سیدمهدی میربد / تحلیلگر مسائل سیاسی
روزی که روزنامه اصلاحطلب علاقهمند به هاشمی تیتر یک خود را به این پرسش اختصاص داد که آیا «آیتالله هاشمی رفنسجانی کاندیدای ریاست جمهوری میشود؟»، بسیاری چندان این موضوع را جدی نگرفتند و آن را به ماجرا جوییهای رسانهای نسبت دادند که ما به ازای عینی و عملی چندانی ندارد. به اعتقاد اکثر ناظران حتی اگر احتمالی نیز بر حضور پررنگتر هاشمی در صحنه انتخابات ریاست جمهوری مترتب باشد. این حضور متوجه حمایت او از یکی از چهرههای مورد نظرش خواهد بود و نه شخص خود او. با این حال گذر زمان نشان داد چنین تحرکاتی آنچنان هم بیهدف و بیحساب و کتاب نبوده و اگر هم به عنوان آغاز یک پروژه انتخاباتی قابل تغبیر نباشد، حداقل به عنوان تحرکی براساس سنجش و تحلیل فضای سیاسی کشور و در راستای ارزیابی بازتابهای حضور شخصی او در صحنه میتواند تحلیل گردد. در روزهای بعد اتفاقاتی دیگر در افشای سیاسی کشور مشاهد شدند که نگاه تحلیلگران را نسبت به کیفیت تاثیرگذاری هاشمی رفسنجانی بر عرصه حساستر ساختند. دیدار سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق با هاشمی و در خواست از او جهت حضور در صحنه، اگر چه با انکار این سیاستمدار کهنه کار همراه شد اما به عنوان نشانهای بر جدیتر بودن این سناریو قابل تحلیل است. در عین حال مانور سیاسی و رسانهای ایجاد شده توسط رسانههای حامی هاشمی بر سر دستگیری فرزندان هاشمی نیز نشان از آن داشته که آنها قصد دارند از این موضوع نیز کمال بهرهبرداری سیاسی را کرده و به عنوان توشهای برای فعالیتهای سیاسی آتی از آن بهره گیرند. این رشته نهایتا به مصاحبه اخیر فرزند ارشد آیتالله ختم شد که تحلیل محتوای آن نکات بسیاری را دستگیر ما میکند.
آنجا که محسن هاشمی ضمن یک ارزیابی از وضعیت کنونی کشور، از ضرور «بازگشت اعتدال» سخن میگشود و به تندروهای دو طرف میتازد، ذهنها متوجه خیز جدیدی میشود که مرد همیشه حاضر انتخاباتهای 30 سال گذشته برداشته است. و کیست که نداند سخن گفتن از «ضرورت بازگشت اعتدال» از زبان هاشمیها، اسم رمز «بازگشت آیتالله» است.
گرچه در مورد کیفیت این حضور نمیتوان به قطعیت سخن گفت، ولی وقتی محسن هاشمی ضمن تاکید بر ضرورت بازگشت اعتدال، هیچ سخنی از نحوه حضور پدر نمیگوید یعنی همه گزینهها روی میز است.
پرسش اینجاست که وقتی از چشم انداز هاشمی به وضعیت کنونی نگریسته میشود، چه انگیزههایی او را برای این حضور ترغیب میدکند؟ چه سناریوهایی را برای حضور او میتوان متصور بود؟ آیا هاشمی خود وارد عرصه خواهد شد یا اینکه از طریق چهرههای وابسته به خود تاثیرگذاری بر صحنه را دنبال خواهد کرد؟
انگیزههای هاشمی از حضور در صحنه
بازسازی و انسجام نیروهای حامی: پس از رقابتهای ریاست جمهوری 1388 اصلاحطلبان و بخش مهمی از نیروهای حامی رفسنجانی عملا از صحنه سیاست ایران کنار رفتند. فرزندان هاشمی در مظان اتهامهای سنگین قرار گرفتند و برخی نزدیکان هاشمی و نیروهای کارگزاران سازندگی نیز راهی زندان شدند یا اینکه بیسروصدا حضور در صحنه سیاسی را کنار گذاردند. این چنین بود که در انتخابات مجلس شورای اسلامی نهم انفعال و بی عملی اصلاحطلبان شکست آنها را به دنبال داشت و آنها را ناتوان از تشکیل یک فراکسیون حداقلی در مجلس گذارد. این وضعیت هرگز مطلوب سیاستمداری همچون هاشمی رفسنجانی نبوده و او که از سال 1376 تا به امروز در معرض سختترین حملات منتقدان خود بوده و بیشتر طعم شکست را کشیده تا پیروزی، نمیتواند همچنان شاهد حاشیهنشینی و انفعال نیروهای حامی خود باشد. حضور در رقابتهای ریاست جمهوری آتی در هر شکل و مختصاتی که باشد میتواند به بازسازی و انسجام نیروهای حامی او منجر باشد. اقتضای فعالیتهای انتخاباتی بسیج نیروها در اقصی نقاط کشور و گردهم آیی مجدد آنهاست.
حتی اگر چنین حضوری شکست محتوم آنها را به دنبال داشته باشد، این مزیت را خواهد داشت که پس از مدتی انفعال و حاشیهنشینی اسباب بازسازی سازمانی آنها را فراهم میکند.
جلوگیری از حذف و تلاش برای بقا: هاشمی رفسنجانی از دیر باز به عنوان چهرهای شناخته شده که مخالف موضعگیریهای رادیکال سیاسی بوده و همواره مدافع پیگیری مطالبات سیاسی از راه مصالحه و رایزنی بوده است. وی خود از جدیترین منتقدان راهکارهایی همچون قهر انتخاباتی بوده و نقل قولهایی از توصیههای مکرر او به گروههای سیاسی ناراضی برای خودداری از قهر و کنارهگیری برای ممانعت از حذف از صحنه شنیده شده است با این وجود میتوان انتظار داشت هاشمی رفسنجانی به رغم هر نوع شرایط و وضعیت پیشرو باز هم حاضر به تن دادن به گزارهای همچون کنارهگیری از فضا یا تحریم نباشد و بکوشد با تاثیرگذاری هر چند حداقلی بر فضای سیاسی کشور زمینه تداوم بقای خود و یارانش در صحنه را فراهم سازد هاشمی به خوبی میداند که تداوم شرایط نیروهای حامیش در انتخابات مجلس شورای اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری آیت گام دیگری در حذف تدریجی اصلاحطلبان و حامیان هاشمی یا سوق دادن آنها به سمت نیروهای خارج از چارچوب و رقابت رسمی درون نظام خواهد بود و از همین رو خواهد کوشید موجبات عدم تحقق این شرایط را فراهم سازد.
قدرتگیری مجدد و پیگیری اولویتها: علاوه بر اینکه این حضور انتخاباتی در شکل حداقلی خود خواهد توانست موجبات عدم حذف هاشمی از عرصه و نیز تداوم حضور سیاسی او و حامیانش را فراهم سازد، میتواند در مختصات تاثیرگذاری حداکثری، قدرتگیری مجدد او و یارانش را فراهم سازد. شاید هاشمی رفسنجانی و تیم همراهش با محاسبات و ارزیابیهایی به این نتیجه دست یافته باشند یا در آینده دست یابند که فضای سیاسی کشور مستعد قدرتگیری مجدد آنهاست و میتوانند با یک حضور منسجم و با مختصاتی خاص زمینهساز حضور مجدد در ارکان قدرت باشند و برنامههای معطل مانده خود را اجرا کنند.
اگر چه در شرایط کنونی سناریوپردازیهای از این دست بسیار خوشبینانه به نظر میرسند، ولی نباید فراموش کرد که تیم سیاسی و رسانهای هاشمی رفسنجانی در ماههای گذشته هرگز از کار نایستاده و کوشیده بسترها و زمینههای لازم حضور این جریان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را چه در سطح افکار عمومی و نیز در سطح نخبگان سیاسی فراهم سازد.
سناریوهای حضور
1- حضور مستقیم: در این سناریو این چهره 78 ساله، مجددا وارد صحنه رقابتهای ریاست جمهوری خواهد شد و با پذیرش تمامی سختیها و مصائب این مسیر پرچالش، پرچم اصلاحطلبان و نیروهای حامیش را در دست میگیرد. اگر چه تا پیش از این برخی این شبهه را مطرح میکردند که هاشمی به دلیل محدویت شرایط سنی نمیتواند نامزد شود، اما با اعلام نظر صریح شورای نگهبان دیگر شبههای در این مورد وجود ندارد. تحرکاتی از جنس آنچه در ابتدای متن به آن اشاره رفت و از اقدام تبلیغاتی روزنامه اصلاحطلب آرمان یاد شد نیز موید وجود چنین سناریویی هستند. برخی تحلیلگران انتشار دو مطلب در سایت شخصی هاشمی رفسنجانی در طی روزهای 11 و 15 شهریور که مطالبی با تیترهای «مبنای تشکیل دولت هاشمی چه بود؟ دولت فرآگیر از ولایتی تا خاتمی» و «متاعی جز آبرو پای مصلحت مردم ندارم، هاشمی در تبلیغات 84 چه گفت؟» را نیز به عنوان تحرکاتی تبلیغاتی برای ورود مجدد او به عرصه سیاسی و اجتماعی کشور دانستهاند. حداقل اینکه نزد مشاروان و نزدیکان آیتالله این سناریو مطرح شده و در صدد ارزیابی آن نزد افکار عمومی و تحلیل باز خورد آن در فضای سیاسی کشور بر آمدهاند البته که اکثر تحلیگران مسائل سیاسی از اصولگرایان گرفته تا اصلاحطلبان استقبال چندانی از این سناریو نکرده و از او خواستهاند تا از حضور در صحنه خودداری کند.
از جمله محمدرضا باهنر، نائیب رئیس مجلس و دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین درباره احتمال حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات آینده ریاست جمهوری، میگوید: «من فکر میکنم مصلحت نیست که آقای هاشمی وارد میدان شود. ایشان جایگاه ویژه خودشان را داشته و باید جایگاه خود را حفظ کنند». البته برخی از گروههای اصولگرا همچون چهرههای و رسانههای پایداری و حامیان دولت از این موضوع به شدت استقبال کردهاند، چرا که آنچنان که تا کنون از مزایای دو قطبی هاشمی – رقیب سود بردهاند. در ادامه نیز بتوانند از منافع آن بهرهمند شوند. مطلب منتشر شده در هفتهنامه 9 دی که به صراحت و شفافیت از این حضور استقبال کرده، گواهی بر این ادعاست. نویسنده هفتهنامه 9 دی در این باره با قطعی بودن حضور هاشمی در صحنه میگوید: «وظیفه جریان سوم تیر به عنوان منتقدان اصلی سیاستهای جریان هاشمی رفسنجانی، بسیار سنگین و خطیر خواهد بود. بر این اساس تمامی حرکتهای و رفتارهای جریان انقلابی و ارزشی باید با فرض حضور قطعی خود هاشمی با یکی از دستان او در انتخابات تنظیم شود».
2- حضور غیر مستقیم در صحنه: در این سناریو هاشمی رفسنجانی خود راسا وارد صحنه نخواهد شد، بلکه حمایت از یکی از نیروهای نزدیک به خود در صحنه انتخابات را دنبال خواهد کرد. علاوه بر گزینه در دسترس محسن هاشمی که در برخی محافل از او به عنوان «یک ظرفیت» نام برده میشود. آیتالله در انتخاب گزینه میتواند به یکی از دو بال راست و چپ خود تکیه کند.
1.2. حمایت از یک چهره برگزیده از بال راست هاشمی: در همه سالهای گذشته همواره این بحث مطرح بوده که هاشمی تز معروف آشتی ملی یا اجماع ملی را دنبال میکند و به دنبال محقق شدن آن از طریق حضور یک چهره میانهروی راستگرای نزدیک به خود است که میتواند مورد اجماع بخش قابل توجهی از نیروهای خانواده انقلاب قرار گیرد. چهرههایی چون علیاکبر ولایتی، حسن روحانی یا علیاکبر ناطق نوری مطرحترین چهرههای قابل توجه در این سناریو هستند.
در این میان نام علیاکبر ولایتی در ماههای گذشته بسیار شنیده شده و در محافل سیاسی از او به عنوان یکی از نامزدهای اصلی انتخابات جاری ریاست جمهوری نام برده میشود. وی که از چهرههای معتمد نظام محسوب میشود، مقبولیت قابل توجهی در میان چهرههای سنتی اصولگرا دارد در عین آنکه به هاشمی رفسنجانی نیز نزدیک است و میتواند مورد حمایت او قرار گیرد.
این وضعیت در مورد حسن روحانی و علیاکبر ناطق نوری کمتر وجود دارد و اما با این وجود نباید از نام چنین چهرههایی در میان نامزدهای بالقوهای که میتوانند با حمایت هاشمی وارد صحنه شوند، غافل شد.
2.2. حمایت از یک چهره برگزیده از بال چپ هاشمی: در عین حال طیفی از نیروهای سیاسی در بال چپ هاشمی نیز حضور دارند که مدتهاست نام آنها به عنوان چهرههای مطرح برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری در رسانهها و محافل سیاسی مشاهد میشود و البته که این گروه فاقد قابلیت ایفای نقش به عنوان نامزد وحدت ملی یا نامزد مورد اجماع نیروهای اصولگرا و اصلاحطلب هستند. افرادی چون محمدعلی نجفی یا اسحاق جهانگیری چهرههایی هستند که از حلقه واسط هاشمی و اصلاحطلبان محسوب میشوند و از این پتانسیل برخوردارند که به عنوان نامزد اصلاحطلبان وارد عرصه شده و حمایت هاشمی را نیز متوجه خود ببینند هر چند حضور این چهرهها در چارچوب محاسبات سیاسی انتخاباتی اصلاحطلبان قابل تحلیل است و اینکه سرانجام جلسات انتخاباتی اصلاحطلبان به اتخاذ چه استراتژی انتخاباتی از سوی آنها منجر شود و چه کسی را روانه رقابتهای انتخاباتی کنند.
جمعبندی
تاثیرگذاری هاشمی بر انتخابات به هر نحوی از خواستههای اطرفیان و نزدیکان او بوده است. روایت شده که علیاکبر ناطق نوری در دیدار با هاشمی رفسنجانی از وی خواسته است در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به صورت شفاف و تاثیرگذار ورود پیدا کند و هاشمی هم گفته است مواضع خود در موعد مقتضی بیان خواهم کرد. مطالعه انگیزههای موجود برای حضور هاشمی در صحنه و رخدادهایی همچون دیدار خاتمی با او و یا ماجرای پر سروصدای دستگیری فرزندان او نیز این موضوع را عیانتر میسازد که در انتخابات آتی باید شاهد نقشآفرینی مجدد هاشمی باشیم. به رغم تشویقهای موافقان حضور او و یا هشدارهای مخالفان این اتفاق، هاشمی رفسنجانی نشان داده سیاستمداری است که حاضر به کنارهگیری از صحنه و گوشهنشینی نیست. هر چند احتمال اینکه این نقشآفرینی در قالب حضور مستقیم در عرصه باشد کمتر است، چنانکه منابع نزدیک به او در روزنامه جمهوری اسلامی با تکذیب این موضوع اعلام کردهاند که هاشمی رفسنجانی هیچ برنامهای برای ورود یا دخالت در انتخابات ریاست جمهوری آینده ندارد. بنابراین این سناریو تقویت خواهد شد که در انتخابات جاری باید شاهد حضور هاشمی نه به عنوان نامزد رئیسجمهوری آینده ایران بلکه به عنوان شخصیتی که مختصات آن بسته به جایگاهی که هاشمی در روزهای نزدیک به انتخابات برای خود در فضای سیاسی کشور در میانه اردوگاه اصلاحطلبان و اصولگرایان میانهرو تعریف خواهد کرد و نیز استراتژی انتخاباتی نهایی اصلاحطلبان برای ورود به صحنه انتخابات ریاست جمهوری 92تعریف خواهد شد.