگرای قبلی نشود که با اشاره ارتش و با کودتایی آرام از کار برکنار شد. در واقع، این اتحاد از دید تفکر گولن بیوجه نبود زیرا گولن و هواداران او با وجود خاستگاههای اسلام سیاسی در اردوغان اما او و همکارانش را محافظهکاران دموکراتی میدیدند که با مبانی فکری آنها چندان تعارضی ندارند. گولن که وارث تعالیم سعید نورسی، 1960 ـ 1876، است با نوعی نگرش صوفیان یا به قولی عرفانگرا، به دنبال تبیین رابطهای با آموزههای اسلام با دنیای متجدد است که در آن تأکید اساسی بر فردگرایی شده به نحوی که سریف ماردین جامعهشناسی آن را شخصیگرایی، Personalism، مینامد.
این شخصیگرایی در تعلیم گولن آموزه دینی را در حریم شخصی نگهمیدارد بدون آن اجازهای به آن در عرصه عمومی داده شود و به همین دلیل است که گولن و جنبش هوادار او به شدت مخالف دخالت دین در عرصه سیاسی یا به عبارت دیگر، به شدت مخالف اسلام سیاسی است. روشن است که این نگرش تا جایی میتوانست با نگرش اردوغان و دیگر رهبران عدالت و توسعه همراهی کند و در جایی راه این دو از هم جدا میشد. اردوغان و حزب او را میتوان ادامه راهی دانست که پیش از او و توسط نجمالدین اربکان، نخستوزیر ترکیه در سالهای 1996 تا 1999، شروع شده بود.
این راه به طور کلی آمیزهای از مردمسالاری، اسلام سیاسی با مایههای ملیگرایی ترک است که به لحاظ تاریخی ریشه خود را در قبل از ترکیه نوین و در امپراتوری عثمانی میبیند. از این جهت است که قدرت گرفتن عدالت و توسعه در حدود یک دهه گذشته به عنوان دوره نوعثمانگرایی ترکیه خوانده شده و توجه دولت اردوغان به کشورهای منطقه در سالهای گذشته نیز بر همین مبنا و در جهت احیای پیوندهای تاریخی ترکیه با منطقه از زمان امپراتوری عثمانی بود. بروز تحولات جهان عرب فرصتی به اردوغان داد تا تلاشی برای تحقق رؤیای نوعثمانیگرایی خود بکند.
شرکت ترکیه در ائتلاف نظامی علیه سرهنگ قذافی، حمایت از تظاهرات مردم مصر علیه حسنی مبارک و سرانجام، حمایت سیاسی ـ نظامی اردوغان از معارضان مسلح ضد دولت سوریه همگی در همین جهت بود. هر چند که در اندیشه گولن و جنبش هوادار او رگههایی از ملیگرایی ترک هست اما تا این حد نیست که با نوعثمانگرایی اردوغان و همفکرانش در عدالت و توسعه هماهنگی داشته باشد بلکه ملیگرایی گولیست به طور کامل مقابل چنین چیزی است. به همین دلیل است که اتحاد این دو نگرش از اسلامگرایی در ترکیه سرانجام از 2011 به این سو راهی جدا رفتند و جدایی تا آنجا پیش رفته که رودرروی یکدیگر قرار بگیرند.
اکنون، اردوغان با پیروزی در انتخابات شهرداریها حداقل میتواند از رأی توده مردم اطمینان داشته باشد اما نباید گستردگی گولیست در جامعه ترکیه را فراموش کرد که به خصوص در طبقه متوسط این جامعه نفوذ قابل توجهی دارد. باید دید که این نفوذ تا چه حد کارآیی دارد و میتواند سلب اعتماد این طبقه از اردوغان باشد یا اینکه اردوغان همچنان اعتماد این طبقه به خود را حفظ میکند. باید تا انتخابات ریاست جمهوری ترکیه صبر کرد تا معلوم شود که رقابت تنگاتنگ متحدان دیروز به چه نتیجهای ختم خواهد شد.